"۲۹ سال پیش در چنین روزی"
در ۱۱ فوریه سال ۱۹۹۰ نلسون ماندلا پس از ۲۷ سال از زندان آزاد شد. او در سخنرانی خود پس از آزادی از زندان آفریقای جنوبی، به هواداران خود گفت:
تفنگها و قمههایتان را به دریا بیندازید.
او با این منش انسانی مانع بروز جنگ داخلی در آفریقای جنوبی شد.
📚 @Academic_Library
در ۱۱ فوریه سال ۱۹۹۰ نلسون ماندلا پس از ۲۷ سال از زندان آزاد شد. او در سخنرانی خود پس از آزادی از زندان آفریقای جنوبی، به هواداران خود گفت:
تفنگها و قمههایتان را به دریا بیندازید.
او با این منش انسانی مانع بروز جنگ داخلی در آفریقای جنوبی شد.
📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚
مسافر تاکسى آهسته روى شونهى راننده زد.
چون ميخواست ازش يه سوال بپرسه.
راننده داد زد، کنترل ماشين رو از دست داد، نزديک بود که بزنه به يه اتوبوس، از جدول کنار خيابون رفت بالا، نزديک بود که چپ کنه، اما کنار يه مغازه توى پياده رو، متوقف شد.
براى چندين ثانيه، هيچ حرفى بين راننده و مسافر رد و بدل نشد.
تا اين که راننده رو به مسافر کرد و گفت:
هى مرد! ديگه هيچ وقت، اين کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندى!
مسافر عذرخواهى کرد و گفت: من نميدونستم که يه ضربهى کوچولو، آنقدر تو رو ميترسونه.
راننده جواب داد: واقعاً تقصير تو نيست، امروز اولين روزيه که به عنوان يه رانندهى تاکسى، دارم کار ميكنم،
آخه من ۲۵ سال، راننده ماشين نعش کش بودم …
«گاه آنچنان به تکرارهاى زندگى عادت ميکنيم، که فراموش ميکنيم جور ديگر هم ميتوان بود»
📚 @Academic_Library
مسافر تاکسى آهسته روى شونهى راننده زد.
چون ميخواست ازش يه سوال بپرسه.
راننده داد زد، کنترل ماشين رو از دست داد، نزديک بود که بزنه به يه اتوبوس، از جدول کنار خيابون رفت بالا، نزديک بود که چپ کنه، اما کنار يه مغازه توى پياده رو، متوقف شد.
براى چندين ثانيه، هيچ حرفى بين راننده و مسافر رد و بدل نشد.
تا اين که راننده رو به مسافر کرد و گفت:
هى مرد! ديگه هيچ وقت، اين کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندى!
مسافر عذرخواهى کرد و گفت: من نميدونستم که يه ضربهى کوچولو، آنقدر تو رو ميترسونه.
راننده جواب داد: واقعاً تقصير تو نيست، امروز اولين روزيه که به عنوان يه رانندهى تاکسى، دارم کار ميكنم،
آخه من ۲۵ سال، راننده ماشين نعش کش بودم …
«گاه آنچنان به تکرارهاى زندگى عادت ميکنيم، که فراموش ميکنيم جور ديگر هم ميتوان بود»
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جالبه بدونید که: روزمرگی به عنوان یک بیماری" شناخته شده است" که به مرگ احساسات معروفه.
روزمرگی چیزی نیست جز تکرار روزها بدونِ هیچ امید ...
📚 @Academic_Library
روزمرگی چیزی نیست جز تکرار روزها بدونِ هیچ امید ...
📚 @Academic_Library
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که: خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
☑️ آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.
#جرج_برناردشاو
📚 @Academic_Library
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که: خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
☑️ آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.
#جرج_برناردشاو
📚 @Academic_Library
یکی از تدارکات جالب پلیس انگلیس "پرده تصادف" برای مسدود کردن منظره تصادفات است، از این پرده در بزرگراه ها و محل حوادث استفاده میکنند ...
#فرهنگ
📚 @Academic_Library
#فرهنگ
📚 @Academic_Library
مرز زیبا و جالب سه کشور برزیل آرژانتین و پاراگوئه بدون هیچ سیم خاردار و نگهبانی !
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر کدام از ما
۱ نفر از ۷ میلیارد انسان بر رویِ
۱ سیاره از ۸ سیاره در مدارِ
۱ ستاره از ۳۰۰ میلیارد ستاره در
۱ کهکشان از ۲۰۰۰ میلیارد کهکشان
در کیهان هستیم!
پس غرور و خودبزرگبینی را کنار بگذاریم ...
📚 @Academic_Library
۱ نفر از ۷ میلیارد انسان بر رویِ
۱ سیاره از ۸ سیاره در مدارِ
۱ ستاره از ۳۰۰ میلیارد ستاره در
۱ کهکشان از ۲۰۰۰ میلیارد کهکشان
در کیهان هستیم!
پس غرور و خودبزرگبینی را کنار بگذاریم ...
📚 @Academic_Library
نصب تندیس پیرمرد امانت دار زنجانی که ۴۵ سال از این دوچرخه که بهش سپرده بودن، امانت داری کرد و دو ماه قبل از دنیا رفت.
این پیرمـــرد معروف زنجانی نزدیک به ۴۵ سال، هر روز هنگام باز کردن مغازه، دوچرخه ای را که به امانت به او سپرده شده بود، در کنار درب مغازه میگذاشت به امید اینکه روزی از صاحب آن خبری شود 👌
+ کاش برای سالهای بعد، درسی از این اسطوره امانت به کتابهای درسی اضافه شود تا آموزش پاکی و صداقت برای فرزندان سرزمینمان باشد🙏
📚 @Academic_Library
این پیرمـــرد معروف زنجانی نزدیک به ۴۵ سال، هر روز هنگام باز کردن مغازه، دوچرخه ای را که به امانت به او سپرده شده بود، در کنار درب مغازه میگذاشت به امید اینکه روزی از صاحب آن خبری شود 👌
+ کاش برای سالهای بعد، درسی از این اسطوره امانت به کتابهای درسی اضافه شود تا آموزش پاکی و صداقت برای فرزندان سرزمینمان باشد🙏
📚 @Academic_Library
نیکوکاری، تقسیم استخوان با سگی است که تو نیز به اندازهی آن گرسنه باشی ...
#جک_لندن
📚 @Academic_Library
#جک_لندن
📚 @Academic_Library
انشای پسر بچه آلمانی به پدر رفتگرش: پدر من ميفهمم
که باشرف است آنکس که #انسان باشد و بين آشغال ها نان پيداکند،
تا آنکس که آشغال باشد و بين انسانها نان پيدا کند.
اين متن برنده جايزه در آلمان شد.
📚 @Academic_Library
که باشرف است آنکس که #انسان باشد و بين آشغال ها نان پيداکند،
تا آنکس که آشغال باشد و بين انسانها نان پيدا کند.
اين متن برنده جايزه در آلمان شد.
📚 @Academic_Library
برخی آدمها به یک دلیل
از مسیر زندگی ما میگذرند
تا به ما درسهایی بیاموزند ؛
که اگر میماندند هرگز
یاد نمی گرفتیم ...!
#خسرو_شکیبایی
📚 @Academic_Library
از مسیر زندگی ما میگذرند
تا به ما درسهایی بیاموزند ؛
که اگر میماندند هرگز
یاد نمی گرفتیم ...!
#خسرو_شکیبایی
📚 @Academic_Library
فلسفه نامگذاری روز ولنتاين :
«ولنتاين» نام كشيشی بوده كه مخفيانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد، زيرا فرمانروای روم بنام كلوديس دوم، بر اين باور بوده كه سربازی در جنگ خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد.
كلوديوس به قدری سنگدل بود كه هيچكس جرأت كمک به ازدواج سربازان را نداشت.
ولی كشيشی به نام ولنتاين، مخفيانه عقد سربازان رومی رو با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار شده و دستور میدهد كه ولنتاين را به زندان انداخته و به جرم جاری كردن عقد او را اعدام كنند.
از آن زمان در كشور های غربی روز 14 فوريه را روز ولنتاين (روز عشاق يا روز عشق ورزی) نامیده و آن روز را جشن می گيرند.
📚 @Academic_Library
«ولنتاين» نام كشيشی بوده كه مخفيانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد، زيرا فرمانروای روم بنام كلوديس دوم، بر اين باور بوده كه سربازی در جنگ خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد.
كلوديوس به قدری سنگدل بود كه هيچكس جرأت كمک به ازدواج سربازان را نداشت.
ولی كشيشی به نام ولنتاين، مخفيانه عقد سربازان رومی رو با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلوديوس دوم از اين جريان خبردار شده و دستور میدهد كه ولنتاين را به زندان انداخته و به جرم جاری كردن عقد او را اعدام كنند.
از آن زمان در كشور های غربی روز 14 فوريه را روز ولنتاين (روز عشاق يا روز عشق ورزی) نامیده و آن روز را جشن می گيرند.
📚 @Academic_Library
بخاطر سه چیز دیگران را
مسخره نکنید:
1- چهره
2 - پدر و مادر
3- زادگاه
چون انسان ها هیچ حق
انتخابی در مورد آنها ندارند.
📚 @Academic_Library
مسخره نکنید:
1- چهره
2 - پدر و مادر
3- زادگاه
چون انسان ها هیچ حق
انتخابی در مورد آنها ندارند.
📚 @Academic_Library
یه مسلمان، یه یهودی، یه مسیحی و یه آتئیست به یه کافی شاپ رفتن. اونها صحبت کردن، خندیدند، نوشیدن و دوستای خوبی برای هم شدن!
این یه جوک نبود؛ این اتفاق میفته وقتی احمق نباشیم.
📚 @Academic_Library
این یه جوک نبود؛ این اتفاق میفته وقتی احمق نباشیم.
📚 @Academic_Library
#تا_انتها_بخوانید 📚
چند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به یک خانم او پشت تریبون فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت:
"Thanks charls"
هیچکس منظور وی را متوجه نشد. و در همه اذهان فقط یک سوال بود: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت نوبل فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟
مدتی بعد اپرا وینفری میزبان وی در اپراشو بود و از وی خواست منظورش را از بیان این جمله بگوید و چارلز را به جهانیان معرفی کند.
پاسخ تکان دهنده بود و حیرت انگیز. وی با لبخندی گفت: سالها پیش من زنی بودم که سواد دبیرستانی داشتم. خانه دار، الکلی و مادر 3 کودک که هر 3 کمتر از 7 سال سن داشتند.
همسرم هم الکلی و بسیار هوسباز بود بطوریکه هر شب بایک زن به خانه می آمد و گاه با چند زن که جلوی چشم بچه هایم مواد مصرف میکردند و....
ومن از ترس از دست دادن همسرم نه تنها به او اعتراضی نمیکردم بلکه همپای او و دوستانش میشدم.
از فرزندانم به قدری غافل بودم که اگر دلسوزی همسایه ها نبود هیچکدام زنده نمیماندند. تا اینکه..... یک روز همسرم مرا ترک کرد. بی هیچ توضیحی. و من تاامروز نمیدانم که کجا رفت و چرا. ولی یک واقعیت عریان جلوی چشمم بود. ....من زنی بودم که هنوز 30 سالم نشده بود. الکلی و منحرف بودم. 3فرزند و یک خانه اجاره ای داشتم و هیچ توانایی برای اداره زندگی نداشتم.
روزها گذشت تا اینکه به خاطر نداشتن پول کافی مجبور به ترک الکل شدم و در کمال تعجب دیدم چقدر حالم بهتر است. به مرور کاری کوچک پیدا کرده و خودم زندگی خود و بچه هایم را اداره کردم......بچه ها به شدت احساس خوشبختی میکردند و من تازه میفهمیدم درحق آنها چه ظلمی کرده ام. وقتی دیدم بچه هایم با چه لذتی درس میخوانند و با من همکاری میکنند تا مبادا روزهای سیاه بازگردند منهم شروع به درس خواندن کردم و...
امروز نوبل در دستان من است. همان دستانی که روزگاری نه چندان دور از مصرف الکل رعشه داشت و هرگز نوازشی نثار کودکانش نکرد......اگر همسرم مرا ترک نمیکرد هرگز به توانایی هایم پی نمی بردم. چون من ذاتا انسانی تنبل و وابسته بودم.
اپرا پرسید: پس چارلز کی وارد زندگی ات شد و چگونه کمکت کرد؟
زن پاسخ داد: چارلز همسر من بود.
این ماهستیم که باید نقش ورقهای دستمان را تعیین کنیم. به راحتی میتوان برگ برنده را تبدیل به بازنده یا برگ بازنده را تبدیل به برگ برنده نمود.
☑️بعضی اوقات با رفتن بعضیها میتوان فردای بهتری ساخت؛
مهم این است که برگها در دست کیست.
📚 @Academic_Library
چند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به یک خانم او پشت تریبون فقط یک جمله بسيار کوتاه گفت:
"Thanks charls"
هیچکس منظور وی را متوجه نشد. و در همه اذهان فقط یک سوال بود: چارلز کیست؟ مگر چقدر به این زن کمک کرده که بابت دریافت نوبل فقط از او تشکر کرده و نامش را می آورد؟
مدتی بعد اپرا وینفری میزبان وی در اپراشو بود و از وی خواست منظورش را از بیان این جمله بگوید و چارلز را به جهانیان معرفی کند.
پاسخ تکان دهنده بود و حیرت انگیز. وی با لبخندی گفت: سالها پیش من زنی بودم که سواد دبیرستانی داشتم. خانه دار، الکلی و مادر 3 کودک که هر 3 کمتر از 7 سال سن داشتند.
همسرم هم الکلی و بسیار هوسباز بود بطوریکه هر شب بایک زن به خانه می آمد و گاه با چند زن که جلوی چشم بچه هایم مواد مصرف میکردند و....
ومن از ترس از دست دادن همسرم نه تنها به او اعتراضی نمیکردم بلکه همپای او و دوستانش میشدم.
از فرزندانم به قدری غافل بودم که اگر دلسوزی همسایه ها نبود هیچکدام زنده نمیماندند. تا اینکه..... یک روز همسرم مرا ترک کرد. بی هیچ توضیحی. و من تاامروز نمیدانم که کجا رفت و چرا. ولی یک واقعیت عریان جلوی چشمم بود. ....من زنی بودم که هنوز 30 سالم نشده بود. الکلی و منحرف بودم. 3فرزند و یک خانه اجاره ای داشتم و هیچ توانایی برای اداره زندگی نداشتم.
روزها گذشت تا اینکه به خاطر نداشتن پول کافی مجبور به ترک الکل شدم و در کمال تعجب دیدم چقدر حالم بهتر است. به مرور کاری کوچک پیدا کرده و خودم زندگی خود و بچه هایم را اداره کردم......بچه ها به شدت احساس خوشبختی میکردند و من تازه میفهمیدم درحق آنها چه ظلمی کرده ام. وقتی دیدم بچه هایم با چه لذتی درس میخوانند و با من همکاری میکنند تا مبادا روزهای سیاه بازگردند منهم شروع به درس خواندن کردم و...
امروز نوبل در دستان من است. همان دستانی که روزگاری نه چندان دور از مصرف الکل رعشه داشت و هرگز نوازشی نثار کودکانش نکرد......اگر همسرم مرا ترک نمیکرد هرگز به توانایی هایم پی نمی بردم. چون من ذاتا انسانی تنبل و وابسته بودم.
اپرا پرسید: پس چارلز کی وارد زندگی ات شد و چگونه کمکت کرد؟
زن پاسخ داد: چارلز همسر من بود.
این ماهستیم که باید نقش ورقهای دستمان را تعیین کنیم. به راحتی میتوان برگ برنده را تبدیل به بازنده یا برگ بازنده را تبدیل به برگ برنده نمود.
☑️بعضی اوقات با رفتن بعضیها میتوان فردای بهتری ساخت؛
مهم این است که برگها در دست کیست.
📚 @Academic_Library
👍1
- خانم "الف" به بانک میرود. نوبت میگیرد. شمارهاش ۱۳۵ است.
همانجا دوستش را میبیند که سه ساعت زود تر از او آمده و دو شماره در دستش دارد. یکی ۲۴ و یکی ۲۵. شماره ۲۵ را از او میگیرد و کارش را زود تر از ۱۱۰ نفر دیگر انجام میدهد و خوشحال بانک را ترک میکند.
- آقای "ب" راننده تاکسی است.
هر روز دقایقی را فریاد میزند تا مسافرانش تکمیل شده و حرکت کند. امروز باران شدیدی میآمد.
آقای "ب" کسی را سوار نمیکرد و میگفت که فقط دربست میرود.
- خانم "پ" پنجره را باز میکند و زیرسفرهای را داخل کوچه میتکاند.
- آقای "ت" در اتوبان میبیند که همهی ماشینها در ترافیک سنگینی هستند. وارد شانهی خاکی میشود و از چند صد نفر جلو میزند و بعد به داخل صف ماشینها میآید.
- خانم "ث" فروشنده است. کیفی میفروشد با قیمت ۲۰ هزار تومان. توریستی از همه جا بیخبر میآید که کیف را بخرد. قیمت را می پرسد. در جواب میشنود: ۶۰ هزار تومان.
- آقای "ج" کارمند است. در ساعتی که اوج کار است و مراجعین صف کشیدهاند، در اتاقش را بسته، چایی میریزد و مینشیند کنار همکارش هرهر میخندد.
یک لحظه با خودتان رو راست باشید و بپذیرید که همهی ما به اندازه "توانمان" متجاوزیم و دیکتاتور و ضایع کنندهی حق دیگران.
حالا شما بیا و این مردمی که تجاوز به حق دیگری را هر روز و هر روز تمرین میکنند بگذار به عنوان مسئول یک کشور. اختلاس، دزدی و سواستفاده، طبیعی ترین نتیجهی ممکن خواهد بود.
پس از این حجم از دزدی ها دیگر تعجب نکنید. مسئولین از هوا نازل نشده اند
#رضا_مقصودی
📚 @Academic_Library
همانجا دوستش را میبیند که سه ساعت زود تر از او آمده و دو شماره در دستش دارد. یکی ۲۴ و یکی ۲۵. شماره ۲۵ را از او میگیرد و کارش را زود تر از ۱۱۰ نفر دیگر انجام میدهد و خوشحال بانک را ترک میکند.
- آقای "ب" راننده تاکسی است.
هر روز دقایقی را فریاد میزند تا مسافرانش تکمیل شده و حرکت کند. امروز باران شدیدی میآمد.
آقای "ب" کسی را سوار نمیکرد و میگفت که فقط دربست میرود.
- خانم "پ" پنجره را باز میکند و زیرسفرهای را داخل کوچه میتکاند.
- آقای "ت" در اتوبان میبیند که همهی ماشینها در ترافیک سنگینی هستند. وارد شانهی خاکی میشود و از چند صد نفر جلو میزند و بعد به داخل صف ماشینها میآید.
- خانم "ث" فروشنده است. کیفی میفروشد با قیمت ۲۰ هزار تومان. توریستی از همه جا بیخبر میآید که کیف را بخرد. قیمت را می پرسد. در جواب میشنود: ۶۰ هزار تومان.
- آقای "ج" کارمند است. در ساعتی که اوج کار است و مراجعین صف کشیدهاند، در اتاقش را بسته، چایی میریزد و مینشیند کنار همکارش هرهر میخندد.
یک لحظه با خودتان رو راست باشید و بپذیرید که همهی ما به اندازه "توانمان" متجاوزیم و دیکتاتور و ضایع کنندهی حق دیگران.
حالا شما بیا و این مردمی که تجاوز به حق دیگری را هر روز و هر روز تمرین میکنند بگذار به عنوان مسئول یک کشور. اختلاس، دزدی و سواستفاده، طبیعی ترین نتیجهی ممکن خواهد بود.
پس از این حجم از دزدی ها دیگر تعجب نکنید. مسئولین از هوا نازل نشده اند
#رضا_مقصودی
📚 @Academic_Library
و گفت: عبادت ده جزء است؛ نه جزء گريختن از خلق است و يك جزء خاموشی ...
📕 تذكرة الاولياء
✍🏻 #عطار
📚 @Academic_Library
📕 تذكرة الاولياء
✍🏻 #عطار
📚 @Academic_Library