https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
برگرفته از کانال کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
برگرفته از کانال کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
برگرفته از کانال کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
برگرفته از کانال کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
t.me/AASI_ASI
مطالعات شکارگر-گردآورنده (6)
سروش بروجردی
بعدها المن سرویس (Service, 1962; 1966; 1975) بهمنظور آشتیدادن دیدگاههای لسلی وایت و ژولین استیوارد، کار آنها را درآمیخت و از دادههای مردمنگارانه برای نشاندادن توالیهای تطوری اما بسیار کلی، (برای نمونه، از گروههای کوچک (Band) و خانسالارها(Chiefdoms) تا دولتها (States)، استفاده کرد. تلاشهای سرویس موجب علاقمندی دوباره به درک جوامع شکارگر-گردآورنده بهمثابه نمونههای آشکار جوامع، البته در مقیاس گروهی شد؛ همچنین موجبات تقویت مدل سازمان گروهی پدرنشیمی/پدرتباری (Patrilocal) رادکلیف-براون در استرالیا را ( که استیوارد أنواع دیگری از گروهها را به آن افزوده بود) فراهم کرد. سرویس بعدها به این نتیجه رسید که گروه پدرنشیمی شیوه تیپیکال همهی جوامع شکارگر-گردآورنده معاصر و گذشته بوده است؛ هرچند این موضوع زمینهساز بحثهای دامنهداری شد. در مجموع این مباحث سازنده و مفید بودند زیرا از یکسو گسترش پژوهشهای میانفرهنگی بیشتر درخصوص ویژگیهای عام جوامع شکارگر-گردآورنده و از سوی دیگر پویاییهای سازگاری آنها را موجبشده و تشویق میکرد.
با این حال علاقمندی بیشتر به جوامع شکارگر-گردآورنده و روابط کارکردی اکولوژیکی و اجتماعی آنها با محیطهای محلی (Local environments) به انسانشناسی آمریکای شمالی محدود نمیشد. چرا که پیش از آن، علاقمندی به کاربرد چارچوبهای زیست بومشناختی- کارگردگرایانه (Ecological-functionalist) در مدارک باستانشناختی جوامع شکارگر-گردآورنده وجود داشت؛ همچنانکه در کار گراهام کلارک (Clark 1393; 1954) بر روی جوامع شکارگر-گردآورندهی مزولیتیک بریتانیا و اروپا بازتاب مییافت. کلارک از چندین کار پیش از خودش تأثیر گرفته بود؛ از جمله علاقمندی به بررسی فرهنگهای پیش از تاریخی در قرارگاههای زیستبومشناختی (Ecological setting) آنها، همان رویکردی که نخستینبار در اسکاندیناوی ظهور کرده بود. او با رویکردهای کارکرگرایانهی مالینوفسکی و رادکلیف-براون نیز آشنا بود و به بررسی نحوهی زندگی واقعی مردم در گذشته علاقمند بود؛ یعنی تمرکز بر خود مردم و نه فقط به جزئیات دستساختهها، ابزارها و تولیدات مادی آنها. البته این مهم موجب طرح پرسشهای اساسی و جدید دربارهی چگونگی و چرایی تولید و استفاده از تولیدات ویژه فرهنگ مادی میشد. در نهایت این دیدگاههای گوناگون در رویکردی باستانشناختی ادغام شدند که شباهت چندانی با زیستبومشناسی فرهنگی(Cultural ecology) توسعهیافته توسط انسانشناسان آمریکایی نداشت؛ یعنی این که فرهنگ کارکردی است و بقا را ممکن میسازد، و اینکه تمام جنبههای فرهنگ انسانی کموبیش تحت تأثیر زیستبومشناسی قرار دارند؛ بهگونهای که فرهنگ و محیط عوامل درونی یک سیستم واحد هستند.
کلارک برای این مهم از قیاسهای مردمنگارانه (Ethnographic analogies) استفاده میکرد؛ اما به روشهای متفاوت از پیشینیان خود، همانگونه که تا آن زمان مرسوم بود در جستجوی مجموعه ابزارهای خاص بود و نه کل فرهنگها. در سطحی تجربیتر، کلارک پس از جنگ جهانی دوم یک کار میدانی بزرگ در جایگاه باستانشناختی استارکار انجام داد که استاندارد جدیدی برای بررسی باستانشناختی جایگاههای باستانشناختی از نوع تالابی گروهها و جوامع شکارگر-گردآورنده و بازسازی دیرینهاقتصاد(Palaeoeconomic) را ارائه میکرد. در این زمان هاوکز (Hawkes, 1954) بر این باور بود که بدون وجود مدارک مکتوب بهمنظور تکیه بر آنها، باستانشناسان پیش از تاریخی باید به مطالعهی استنتاجهای رفتاری سطح پایین (Lower-level behavioral inferences)، مانند جزئیات فعالیتهای اقتصادی و شاید جزئیات بیشتر روابط اجتماعی، تمرکز کنند زیرا این موارد آسانترین شیوهی شناسایی در مدارک مادی بهشمار میرود. با اینحال، درک جوامع شکارگر-گردآورنده پیش از تاریخی بهمثابه آزمونی در بازسازی دیرینهاقتصاد، یعنی فعالیتهای معیشتی گذشته، لحاظ میشد. در اواسط قرن بیستم، علاقمندی بیشتر به بررسی شواهد مربوط به روابط سازگارانهی انسان و محیط، بهویژه در رابطه با مدارک باستانشناختی غنی از جوامع شکارگر-گردآورنده پیش از تاریخی در میان باستانشناسان آمریکایی ایجاد شده بود.
مطالعات شکارگر-گردآورنده (6)
سروش بروجردی
بعدها المن سرویس (Service, 1962; 1966; 1975) بهمنظور آشتیدادن دیدگاههای لسلی وایت و ژولین استیوارد، کار آنها را درآمیخت و از دادههای مردمنگارانه برای نشاندادن توالیهای تطوری اما بسیار کلی، (برای نمونه، از گروههای کوچک (Band) و خانسالارها(Chiefdoms) تا دولتها (States)، استفاده کرد. تلاشهای سرویس موجب علاقمندی دوباره به درک جوامع شکارگر-گردآورنده بهمثابه نمونههای آشکار جوامع، البته در مقیاس گروهی شد؛ همچنین موجبات تقویت مدل سازمان گروهی پدرنشیمی/پدرتباری (Patrilocal) رادکلیف-براون در استرالیا را ( که استیوارد أنواع دیگری از گروهها را به آن افزوده بود) فراهم کرد. سرویس بعدها به این نتیجه رسید که گروه پدرنشیمی شیوه تیپیکال همهی جوامع شکارگر-گردآورنده معاصر و گذشته بوده است؛ هرچند این موضوع زمینهساز بحثهای دامنهداری شد. در مجموع این مباحث سازنده و مفید بودند زیرا از یکسو گسترش پژوهشهای میانفرهنگی بیشتر درخصوص ویژگیهای عام جوامع شکارگر-گردآورنده و از سوی دیگر پویاییهای سازگاری آنها را موجبشده و تشویق میکرد.
با این حال علاقمندی بیشتر به جوامع شکارگر-گردآورنده و روابط کارکردی اکولوژیکی و اجتماعی آنها با محیطهای محلی (Local environments) به انسانشناسی آمریکای شمالی محدود نمیشد. چرا که پیش از آن، علاقمندی به کاربرد چارچوبهای زیست بومشناختی- کارگردگرایانه (Ecological-functionalist) در مدارک باستانشناختی جوامع شکارگر-گردآورنده وجود داشت؛ همچنانکه در کار گراهام کلارک (Clark 1393; 1954) بر روی جوامع شکارگر-گردآورندهی مزولیتیک بریتانیا و اروپا بازتاب مییافت. کلارک از چندین کار پیش از خودش تأثیر گرفته بود؛ از جمله علاقمندی به بررسی فرهنگهای پیش از تاریخی در قرارگاههای زیستبومشناختی (Ecological setting) آنها، همان رویکردی که نخستینبار در اسکاندیناوی ظهور کرده بود. او با رویکردهای کارکرگرایانهی مالینوفسکی و رادکلیف-براون نیز آشنا بود و به بررسی نحوهی زندگی واقعی مردم در گذشته علاقمند بود؛ یعنی تمرکز بر خود مردم و نه فقط به جزئیات دستساختهها، ابزارها و تولیدات مادی آنها. البته این مهم موجب طرح پرسشهای اساسی و جدید دربارهی چگونگی و چرایی تولید و استفاده از تولیدات ویژه فرهنگ مادی میشد. در نهایت این دیدگاههای گوناگون در رویکردی باستانشناختی ادغام شدند که شباهت چندانی با زیستبومشناسی فرهنگی(Cultural ecology) توسعهیافته توسط انسانشناسان آمریکایی نداشت؛ یعنی این که فرهنگ کارکردی است و بقا را ممکن میسازد، و اینکه تمام جنبههای فرهنگ انسانی کموبیش تحت تأثیر زیستبومشناسی قرار دارند؛ بهگونهای که فرهنگ و محیط عوامل درونی یک سیستم واحد هستند.
کلارک برای این مهم از قیاسهای مردمنگارانه (Ethnographic analogies) استفاده میکرد؛ اما به روشهای متفاوت از پیشینیان خود، همانگونه که تا آن زمان مرسوم بود در جستجوی مجموعه ابزارهای خاص بود و نه کل فرهنگها. در سطحی تجربیتر، کلارک پس از جنگ جهانی دوم یک کار میدانی بزرگ در جایگاه باستانشناختی استارکار انجام داد که استاندارد جدیدی برای بررسی باستانشناختی جایگاههای باستانشناختی از نوع تالابی گروهها و جوامع شکارگر-گردآورنده و بازسازی دیرینهاقتصاد(Palaeoeconomic) را ارائه میکرد. در این زمان هاوکز (Hawkes, 1954) بر این باور بود که بدون وجود مدارک مکتوب بهمنظور تکیه بر آنها، باستانشناسان پیش از تاریخی باید به مطالعهی استنتاجهای رفتاری سطح پایین (Lower-level behavioral inferences)، مانند جزئیات فعالیتهای اقتصادی و شاید جزئیات بیشتر روابط اجتماعی، تمرکز کنند زیرا این موارد آسانترین شیوهی شناسایی در مدارک مادی بهشمار میرود. با اینحال، درک جوامع شکارگر-گردآورنده پیش از تاریخی بهمثابه آزمونی در بازسازی دیرینهاقتصاد، یعنی فعالیتهای معیشتی گذشته، لحاظ میشد. در اواسط قرن بیستم، علاقمندی بیشتر به بررسی شواهد مربوط به روابط سازگارانهی انسان و محیط، بهویژه در رابطه با مدارک باستانشناختی غنی از جوامع شکارگر-گردآورنده پیش از تاریخی در میان باستانشناسان آمریکایی ایجاد شده بود.
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
این ایدهها، انگارهها و علائق در نهایت در پارادایم «باستانشناسی نو» به سردمداری لوئیس بینفورد که شاگرد لسلی وایت بود، متبلور شدند. بینفورد (Binford, 1962) از وایت (White, 1959) پیروی میکرد و فرهنگ را بهمثابه «ابزار فرااندامی سازگاری انسان» تعریف میکرد؛ یعنی اینکه فرهنگ در درجه نخست بهعنوان وسیلهای برای سازگاری با محیطهای محلی عمل میکند. این شیوهی استدلالی بینفورد را به سویی سوق داد که به بررسی، تفکیک و مطالعهی ابعاد کارکردی نظامهای فرهنگی ویژه بپردازد. اگر فرهنگ را بتوان بهطور کلی بهمثابه خدمت به نوعی کارکرد سازگارانه در نظر گرفت، آنگاه جزئیات خاص نظامهای فرهنگی ویژه را میتوان بهعنوان پاسخهای انسانی به الزامات محیطهای محلی بهشمار آورد. علاوه بر این اگر محیط با گذشت زمان تغییر کند، فرهنگ نیز باید خود را تنظیم کند. هرچند امکان دارد تغییرات جمعیتی بیشتری رخ دهد که به فشارهای جمعیتی منجر میشود. در مجموع بینفورد بر این باور بود که تمام تغییرات فرهنگی در نهایت در عوامل زیستبومشناختی ریشه دارند. برپایهی چنین انگارههایی بینفورد بر این نظر بود که باستانشناسی سهم ویژهای برای ارائه کردن، دارد؛ میتواند به همان نوع مسایلی بپردازد که زیستبومشناسی فرهنگ استیوارد به آن میپرداخت. البته مهمتر از آن میتواند این کار را (به شیوهی درزمانی یا) در مقیاسهای زمانی بسیار طولانیتر انجام دهد. این مهم، هدف باستانشناسی را بهمثابه مطالعهی «فرآیند فرهنگی» تعریف میکرد.
در این زمان باستانشناسان نو تأکید میکردند که بهتر است بازسازی تغییرات فرهنگ با تحلیل آندسته از جنبههای رفتاری (مانند اقتصادی و فناورانه) که با سازگاری ارتباطی نزدیکتری دارند، انجام شود. البته این تلاشها چالشبرانگیز بود، بنابراین بسیاری از تلاشهای اولیه در پی درک سازگاری و تغییر در جوامع کوچکتر بودند زیرا روابط آنها با محیط مستقیمتر و از نظر تجربی سنجشپذیرتر بود. همین فرهنگهای جوامع کوچک شکارگر-گردآورنده بخش عمدهای از مدارک باستانشناختی بهویژه آمریکای شمالی را شکل میدادند. مانند زیستبومشناسی فرهنگی استیوارد، همانندانگاری بینفورد دربارهی درک فرآیندهای بلندمدت سازگاری تضمینی بر این بود که جوامع شکارگر-گردآورنده میبایست همچنان در کانون توجه قرار داشته باشند. اینها و از جمله شناسایی و توضیح همسانیهای میانفرهنگی در فناوری و معیشت و سایر ویژگیهای رفتاری جوامع شکارگر-گردآورنده بود که باستانشناسان و انسانشناسان را پیرامون هدف مشترک تجمیع کرده بود.
(ادامه دارد)
t.me/AASI_ASI
در این زمان باستانشناسان نو تأکید میکردند که بهتر است بازسازی تغییرات فرهنگ با تحلیل آندسته از جنبههای رفتاری (مانند اقتصادی و فناورانه) که با سازگاری ارتباطی نزدیکتری دارند، انجام شود. البته این تلاشها چالشبرانگیز بود، بنابراین بسیاری از تلاشهای اولیه در پی درک سازگاری و تغییر در جوامع کوچکتر بودند زیرا روابط آنها با محیط مستقیمتر و از نظر تجربی سنجشپذیرتر بود. همین فرهنگهای جوامع کوچک شکارگر-گردآورنده بخش عمدهای از مدارک باستانشناختی بهویژه آمریکای شمالی را شکل میدادند. مانند زیستبومشناسی فرهنگی استیوارد، همانندانگاری بینفورد دربارهی درک فرآیندهای بلندمدت سازگاری تضمینی بر این بود که جوامع شکارگر-گردآورنده میبایست همچنان در کانون توجه قرار داشته باشند. اینها و از جمله شناسایی و توضیح همسانیهای میانفرهنگی در فناوری و معیشت و سایر ویژگیهای رفتاری جوامع شکارگر-گردآورنده بود که باستانشناسان و انسانشناسان را پیرامون هدف مشترک تجمیع کرده بود.
(ادامه دارد)
t.me/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 واژهنامه و فرهنگ واژگان
📝 سولینا تبریزی
🔍 عاملیت/کنشمندی و باستانشناسی
➡️ Agency and Archaeology
عاملیت/کنشمندی، به صراحت یک دیدگاه انسانگرایانه برای درک مردمان باستان و بازتولید اجتماعی است. این دیدگاه بر رابطهی متقابل بین اعمال و کنشهای آگاهانه و ناخواستهی افراد و شرایط اجتماعی، ایدئولوژیک و مادی آنها تأکید میکند. عاملیت، تلاشی است برای پل زدن بین سه شکاف پارادایمی که از تاریخچهای طولانی برخوردارند: بین نظریههای متمرکز بر افراد و شخصیتهای خودمحور در درون جامعه، آنهایی که به ماهیت جبرگرایانه فرهنگ هنجاری میپردازند، و نظریههایی که بر تأثیر شرایط (مادی) خارجی بر افراد و جامعه تأکید دارند. پس از دستکم سه دهه کشمکش، آزمودن و اندیشه انتقادی، هنوز کلیت مرزهای پارادایمی و اینکه عاملیت/کنشمندی دقیقاً چیست؟ آگاهی و اتفاقنظر اندکی وجود دارد. با اینحال، سودمندی عاملیت/کنشمندی بهمثابه یک چارچوب مفهومی و یک ابزار تحلیلی برای درک گذشته انکارناپذیر است، و با توجه به انگارهها و اندیشههای ناهمگون باستانشناسی قرن بیستویکم، قرارگیری، جذابیت و کارایی گسترده آن بیانگر کاربرد ارزشمند آن در انگارهها و اندیشههای گوناگون است. برای نمونه، پژوهشهای اخیر دربارهی عاملیت که در طیف وسیعی از تحقیقات باستانشناختی چاپ و منتشر شده است، نشانمیدهد که نحوهی کنشمندی در زیستگاهها، قرارگاهها و جایگاههای باستانی ویژه بهطور قابل توجهی متفاوت عمل میکرده است (بنگرید به چندوچون شکلگیری حکومتهای اولیه در آمریکای مرکزی، جنوبغرب آسیا، چین که عاملیت به اشکال مختلف تأثیر گذار بوده است). از جذابیتهای دیگر آن در باستانشناسی این است که پویاییهای عاملیت، قابلیت خود را در پژوهشهای تجربی بهخوبی نشاندادهاند. به بیانی دیگر، تقریباً هر نوع ماده باستانشناختی، وسیلهای برای مطالعه کنشمندی/عاملیت بوده است؛ از جمله چاله دیرکها/ستونها، دستافزارهای سنگی، الواح یابود، هنرهای غاری، طرحبندیهای روستایی، تپههای تدفینی و قبور، نشانههای مادی فناوری، اقتصاد، اعتبار، برهمکنشهای فرهنگی، شکلگیری حکومتها و ... . از دیدگاه روششناختی، این مهم است، زیرا در حالی که باستانشناسان، «کنشمندی/عاملیت را کاوش نمیکنند»، اما آنها می توانند آن را در هر دوره زمانی، در هر جایگاه و قرارگاه زیستی و باستانشناختی، و از تقریباً هر دیدگاه پارادایمی و با استفاده از هر دستهبندی از فرهنگ مادی، مطالعه کنند. سه نکته قبلی بهوضوح به جذابیت و اهمیت عاملیت در سراسر این رشته کمک میکند: 1-) عدم اتفاق نظر در تعریف، به این مفهوم اجازه میدهد تا بهطور خلاقانه مورد استفاده قرار گیرد؛ 2-) عاملیت در شرایط فرهنگی، تاریخی و مادی مختلف، متفاوت بهنظر میرسد؛ و 3-) تحقیق و پژوهش دربارهی عاملیت به زمانها، مکانها، فرآیندها یا گروههای دادهای خاصی محدود نمیشود. بنابراین، عاملیت در باستانشناسی، گاهی بهشیوه کاملاً انتقادی به کار رفته است. استفاده غیرانتقادی از این مفهوم همچنان یک مسأله معرفتشناختی، تفسیری و روششناختی است! عاملیت/کنشمندی بهشدت در برابر یک تعریف واحد و مشخص از خودش مقاومت نشان میدهد. نهتنها باستانشناسان این مفهوم را به روشهای متعدد و گاه متضاد بهکار میبرند، بلکه خود آن پویایی انعطافپذیر است که در موارد گوناگون متفاوت عمل میکند. از نخستین تعریفها دربارهی کنشمندی (در جامعهشناسی) آن را بهمثابه ظرفیت ایجاد تغییر از طریق عمل، بیان میکند. برای نمونه، به این بستگی دارد که آثار چه کسی را، چه کسی، چطور و چگونه مطالعه میکند(میانذهنیت، هنجاری، ساخت واقعیت، عمل اجتماعی، تعاملات فردی، آزاد یا کنترلی، ساختاری، رویدادی، تاریخی، آگاهانه یا نااگاهانه، راهبردی و ...). در واقع، عاملیت در باستانشناسی به درک رابطه پویای بین شیوههای آگاهانهی عمل روزمره و توانایی کنشگران (هم افراد و هم اجتماع) برای کنش/عمل در درون و بر روی ساختارهای بزرگتر میپردازد. از این دیدگاه، یکی از اصول اساسی که بیشتر افراد بر ان اتفاقنظر دارند این است که اگرچه کنشگران لزوماً به شرایط تاریخی، اجتماعی، و مادی کنشمندی را ارائه میدهند اما کاملاً هم به آنها محدود نمیشود. بهطور خاصتر، کنشمندی دربارهی فرآیند در حال تطور و بازتولید اجتماعی است. این مفهوم در مورد کنشگران فردی و اجتماعی مطرح است که با 1-)یکدیگر؛ 2-) هنجارهای فرهنگ خود؛ 3-) تاریخ؛ 4-) شرایط محیطی؛ 5-) مادی؛ 6-) سیاسی؛ 7) اقتصادی؛ و 8-) در رابطه با مجموعهای از شرایط محلی عمل میکنند. در مجموع شمارههای 2 تا 8 «ساختارها» نامیده میشوند؛ در حالی ساختارها لزوماً ساختهی خود کنشگران هستند، اما کنشگران بهطور کامل بر ساختارها کنترل ندارند.
📚 واژهنامه و فرهنگ واژگان
📝 سولینا تبریزی
🔍 عاملیت/کنشمندی و باستانشناسی
➡️ Agency and Archaeology
عاملیت/کنشمندی، به صراحت یک دیدگاه انسانگرایانه برای درک مردمان باستان و بازتولید اجتماعی است. این دیدگاه بر رابطهی متقابل بین اعمال و کنشهای آگاهانه و ناخواستهی افراد و شرایط اجتماعی، ایدئولوژیک و مادی آنها تأکید میکند. عاملیت، تلاشی است برای پل زدن بین سه شکاف پارادایمی که از تاریخچهای طولانی برخوردارند: بین نظریههای متمرکز بر افراد و شخصیتهای خودمحور در درون جامعه، آنهایی که به ماهیت جبرگرایانه فرهنگ هنجاری میپردازند، و نظریههایی که بر تأثیر شرایط (مادی) خارجی بر افراد و جامعه تأکید دارند. پس از دستکم سه دهه کشمکش، آزمودن و اندیشه انتقادی، هنوز کلیت مرزهای پارادایمی و اینکه عاملیت/کنشمندی دقیقاً چیست؟ آگاهی و اتفاقنظر اندکی وجود دارد. با اینحال، سودمندی عاملیت/کنشمندی بهمثابه یک چارچوب مفهومی و یک ابزار تحلیلی برای درک گذشته انکارناپذیر است، و با توجه به انگارهها و اندیشههای ناهمگون باستانشناسی قرن بیستویکم، قرارگیری، جذابیت و کارایی گسترده آن بیانگر کاربرد ارزشمند آن در انگارهها و اندیشههای گوناگون است. برای نمونه، پژوهشهای اخیر دربارهی عاملیت که در طیف وسیعی از تحقیقات باستانشناختی چاپ و منتشر شده است، نشانمیدهد که نحوهی کنشمندی در زیستگاهها، قرارگاهها و جایگاههای باستانی ویژه بهطور قابل توجهی متفاوت عمل میکرده است (بنگرید به چندوچون شکلگیری حکومتهای اولیه در آمریکای مرکزی، جنوبغرب آسیا، چین که عاملیت به اشکال مختلف تأثیر گذار بوده است). از جذابیتهای دیگر آن در باستانشناسی این است که پویاییهای عاملیت، قابلیت خود را در پژوهشهای تجربی بهخوبی نشاندادهاند. به بیانی دیگر، تقریباً هر نوع ماده باستانشناختی، وسیلهای برای مطالعه کنشمندی/عاملیت بوده است؛ از جمله چاله دیرکها/ستونها، دستافزارهای سنگی، الواح یابود، هنرهای غاری، طرحبندیهای روستایی، تپههای تدفینی و قبور، نشانههای مادی فناوری، اقتصاد، اعتبار، برهمکنشهای فرهنگی، شکلگیری حکومتها و ... . از دیدگاه روششناختی، این مهم است، زیرا در حالی که باستانشناسان، «کنشمندی/عاملیت را کاوش نمیکنند»، اما آنها می توانند آن را در هر دوره زمانی، در هر جایگاه و قرارگاه زیستی و باستانشناختی، و از تقریباً هر دیدگاه پارادایمی و با استفاده از هر دستهبندی از فرهنگ مادی، مطالعه کنند. سه نکته قبلی بهوضوح به جذابیت و اهمیت عاملیت در سراسر این رشته کمک میکند: 1-) عدم اتفاق نظر در تعریف، به این مفهوم اجازه میدهد تا بهطور خلاقانه مورد استفاده قرار گیرد؛ 2-) عاملیت در شرایط فرهنگی، تاریخی و مادی مختلف، متفاوت بهنظر میرسد؛ و 3-) تحقیق و پژوهش دربارهی عاملیت به زمانها، مکانها، فرآیندها یا گروههای دادهای خاصی محدود نمیشود. بنابراین، عاملیت در باستانشناسی، گاهی بهشیوه کاملاً انتقادی به کار رفته است. استفاده غیرانتقادی از این مفهوم همچنان یک مسأله معرفتشناختی، تفسیری و روششناختی است! عاملیت/کنشمندی بهشدت در برابر یک تعریف واحد و مشخص از خودش مقاومت نشان میدهد. نهتنها باستانشناسان این مفهوم را به روشهای متعدد و گاه متضاد بهکار میبرند، بلکه خود آن پویایی انعطافپذیر است که در موارد گوناگون متفاوت عمل میکند. از نخستین تعریفها دربارهی کنشمندی (در جامعهشناسی) آن را بهمثابه ظرفیت ایجاد تغییر از طریق عمل، بیان میکند. برای نمونه، به این بستگی دارد که آثار چه کسی را، چه کسی، چطور و چگونه مطالعه میکند(میانذهنیت، هنجاری، ساخت واقعیت، عمل اجتماعی، تعاملات فردی، آزاد یا کنترلی، ساختاری، رویدادی، تاریخی، آگاهانه یا نااگاهانه، راهبردی و ...). در واقع، عاملیت در باستانشناسی به درک رابطه پویای بین شیوههای آگاهانهی عمل روزمره و توانایی کنشگران (هم افراد و هم اجتماع) برای کنش/عمل در درون و بر روی ساختارهای بزرگتر میپردازد. از این دیدگاه، یکی از اصول اساسی که بیشتر افراد بر ان اتفاقنظر دارند این است که اگرچه کنشگران لزوماً به شرایط تاریخی، اجتماعی، و مادی کنشمندی را ارائه میدهند اما کاملاً هم به آنها محدود نمیشود. بهطور خاصتر، کنشمندی دربارهی فرآیند در حال تطور و بازتولید اجتماعی است. این مفهوم در مورد کنشگران فردی و اجتماعی مطرح است که با 1-)یکدیگر؛ 2-) هنجارهای فرهنگ خود؛ 3-) تاریخ؛ 4-) شرایط محیطی؛ 5-) مادی؛ 6-) سیاسی؛ 7) اقتصادی؛ و 8-) در رابطه با مجموعهای از شرایط محلی عمل میکنند. در مجموع شمارههای 2 تا 8 «ساختارها» نامیده میشوند؛ در حالی ساختارها لزوماً ساختهی خود کنشگران هستند، اما کنشگران بهطور کامل بر ساختارها کنترل ندارند.
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
در نظریه عاملیت/کنشمندی، پیامدهای ناخواستهی اعمال و روالهای عادتی(که عمدتاً ناخودآگاه هستند) نقش مهمی در واسطهگری رابطهی متقابل بین کنشگران و ساختارهایشان ایفا میکنند. برای نمونه، در حالی که ساختارهای اجتماعی-اقتصادی، سیاسی، مادی، و ایدئولوژیک منابعی هستند که کنشگران (بهطور ناقص) برای درک و عمل جهان از آنها استفاده میکنند، چنین ساختارهایی همزمان نحوهی اندیشیدن و کنش کنشگران را شکل میدهند. بنابراین، درست مانند معمای مرغ و تخممرغ، پرسش عاملیت/کنشمندی این نیست که «کدام اول آمد (کنشگران یا ساختارها)؟» بلکه دربارهی این است که چگونه، در شرایط و تنظیمات خاص، آنها با یکدیگر تعامل داشته و یکدیگر را شکل دادهاند. بهطور کلی عاملیت/کنشمندی در باستانشناسی یک فرآیند فرهنگی، یک مفهوم نظری، یک پارادایم تفسیری و یک ابزار تحلیلی برای درک گذشته براساس مجموعهای جداییناپذیر از پویاییها است. عاملیت/کنشمندی برای پیروانش یک انگاره، رویکرد یا اصلاحیه است که نارساییها، نواقص و محدودیتهای روندگرایی و فراروندگرایی در پژوهش و مطالعه ی گذشته را برطرف میکند.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 واژهنامه و فرهنگ واژگان
📝 ترجمه و تلخیص: سولینا تبریزی
🔍 نظریه آنارشیست و باستان شناسی
➡️ Anarchist Theory and Archaeology
نظریه آنارشیسم(سَروَریستیزی/حکومتستیزی/تَحَکُمستیزی= Anarchism) شیوهای از سازماندهی جامعه است که اشکال برابرگرایانه(Egalitarian) یا عادلانهی مشارکت و همکاری را تقویتکرده و در برابر تمامی اشکال سلطه(گری و حکومتی) مقاومت میکند. دیدگاه آنارشیست (سروریستیز= Anarchist) متضمن آگاهی و نقد کُنِشها و اعمال قدرت بهواسطهی روابط اجتماعی است؛ خواه بهطور مثبت مانند کنشهای مشارکتی متقابل برای اهداف مشترک باشد، یا بهطور منفی مانند اعمال قدرت استبدادی مغایر با منافع کل جامعه باشد. باستانشناسان از آنارشیسم بهمثابه نظریهای مربوط به قدرت و روابط اجتماعی برای مطالعه و تحلیل جوامع گذشته، تفسیر و ارزیابی اشکال روابط برابرگرایانه، شیوههای سلطه یا مقاومت، و ابزار کنترل یا خودمختاری استفاده میکنند. البته، این نظریه صرفاً برای بررسی و مطالعه گذشته نیست، بلکه میتواند بهشیوههای گوناگون دربارهی چیدمانها اجتماعی معاصر مربوط به باستانشناسی نیز بهکار گرفتهشود: نحوهی سازماندهی باستانشناسان برای تیمهای پروژههای تحقیقاتی و گروههای میدانی، چندوچون مشارکت جوامع محلی یا نسلهای بعدی و نوادگان، یا ارتباط با عموم مردم درخصوص میراثفرهنگی. آنارشیسم همانگونه که بر سایر تمامی رشتههای و دانشهای علوم اجتماعی و علوم انسانی تأثیر گذاشته است، در سالهای اخیر نیز بر باستانشناسی تأثیر بسیار زیادی داشتهاست. آنارشیسم در اواسط قرن نوزدهم توسط افرادی مانند ویلیام گادوین و پیر-ژورف پرودون، مطرح شد. این نظریه به اصول سازمانهای جوامع اما بدون توسل به حکومتها/دولتهای رسمی یا نهادهای متمرکز میپردازد؛ به همین دلیل نام این نظریه بهمعنای «بدون حاکمان یا بیحاکمان=no rulers »: «بدون حاکم= an-(without)+arche(ruler)» ترجمه میشود. بااینحال، ترجمههایی مانند «بدون سلطه=without domiation» یا به شکل و قالب فعالش «ضدسلطه=against domination»، شاید معادلهایی بهتری برای آن باشد. آنارشیسم بهصراحت نظریهای دربارهی روابط انسانی اما بدون اشکال قهری اقتدار، سلسلهمراتب یا استثمار سایر انسانها است. بسیاری از آنارشیستها این ممنوعیتهای ضد سلطهگری را حتی فراتر برده تا روابط انسان با موجودات یا موجودیتهای غیرانسانی، یعنی سایر گونهها و محیطزیست را نیز شامل شوند. شایان ذکر است این قاعدهسازی نهتنها در تضادِ با تصورات رایج دربارهی آنارشی (Anarchy)- بهمعنای هرجومرج(Chaos)- است، بلکه برای پیروانش، اصولی را در راستای نظمبخشی اجتماعی در میان هرگونه گروه و جامعهی انسانی، حتی در بافت و زمینههای فاقد رهبری متمرکز نیز ارائه میکند. بین این مفهوم و انگاره هابز=Hobbes در سال 1651، مبنی بر اینکه حکومت بر مردم به یک «لویاتان=Leviathan» نیاز دارد، تضاد و تناقض بسیار وجود دارد؛ زیرا در غیر این صورت، بدون وجود یک پادشاه یا حاکم مسلط دیگر و مجریان آنها، هرجومرج حاکم خواهد شد. در عوض، همانطور که تاریخ طولانی سازماندهی اجتماعی و سیاسی نوع بشر نشانمیدهد، مردم عموماً زندگی خود و حفظ نظم را بدون نیاز به یک پادشاه، فرمانروا یا لویاتان سازماندهی کردهاند. آنارشیستها، سطح و درجهای از تمایل به همکاری در میان طرفهای موافق و همراستا را مفروض میدانند. آنارشیسم، بهجای هرجومرج، نظریهای دربارهی اشکال نظم اجتماعی سازماندهیشده توسط جامعه است. بهمنظور پیادهسازی اینگونه روابط اجتماعی، نظریهپردازان آنارشیست برای چگونگی سازماندهی جوامع طرح مشخصی ارائه ندادهاند؛ زیرا بر این باورند همهی مردم باید جوامع خود را برای پاسخگویی به شرایط تاریخی-محلی و اوضاع محیطیشان تطبیق دهند. نظریهی آنارشیستی، برای سازماندهی مردم- در سطحی از جمله گروههای کوچک، جوامع محلی، شبکههای گسترده یا کل جوامع- به شیوههای برابرگرایانه، عادلانه و غیراجباری، دارای چندین ارزش یا اصل است. اصول مشترک آنها شامل: آزادی یا خودمختاری فردی و گروهی محلی، اشکال داوطلبانهی انجمنی و فدراسیونی، کمک متقابل، شیوههای سازمانی غیرمتمرکز و شبکهای، تصمیمگیری جمعی (دموکراسی مستقیم)، اشکال موقت یا موقعیتی اقتدار، اقدامات مستقیم و مقاومت در برابر تمام اشکال سلطه یا استثمار است. در این نظریه -بهجای دفاع از مراقبت فردی بهتنهایی- تأکید زیادی بر روابط اجتماعی وجود دارد که باید بهشیوههای داوطلبانه انجمنی و توافقهای اجتماعی برقرار شود.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 واژهنامه و فرهنگ واژگان
📝 ترجمه و تلخیص: سولینا تبریزی
🔍 نظریه آنارشیست و باستان شناسی
➡️ Anarchist Theory and Archaeology
نظریه آنارشیسم(سَروَریستیزی/حکومتستیزی/تَحَکُمستیزی= Anarchism) شیوهای از سازماندهی جامعه است که اشکال برابرگرایانه(Egalitarian) یا عادلانهی مشارکت و همکاری را تقویتکرده و در برابر تمامی اشکال سلطه(گری و حکومتی) مقاومت میکند. دیدگاه آنارشیست (سروریستیز= Anarchist) متضمن آگاهی و نقد کُنِشها و اعمال قدرت بهواسطهی روابط اجتماعی است؛ خواه بهطور مثبت مانند کنشهای مشارکتی متقابل برای اهداف مشترک باشد، یا بهطور منفی مانند اعمال قدرت استبدادی مغایر با منافع کل جامعه باشد. باستانشناسان از آنارشیسم بهمثابه نظریهای مربوط به قدرت و روابط اجتماعی برای مطالعه و تحلیل جوامع گذشته، تفسیر و ارزیابی اشکال روابط برابرگرایانه، شیوههای سلطه یا مقاومت، و ابزار کنترل یا خودمختاری استفاده میکنند. البته، این نظریه صرفاً برای بررسی و مطالعه گذشته نیست، بلکه میتواند بهشیوههای گوناگون دربارهی چیدمانها اجتماعی معاصر مربوط به باستانشناسی نیز بهکار گرفتهشود: نحوهی سازماندهی باستانشناسان برای تیمهای پروژههای تحقیقاتی و گروههای میدانی، چندوچون مشارکت جوامع محلی یا نسلهای بعدی و نوادگان، یا ارتباط با عموم مردم درخصوص میراثفرهنگی. آنارشیسم همانگونه که بر سایر تمامی رشتههای و دانشهای علوم اجتماعی و علوم انسانی تأثیر گذاشته است، در سالهای اخیر نیز بر باستانشناسی تأثیر بسیار زیادی داشتهاست. آنارشیسم در اواسط قرن نوزدهم توسط افرادی مانند ویلیام گادوین و پیر-ژورف پرودون، مطرح شد. این نظریه به اصول سازمانهای جوامع اما بدون توسل به حکومتها/دولتهای رسمی یا نهادهای متمرکز میپردازد؛ به همین دلیل نام این نظریه بهمعنای «بدون حاکمان یا بیحاکمان=no rulers »: «بدون حاکم= an-(without)+arche(ruler)» ترجمه میشود. بااینحال، ترجمههایی مانند «بدون سلطه=without domiation» یا به شکل و قالب فعالش «ضدسلطه=against domination»، شاید معادلهایی بهتری برای آن باشد. آنارشیسم بهصراحت نظریهای دربارهی روابط انسانی اما بدون اشکال قهری اقتدار، سلسلهمراتب یا استثمار سایر انسانها است. بسیاری از آنارشیستها این ممنوعیتهای ضد سلطهگری را حتی فراتر برده تا روابط انسان با موجودات یا موجودیتهای غیرانسانی، یعنی سایر گونهها و محیطزیست را نیز شامل شوند. شایان ذکر است این قاعدهسازی نهتنها در تضادِ با تصورات رایج دربارهی آنارشی (Anarchy)- بهمعنای هرجومرج(Chaos)- است، بلکه برای پیروانش، اصولی را در راستای نظمبخشی اجتماعی در میان هرگونه گروه و جامعهی انسانی، حتی در بافت و زمینههای فاقد رهبری متمرکز نیز ارائه میکند. بین این مفهوم و انگاره هابز=Hobbes در سال 1651، مبنی بر اینکه حکومت بر مردم به یک «لویاتان=Leviathan» نیاز دارد، تضاد و تناقض بسیار وجود دارد؛ زیرا در غیر این صورت، بدون وجود یک پادشاه یا حاکم مسلط دیگر و مجریان آنها، هرجومرج حاکم خواهد شد. در عوض، همانطور که تاریخ طولانی سازماندهی اجتماعی و سیاسی نوع بشر نشانمیدهد، مردم عموماً زندگی خود و حفظ نظم را بدون نیاز به یک پادشاه، فرمانروا یا لویاتان سازماندهی کردهاند. آنارشیستها، سطح و درجهای از تمایل به همکاری در میان طرفهای موافق و همراستا را مفروض میدانند. آنارشیسم، بهجای هرجومرج، نظریهای دربارهی اشکال نظم اجتماعی سازماندهیشده توسط جامعه است. بهمنظور پیادهسازی اینگونه روابط اجتماعی، نظریهپردازان آنارشیست برای چگونگی سازماندهی جوامع طرح مشخصی ارائه ندادهاند؛ زیرا بر این باورند همهی مردم باید جوامع خود را برای پاسخگویی به شرایط تاریخی-محلی و اوضاع محیطیشان تطبیق دهند. نظریهی آنارشیستی، برای سازماندهی مردم- در سطحی از جمله گروههای کوچک، جوامع محلی، شبکههای گسترده یا کل جوامع- به شیوههای برابرگرایانه، عادلانه و غیراجباری، دارای چندین ارزش یا اصل است. اصول مشترک آنها شامل: آزادی یا خودمختاری فردی و گروهی محلی، اشکال داوطلبانهی انجمنی و فدراسیونی، کمک متقابل، شیوههای سازمانی غیرمتمرکز و شبکهای، تصمیمگیری جمعی (دموکراسی مستقیم)، اشکال موقت یا موقعیتی اقتدار، اقدامات مستقیم و مقاومت در برابر تمام اشکال سلطه یا استثمار است. در این نظریه -بهجای دفاع از مراقبت فردی بهتنهایی- تأکید زیادی بر روابط اجتماعی وجود دارد که باید بهشیوههای داوطلبانه انجمنی و توافقهای اجتماعی برقرار شود.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
براساس مفاهیم آنارشیستی، هیچ مرجعی برای انجام هرگونه تلاشی صرفنظر از چندوچون آن، ضروری نیست. آنارشیستها کمک متقابل و تلاشهای مشارکتی را بهمثابه پویایی اصلی برای خودسازماندهی گروهها و برای پیونددادن آن گروههای محلی به شبکههای تعاملی و برهمکنشی بزرگتر اجتماعی و منطقهای میدانند. نیازهای عملی و کنشی افراد در گروههای محلی، واسطهی سازماندهی هستند. این کنشها و برهمکنشهای پیاپیِ کمک متقابل، شبکههایی را شکل میدهند که افراد و گروهها را به شیوههای چندوجهی و غیرسلسلهمراتبی یا غیرمتمرکز در ساختار بههم پیوند میدهند. همچنین این شبکههای از کیفیتی موقتی برخوردارند و عموماً تا زمانیکه برای افراد درگیر با آن مفید باشند، داوم میآورند. البته مخالفتهای کلی با چیدمان ثابت نیز وجود دارد مبنی بر اینکه امکان دارد محدودیتهایی بر آزادی افراد و گروههای ایجاد میکنند. اگرچه آنارشیستها از ایجاد ارتباطات-کمک متقابل و اتحادها-حمایت میکنند اما با اقتدار متمرکز مخالف هستند. از نظر تاریخی، بخش عمدهای از گفتمان آنارشیستی در درجه نخست متوجه حکومت بوده است؛ زیرا یک تشکل سیاسی سلسلهمراتبی است و از قدرت دولتی برای اعمال و حفظ روابط سلسلهمراتبی استفاده میکند. با اینهمه، باستانشناسان به کاربرد قدرت در تمامی انواع جوامع، چه حکومتی، چه بدون/غیرحکومتی=Non-states، علاقمند هستند. بنابراین برای اعمال آن در مورد همهی جوامع و قرارگاهها=Settings، باستانشناسان بر گِرَوِشها و تظاهرات سلطه(گری) در هر قرارگاه اجتماعی، توجه و تأکید دارند. اشکال گوناگون حکومت مطلقه/خودکامگی/استبدادباوری=Absolution میتواند در مقیاسها و به درجات֯ و در سطوح مختلفِ برهمکنشها و تعاملات اجتماعیِ انسان رخدهد. محوریت اندیشه آنارشیستی/سَروَرستیزی این است که آن، نظریهای دربارهی قدرت است. به همین دلیل، آنارشیستها اندیشیدن دربارهی قدرت اجتماعی را در علوم اجتماعی و فلسفه شکلداده و بر نیچه و فوکو تآثیر گذاشتهاند. این، بر انگارهای از برتراندراسل مبتنی است؛ به این مفهوم که علوم طبیعی دربارهی پویاییهای فیزیکی هستند، در حالیکه علوم اجتماعی دربارهی پویاییهای قدرت اجتماعیِ انسان هستند. با توجه به اینکه باستانشناسی بهطور فزایندهای از زبان و استدلال علوم طبیعی استفاده میکنند، اما باستانشناسان باید و نیاز دارند چارچوبهای نظری دربارهی قدرت اجتماعی را-که منشأ آنها به نخستین نظریهپردازان آنارشیست برمیگردد- در کارهای خود بهکارگیرند. رویکردهای آنارشیستی/سروریستیزی با باستانشناسی پیوند تنگاتنگ و ارتباط بسیاری زیادی دارند؛ بهویژه برای دیدگاههای اجتماعی یا سیاسی که باید پویاییهای روابط قدرت را مطالعه، بازشناسی و ادراک کنند. از آنجایی که بیشتر جوامع در طی تاریخ طولانی بشر، دارای شیوهها و انواع گوناگون آنارشی/سرورستیزی بوده، یا جوامعی بدون حکومتهای رسمی، یا فاقد مؤسسات و نهادهای متمرکز بودهاند، بنابراین بهکارگیری نظریهی آنارشیسم/سرورستیزی برای باستانشناسان به منظور بازشناسی و ادراک خودسازماندهی جوامع بسیار اهمیت دارد. با اینحال، کارکرد این نظریه در باستانشناسی فراتر از کاربرد آن در تفسیر مدارک باستانشناختی است. بهدلیل بنیانی و اساسیبودن آن در تحلیل و نقد قدرت، این نظریه در بافت معاصر باستانشناسی و شیوههای آن نیز بسیار پرکاربرد است. قدرت، همهی شیوهها و اشکال روابط اجتماعی را که به کنش هماهنگ منجر شود، دربرمیگیرد. به همین دلیل آنارشیسم میتواند در بافتها و زمینههای گوناگون کار باستانشناختی در گروههای میدانی، در پژوهشگرانی که با جوامع همکاری میکنند، برای کارگران در شرکتها یا تعاونیهای مدیریت منابع فرهنگی، در مربیان و آموزشدهندگان در کلاسها، و برای ذینفعان میراث فرهنگی و غیره و در بسیاری از عرصههاییکه باستانشناسی در ارتباط یا تعامل با دیگران قرار میگیرد.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
براساس مفاهیم آنارشیستی، هیچ مرجعی برای انجام هرگونه تلاشی صرفنظر از چندوچون آن، ضروری نیست. آنارشیستها کمک متقابل و تلاشهای مشارکتی را بهمثابه پویایی اصلی برای خودسازماندهی گروهها و برای پیونددادن آن گروههای محلی به شبکههای تعاملی و برهمکنشی بزرگتر اجتماعی و منطقهای میدانند. نیازهای عملی و کنشی افراد در گروههای محلی، واسطهی سازماندهی هستند. این کنشها و برهمکنشهای پیاپیِ کمک متقابل، شبکههایی را شکل میدهند که افراد و گروهها را به شیوههای چندوجهی و غیرسلسلهمراتبی یا غیرمتمرکز در ساختار بههم پیوند میدهند. همچنین این شبکههای از کیفیتی موقتی برخوردارند و عموماً تا زمانیکه برای افراد درگیر با آن مفید باشند، داوم میآورند. البته مخالفتهای کلی با چیدمان ثابت نیز وجود دارد مبنی بر اینکه امکان دارد محدودیتهایی بر آزادی افراد و گروههای ایجاد میکنند. اگرچه آنارشیستها از ایجاد ارتباطات-کمک متقابل و اتحادها-حمایت میکنند اما با اقتدار متمرکز مخالف هستند. از نظر تاریخی، بخش عمدهای از گفتمان آنارشیستی در درجه نخست متوجه حکومت بوده است؛ زیرا یک تشکل سیاسی سلسلهمراتبی است و از قدرت دولتی برای اعمال و حفظ روابط سلسلهمراتبی استفاده میکند. با اینهمه، باستانشناسان به کاربرد قدرت در تمامی انواع جوامع، چه حکومتی، چه بدون/غیرحکومتی=Non-states، علاقمند هستند. بنابراین برای اعمال آن در مورد همهی جوامع و قرارگاهها=Settings، باستانشناسان بر گِرَوِشها و تظاهرات سلطه(گری) در هر قرارگاه اجتماعی، توجه و تأکید دارند. اشکال گوناگون حکومت مطلقه/خودکامگی/استبدادباوری=Absolution میتواند در مقیاسها و به درجات֯ و در سطوح مختلفِ برهمکنشها و تعاملات اجتماعیِ انسان رخدهد. محوریت اندیشه آنارشیستی/سَروَرستیزی این است که آن، نظریهای دربارهی قدرت است. به همین دلیل، آنارشیستها اندیشیدن دربارهی قدرت اجتماعی را در علوم اجتماعی و فلسفه شکلداده و بر نیچه و فوکو تآثیر گذاشتهاند. این، بر انگارهای از برتراندراسل مبتنی است؛ به این مفهوم که علوم طبیعی دربارهی پویاییهای فیزیکی هستند، در حالیکه علوم اجتماعی دربارهی پویاییهای قدرت اجتماعیِ انسان هستند. با توجه به اینکه باستانشناسی بهطور فزایندهای از زبان و استدلال علوم طبیعی استفاده میکنند، اما باستانشناسان باید و نیاز دارند چارچوبهای نظری دربارهی قدرت اجتماعی را-که منشأ آنها به نخستین نظریهپردازان آنارشیست برمیگردد- در کارهای خود بهکارگیرند. رویکردهای آنارشیستی/سروریستیزی با باستانشناسی پیوند تنگاتنگ و ارتباط بسیاری زیادی دارند؛ بهویژه برای دیدگاههای اجتماعی یا سیاسی که باید پویاییهای روابط قدرت را مطالعه، بازشناسی و ادراک کنند. از آنجایی که بیشتر جوامع در طی تاریخ طولانی بشر، دارای شیوهها و انواع گوناگون آنارشی/سرورستیزی بوده، یا جوامعی بدون حکومتهای رسمی، یا فاقد مؤسسات و نهادهای متمرکز بودهاند، بنابراین بهکارگیری نظریهی آنارشیسم/سرورستیزی برای باستانشناسان به منظور بازشناسی و ادراک خودسازماندهی جوامع بسیار اهمیت دارد. با اینحال، کارکرد این نظریه در باستانشناسی فراتر از کاربرد آن در تفسیر مدارک باستانشناختی است. بهدلیل بنیانی و اساسیبودن آن در تحلیل و نقد قدرت، این نظریه در بافت معاصر باستانشناسی و شیوههای آن نیز بسیار پرکاربرد است. قدرت، همهی شیوهها و اشکال روابط اجتماعی را که به کنش هماهنگ منجر شود، دربرمیگیرد. به همین دلیل آنارشیسم میتواند در بافتها و زمینههای گوناگون کار باستانشناختی در گروههای میدانی، در پژوهشگرانی که با جوامع همکاری میکنند، برای کارگران در شرکتها یا تعاونیهای مدیریت منابع فرهنگی، در مربیان و آموزشدهندگان در کلاسها، و برای ذینفعان میراث فرهنگی و غیره و در بسیاری از عرصههاییکه باستانشناسی در ارتباط یا تعامل با دیگران قرار میگیرد.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
گروه باستانشناسی انسانشناختی ایران برگزار میکند:
⬅️ سلسله سخنرانیهای باستانشناسی انسانشناختی(۶)
همراه با اعطای مدرک دوزبانه معتبر از سوی انجمن انسان شناسی ایران
🔹 به هیأت پرشکوه انسان:
مروری بر نظریات سرآغازهای شناختی انسان در پارینهسنگی 🔹
سخنران:
دکتر مژگان جایز
استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه تهران
و مسئول بخش دست افزار های سنگی مؤسسه باستان شناسی دانشگاه تهران
دبیر نشست:
دکتر حمیدرضا قربانی
مدیر گروه باستان شناسی انسان شناختی ایران
هیأت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه هنر اصفهان
📅 تاریخ و زمان برگزاری :
یکشنبه، 11 خرداد ماه ۱۴۰۴
ساعت: ۱۸:۰۰ الی ۲۰:۰۰
🔴 برگزاری: مجازی و ثبت نام الزامی
🔴 پلتفرم: اسکای روم (لینک پس از ثبت نام ارسال خواهد شد)
🔴 مهلت ثبت نام تا ساعت ۱۸ دوشنبه ۵ خرداد ماه
🔴 ثبت نام فقط از طریق این آیدی تلگرام:
@AASI_ASI_2024
راه های ارتباطی و صفحات ما در فضای مجازی:
📧 رایانامه:
anthropological.archaeology@gmail.com
تلگرام:
باستان شناسی انسان شناختی
AnthropologicalArchaeology
اینستاگرام:
anthropological_archaeology
anthropological_archaeology
⬅️ سلسله سخنرانیهای باستانشناسی انسانشناختی(۶)
همراه با اعطای مدرک دوزبانه معتبر از سوی انجمن انسان شناسی ایران
🔹 به هیأت پرشکوه انسان:
مروری بر نظریات سرآغازهای شناختی انسان در پارینهسنگی 🔹
سخنران:
دکتر مژگان جایز
استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه تهران
و مسئول بخش دست افزار های سنگی مؤسسه باستان شناسی دانشگاه تهران
دبیر نشست:
دکتر حمیدرضا قربانی
مدیر گروه باستان شناسی انسان شناختی ایران
هیأت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه هنر اصفهان
📅 تاریخ و زمان برگزاری :
یکشنبه، 11 خرداد ماه ۱۴۰۴
ساعت: ۱۸:۰۰ الی ۲۰:۰۰
🔴 برگزاری: مجازی و ثبت نام الزامی
🔴 پلتفرم: اسکای روم (لینک پس از ثبت نام ارسال خواهد شد)
🔴 مهلت ثبت نام تا ساعت ۱۸ دوشنبه ۵ خرداد ماه
🔴 ثبت نام فقط از طریق این آیدی تلگرام:
@AASI_ASI_2024
راه های ارتباطی و صفحات ما در فضای مجازی:
📧 رایانامه:
anthropological.archaeology@gmail.com
تلگرام:
باستان شناسی انسان شناختی
AnthropologicalArchaeology
اینستاگرام:
anthropological_archaeology
anthropological_archaeology
برنامه زمانی «کنفرانس دانشجویی انسانشناسی ایران»
🗓سوم و چهارم خردادماه ۱۴۰۴، ۱۹:۴۵ - ۱۳:۳۰
🏛دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران،
سالن ابن خلدون
💻 حضور آنلاین از طریق مایکروسافت تیمز:
روز اول
روز دوم
🌐راههای ارتباطی انجمن علمی دانشجویی انسانشناسی دانشگاه تهران:
https://zil.ink/anthropology_ut
🌐راههای ارتباطی موسسه آموزشی حلقه ایران:
https://linktr.ee/theirancircle
@Anthropology_ut
@TheIranCircle
کانال باستان شناسی انسان شناختی
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
🗓سوم و چهارم خردادماه ۱۴۰۴، ۱۹:۴۵ - ۱۳:۳۰
🏛دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران،
سالن ابن خلدون
💻 حضور آنلاین از طریق مایکروسافت تیمز:
روز اول
روز دوم
🌐راههای ارتباطی انجمن علمی دانشجویی انسانشناسی دانشگاه تهران:
https://zil.ink/anthropology_ut
🌐راههای ارتباطی موسسه آموزشی حلقه ایران:
https://linktr.ee/theirancircle
@Anthropology_ut
@TheIranCircle
کانال باستان شناسی انسان شناختی
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 برهمکنشهای فرهنگی در طی مراحل پایانی کلکولیتیک در زاگرس: تحلیل سبکی، ترکیبی و پتروگرافی سفالهای دالما در سورژه و دالما (یک پژوهش تحلیلی-تفسیری انتشارگرایانه)
📝 خلاصه و معرفی: کیاراد مهرابی
⬅️ پس انجام مطالعات میدانی باستانشناختی جان آلدن، گیل اشتاین و همکارانشان در دشت اربیل بهویژه کاوش در جایگاه باستانشناختی سورژه (Surezha) و بهدستآوردن یافتههای فرهنگ مادی فراوان از جمله حدود 89 قطعه سفال به سبک سفال دالما (Dalma Style Pottery) مربوطه به هزاره پنجم قبل از میلاد از کاوشهای این جایگاه باستانشناختی، بهمنظور تشخیص ترکیبات ژئوشیمی(Geochemical Composition) و تعیین موقعیت مکانی تولید یافتههای سفالی، تلاش میکنند آنها را در چارچوب رویکردی انتشارگرایانه (Diffusionism) و با استفاده از روشهای تحلیلی سبکشناختی (Stylistic)، تحلیل فعالسازی نوترونی ابزاری(Instrumental Neutron Activation Analysis) و پتروگرافی (Petrography) سفالها تحلیل و تفسیر کنند. آلدن و همکارانش، برای درک اهمیت سفالهای دالما در جایگاه باستانشناختی سورژه، اشکال، فناوری تولید و سبک تزیینی آن را ثبت کردهاند و بهمنظور درک عمیقتر و دقیقترِ حضور و وجود سفال دالما در جایگاه باستانشناختی سورژه از روشهای پیشگفته در مطالعهی سفالهای مشابه در جایگاه باستانشناختی تپه دالما درشمالغرب ایران استفاده کردهاند. در پرتو این تحلیلهای ترکیبی و تکمیلی، سفالهای سبک دالما در سورژه و در تپه دالما از نظر سبکشناختی مشابهاند، اما از نظر بافت و ترکیب سفالی و پراکنش و موقعیت قرارگیری متفاوت هستند. ویژگیهای ترکیبی خاک استفادهشده در ساخت سفالهای سبک دالما در سورژه با سفالهای محلی دشت اربیل مطابقت دارد؛ برایناساس نتیجه گرفتهاند سفالهای دالما در سورژه بهطور محلی ساختهشدهاند. بهلحاظ سبکی نیز دادههای سبکشناختی و پتروگرافیک بیانگر آن هستند که سفالهای سبک دالما در سورژه توسط گروههای کوچکی از افراد از جمله رمهداران چراگاهگرد (Transhumant Pastoralism) یا افرادی که بهشیوههای برونهمسری(Exogamy) از نواحی فرابومی(Highlands) ایران به مناطق فروبومی(Lowlands) شمالشرق عراق جابهجا میشدند، تولید شدهاند. ترکیب این یافتهها از جمله یک قطعه سفال سیاه روی نخودی ( black-on-buff) مشابه با سبک عبید-فاز ۱ کلکولیتیک جدید ( Late Chalcolithic 1- Ubaid ) از تپه دالما نشانگر آن است که احتمالاً در حوضه رود دجله ساخته میشدند. در مجموع، نتایج و یافتههای پژوهش نشان میدهد تماس و ارتباط دورهای بین جمعیتهای نواحی فرابومی ایران و جوامع شمالشرق عراق در طی اوایل هزارهی پنجم ق.م میتواند بر نخستین تجلی رمهداری چراگاهگردی فصلی (Seasonal Transhumant Pastoralism) اشاره داشته باشد.
◀️ این مقاله علمی، پژوهشی و بسیار جذاب را میتوانید از راه های زیر دریافت و مطالعه کنید:
https://doi.org/10.1016/j.jasrep.2021.103168
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S2352409X21003801
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 برهمکنشهای فرهنگی در طی مراحل پایانی کلکولیتیک در زاگرس: تحلیل سبکی، ترکیبی و پتروگرافی سفالهای دالما در سورژه و دالما (یک پژوهش تحلیلی-تفسیری انتشارگرایانه)
📝 خلاصه و معرفی: کیاراد مهرابی
⬅️ پس انجام مطالعات میدانی باستانشناختی جان آلدن، گیل اشتاین و همکارانشان در دشت اربیل بهویژه کاوش در جایگاه باستانشناختی سورژه (Surezha) و بهدستآوردن یافتههای فرهنگ مادی فراوان از جمله حدود 89 قطعه سفال به سبک سفال دالما (Dalma Style Pottery) مربوطه به هزاره پنجم قبل از میلاد از کاوشهای این جایگاه باستانشناختی، بهمنظور تشخیص ترکیبات ژئوشیمی(Geochemical Composition) و تعیین موقعیت مکانی تولید یافتههای سفالی، تلاش میکنند آنها را در چارچوب رویکردی انتشارگرایانه (Diffusionism) و با استفاده از روشهای تحلیلی سبکشناختی (Stylistic)، تحلیل فعالسازی نوترونی ابزاری(Instrumental Neutron Activation Analysis) و پتروگرافی (Petrography) سفالها تحلیل و تفسیر کنند. آلدن و همکارانش، برای درک اهمیت سفالهای دالما در جایگاه باستانشناختی سورژه، اشکال، فناوری تولید و سبک تزیینی آن را ثبت کردهاند و بهمنظور درک عمیقتر و دقیقترِ حضور و وجود سفال دالما در جایگاه باستانشناختی سورژه از روشهای پیشگفته در مطالعهی سفالهای مشابه در جایگاه باستانشناختی تپه دالما درشمالغرب ایران استفاده کردهاند. در پرتو این تحلیلهای ترکیبی و تکمیلی، سفالهای سبک دالما در سورژه و در تپه دالما از نظر سبکشناختی مشابهاند، اما از نظر بافت و ترکیب سفالی و پراکنش و موقعیت قرارگیری متفاوت هستند. ویژگیهای ترکیبی خاک استفادهشده در ساخت سفالهای سبک دالما در سورژه با سفالهای محلی دشت اربیل مطابقت دارد؛ برایناساس نتیجه گرفتهاند سفالهای دالما در سورژه بهطور محلی ساختهشدهاند. بهلحاظ سبکی نیز دادههای سبکشناختی و پتروگرافیک بیانگر آن هستند که سفالهای سبک دالما در سورژه توسط گروههای کوچکی از افراد از جمله رمهداران چراگاهگرد (Transhumant Pastoralism) یا افرادی که بهشیوههای برونهمسری(Exogamy) از نواحی فرابومی(Highlands) ایران به مناطق فروبومی(Lowlands) شمالشرق عراق جابهجا میشدند، تولید شدهاند. ترکیب این یافتهها از جمله یک قطعه سفال سیاه روی نخودی ( black-on-buff) مشابه با سبک عبید-فاز ۱ کلکولیتیک جدید ( Late Chalcolithic 1- Ubaid ) از تپه دالما نشانگر آن است که احتمالاً در حوضه رود دجله ساخته میشدند. در مجموع، نتایج و یافتههای پژوهش نشان میدهد تماس و ارتباط دورهای بین جمعیتهای نواحی فرابومی ایران و جوامع شمالشرق عراق در طی اوایل هزارهی پنجم ق.م میتواند بر نخستین تجلی رمهداری چراگاهگردی فصلی (Seasonal Transhumant Pastoralism) اشاره داشته باشد.
◀️ این مقاله علمی، پژوهشی و بسیار جذاب را میتوانید از راه های زیر دریافت و مطالعه کنید:
https://doi.org/10.1016/j.jasrep.2021.103168
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S2352409X21003801
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
گروه باستانشناسی انسانشناختی ایران برگزار میکند:
⬅️ سلسله سخنرانیهای باستانشناسی انسانشناختی(7)
همراه با اعطای مدرک دوزبانه معتبر از سوی انجمن انسان شناسی ایران
🔹 باستانشناسی دوران اسلامی؛
نگرشها، روشها و چالشهای مطالعه مواد فرهنگی دوران اسلامی 🔹
سخنران:
دکتر سعید امیرحاجلو
دانشیار باستانشناسی دانشگاه تربیت مدرس
مدیر گروه باستانشناسی دانشگاه تربیت مدرس
دبیر نشست:
دکتر حمیدرضا قربانی
دانشیار باستانشناسی دانشگاه هنر اصفهان
مدیر گروه باستانشناسی انسانشناختی ایران
📅 تاریخ و زمان برگزاری :
چهارشنبه، ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۴
ساعت: ۱۸:۰۰ الی ۲۰:۰۰
🔴 برگزاری: مجازی و ثبت نام الزامی
🔴 پلتفرم: اسکای روم (لینک پس از ثبت نام ارسال خواهد شد)
🔴 مهلت ثبت نام تا ساعت ۱۸، روز شنبه، ۲۴ خرداد ماه
🔴 ثبت نام فقط از طریق تلگرام:
@AASI_ASI_2024
راههای ارتباطی و صفحات ما در فضای مجازی:
📧 رایانامه:
anthropological.archaeology@gmail.com
تلگرام:
باستان شناسی انسان شناختی
AnthropologicalArchaeology
اینستاگرام:
anthropological_archaeology
anthropological_archaeology
⬅️ سلسله سخنرانیهای باستانشناسی انسانشناختی(7)
همراه با اعطای مدرک دوزبانه معتبر از سوی انجمن انسان شناسی ایران
🔹 باستانشناسی دوران اسلامی؛
نگرشها، روشها و چالشهای مطالعه مواد فرهنگی دوران اسلامی 🔹
سخنران:
دکتر سعید امیرحاجلو
دانشیار باستانشناسی دانشگاه تربیت مدرس
مدیر گروه باستانشناسی دانشگاه تربیت مدرس
دبیر نشست:
دکتر حمیدرضا قربانی
دانشیار باستانشناسی دانشگاه هنر اصفهان
مدیر گروه باستانشناسی انسانشناختی ایران
📅 تاریخ و زمان برگزاری :
چهارشنبه، ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۴
ساعت: ۱۸:۰۰ الی ۲۰:۰۰
🔴 برگزاری: مجازی و ثبت نام الزامی
🔴 پلتفرم: اسکای روم (لینک پس از ثبت نام ارسال خواهد شد)
🔴 مهلت ثبت نام تا ساعت ۱۸، روز شنبه، ۲۴ خرداد ماه
🔴 ثبت نام فقط از طریق تلگرام:
@AASI_ASI_2024
راههای ارتباطی و صفحات ما در فضای مجازی:
📧 رایانامه:
anthropological.archaeology@gmail.com
تلگرام:
باستان شناسی انسان شناختی
AnthropologicalArchaeology
اینستاگرام:
anthropological_archaeology
anthropological_archaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚واژنامه، مفاهیم و فرهنگ واژگان
🔍باستانشناسی و محیطهای انسان-ساخت
Archaeology and Anthropogenic Environments
📝ترجمه و تلخیص: شهسان شهابی
اصطلاح «محیط انسان-ساخت»(Anthropogenic Environment) از نظر ریشهشناسی(Etymology) به محیطی اشاره دارد که توسط انسان ایجاد شدهاست؛ اما مطالعهی باستانشناختیِ محیط انسان-ساخت در وهله نخست به همتطوری جوامع انسانی و چشماندازهای(Landscapes) آنها، یعنی دیالکتیک بین زیستبومشناختی و جامعه میپردازد. محیطهای انسان-ساخت بهمثابه محل تلاقی فرهنگ و زیستبومشناختی، پیشینهی مهمی از تأثیرات انسانی گذشته بر محیط زیست ارائه میدهند، همان جنبهایی از باستانشناسی که برای زمینهسازی مشکلات زیستمحیطی کنونی بسیار حیاتی است. از دیدگاه زیستبومشناختی، تغییرات انسانی در محیطزیست میتواند هم مثبت و هم منفی باشد و به افزایش و همچنین کاهش تنوع زیستی منجر شود. باستانشناسی و انسانشناسی محیطهای انسان-ساخت به شناسایی شیوههای سنتی مدیریت چشمانداز، و بهمثابه عاملی مهم در توسعه و حفظ تنوع زیستبومشناختی در بسیاری از مناطق جهان منجر شدهاست. محیطهای انسان-ساخت، همچنین شواهد و مدارک جوامع گذشته را در خود دارند؛ رژیم خوراکی، شیوههای معیشتی، سازماندهی کار، سازمان اجتماعی، الگوهای استقرار و باورها، همگی بخشی از رابطهی مردم و محیط آنها هستند و بنابراین برخی آثار باستانشناختی را در چشمانداز برجای میگذارند. باستان مردمشناسی(Ethnoarchaeology)، باستان جانورشناسی(Zooarchaeology)، باستان گیاهشناسی(Archaeobotany) و باستان زمینشناسی(Geoarchaeology) و اخیراً باستان زمین مردمشناسی (Geoethnoarchaeology) زیرشاخههای روششناختی هستند که بیشتر در مطالعهی محیطهای انسان-ساخت مورد استفاده قرار میگیرند. اینها حوزههایی دانشی و تخصصی هستند که برای مطالعهی برهمکنشهای انسان و محیطزیست، آنگونه که از طریق تأثیرات جوامع انسانی بر حیوانات، گیاهان، خاکها و اشکال زمین دیدهمیشوند، مناسبتر هستند.
محیطهای انسان-ساخت، محیطهای تغییریافتهی فرهنگی یا چشماندازهای تغییریافته توسط انسان نیز نامیده میشوند. تغییرات در محیطزیست، چه جزئی و چه عمیق، در هر کجا جوامع انسانی یافت شوند، بهطور فراگیر وجود داشتهاست. بنابراین در دنیای امروزی و مدرن همهی محیطها تا آنجا که دستخوش سکونت انسان شدهباشند، اساساً تعییر و تحول یافتهاند. با اینحال و در عمل، باستانشناسان معمولاً محیطهای انسان-ساخت را بهمثابه محیطهایی در نظرمیگیرند که تغییرات قابل اندازهگیری در ابعاد زیستبومشناختی، مانند تنوع گیاهی و جانوری یا حاصلخیزی خاک را نشان میدهند که میتوان آنها را به تغییرات انسانی نسبت داد. گرایش غربیها به دیدن محیط و جوامع انسانی بهمثابه مقولههای کاملا جداگانه (دوگانگی طبیعت/فرهنگ)، تعریف محیطهای انسان-ساخت را دشوار میکند. زبان انگلیسی و فلسفهی غربی انسانها را متمایز از بافت و زمینه زیستبومشناختی تعریف میکنند، اما مطالعهی محیطهای انسان-ساخت مستلزم به رسمیتشناختن انسانها بهمثابه بخشی از محیط، و جزیی مهم در اکوسیستم است. محیطهای انسان-ساخت نتیجهی دیالکتیک بین جوامع انسانی و بافت و زمینهی آنها، تجلی فیزیکی شبکه درهمتنیدهی روابط بین انسانها، چشمانداز آنها و سایر گونههای جانوری و گیاهی و است. مطالعهی باستانشناختی محیطهای انسان-ساخت بر سه گونهی رایج برهمکنش انسان با محیطزیست متمرکز است: تأثیرات بر گیاهان، تأثیرات بر جانوران، و تغییر خاکها و اشکال زمین.
اگرچه محیطهای انسان-ساخت، به یک معنا، «ساختهی دست بشر» هستند، اما رابطهی بین مردم و محیطهایشان پیچیدهتر و ظریفتر از آن چیزی است که نشان دادهمیشود.
محیطهای انسان-ساخت، در اصل، چشماندازهای رویدادپذیر(Contingent Landscapes) هستند. چشماندازها تاریخچهی استفاده و تغییر گذشته را منعکس میکنند، و استفادهها و تغییرات کنونی بر انتخابهای نسلهای قبلی وابسته و متکی است. درک اساسی این نکته که همهی مردم در چشماندازهای رویدادپذیر زندگی می کنند، برای درک مشکلات زیستمحیطی دنیای امروز و مدرن بسیار مهم، بنیادی و حیاتی است...
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚واژنامه، مفاهیم و فرهنگ واژگان
🔍باستانشناسی و محیطهای انسان-ساخت
Archaeology and Anthropogenic Environments
📝ترجمه و تلخیص: شهسان شهابی
اصطلاح «محیط انسان-ساخت»(Anthropogenic Environment) از نظر ریشهشناسی(Etymology) به محیطی اشاره دارد که توسط انسان ایجاد شدهاست؛ اما مطالعهی باستانشناختیِ محیط انسان-ساخت در وهله نخست به همتطوری جوامع انسانی و چشماندازهای(Landscapes) آنها، یعنی دیالکتیک بین زیستبومشناختی و جامعه میپردازد. محیطهای انسان-ساخت بهمثابه محل تلاقی فرهنگ و زیستبومشناختی، پیشینهی مهمی از تأثیرات انسانی گذشته بر محیط زیست ارائه میدهند، همان جنبهایی از باستانشناسی که برای زمینهسازی مشکلات زیستمحیطی کنونی بسیار حیاتی است. از دیدگاه زیستبومشناختی، تغییرات انسانی در محیطزیست میتواند هم مثبت و هم منفی باشد و به افزایش و همچنین کاهش تنوع زیستی منجر شود. باستانشناسی و انسانشناسی محیطهای انسان-ساخت به شناسایی شیوههای سنتی مدیریت چشمانداز، و بهمثابه عاملی مهم در توسعه و حفظ تنوع زیستبومشناختی در بسیاری از مناطق جهان منجر شدهاست. محیطهای انسان-ساخت، همچنین شواهد و مدارک جوامع گذشته را در خود دارند؛ رژیم خوراکی، شیوههای معیشتی، سازماندهی کار، سازمان اجتماعی، الگوهای استقرار و باورها، همگی بخشی از رابطهی مردم و محیط آنها هستند و بنابراین برخی آثار باستانشناختی را در چشمانداز برجای میگذارند. باستان مردمشناسی(Ethnoarchaeology)، باستان جانورشناسی(Zooarchaeology)، باستان گیاهشناسی(Archaeobotany) و باستان زمینشناسی(Geoarchaeology) و اخیراً باستان زمین مردمشناسی (Geoethnoarchaeology) زیرشاخههای روششناختی هستند که بیشتر در مطالعهی محیطهای انسان-ساخت مورد استفاده قرار میگیرند. اینها حوزههایی دانشی و تخصصی هستند که برای مطالعهی برهمکنشهای انسان و محیطزیست، آنگونه که از طریق تأثیرات جوامع انسانی بر حیوانات، گیاهان، خاکها و اشکال زمین دیدهمیشوند، مناسبتر هستند.
محیطهای انسان-ساخت، محیطهای تغییریافتهی فرهنگی یا چشماندازهای تغییریافته توسط انسان نیز نامیده میشوند. تغییرات در محیطزیست، چه جزئی و چه عمیق، در هر کجا جوامع انسانی یافت شوند، بهطور فراگیر وجود داشتهاست. بنابراین در دنیای امروزی و مدرن همهی محیطها تا آنجا که دستخوش سکونت انسان شدهباشند، اساساً تعییر و تحول یافتهاند. با اینحال و در عمل، باستانشناسان معمولاً محیطهای انسان-ساخت را بهمثابه محیطهایی در نظرمیگیرند که تغییرات قابل اندازهگیری در ابعاد زیستبومشناختی، مانند تنوع گیاهی و جانوری یا حاصلخیزی خاک را نشان میدهند که میتوان آنها را به تغییرات انسانی نسبت داد. گرایش غربیها به دیدن محیط و جوامع انسانی بهمثابه مقولههای کاملا جداگانه (دوگانگی طبیعت/فرهنگ)، تعریف محیطهای انسان-ساخت را دشوار میکند. زبان انگلیسی و فلسفهی غربی انسانها را متمایز از بافت و زمینه زیستبومشناختی تعریف میکنند، اما مطالعهی محیطهای انسان-ساخت مستلزم به رسمیتشناختن انسانها بهمثابه بخشی از محیط، و جزیی مهم در اکوسیستم است. محیطهای انسان-ساخت نتیجهی دیالکتیک بین جوامع انسانی و بافت و زمینهی آنها، تجلی فیزیکی شبکه درهمتنیدهی روابط بین انسانها، چشمانداز آنها و سایر گونههای جانوری و گیاهی و است. مطالعهی باستانشناختی محیطهای انسان-ساخت بر سه گونهی رایج برهمکنش انسان با محیطزیست متمرکز است: تأثیرات بر گیاهان، تأثیرات بر جانوران، و تغییر خاکها و اشکال زمین.
اگرچه محیطهای انسان-ساخت، به یک معنا، «ساختهی دست بشر» هستند، اما رابطهی بین مردم و محیطهایشان پیچیدهتر و ظریفتر از آن چیزی است که نشان دادهمیشود.
محیطهای انسان-ساخت، در اصل، چشماندازهای رویدادپذیر(Contingent Landscapes) هستند. چشماندازها تاریخچهی استفاده و تغییر گذشته را منعکس میکنند، و استفادهها و تغییرات کنونی بر انتخابهای نسلهای قبلی وابسته و متکی است. درک اساسی این نکته که همهی مردم در چشماندازهای رویدادپذیر زندگی می کنند، برای درک مشکلات زیستمحیطی دنیای امروز و مدرن بسیار مهم، بنیادی و حیاتی است...
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology