بوکوفسکی :
جایی میان قلب هست که هرگز پر نمیشود، و ما در همان فضا انتظار میکشیم، انتظار میکشیم.
جایی میان قلب هست که هرگز پر نمیشود، و ما در همان فضا انتظار میکشیم، انتظار میکشیم.
من دیروز بعد کلی برنامهریزی برای امروز: ساعت ۱۷ فایل رو میفرستم.
من ساعت ۲۳:۴۰ : این ایمیل پ چرا نمیرههه
من ساعت ۲۳:۴۰ : این ایمیل پ چرا نمیرههه
ی نمه طولانیه و موقت، نخونید هم چیزیو احتمالا از دست نمیدید.
.
یک سریا گوز رو به شقیقه ربط میدن، من ۹۸ رو به کرانچی فلفلی.
خیلی فرقی توشون نیست یه دوتا کلمه توشون عوضش شده فقط.
۹۸ خوب شروع شد اگه سیل و اینارو در نظر نگیرم، ۹۸ جوری شروع شد که من برای خودم یه ماجرا جویی بزرگی رو متصور بودم، و همین هم شد البته
ولی میدونید، این کارنچیا اولش خیلی بهت حال میدن و یذره میسوزننت،مخصوصا اگه با ماست بخوریشون، ولی یهو شروع میکنن خیلی بسوزوننت و میسوزی و میسوزی میسوزی تا اینکه سوزشه میخوابه، ولی خب هنوز تموم نشده و ب عنوان خودم وظیفم میدونم که گاز از هرچی، برابر با تموم کردنشه.
اینم باید تموم میکردم دیگه.
لذت لذت لذت، سوزش سوزش سوزش
و دوباره به همین روال.
از یه جایی به بعد هم نفسات انگار آتیشیه و ب نظر از عمق وجودت داری اذیت میشی ولی فقط گَلوته!
دماغت قرمز میشه و از چشات اشک میاد و هنوز تموم نشده این یدونه پاکت کرانچی
ولی خب من ادم وظیفه شناسیم، میدونید که🤷🏻♂️ و خلاصه با همهی این سختیا و لذت هاش و قله ها و دره هاش
۹۸ و کرانچی هم تموم میشن
و ما میمونیم و ۹۹ و ۰۰ و ۰۱ و ۰۲ و... و کلی کرانچی دیگه که هنوز بازشون نکردیم ببینیم چه خبرن.
آره دیگه.خلاصه همین.
پ.ن۱: برای هممون تردیلا مکزیکی آرزو میکنم🖐🏻
پ.ن۲: من اصلا تند خور نیستم و اینا خیلی من رو میسوزونن
پ.ن۳: خودتی
-حسام
.
یک سریا گوز رو به شقیقه ربط میدن، من ۹۸ رو به کرانچی فلفلی.
خیلی فرقی توشون نیست یه دوتا کلمه توشون عوضش شده فقط.
۹۸ خوب شروع شد اگه سیل و اینارو در نظر نگیرم، ۹۸ جوری شروع شد که من برای خودم یه ماجرا جویی بزرگی رو متصور بودم، و همین هم شد البته
ولی میدونید، این کارنچیا اولش خیلی بهت حال میدن و یذره میسوزننت،مخصوصا اگه با ماست بخوریشون، ولی یهو شروع میکنن خیلی بسوزوننت و میسوزی و میسوزی میسوزی تا اینکه سوزشه میخوابه، ولی خب هنوز تموم نشده و ب عنوان خودم وظیفم میدونم که گاز از هرچی، برابر با تموم کردنشه.
اینم باید تموم میکردم دیگه.
لذت لذت لذت، سوزش سوزش سوزش
و دوباره به همین روال.
از یه جایی به بعد هم نفسات انگار آتیشیه و ب نظر از عمق وجودت داری اذیت میشی ولی فقط گَلوته!
دماغت قرمز میشه و از چشات اشک میاد و هنوز تموم نشده این یدونه پاکت کرانچی
ولی خب من ادم وظیفه شناسیم، میدونید که🤷🏻♂️ و خلاصه با همهی این سختیا و لذت هاش و قله ها و دره هاش
۹۸ و کرانچی هم تموم میشن
و ما میمونیم و ۹۹ و ۰۰ و ۰۱ و ۰۲ و... و کلی کرانچی دیگه که هنوز بازشون نکردیم ببینیم چه خبرن.
آره دیگه.خلاصه همین.
پ.ن۱: برای هممون تردیلا مکزیکی آرزو میکنم🖐🏻
پ.ن۲: من اصلا تند خور نیستم و اینا خیلی من رو میسوزونن
پ.ن۳: خودتی
-حسام
Forwarded from -ضَرد (ضَرد)
امشب چهارشنبه سوریه ولی انگار ۳۱ شهریوره.
چرا مغز و بدنم تواناییِ درکِ اینکه آخرین روز سال هستش رو ندارن؟!
Forwarded from Deleted Account
اصلا امروز روز زندگیی کردن به سبک دیوانه هاس
فرارسیدن نوروز این میراث با ارزش ایرانیها را بعدا تبریک میگم الان زوده.
قشنگ معلومه مرحوم دکتر مصدق واسه فرار از خونه تکونی رفته دنبال ملی کردن صنعت نفت؛
و الا کدوم آدمی 29 اسفند میره دنبال کار به این مهمی...!
و الا کدوم آدمی 29 اسفند میره دنبال کار به این مهمی...!