آدمها بعداز 30 سالگی خیلی کمتر به موزیکهای جدید گوش میدهند، دوستان جدید انتخاب نمیکنند و بیشتر با دوستان قدیمیشان میمانند!
به این تغییرات در روانشناسی "ثابت شدن سلیقه" میگویند
📚 @Academic_Library
به این تغییرات در روانشناسی "ثابت شدن سلیقه" میگویند
📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
🔹تعریف جامعه ی دریده
جامعه دریده جامعه ای است که در آن همه پرده ها و حجب و حیا کنار رفته و افراد به نام مدرن و امروزی بودن
هر رفتاری را بی هیچ شرم و خجالتی انجام می دهند.
با نگاهی به کامنت هایی که زیر پست های افراد سرشناسی که به هر دلیلی با آنها مخالف هستند بیندازیم با حجمی از وقاحت و دریده گی مواجه می شویم
رکیک ترین فحش ها و توهین به شخصی که صرفا بازیکن فلان تیمی است که ایشان دوست ندارند، یا رکیک ترین فحش ها و نثار کردن چیزم به ... به بازیگری که مثلا پوشش او مورد پسند او نیست
یا کمی قیافه معمولی و چاقی دارد.
یا تبلیغ علنی فاحشگی، و تن فروشی با گذاشتن شماره و ...
وجه دیگر این دریده گی در خیابان ها خود را نشان می دهد.
با کوچکترین نزاع و بحثی در خیابان هر دو منازعه چشم ها را بسته و دهان را تا بناگوش باز کرده
و الفاظ رکیک و کثافت درونشان را بیرون می ریرند.
بدون اینکه کوچکترین توجهی داشته باشند که اینجا مکانی عمومی است و ممکن است شنیدن این کلمات باعث آزار عده ای سود.
جامعه دریده جامعه ای است که در مترو و بی آر تی، نوجوان و جوان (که هدفون در گوشش فرو کرده و صدای آن را طوری بلند کرده که باعث آزار دیگران می شود) هنگام سوار شدن فرد پیر یا معلولی در چشم او خیره شده و از جایشان تکان نمی خورند.
جامعه دریده جامعه ای است که در آن پدر و مادر جرات نمی کند به بچه نوجوان خود بگوید که تا ساعت سه صبح در فضای مجازی و تلگرام چه میکند
و چرا درس ت روز به روز ضعیف تر شده!
جامعه دریده جامعه ای است که در آن به ریش سفید، خرفت و پیری گفته می شود.
جامعه دریده، جامعه ای است که در آن کلاه برداری، دو رویی و شارلاتانیسم زرنگی و موفق بودن به شمار می رود.
#فرهاد_قنبری
📚 @Academic_Library
🔹تعریف جامعه ی دریده
جامعه دریده جامعه ای است که در آن همه پرده ها و حجب و حیا کنار رفته و افراد به نام مدرن و امروزی بودن
هر رفتاری را بی هیچ شرم و خجالتی انجام می دهند.
با نگاهی به کامنت هایی که زیر پست های افراد سرشناسی که به هر دلیلی با آنها مخالف هستند بیندازیم با حجمی از وقاحت و دریده گی مواجه می شویم
رکیک ترین فحش ها و توهین به شخصی که صرفا بازیکن فلان تیمی است که ایشان دوست ندارند، یا رکیک ترین فحش ها و نثار کردن چیزم به ... به بازیگری که مثلا پوشش او مورد پسند او نیست
یا کمی قیافه معمولی و چاقی دارد.
یا تبلیغ علنی فاحشگی، و تن فروشی با گذاشتن شماره و ...
وجه دیگر این دریده گی در خیابان ها خود را نشان می دهد.
با کوچکترین نزاع و بحثی در خیابان هر دو منازعه چشم ها را بسته و دهان را تا بناگوش باز کرده
و الفاظ رکیک و کثافت درونشان را بیرون می ریرند.
بدون اینکه کوچکترین توجهی داشته باشند که اینجا مکانی عمومی است و ممکن است شنیدن این کلمات باعث آزار عده ای سود.
جامعه دریده جامعه ای است که در مترو و بی آر تی، نوجوان و جوان (که هدفون در گوشش فرو کرده و صدای آن را طوری بلند کرده که باعث آزار دیگران می شود) هنگام سوار شدن فرد پیر یا معلولی در چشم او خیره شده و از جایشان تکان نمی خورند.
جامعه دریده جامعه ای است که در آن پدر و مادر جرات نمی کند به بچه نوجوان خود بگوید که تا ساعت سه صبح در فضای مجازی و تلگرام چه میکند
و چرا درس ت روز به روز ضعیف تر شده!
جامعه دریده جامعه ای است که در آن به ریش سفید، خرفت و پیری گفته می شود.
جامعه دریده، جامعه ای است که در آن کلاه برداری، دو رویی و شارلاتانیسم زرنگی و موفق بودن به شمار می رود.
#فرهاد_قنبری
📚 @Academic_Library
زمانی که گاندی به بریتانیا رفت
روزنامه نگاری از او پرسید؛
چرا لباسی را پوشیده اید که بدن شما را کامل نمیپوشاند؟
گاندی پاسخ داد: چون من نماینده مردمی برهنه و گرسنه هستم ...
📚 @Academic_Library
روزنامه نگاری از او پرسید؛
چرا لباسی را پوشیده اید که بدن شما را کامل نمیپوشاند؟
گاندی پاسخ داد: چون من نماینده مردمی برهنه و گرسنه هستم ...
📚 @Academic_Library
👍1
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭﻗﻢ ﻃﻠﺒﻪ ﺑﻮﺩﻡ. ﺑﻌﻠﺖ ﺧﺎﻣﯽ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻡ که ﻓﻘﻂ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ، ﺑﺎﻓﻀﯿﻠﺖ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﺎ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺪﻡ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻗﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﯿﺮ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ، ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻁ ﺍﺻﻠﯽ می داﻧﺴﺘﻢ، ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ ﻓﺮﻗﻪ های ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻫﻢ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﯾﺎﻓﺖ می شود.
ﭘﺲ ﺍﺯﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﻭﺍﻗﻒ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻫﺴﺖ، ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ، ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ، ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﮑﺎﻥ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﺭﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺷﻠﻮﻍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺮﯼ ﺯﺩﻡ. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﮐﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ.
ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺎﮐﻢ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ. ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺎﮐﺖ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺖ ﺩﻧﺪﺍﻧﭙﺰﺷﮑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﻣﺎﻧﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺮ ﺑﺪﻫﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ که ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ،
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻣﻌﺘﻘﺪﻡ ...
📕 گردش ایام
✍🏻 #خلیل_رفاهی
🛑 کتابهایی که نمیخواهند شما بخوانید 👇
https://telegram.me/Academic_Library/20380
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭﻗﻢ ﻃﻠﺒﻪ ﺑﻮﺩﻡ. ﺑﻌﻠﺖ ﺧﺎﻣﯽ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻡ که ﻓﻘﻂ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ، ﺑﺎﻓﻀﯿﻠﺖ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﺎ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺪﻡ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻗﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﯿﺮ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ، ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻁ ﺍﺻﻠﯽ می داﻧﺴﺘﻢ، ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ ﻓﺮﻗﻪ های ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻫﻢ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﯾﺎﻓﺖ می شود.
ﭘﺲ ﺍﺯﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﻭﺍﻗﻒ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻫﺴﺖ، ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ، ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ، ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﮑﺎﻥ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﺭﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺷﻠﻮﻍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺮﯼ ﺯﺩﻡ. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﮐﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ.
ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺎﮐﻢ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ. ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺎﮐﺖ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺖ ﺩﻧﺪﺍﻧﭙﺰﺷﮑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﻣﺎﻧﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺮ ﺑﺪﻫﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ که ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ،
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻣﻌﺘﻘﺪﻡ ...
📕 گردش ایام
✍🏻 #خلیل_رفاهی
🛑 کتابهایی که نمیخواهند شما بخوانید 👇
https://telegram.me/Academic_Library/20380
🔺نه ژاپنی ها نابغه اند
و نه ما کند ذهنیم !!
تنها تفاوت ما و آنها در این است که؛
آنها فرد شکست خورده را تشویق میکنند تا موفق شود، ولی ما با فرد موفق میجنگیم تا شکست بخورد ...!
📚 @Academic_Library
و نه ما کند ذهنیم !!
تنها تفاوت ما و آنها در این است که؛
آنها فرد شکست خورده را تشویق میکنند تا موفق شود، ولی ما با فرد موفق میجنگیم تا شکست بخورد ...!
📚 @Academic_Library
👍1
نوشته توی اين دو عكس من افسرده ام ، افسردگی چهره ندارد ، افسردگی هميشه به معنی گوش دادن به موزيک غمگين و گريه كردن نيست! مثل سرماخوردگي يا استخوان شكسته، مشخص نيست ...
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
هیچ وقت باورمان نمی شود که
شاید آنقدر که بقیه به چشم ما مهم اند،
ما برایشان مهم نباشیم!
#گراهام_گرین
📚 @Academic_Library
شاید آنقدر که بقیه به چشم ما مهم اند،
ما برایشان مهم نباشیم!
#گراهام_گرین
📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
چرا اينقدر سخت " كَنده " ميشيم؟
در خانه ای که پنج سال پیش زندگی می کردم یک اشکال کوچک برقی وجود داشت که وقتی برق آشپزخانه خاموش می شد، ماشین لباسشویی هم خاموش میشد...
در خانه دیگری که یک سال پیش زندگی می کردم ، پشت در ورودی یک جاکلیدی چوبی آویزان بود که وقتی می آمدم داخل کلیدم را داخلش می گذاشتم....
حدود یک سال در این خانه ی فعلی کیسه فریزر را می گذاشتم داخل سومین کشو از کابینت... اینبار حین خرید از فروشگاه کیسه فریزری خریدم که پشتش چسب دوطرفه داشت و چسباندمش یک گوشه به دیوار... برای راحتی استفاده... که راحت کنده شود .... لازم نباشد فکر کنی که کجاست... دنبالش نگردی و هروقت خواستی از پرفراژش به سادگی جدا کنی...
تمام این چند روز را قبل از اینکه سراغش بروم اول کشوی سوم را باز کردم... هی تکرار شد و این تکرار عصبی ام می کرد.
خواستم دوباره از دیوار جدا کنم اش و بگذارم توی کشوی سوم که یادم افتاد هنوز وقتی ماشین لباسشویی روشن است برق آشپزخانه را خاموش نمی کنم...
ناخوداگاه اکثر دفعاتی که وارد خانه می شوم دست می برم به سمت جاکلیدی ای که وجود ندارد... و چندین و چند مورد مشابه که ماندن ذهنم در گذشته و تکرار یک عادت را مدام یادم می اندازد...
می دانم نصب دوباره جاکلیدی همانجا پشت در راهش نیست... بی فایده است... یا برگرداندن تمام کیسه فریزرها توی کشو، راهکاری برای من و آدم هایی شبیه من نیست...
چون ما به راحتی از گذشته جدا نمی شویم... ساده نمی شود کندمان... بی پرفراژیم... می چسبیم به گذشته و اتفاق های زشت و زیبای تمام شده اش... به آدم های رفته اش... به افکار کهنه شده اش و به اشتباه شبیه آن روزها رفتارمان را تکرار می کنیم... تکرار می کنیم... اشتباه می کنیم... می فهمیم اشتباه کرده ایم...عصبی می شویم... بغض می کنیم... بعد دوباره اشتباه می کنیم... فقط دلیلش همین است... ساده کنده نمی شویم!
#فاطمه_شاهبگلو
📚 @Academic_Library
چرا اينقدر سخت " كَنده " ميشيم؟
در خانه ای که پنج سال پیش زندگی می کردم یک اشکال کوچک برقی وجود داشت که وقتی برق آشپزخانه خاموش می شد، ماشین لباسشویی هم خاموش میشد...
در خانه دیگری که یک سال پیش زندگی می کردم ، پشت در ورودی یک جاکلیدی چوبی آویزان بود که وقتی می آمدم داخل کلیدم را داخلش می گذاشتم....
حدود یک سال در این خانه ی فعلی کیسه فریزر را می گذاشتم داخل سومین کشو از کابینت... اینبار حین خرید از فروشگاه کیسه فریزری خریدم که پشتش چسب دوطرفه داشت و چسباندمش یک گوشه به دیوار... برای راحتی استفاده... که راحت کنده شود .... لازم نباشد فکر کنی که کجاست... دنبالش نگردی و هروقت خواستی از پرفراژش به سادگی جدا کنی...
تمام این چند روز را قبل از اینکه سراغش بروم اول کشوی سوم را باز کردم... هی تکرار شد و این تکرار عصبی ام می کرد.
خواستم دوباره از دیوار جدا کنم اش و بگذارم توی کشوی سوم که یادم افتاد هنوز وقتی ماشین لباسشویی روشن است برق آشپزخانه را خاموش نمی کنم...
ناخوداگاه اکثر دفعاتی که وارد خانه می شوم دست می برم به سمت جاکلیدی ای که وجود ندارد... و چندین و چند مورد مشابه که ماندن ذهنم در گذشته و تکرار یک عادت را مدام یادم می اندازد...
می دانم نصب دوباره جاکلیدی همانجا پشت در راهش نیست... بی فایده است... یا برگرداندن تمام کیسه فریزرها توی کشو، راهکاری برای من و آدم هایی شبیه من نیست...
چون ما به راحتی از گذشته جدا نمی شویم... ساده نمی شود کندمان... بی پرفراژیم... می چسبیم به گذشته و اتفاق های زشت و زیبای تمام شده اش... به آدم های رفته اش... به افکار کهنه شده اش و به اشتباه شبیه آن روزها رفتارمان را تکرار می کنیم... تکرار می کنیم... اشتباه می کنیم... می فهمیم اشتباه کرده ایم...عصبی می شویم... بغض می کنیم... بعد دوباره اشتباه می کنیم... فقط دلیلش همین است... ساده کنده نمی شویم!
#فاطمه_شاهبگلو
📚 @Academic_Library
نگذارید گوشهایتان
گواه چیزی باشد
که چشمهایتان ندیده،
نگذارید زبانتان چیزی
را بگوید که
قلبتان باور نکرده،
صادقانه زندگی کنید.
#الهی_قمشه_ای
📚 @Academic_Library
گواه چیزی باشد
که چشمهایتان ندیده،
نگذارید زبانتان چیزی
را بگوید که
قلبتان باور نکرده،
صادقانه زندگی کنید.
#الهی_قمشه_ای
📚 @Academic_Library
خوزه موخیکا رئيس جمهور سابق اروگوئه به فقیرترین رئیس جمهور دنیا مشهور است!
او نود درصد حقوق خود را به خيريه ها اهدا می كند، این تصویر او در صف انتظار یک بيمارستان عمومى است!
📚 @Academic_Library
او نود درصد حقوق خود را به خيريه ها اهدا می كند، این تصویر او در صف انتظار یک بيمارستان عمومى است!
📚 @Academic_Library
جامعه ای که ،
مردانگی را در خشونت
شادی را هرزگی
دزدی را زرنگی!
و دروغ و ریا را پیشه زندگی خویش قرار داده تا آزادی و تمدن راه درازی در پیش دارد ....
📚 @Academic_Library
مردانگی را در خشونت
شادی را هرزگی
دزدی را زرنگی!
و دروغ و ریا را پیشه زندگی خویش قرار داده تا آزادی و تمدن راه درازی در پیش دارد ....
📚 @Academic_Library
#تا_انتها_بخوانید 📚
«وقتی که الاغ شدم»
تابستان سال ۱۳۸۹ بود. در حال رانندگی بودم حواسم نبود، یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت هی الاغ حواست کجاست.
همانطور با سرعت رفت پشت چراغ قرمز ایستاد.
چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم . شیشههای هر دو تامون پائین بود. یواشکی از کنارچشماش به من نگاه میکرد.
منم مستقیم بهش نگاه کردم و گفتم :
آقا میدونستی الاغ ماده هست و خرها، نر هستند. تو باید به من میگفتی خر.
دوم اینکه اگه من الاغم، حتما تو هم حضرت سلیمان هستی چون الان داری زبان الاغها رو میفهمی که باهات صحبت میکنم.
سوم اینکه اصلا حواسم به تو نبود تو عالم خودم بودم. یک لبخندی زد و سه بار گفت معذرت میخوام.
منم تو ماشین شکلات داشتم براش پرت کردم تو ماشینش. با اشاره اون ، هر دو تا کناری ایستادیم و الان که با هم دوستیم یادمون نمیره که یک الاغ ما رو با هم آشنا کرد.
این ماجرا میخواد بگه که کلمه ای در زبان انگلیسی هست به نام reactive یعنی واکنش. و کلمه دیگری هست به نام creative یعنی خلاقیت.
اگر دقت کنیم با جا به جائی حرف cc یک واکنش تبدیل میشه به یک خلاقیت. یعنی میشد این موضوع تبدیل شه به یک دعوای خیابانی که آخرش هم منجر میشد به آشتی.
هم وقتمون رو میگرفت هم هزینه ساز بود.
رئیسم میگفت وقتی آخرش تو کلانتری باهم آشتی میکنیم چرا الان آشتی نکنیم. میلیونها انسان در جنگ جهانی دوم کشته شدن ولی امروز کل اروپا هوای هم رو دارن و متحدن.
۱- آخر هر جنگی صلحه
۲- عاقل کسی است که از تهدید فرصت میسازه ما هر دو تامون عاقل بودیم
۳- فحش دادن دلیل کسانی است که حق با آنها نیست
۴- وقتی کسی عصبانیت میکنه یعنی تونسته برتو چیره بشه!
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
«وقتی که الاغ شدم»
تابستان سال ۱۳۸۹ بود. در حال رانندگی بودم حواسم نبود، یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت هی الاغ حواست کجاست.
همانطور با سرعت رفت پشت چراغ قرمز ایستاد.
چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم . شیشههای هر دو تامون پائین بود. یواشکی از کنارچشماش به من نگاه میکرد.
منم مستقیم بهش نگاه کردم و گفتم :
آقا میدونستی الاغ ماده هست و خرها، نر هستند. تو باید به من میگفتی خر.
دوم اینکه اگه من الاغم، حتما تو هم حضرت سلیمان هستی چون الان داری زبان الاغها رو میفهمی که باهات صحبت میکنم.
سوم اینکه اصلا حواسم به تو نبود تو عالم خودم بودم. یک لبخندی زد و سه بار گفت معذرت میخوام.
منم تو ماشین شکلات داشتم براش پرت کردم تو ماشینش. با اشاره اون ، هر دو تا کناری ایستادیم و الان که با هم دوستیم یادمون نمیره که یک الاغ ما رو با هم آشنا کرد.
این ماجرا میخواد بگه که کلمه ای در زبان انگلیسی هست به نام reactive یعنی واکنش. و کلمه دیگری هست به نام creative یعنی خلاقیت.
اگر دقت کنیم با جا به جائی حرف cc یک واکنش تبدیل میشه به یک خلاقیت. یعنی میشد این موضوع تبدیل شه به یک دعوای خیابانی که آخرش هم منجر میشد به آشتی.
هم وقتمون رو میگرفت هم هزینه ساز بود.
رئیسم میگفت وقتی آخرش تو کلانتری باهم آشتی میکنیم چرا الان آشتی نکنیم. میلیونها انسان در جنگ جهانی دوم کشته شدن ولی امروز کل اروپا هوای هم رو دارن و متحدن.
۱- آخر هر جنگی صلحه
۲- عاقل کسی است که از تهدید فرصت میسازه ما هر دو تامون عاقل بودیم
۳- فحش دادن دلیل کسانی است که حق با آنها نیست
۴- وقتی کسی عصبانیت میکنه یعنی تونسته برتو چیره بشه!
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
👍1
تنهایی چیز خوبیست ، اما شما نیاز به کسی دارید که این راز را با او در میان بگذارید!
📕 تابستان غم انگیز ساموئل
✍🏻 #جی_پی_دانلیوی
📚 @Academic_Library
📕 تابستان غم انگیز ساموئل
✍🏻 #جی_پی_دانلیوی
📚 @Academic_Library