کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
در قرون وسطی در بغداد به کسانی که کتابی رابه عربی ترجمه میکرند اندازه وزن کتاب طلا می‌دادند. در دوره طلایی اسلام مترجمی یکی از ارزشمندترین کارها بود

دورانی که علم بهتر از ثروت بود!

📚 @Academic_Library
داستان درگذشت مهندس #کریم_ساعی، پایه گذار جنگلداری علمی در ایران در سانحه سقوط هواپیما و داستان عجیب آن!

در دوران نوجوانی، از آنجا که خواهرم و همسرش در شیراز زندگی می‌کردند، زیاد به شیراز می‌رفتم...
یکی از این بارها در بازگشت از شیراز چند دقیقه‌ای به پرواز مانده بود که مردی با کت و شلوار اتوکشیده بالا آمد و رو به مسافران گفت: «مسافران عزیز! من مسئولیتی در سرجنگل‌داری کشور دارم و چند ساعت پیش به من خبر دادند یک هیئت خارجی مهم مرتبط با کارم به تهران آمده‌اند و قصد مذاکره و انعقاد قرارداد دارند و حضور من در این مذاکرات و بازدیدها ضروری است. از طرفی هواپیما هم جای اضافه ندارد. هر‌کس که بلیت خودش را به من بدهد، من همین الان هزینه بلیت برگشت و یک هفته اقامت و تفریح در بهترین هتل شیراز را به او می‌دهم.»
من کتم را روی دستم انداختم، بلند شدم و گفتم: «من بلیتم را به شما می‌دهم، از لطف شما هم ممنونم؛ من خواهرم اینجاست و به هتل و هزینه‌های دیگر احتیاجی ندارم؛ شما به کارتان برسید.» خلاصه هر‌چه آن مرد اصرار کرد، من چیزی قبول نکردم و به منزل خواهرم برگشتم.
چند ساعتی که گذشت، رادیو با قطع برنامه‌های خود اعلام کرد: «هواپیمای حامل تعداد زیادی از هم‌وطنان که از شیراز به تهران در حرکت بود، سقوط کرده و تمام مسافران از جمله مهندس ساعی، رئیس سازمان سرجنگل‌داری کشور و بنیان‌گذار بسیاری از پارک‌ها، باغ‌ها و جنگل‌های کشور کشته شده‌اند.» حالا من برای همیشه تأسف می‌خورم که چرا با دادن بلیت خودم به آن مرد که بعد از مرگش فهمیدم چه خدمات بزرگی به سرسبزی و آبادانی کشور کرده است، باعث شدم کشورم از خدمات او محروم شود و من زنده بمانم.‌

این مطلب خاطره‌ای بود از دکتر محمدابراهیم #باستانی_پاریزی که در آن زمان نوجوان بودند ولی بعدها خودشان نیز یکی از برجسته‌ترین چهره‌های ماندگار در ادبیات و تاریخ کشورمان شدند.

‌ ‌‌‌ ‌‌📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library
ما را مثل عقرب بار آورده‌اند؛ مثل عقرب! ما مردم صبح که سر از بالین ورمی‌داریم تا شب که سر مرگمان را می‌گذاریم، مدام همدیگر را می‌گزیم ...

👤 #محمود_دولت_آبادی

📚 @Academic_Library
طی چهل سال،
عمل و رفتار آدم ها
به من یاد داد که آن ها
میانه ای با عقل ندارند!
دم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را
به آن ها نشان بده،
دلشان را از ترس پر کن،
می بینی که آشفته و سراسیمه از خانه هایشان بیرون می ریزند،
و درهم برهم چنان می دوند که
قلم پایشان بشکند!

ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن،
و به هزار دلیل ثابتش کن،
می بینی که فقط به ریشت می خندند!

📙 زندگی گالیله
✍🏻 #برتولت_برشت

‌ ‌‌‌ ‌‌📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library
این جمله رو باید با طلا نوشت :

کسی رو قضاوت نکنید
فقط برای اینکه گناهانش با
گناه های شما فرق داره ...

📚 @Academic_Library
‏بعضی از انسان‌ها باورهای بزرگ و اراده‌های بزرگ دارند؛ مثل «صابر حسینی» جوان افغانستانی که می‌خواهد دوچرخه‌اش، حامل کتاب برای کودکان باشد نه ابزار جنگ و نفرت پراکنی قومی!
صابر چندین سال است هر هفته با دوچرخه‌ای پر از کتاب به مناطق دورافتاده افغانستان می‌رود تا به کودکان کتاب دهد! ❤️

📚 @Academic_Library
فروختن آب به کسی که در بیابان مانده، کار آسانی است که هر کسی می‌تواند آنرا انجام دهد، اما موفقیت در انتظار کسی است که بتواند به صحرانشینان ماسه بفروشد.

👤 #بیل_گیتس

امروز 28 اکتبر زادروز "ویلیام هنری بیل گیتس سوم" مشهور به "بیل گیتس" کارآفرین، بازرگان، سرمایه‌دار، نیکوکار و بنیانگذار شرکت مایکروسافت است.

📚 @Academic_Library
1
با مشتِ به‌هم‌فشرده، نمی‌توان دست داد!

👤 #ایندرا_گاندی

✍🏻 نخست وزیر، سیاست‌مدار و یکی از برجسته‌ترین و بحث‌برانگیزترین رهبران هند. دختر جواهر لعل نهرو

📚 @Academic_Library
1
#تلنگر 📚

مرد جواني که مي خواست راه معنويت را طي کند به سراغ استاد رفت. استاد خردمند گفت: تا يک سال به هر کسي که به تو حمله کند و دشنام دهد پولي بده.
تا دوازده ماه هر کسي به جوان حمله مي کرد جوان به او پولي ميداد. آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بياموزد.
استاد گفت: به شهر برو و برايم غذا بخر.
همين که مرد رفت استاد خود را به لباس يک گدا در آورد و از راه ميانبر کنار دروازه شهر رفت. وقتي مرد جوان رسيد، استاد شروع کرد به توهين کردن به او.
جوان به گدا گفت: عالي است! يک سال مجبور بودم به هر کسي که به من توهين مي کرد پول بدهم اما حالا مي توانم مجاني فحش بشنوم، بدون آنکه پشيزي خرج کنم.
استاد وقتي صحبت جوان را شنيد رو نشان داده و گفت: براي گام بعدي آماده اي چون ياد گرفتي به روي مشکلات بخندي!
داوينچي مي گويد: مشکلات نمي تواند مرا شکست دهند، هر مشکلي در برابر تصميم قاطع من تسليم مي شود.

📚 @Academic_Library
به یادتان می آورم تا بدانید که
زیباترین منش انسان محبت اوست
پس محبت کنید
چه به دوست چه به دشمن
که محبت دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست..

👤 #کوروش_کبیر

۷ آبان ماه روز کوروش بزرگ
نامگذاری شده است که از دیرباز
دوستداران حقوق بشر بصورت
ملل مشترک المنافع آنرا گرامی میدارند.

روز جهانی کوروش بزرگ گرامی باد🌹

📚 @Academic_Library
👍1

وقتی در مورد دیگران قضاوت میکنید، عمدا دارید به آنها صدمه می‌رسانید. احترام به تفاوت‌ها فراتر از کنار آمدن با دیگران است.


📙 همسر خاموش
✍🏻 #ای_هریسون

📚 @Academic_Library
جالبه بدونید تمام صفاتی که ما به عنوان صفات غیرانسانی میشناسیم ، از هیچ موجودی جز انسان سر نمیزنه!


📚 @Academic_Library
با کسی که
با کتاب ها و قصه ها بزرگ شده از
تنهایی صحبت نکنید،
چون قطعا واسش بی معنیه ...!


📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚

گاوچرانی وارد شهر شد و برای نوشيدن چيزی، كنار یک مهمان‌خانه ايستاد.
بدبختانه، كسانی كه در آن شهر زندگی می‌كردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غريبه‌ها می‌گذاشتند.

وقتی او نوشيدنی‌اش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزديده شده است.
او به كافه برگشت، و ماهرانه اسلحه‌اش را درآورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هيچ نگاهی به سقف يه گلوله شليک كرد و خيلی مقتدرانه فرياد زد:
«كدام يك از شما اسب من رو دزديده؟!»
كسی پاسخی نداد.

«بسيار خوب، من يك نوشیدنی ديگه ميخورم، و تا وقتی آن را تمام می‌كنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام می‌دهم! و اصلن دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!»

بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد، بر طبق حرفش، نوشیدنی ديگری نوشيد، بيرون رفت، و اسبش به سرجايش برگشته بود. اسبش رو زين كرد و آماده‌ی حرکت شد .

كافه چی به آرامی از كافه بيرون آمد و پرسيد: هی رفيق قبل از اينكه بروی بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟

گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه ...!

«آرامش داشته باش و با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتيجه خواهی گرفت»

📚 @Academic_Library
اگر میخواهی ارزش خویش بدانی، بنگر که به چه چیز دل بسته ای ...


#شیخ_بهایی

📚 @Academic_Library
هر کتابی که خواستید اینجا دانلود کنید @BookTop رایگانِ رایگان
هیچکس تا امروز برنامه‌ای برای چاق‌ شدن، شکست خوردن یا احمق بودن ننوشته است، زیرا این چیزها وقتی اتفاق می‌‌افتد که شما برنامه‌ نداشته باشید ...!

#استیو_جابز

📚 @Academic_Library
حرف‌های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می‌کنی وقت رفتن است!
باز هم همان حکایت همیشگی،
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌شود!
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می‌شود!

👤 قیصر امین پور

۸ آبان سالمرگ نویسنده، مدرس دانشگاه و شاعر معاصر ایرانی "قیصر امین‌پور"
روحش شاد🥀

📚 @Academic_Library
‏هيچ قرصی مثل دوستای خوب و هميشگی، حال آدمو خوب نميكنه ...

📚 @Academic_Library
ما هیچ گاه
به امروز برنمی گردیم،
هرچه را لازم است بردارید ...


#آلبرت_هوبارد

📚 @Academic_Library
سوالاتی که نباید از دیگران بپرسیم!

📚 @Academic_Library