نیکوکاری، تقسیم استخوان با سگی است که تو نیز به اندازهی آن گرسنه باشی ...
#جک_لندن
📚 @Academic_Library
#جک_لندن
📚 @Academic_Library
انشای پسر بچه آلمانی به پدر رفتگرش: پدر من ميفهمم
که باشرف است آنکس که #انسان باشد و بين آشغال ها نان پيداکند،
تا آنکس که آشغال باشد و بين انسانها نان پيدا کند.
اين متن برنده جايزه در آلمان شد.
📚 @Academic_Library
که باشرف است آنکس که #انسان باشد و بين آشغال ها نان پيداکند،
تا آنکس که آشغال باشد و بين انسانها نان پيدا کند.
اين متن برنده جايزه در آلمان شد.
📚 @Academic_Library
برخی آدمها به یک دلیل
از مسیر زندگی ما میگذرند
تا به ما درسهایی بیاموزند ؛
که اگر میماندند هرگز
یاد نمی گرفتیم ...!
#خسرو_شکیبایی
📚 @Academic_Library
از مسیر زندگی ما میگذرند
تا به ما درسهایی بیاموزند ؛
که اگر میماندند هرگز
یاد نمی گرفتیم ...!
#خسرو_شکیبایی
📚 @Academic_Library
فلسفه نامگذاری روز ولنتاين :
«ولنتاين» نام كشيشی بوده كه مخفيانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد، زيرا فرمانروای روم بنام كلوديس دوم، بر اين باور بوده كه سربازی در جنگ خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد.
كلوديوس به قدری سنگدل بود كه هيچكس جرأت كمک به ازدواج سربازان را نداشت.
ولی كشيشی به نام ولنتاين، مخفيانه عقد سربازان رومی رو با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار شده و دستور میدهد كه ولنتاين را به زندان انداخته و به جرم جاری كردن عقد او را اعدام كنند.
از آن زمان در كشور های غربی روز 14 فوريه را روز ولنتاين (روز عشاق يا روز عشق ورزی) نامیده و آن روز را جشن می گيرند.
📚 @Academic_Library
«ولنتاين» نام كشيشی بوده كه مخفيانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد، زيرا فرمانروای روم بنام كلوديس دوم، بر اين باور بوده كه سربازی در جنگ خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد.
كلوديوس به قدری سنگدل بود كه هيچكس جرأت كمک به ازدواج سربازان را نداشت.
ولی كشيشی به نام ولنتاين، مخفيانه عقد سربازان رومی رو با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار شده و دستور میدهد كه ولنتاين را به زندان انداخته و به جرم جاری كردن عقد او را اعدام كنند.
از آن زمان در كشور های غربی روز 14 فوريه را روز ولنتاين (روز عشاق يا روز عشق ورزی) نامیده و آن روز را جشن می گيرند.
📚 @Academic_Library
بخاطر سه چیز دیگران را
مسخره نکنید:
1- چهره
2 - پدر و مادر
3- زادگاه
چون انسان ها هیچ حق
انتخابی در مورد آنها ندارند.
📚 @Academic_Library
مسخره نکنید:
1- چهره
2 - پدر و مادر
3- زادگاه
چون انسان ها هیچ حق
انتخابی در مورد آنها ندارند.
📚 @Academic_Library
یه مسلمان، یه یهودی، یه مسیحی و یه آتئیست به یه کافی شاپ رفتن. اونها صحبت کردن، خندیدند، نوشیدن و دوستای خوبی برای هم شدن!
این یه جوک نبود؛ این اتفاق میفته وقتی احمق نباشیم.
📚 @Academic_Library
این یه جوک نبود؛ این اتفاق میفته وقتی احمق نباشیم.
📚 @Academic_Library
#تا_انتها_بخوانید 📚
چند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به یک خانم او پشت تریبون فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت:
"Thanks charls"
هیچکس منظور وی را متوجه نشد. و در همه اذهان فقط یک سوال بود: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت نوبل فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟
مدتی بعد اپرا وینفری میزبان وی در اپراشو بود و از وی خواست منظورش را از بیان این جمله بگوید و چارلز را به جهانیان معرفی کند.
پاسخ تکان دهنده بود و حیرت انگیز. وی با لبخندی گفت: سالها پیش من زنی بودم که سواد دبیرستانی داشتم. خانه دار، الکلی و مادر 3 کودک که هر 3 کمتر از 7 سال سن داشتند.
همسرم هم الکلی و بسیار هوسباز بود بطوریکه هر شب بایک زن به خانه می آمد و گاه با چند زن که جلوی چشم بچه هایم مواد مصرف میکردند و....
ومن از ترس از دست دادن همسرم نه تنها به او اعتراضی نمیکردم بلکه همپای او و دوستانش میشدم.
از فرزندانم به قدری غافل بودم که اگر دلسوزی همسایه ها نبود هیچکدام زنده نمیماندند. تا اینکه..... یک روز همسرم مرا ترک کرد. بی هیچ توضیحی. و من تاامروز نمیدانم که کجا رفت و چرا. ولی یک واقعیت عریان جلوی چشمم بود. ....من زنی بودم که هنوز 30 سالم نشده بود. الکلی و منحرف بودم. 3فرزند و یک خانه اجاره ای داشتم و هیچ توانایی برای اداره زندگی نداشتم.
روزها گذشت تا اینکه به خاطر نداشتن پول کافی مجبور به ترک الکل شدم و در کمال تعجب دیدم چقدر حالم بهتر است. به مرور کاری کوچک پیدا کرده و خودم زندگی خود و بچه هایم را اداره کردم......بچه ها به شدت احساس خوشبختی میکردند و من تازه میفهمیدم درحق آنها چه ظلمی کرده ام. وقتی دیدم بچه هایم با چه لذتی درس میخوانند و با من همکاری میکنند تا مبادا روزهای سیاه بازگردند منهم شروع به درس خواندن کردم و...
امروز نوبل در دستان من است. همان دستانی که روزگاری نه چندان دور از مصرف الکل رعشه داشت و هرگز نوازشی نثار کودکانش نکرد......اگر همسرم مرا ترک نمیکرد هرگز به توانایی هایم پی نمی بردم. چون من ذاتا انسانی تنبل و وابسته بودم.
اپرا پرسید: پس چارلز کی وارد زندگی ات شد و چگونه کمکت کرد؟
زن پاسخ داد: چارلز همسر من بود.
این ماهستیم که باید نقش ورقهای دستمان را تعیین کنیم. به راحتی میتوان برگ برنده را تبدیل به بازنده یا برگ بازنده را تبدیل به برگ برنده نمود.
☑️بعضی اوقات با رفتن بعضیها میتوان فردای بهتری ساخت؛
مهم این است که برگها در دست کیست.
📚 @Academic_Library
چند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به یک خانم او پشت تریبون فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت:
"Thanks charls"
هیچکس منظور وی را متوجه نشد. و در همه اذهان فقط یک سوال بود: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت نوبل فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟
مدتی بعد اپرا وینفری میزبان وی در اپراشو بود و از وی خواست منظورش را از بیان این جمله بگوید و چارلز را به جهانیان معرفی کند.
پاسخ تکان دهنده بود و حیرت انگیز. وی با لبخندی گفت: سالها پیش من زنی بودم که سواد دبیرستانی داشتم. خانه دار، الکلی و مادر 3 کودک که هر 3 کمتر از 7 سال سن داشتند.
همسرم هم الکلی و بسیار هوسباز بود بطوریکه هر شب بایک زن به خانه می آمد و گاه با چند زن که جلوی چشم بچه هایم مواد مصرف میکردند و....
ومن از ترس از دست دادن همسرم نه تنها به او اعتراضی نمیکردم بلکه همپای او و دوستانش میشدم.
از فرزندانم به قدری غافل بودم که اگر دلسوزی همسایه ها نبود هیچکدام زنده نمیماندند. تا اینکه..... یک روز همسرم مرا ترک کرد. بی هیچ توضیحی. و من تاامروز نمیدانم که کجا رفت و چرا. ولی یک واقعیت عریان جلوی چشمم بود. ....من زنی بودم که هنوز 30 سالم نشده بود. الکلی و منحرف بودم. 3فرزند و یک خانه اجاره ای داشتم و هیچ توانایی برای اداره زندگی نداشتم.
روزها گذشت تا اینکه به خاطر نداشتن پول کافی مجبور به ترک الکل شدم و در کمال تعجب دیدم چقدر حالم بهتر است. به مرور کاری کوچک پیدا کرده و خودم زندگی خود و بچه هایم را اداره کردم......بچه ها به شدت احساس خوشبختی میکردند و من تازه میفهمیدم درحق آنها چه ظلمی کرده ام. وقتی دیدم بچه هایم با چه لذتی درس میخوانند و با من همکاری میکنند تا مبادا روزهای سیاه بازگردند منهم شروع به درس خواندن کردم و...
امروز نوبل در دستان من است. همان دستانی که روزگاری نه چندان دور از مصرف الکل رعشه داشت و هرگز نوازشی نثار کودکانش نکرد......اگر همسرم مرا ترک نمیکرد هرگز به توانایی هایم پی نمی بردم. چون من ذاتا انسانی تنبل و وابسته بودم.
اپرا پرسید: پس چارلز کی وارد زندگی ات شد و چگونه کمکت کرد؟
زن پاسخ داد: چارلز همسر من بود.
این ماهستیم که باید نقش ورقهای دستمان را تعیین کنیم. به راحتی میتوان برگ برنده را تبدیل به بازنده یا برگ بازنده را تبدیل به برگ برنده نمود.
☑️بعضی اوقات با رفتن بعضیها میتوان فردای بهتری ساخت؛
مهم این است که برگها در دست کیست.
📚 @Academic_Library
👍1
- خانم "الف" به بانک میرود. نوبت میگیرد. شمارهاش ۱۳۵ است.
همانجا دوستش را میبیند که سه ساعت زود تر از او آمده و دو شماره در دستش دارد. یکی ۲۴ و یکی ۲۵. شماره ۲۵ را از او میگیرد و کارش را زود تر از ۱۱۰ نفر دیگر انجام میدهد و خوشحال بانک را ترک میکند.
- آقای "ب" راننده تاکسی است.
هر روز دقایقی را فریاد میزند تا مسافرانش تکمیل شده و حرکت کند. امروز باران شدیدی میآمد.
آقای "ب" کسی را سوار نمیکرد و میگفت که فقط دربست میرود.
- خانم "پ" پنجره را باز میکند و زیرسفرهای را داخل کوچه میتکاند.
- آقای "ت" در اتوبان میبیند که همهی ماشینها در ترافیک سنگینی هستند. وارد شانهی خاکی میشود و از چند صد نفر جلو میزند و بعد به داخل صف ماشینها میآید.
- خانم "ث" فروشنده است. کیفی میفروشد با قیمت ۲۰ هزار تومان. توریستی از همه جا بیخبر میآید که کیف را بخرد. قیمت را می پرسد. در جواب میشنود: ۶۰ هزار تومان.
- آقای "ج" کارمند است. در ساعتی که اوج کار است و مراجعین صف کشیدهاند، در اتاقش را بسته، چایی میریزد و مینشیند کنار همکارش هرهر میخندد.
یک لحظه با خودتان رو راست باشید و بپذیرید که همهی ما به اندازه "توانمان" متجاوزیم و دیکتاتور و ضایع کنندهی حق دیگران.
حالا شما بیا و این مردمی که تجاوز به حق دیگری را هر روز و هر روز تمرین میکنند بگذار به عنوان مسئول یک کشور. اختلاس، دزدی و سواستفاده، طبیعی ترین نتیجهی ممکن خواهد بود.
پس از این حجم از دزدی ها دیگر تعجب نکنید. مسئولین از هوا نازل نشده اند
#رضا_مقصودی
📚 @Academic_Library
همانجا دوستش را میبیند که سه ساعت زود تر از او آمده و دو شماره در دستش دارد. یکی ۲۴ و یکی ۲۵. شماره ۲۵ را از او میگیرد و کارش را زود تر از ۱۱۰ نفر دیگر انجام میدهد و خوشحال بانک را ترک میکند.
- آقای "ب" راننده تاکسی است.
هر روز دقایقی را فریاد میزند تا مسافرانش تکمیل شده و حرکت کند. امروز باران شدیدی میآمد.
آقای "ب" کسی را سوار نمیکرد و میگفت که فقط دربست میرود.
- خانم "پ" پنجره را باز میکند و زیرسفرهای را داخل کوچه میتکاند.
- آقای "ت" در اتوبان میبیند که همهی ماشینها در ترافیک سنگینی هستند. وارد شانهی خاکی میشود و از چند صد نفر جلو میزند و بعد به داخل صف ماشینها میآید.
- خانم "ث" فروشنده است. کیفی میفروشد با قیمت ۲۰ هزار تومان. توریستی از همه جا بیخبر میآید که کیف را بخرد. قیمت را می پرسد. در جواب میشنود: ۶۰ هزار تومان.
- آقای "ج" کارمند است. در ساعتی که اوج کار است و مراجعین صف کشیدهاند، در اتاقش را بسته، چایی میریزد و مینشیند کنار همکارش هرهر میخندد.
یک لحظه با خودتان رو راست باشید و بپذیرید که همهی ما به اندازه "توانمان" متجاوزیم و دیکتاتور و ضایع کنندهی حق دیگران.
حالا شما بیا و این مردمی که تجاوز به حق دیگری را هر روز و هر روز تمرین میکنند بگذار به عنوان مسئول یک کشور. اختلاس، دزدی و سواستفاده، طبیعی ترین نتیجهی ممکن خواهد بود.
پس از این حجم از دزدی ها دیگر تعجب نکنید. مسئولین از هوا نازل نشده اند
#رضا_مقصودی
📚 @Academic_Library
و گفت: عبادت ده جزء است؛ نه جزء گريختن از خلق است و يك جزء خاموشی ...
📕 تذكرة الاولياء
✍🏻 #عطار
📚 @Academic_Library
📕 تذكرة الاولياء
✍🏻 #عطار
📚 @Academic_Library
اون دنیا هم باز مال اون هاست
چون برای ثواب کردن هم پول لازمه
ما اگر یک روز کار نکنیم باید سر بی شام زمین بگذاریم. ﺍونها اگر یک شب تفریح نکنند ، دنیا را به هم میزنند!
۲۸ بهمن ماه زادروز صادق هدایت از پیشگامان داستاننویسی نوین ایران گرامی
📚 @Academic_Library
چون برای ثواب کردن هم پول لازمه
ما اگر یک روز کار نکنیم باید سر بی شام زمین بگذاریم. ﺍونها اگر یک شب تفریح نکنند ، دنیا را به هم میزنند!
۲۸ بهمن ماه زادروز صادق هدایت از پیشگامان داستاننویسی نوین ایران گرامی
📚 @Academic_Library
به یاد ماندنی ترین آدمها در زندگیتان کسانی هستند ک دوستتان داشتهاند،
هنگامی که خیلی دوست داشتنی نبودهاید ... (مثل پدر و مادر)
📚 @Academic_Library
هنگامی که خیلی دوست داشتنی نبودهاید ... (مثل پدر و مادر)
📚 @Academic_Library
کسی که کتاب میخواند هزاران زندگی را
قبل از مرگش زندگی میکند !
کسی که هرگز کتاب نمیخواند ،
فقط یک بار زندگی میکند ...
#جورج_آرمارتین
📚 @Academic_Library
قبل از مرگش زندگی میکند !
کسی که هرگز کتاب نمیخواند ،
فقط یک بار زندگی میکند ...
#جورج_آرمارتین
📚 @Academic_Library
برنامهریزی، پشتکار و 10 سال تلاش، در نهایت شما را تبدیل به کسی میکند که همه فکر میکنند "یک شبه" موفق شده است ...!
👤 #بیز_استون
✍🏻 بنیانگذار توییتر
📚 @Academic_Library
👤 #بیز_استون
✍🏻 بنیانگذار توییتر
📚 @Academic_Library
آدم یکبار که بیشتر عمر نمی کند، یکبار هم بیشتر نمی میرد، خوب پس مرگ یکبار شیون هم یکبار. جای آنکه بی حرف و بی صدا مثل خر زیر بار بترکیم؛ بگذار در حالی که داریم برای حق زندگیمان می جنگیم، بمیریم …
📕 پا برهنه ها
✍🏻 #زاهاریا_استانکو
📚 @Academic_Library
📕 پا برهنه ها
✍🏻 #زاهاریا_استانکو
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درحالی که میتوانست، ماشین خود را از حریق نجات دهد؛ نجات یک انسان را مقدم دانست👌
#انسانیت
📚 @Academic_Library
#انسانیت
📚 @Academic_Library
#حکایت 📖
می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت.
چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد.
وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.
چند روز بعد ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا دادبه این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود.
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد .
همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت.
ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم می میرد؟ چرا مزخرف میگی!
و جواب شنید :چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید.
دیگی که می زاید حتما مردن هم دارد.
و این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیب ترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت.
چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد.
وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.
چند روز بعد ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا دادبه این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود.
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد .
همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت.
ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم می میرد؟ چرا مزخرف میگی!
و جواب شنید :چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید.
دیگی که می زاید حتما مردن هم دارد.
و این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیب ترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
صفحه اینستاگرام Caricators با انتشار این تصویر، نوشته:
در دهسال اخیر به ظاهر زنان بیشتر از تفکرشان توجه شده!
زن اگر به راستی میخواهد شأن انسانی خود را داشته باشد، وظیفه دارد از اینکه خود را برای مرد چون بُتی یا لُعبتی بیاراید فاصله بگیرد.
📕 #جنس_دوم
✍🏻 #سیمون_دوبوار
📚 @Academic_Library
در دهسال اخیر به ظاهر زنان بیشتر از تفکرشان توجه شده!
زن اگر به راستی میخواهد شأن انسانی خود را داشته باشد، وظیفه دارد از اینکه خود را برای مرد چون بُتی یا لُعبتی بیاراید فاصله بگیرد.
📕 #جنس_دوم
✍🏻 #سیمون_دوبوار
📚 @Academic_Library
تصویری از بچه های سیستان و بلوچستان در حال بازی بسکتبال
این تصویر را فدراسیون جهانی بسکتبال FIBA در صفحه رسمی خود به اشتراک گذاشته است ...
📚 @Academic_Library
این تصویر را فدراسیون جهانی بسکتبال FIBA در صفحه رسمی خود به اشتراک گذاشته است ...
📚 @Academic_Library