این پسر جوان ایسکوه که توی مالاگا بازی میکرد و اون توپ جمع کن کوچولو براهیم دیاز. حالا هر دو توی رئال مادرید بازی میکنن.
به آرزوهات لبخند بزن!
📚 @Academic_Library
به آرزوهات لبخند بزن!
📚 @Academic_Library
در روزهای آخر زندگی دارایی مفید ما همینقدره ؛
این کشوها آخرین دارایی های ساکنین آسایشگاه سالمندان کهریزک بودند،
که بعد از مرگشون توسط عکاسی به نام میثم محفوظ تصویر برداری شدند.
📚 @Academic_Library
این کشوها آخرین دارایی های ساکنین آسایشگاه سالمندان کهریزک بودند،
که بعد از مرگشون توسط عکاسی به نام میثم محفوظ تصویر برداری شدند.
📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚
شب سردی بود
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه.» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد... ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه. تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد... راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد : «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم.»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر. من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى. اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى. جون بچههات بگير.» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...
هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نيست.
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
شب سردی بود
پيرزن بيرون ميوهفروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مىخريدند. شاگرد ميوهفروش، تُند تُند پاكتهاى ميوه را داخل ماشين مشترىها مىگذاشت و انعام مىگرفت.
پيرزن با خودش فكر مىكرد چه مىشد او هم مىتوانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديكتر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوههاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالمترهاشو ببرم خونه.» مىتوانست قسمتهاى خراب ميوهها را جدا كند و بقيه را به بچههايش بدهد... هم اسراف نمىشد و هم بچههايش شاد مىشدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد... ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه. تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوهفروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترىها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد... راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد : «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم.»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر. من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به همنوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام گذاشتن به همه آنها بىهيچ توقعى. اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى. جون بچههات بگير.» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوهها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مىكرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...
هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نيست.
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
👍1👌1
🔴به گزارش مرکز آمار ایران:
هشتاد درصد ایرانی ها حتی یکبار هم سینما نرفته اند
نود درصد ایرانی ها حتی یکبار هم تئاتر نرفته اند
سی و دو درصد ایرانی ها می گویند در یکسال اخیر به موسیقی گوش نکرده اند
چهل درصد ایرانی ها می گویند هیچ کتاب غیردرسی نخوانده اند/ ایسنا
📚 @Academic_Library
هشتاد درصد ایرانی ها حتی یکبار هم سینما نرفته اند
نود درصد ایرانی ها حتی یکبار هم تئاتر نرفته اند
سی و دو درصد ایرانی ها می گویند در یکسال اخیر به موسیقی گوش نکرده اند
چهل درصد ایرانی ها می گویند هیچ کتاب غیردرسی نخوانده اند/ ایسنا
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گیف قطعا حالتون رو خوب میکنه.
حیوانات در حال دفاع از عزیزاشون ...
ولی ما چرا به هم نوع خودمون رحم نمیکنیم؟!
📚 @Academic_Library
حیوانات در حال دفاع از عزیزاشون ...
ولی ما چرا به هم نوع خودمون رحم نمیکنیم؟!
📚 @Academic_Library
هر روز صبح در آفریقا آهویی از خواب بیدار می شود که می داند باید از شیر تندتر بدود و گرنه طعمه او می شود و شیری که می داند باید از آهو تندتر بدود و گرنه از گرسنگی خواهد مُرد ...
مهم نیست شیر باشی یا آهو ... مهم این است که با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن کنی ...
👤 #نلسون_ماندلا
📚 @Academic_Library
مهم نیست شیر باشی یا آهو ... مهم این است که با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن کنی ...
👤 #نلسون_ماندلا
📚 @Academic_Library
اون ریگی که تو کفشتونه
آخرش شما رو از پا میندازه،
نه اون قله کوهی
که میخواین ازش بالا برید!
17 ژانویه زادروز محمدعلی کلی بهترین بوکسور سنگین وزن تاریخ و محبوبترین چهره ورزشی قرن
📚 @Academic_Library
آخرش شما رو از پا میندازه،
نه اون قله کوهی
که میخواین ازش بالا برید!
17 ژانویه زادروز محمدعلی کلی بهترین بوکسور سنگین وزن تاریخ و محبوبترین چهره ورزشی قرن
📚 @Academic_Library
استالین در دفترش در حال کشیدن پیپ بود که منشی اش گفت: شخصی میخواهد شما را ببیند و میگوید پیشگو است
استالین دستور داد اعدامش کنند و گفت: این شیاد چرا اعدامش را پیش بینی نکرده بود؟
📚 @Academic_Library
استالین دستور داد اعدامش کنند و گفت: این شیاد چرا اعدامش را پیش بینی نکرده بود؟
📚 @Academic_Library
در روسیه دستگاه هایی وجود دارد که بعد از برف بازی می توان دستان خود را با آن گرم کرد!
دو محفظه نیز در پایین دستگاه برای کودکان تعبیه شده است.
📚 @Academic_Library
دو محفظه نیز در پایین دستگاه برای کودکان تعبیه شده است.
📚 @Academic_Library
هرکسی که ملاقات میکنید در حال جنگ در میدانی است که شما هیچ چیز دربارهاش نمیدانید.
“مهربان باشید. همیشه.”
📚 @Academic_Library
“مهربان باشید. همیشه.”
📚 @Academic_Library
پول مانند حس ششم است که در صورت نبود آن، دیگر حواس پنجگانه به خوبی کار نمیکنند ...
#سامرست_موام
📚 @Academic_Library
#سامرست_موام
📚 @Academic_Library
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم...
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!!
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود...
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...!
دوستش کنجاوانه پرسید : دیگه چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!
☑️ هیچ کس کامل نیست ...!
📚 @Academic_Library
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم...
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!!
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود...
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...!
دوستش کنجاوانه پرسید : دیگه چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!
☑️ هیچ کس کامل نیست ...!
📚 @Academic_Library
محبت زیادی
همیشه آدم ها را خراب میکنه
گاهی آدم ها میروند
نه برای اینکه
دلیلی برای ماندن ندارند
بلکه آنقدر کوچک اند که
تحمل حجم بالای محبت تو را ندارن ...
#اوریانا_فالاچی
📚 @Academic_Library
همیشه آدم ها را خراب میکنه
گاهی آدم ها میروند
نه برای اینکه
دلیلی برای ماندن ندارند
بلکه آنقدر کوچک اند که
تحمل حجم بالای محبت تو را ندارن ...
#اوریانا_فالاچی
📚 @Academic_Library
در کشاکش تمام سختیها
و کم آوردنهایی که زندگی
برایمان رقم میزند،
هیچگاه اسیرِ عظمت
درد و غم مباش؛
که خدای تو
از تمام آنچه که دلت را
آزرده، بزرگتر است ...
📚 @Academic_Library
و کم آوردنهایی که زندگی
برایمان رقم میزند،
هیچگاه اسیرِ عظمت
درد و غم مباش؛
که خدای تو
از تمام آنچه که دلت را
آزرده، بزرگتر است ...
📚 @Academic_Library
❤1