هیچ جواهری در دنیا ارزشمندتر از این جملهی فرناندو پسوآ نیست:
کتاب میخوانم چرا که زندگی مرا بس نیست ...
📚 @Academic_Library
کتاب میخوانم چرا که زندگی مرا بس نیست ...
📚 @Academic_Library
ای کاش یک صندلی داشتیم ...
🔰در فیلم آژانس شیشهای «سلحشور» با بازی رضا کیانیان روی صندلی چرخدار آژانس هواپیمایی نشسته بود و «حاج کاظم» با بازی پرویز پرستویی با ژ-3 تو دستش داشت میگفت:«ميدوني يه گردان بره خط ، گروهان برگرده يعني چي؟ ميدوني يه گروهان بره خط ،دسته برگرده يعني چي؟ ميدوني يه دسته بره خط ،نفر برگرده يعني چي؟»
🔰سلحشور نمیدانست. چون جبهه نرفته بود البته به قول خودش جایی که رفته بود کمتر از جبهه نبود. کاش ما جوانها هم یک صندلی چرخدار داشتیم البته بدون ژ-3 و مسؤولین کشور را مثل سلحشور مینشاندیم روی صندلی و به آنها میگفتیم:« میدونی آدم برنامه ریزی میکنه برای خرید خونه اما یک شبِ خونه گرون میشه یعنی چی؟ میدونی پول داری اما نمیتونی خونه بخری یعنی چی؟ میدونی با حقوق 2 میلیونی زندگی کردن یعنی چی؟»
🔰قدیمترها کسانی که تازه وارد مسیر زندگی میشدند برای خود برنامه میریختند که مثلا سه سال بعد از زندگی برای خود خانه بخرند، خانه عوض کنند یا برای راحت زندگی کردند ماشین بخرند اما حالا امشب برای صبح برنامه ریزی کنی با شوک بالا رفتن قیمتها روبرو میشوی.
🔰اگر شب نخری، صبح باید گران تر بخرید. بعد نشستهاند آن بالا که ما اجازه نمیدهیم قیمتها گران شود. به خدا که باید به برخی از مردم که با 2 میلیون یک خانواده 5 نفره را اداره میکنند جایزه نوبل اقتصادی داد.
🔰واقعا مُخ آدم از دیدن برخی قیمتها سوت میکشد. این روزها قیمت خانه در جنوبیترین نقطه تهران با قیمت یک خانه در شمال پایتخت در حدود 2 سال پیش برابر میکند.
🔰کمترین خرید از بازار میوه و ترهبار که قمیتهایش نسبت به مغازهها کمتر است، حدود 100 هزار تومان میشود.
🔰نگویید چرا جوانان ازدواج نمیکنند. نگویید چرا جوانان به سمت اعتیاد یا مسائل دیگر میروند. این وضعیت اقتصادی قطعا بحرانهای اجتماعی به بار خواهد آورد. سرپرست خانواده مجبور است برای مدیرت زندگی خود، سبد خرید خود را کوچک کند. تفریح را خط بزند. مسافرت نرود تا حداقل امور ساده زندگیاش بچرخد.
🔰حاصل این رفتار چیست؟ نوجوان این خانواده به دلیل حذف برخی از خواستههایش توسط خانواده به دنبال جبران آن است و چه چیز ارزانتر از تفریحات ناسالم در این کشور. وقتی قلیان کشیدن تبدیل به تفریح میشود باید تا آخر خط را بخوانیم.
🔰چندی پیش در مترو تهران مردی میانسال میگفت، پسر دبستانیام میپرسید، تو چرا ماشین شاسی بلند نداری؟ چرا نمیتوانی برای من موبایل آیفون بخری؟
🔰مرد راست میگفت. آنقدر فاصله طبقاتی در جامعه زیاد شده است که نسل جدید با خود میپرسد چرا آنها میتوانند و پدر من نمیتواند.
🔰با وضعیت اقتصادی که ساخته شده کم کم باید فاتحه آنهایی که دوست دارند سالم زندگی کنند را بخوانیم. فشار اقتصادی باعث میشود آنها هم متاسفانه مسیر زندگی خود را عوض کنند. در قحطی و جنگ میگویند بخور تا خورده نشوی، بکش تا کشته نشوی.
🔰کاش ما جوانها هم یک صندلی چرخدار داشتیم البته بدون ژ-3 و مسؤولین کشور را مثل سلحشور مینشاندیم روی صندلی و به آنها میگفتیم ...
✍🏻 #مصطفی_داننده
📚 @Academic_Library
🔰در فیلم آژانس شیشهای «سلحشور» با بازی رضا کیانیان روی صندلی چرخدار آژانس هواپیمایی نشسته بود و «حاج کاظم» با بازی پرویز پرستویی با ژ-3 تو دستش داشت میگفت:«ميدوني يه گردان بره خط ، گروهان برگرده يعني چي؟ ميدوني يه گروهان بره خط ،دسته برگرده يعني چي؟ ميدوني يه دسته بره خط ،نفر برگرده يعني چي؟»
🔰سلحشور نمیدانست. چون جبهه نرفته بود البته به قول خودش جایی که رفته بود کمتر از جبهه نبود. کاش ما جوانها هم یک صندلی چرخدار داشتیم البته بدون ژ-3 و مسؤولین کشور را مثل سلحشور مینشاندیم روی صندلی و به آنها میگفتیم:« میدونی آدم برنامه ریزی میکنه برای خرید خونه اما یک شبِ خونه گرون میشه یعنی چی؟ میدونی پول داری اما نمیتونی خونه بخری یعنی چی؟ میدونی با حقوق 2 میلیونی زندگی کردن یعنی چی؟»
🔰قدیمترها کسانی که تازه وارد مسیر زندگی میشدند برای خود برنامه میریختند که مثلا سه سال بعد از زندگی برای خود خانه بخرند، خانه عوض کنند یا برای راحت زندگی کردند ماشین بخرند اما حالا امشب برای صبح برنامه ریزی کنی با شوک بالا رفتن قیمتها روبرو میشوی.
🔰اگر شب نخری، صبح باید گران تر بخرید. بعد نشستهاند آن بالا که ما اجازه نمیدهیم قیمتها گران شود. به خدا که باید به برخی از مردم که با 2 میلیون یک خانواده 5 نفره را اداره میکنند جایزه نوبل اقتصادی داد.
🔰واقعا مُخ آدم از دیدن برخی قیمتها سوت میکشد. این روزها قیمت خانه در جنوبیترین نقطه تهران با قیمت یک خانه در شمال پایتخت در حدود 2 سال پیش برابر میکند.
🔰کمترین خرید از بازار میوه و ترهبار که قمیتهایش نسبت به مغازهها کمتر است، حدود 100 هزار تومان میشود.
🔰نگویید چرا جوانان ازدواج نمیکنند. نگویید چرا جوانان به سمت اعتیاد یا مسائل دیگر میروند. این وضعیت اقتصادی قطعا بحرانهای اجتماعی به بار خواهد آورد. سرپرست خانواده مجبور است برای مدیرت زندگی خود، سبد خرید خود را کوچک کند. تفریح را خط بزند. مسافرت نرود تا حداقل امور ساده زندگیاش بچرخد.
🔰حاصل این رفتار چیست؟ نوجوان این خانواده به دلیل حذف برخی از خواستههایش توسط خانواده به دنبال جبران آن است و چه چیز ارزانتر از تفریحات ناسالم در این کشور. وقتی قلیان کشیدن تبدیل به تفریح میشود باید تا آخر خط را بخوانیم.
🔰چندی پیش در مترو تهران مردی میانسال میگفت، پسر دبستانیام میپرسید، تو چرا ماشین شاسی بلند نداری؟ چرا نمیتوانی برای من موبایل آیفون بخری؟
🔰مرد راست میگفت. آنقدر فاصله طبقاتی در جامعه زیاد شده است که نسل جدید با خود میپرسد چرا آنها میتوانند و پدر من نمیتواند.
🔰با وضعیت اقتصادی که ساخته شده کم کم باید فاتحه آنهایی که دوست دارند سالم زندگی کنند را بخوانیم. فشار اقتصادی باعث میشود آنها هم متاسفانه مسیر زندگی خود را عوض کنند. در قحطی و جنگ میگویند بخور تا خورده نشوی، بکش تا کشته نشوی.
🔰کاش ما جوانها هم یک صندلی چرخدار داشتیم البته بدون ژ-3 و مسؤولین کشور را مثل سلحشور مینشاندیم روی صندلی و به آنها میگفتیم ...
✍🏻 #مصطفی_داننده
📚 @Academic_Library
ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ.
ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.
ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ:
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ. ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﺮﺍ به دﺳﺘﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﺳﭙﺎﺭﻧﺪ.
ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯿﻤﯿﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ.
ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﺭ 70 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ 317 ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ به ناﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﻢ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﻨﯿﺎﺩﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺪ.
ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺟﺎﻧﻮﺭﯼ ﺑﻠﺪ است.
📙 خاطرات جنگ
✍🏻 #رابرت_سانچز
📚 @Academic_Library
ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.
ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ:
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ. ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﺮﺍ به دﺳﺘﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﺳﭙﺎﺭﻧﺪ.
ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯿﻤﯿﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ.
ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﺭ 70 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ 317 ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ به ناﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﻢ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﻨﯿﺎﺩﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺪ.
ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺟﺎﻧﻮﺭﯼ ﺑﻠﺪ است.
📙 خاطرات جنگ
✍🏻 #رابرت_سانچز
📚 @Academic_Library
توی داستان آليس در سرزمين عجايب يه مُربايی هست كه هر روز ميشه خورد، جز امروز...
در واقع اصلا نميشه خورد،
چون هر روز امروزه!
چقدر شبيه زندگی ماهاست!
هیچکاری نمیتونیم بکنیم...
📚 @Academic_Library
در واقع اصلا نميشه خورد،
چون هر روز امروزه!
چقدر شبيه زندگی ماهاست!
هیچکاری نمیتونیم بکنیم...
📚 @Academic_Library
چون بسی ابلیس ِ آدم روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
👤مولانا
۲۶ آذر سالمرگ جلالالدین محمد بلخی معروف به مولانا از مشهورترین شاعرانِ پارسیگویِ ایرانی گرامی 🥀
📸آرامگاه مولانا - قونیه ترکیه
📚 @Academic_Library
پس به هر دستی نشاید داد دست
👤مولانا
۲۶ آذر سالمرگ جلالالدین محمد بلخی معروف به مولانا از مشهورترین شاعرانِ پارسیگویِ ایرانی گرامی 🥀
📸آرامگاه مولانا - قونیه ترکیه
📚 @Academic_Library
پيش بينى عجيب جورج اورول در سال 1949 ميلادى درباره ى آيندگان:
مردم تغييرات نخواهند خواست،آنها حتى اندكى سرشان را از صفحه ى روبروى خود بالا نخواهند آورد تا ببينند چه اتفاقى دارد مى افتد!
📚 @Academic_Library
مردم تغييرات نخواهند خواست،آنها حتى اندكى سرشان را از صفحه ى روبروى خود بالا نخواهند آورد تا ببينند چه اتفاقى دارد مى افتد!
📚 @Academic_Library
با یکی از دوستهام سوار تاکسی شدیم. موقع پیاده شدن دوستم به راننده تاکسی گفت: ممنون آقا، واقعا که رانندگی شما عالیه!
راننده با تعجب گفت: جدی میگی یا اینکه داری منو دست میندازی؟!
دوستم گفت: نه جدی گفتم. خونسردی شما موقع رانندگی در این خیابونهای شلوغ قابل تحسینه. شما خیلی خوب رانندگی میکنین و قوانین را هم رعایت میکنین!
راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد.
از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!
گفت سعی دارم " عشق " را به مردم شهر هدیه کنم! با صحبتهای من اون راننده تاکسی، روز خوشی را پیش رو خواهد داشت. رفتارش با مسافرهاش خوبتر از قبل خواهد بود، مسافرها هم از رفتار خوب راننده انرژی میگیرن و رفتارشون با زیر دستها، فروشندگان، همکاران و اعضای خونواده خوب خواهد بود. به همین ترتیب خوش نیتی و خوش خلقی میون حداقل هزارنفر پخش میشه. من هر روز با افراد زیادی روبرو میشم. اگه بتونم فقط سه نفر رو خوشحال کنم، روی رفتار سه هزار نفر تاثیر گذاشته ام .
گفتن اون جمله ها به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت. اگه با راننده دیگه ای هم برخورد کنم اون رو هم خوشحال خواهم کرد. خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگه بتونیم چند نفر را خوشحال کنیم کار بزرگی انجام دادیم. روح زندگی ما همين عشقه. در صورتیکه بعضی از ما با يک ادبيات ناپسند در پی فرصتيم كه همديگه را تحقیر كنيم:
واااي چقدرر چاق شدي!
موهاي سفيدتم كه كم كم در اومد!
اينهمه كار ميكني براي اينقدرر در آمد؟!
تو واقعاً فكر ميكني در اين امتحان قبول ميشي؟!
و....
اين جمله ها و امثال اون كاملاً مخرب نيروي عشقند و عشق را از رابطه ها گريزان ميكنن. اگه بتونيم زيبايي رو تو نگاه خودمون جاي بديم اصولاً عشقه كه از وجود ما ساطع ميشه.
بياييم جريان عشق را تو زندگيمون جاري كنيم.
📚 @Academic_Library
راننده با تعجب گفت: جدی میگی یا اینکه داری منو دست میندازی؟!
دوستم گفت: نه جدی گفتم. خونسردی شما موقع رانندگی در این خیابونهای شلوغ قابل تحسینه. شما خیلی خوب رانندگی میکنین و قوانین را هم رعایت میکنین!
راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد.
از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!
گفت سعی دارم " عشق " را به مردم شهر هدیه کنم! با صحبتهای من اون راننده تاکسی، روز خوشی را پیش رو خواهد داشت. رفتارش با مسافرهاش خوبتر از قبل خواهد بود، مسافرها هم از رفتار خوب راننده انرژی میگیرن و رفتارشون با زیر دستها، فروشندگان، همکاران و اعضای خونواده خوب خواهد بود. به همین ترتیب خوش نیتی و خوش خلقی میون حداقل هزارنفر پخش میشه. من هر روز با افراد زیادی روبرو میشم. اگه بتونم فقط سه نفر رو خوشحال کنم، روی رفتار سه هزار نفر تاثیر گذاشته ام .
گفتن اون جمله ها به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت. اگه با راننده دیگه ای هم برخورد کنم اون رو هم خوشحال خواهم کرد. خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگه بتونیم چند نفر را خوشحال کنیم کار بزرگی انجام دادیم. روح زندگی ما همين عشقه. در صورتیکه بعضی از ما با يک ادبيات ناپسند در پی فرصتيم كه همديگه را تحقیر كنيم:
واااي چقدرر چاق شدي!
موهاي سفيدتم كه كم كم در اومد!
اينهمه كار ميكني براي اينقدرر در آمد؟!
تو واقعاً فكر ميكني در اين امتحان قبول ميشي؟!
و....
اين جمله ها و امثال اون كاملاً مخرب نيروي عشقند و عشق را از رابطه ها گريزان ميكنن. اگه بتونيم زيبايي رو تو نگاه خودمون جاي بديم اصولاً عشقه كه از وجود ما ساطع ميشه.
بياييم جريان عشق را تو زندگيمون جاري كنيم.
📚 @Academic_Library
دیدن لبخند آنهایی
که رنج می کشند
از دیدن اشک آنها
دردناکتر است ...
#مادام_دولیر
📚 @Academic_Library
که رنج می کشند
از دیدن اشک آنها
دردناکتر است ...
#مادام_دولیر
📚 @Academic_Library
بیچاره او که زاده میشود
زیرا مصائب بسیار در پیش رو دارد
اما مردگان را باید با شادمانی و سرور بدرقه کرد زیرا از بسیاری رنج ها رهایی یافتهاند.
#پلوتارک
📚 @Academic_Library
زیرا مصائب بسیار در پیش رو دارد
اما مردگان را باید با شادمانی و سرور بدرقه کرد زیرا از بسیاری رنج ها رهایی یافتهاند.
#پلوتارک
📚 @Academic_Library
📚 کتاب هایی که هر مادری باید بخواند
اگر یک مادر هستید فراموش نکنید یکی از کتاب هایی که در این مطلب معرفی کرده ام را حتما بخوانید. کتاب هایی که در رابطه با پستی بلندی ها و تجربیات بچه داری است.
📘 دختر گمشده نوشته
✍🏻 #النا_فرانته
لدا مادر میانسالی است که دو دختر دارد. بعد از این که دخترهای لدا او را ترک می کنند و برای ادامه زندگی نزد پدرشان می روند لدا با خاطرات گذشته دست و پنجه نرم می کند و رفتارهای عجیبی از او سر می زند. لدا هیچ رضایتی از خودش و زندگی اش ندارد و به همه چیز حتی دخترهایش دید منفی دارد. این داستان از اولین صفحات خواننده را جذب خود می کند.
📕 دلبند نوشته
✍🏻 #تونی_موریسون
کتاب دلبند داستان رابطه بین یک مادر و فرزندانش است که از یک داستان واقعی الهام گرفته شده است. رمان پر نفوذ دلبند از جایی شروع می شود که مادری به نام “ست” و دخترش “دنور” برای فرار از بردگی به اوهایو می گریزند. شاید دو بار خواندن این کتاب سخت باشد اما یک بار خواندن آن برای هر مادری اجباری است.
📙 کجا رفتی برنادت نوشته
✍🏻 #ماریا_سمپل
برنادت فاکس زنی با استعداد و پیش بینی ناپذیر است. او یک معمار افسانه ای و یک مادر دوست داشتنی است که خیلی ناگهانی ناپدید می شود. دختر برنادت “بی” بعد از ناپدید شدن مادرش در جستجوی او با زن بی نظیر و عجیب آشنا می شود. مهارت نویسندگی ماریا سمپل در این است که یک داستان غم انگیز را به شیوه ای خنده دار و طنزآلود نگاشته است.
ترجمه: مریم اسدی
📚 @Academic_Library
اگر یک مادر هستید فراموش نکنید یکی از کتاب هایی که در این مطلب معرفی کرده ام را حتما بخوانید. کتاب هایی که در رابطه با پستی بلندی ها و تجربیات بچه داری است.
📘 دختر گمشده نوشته
✍🏻 #النا_فرانته
لدا مادر میانسالی است که دو دختر دارد. بعد از این که دخترهای لدا او را ترک می کنند و برای ادامه زندگی نزد پدرشان می روند لدا با خاطرات گذشته دست و پنجه نرم می کند و رفتارهای عجیبی از او سر می زند. لدا هیچ رضایتی از خودش و زندگی اش ندارد و به همه چیز حتی دخترهایش دید منفی دارد. این داستان از اولین صفحات خواننده را جذب خود می کند.
📕 دلبند نوشته
✍🏻 #تونی_موریسون
کتاب دلبند داستان رابطه بین یک مادر و فرزندانش است که از یک داستان واقعی الهام گرفته شده است. رمان پر نفوذ دلبند از جایی شروع می شود که مادری به نام “ست” و دخترش “دنور” برای فرار از بردگی به اوهایو می گریزند. شاید دو بار خواندن این کتاب سخت باشد اما یک بار خواندن آن برای هر مادری اجباری است.
📙 کجا رفتی برنادت نوشته
✍🏻 #ماریا_سمپل
برنادت فاکس زنی با استعداد و پیش بینی ناپذیر است. او یک معمار افسانه ای و یک مادر دوست داشتنی است که خیلی ناگهانی ناپدید می شود. دختر برنادت “بی” بعد از ناپدید شدن مادرش در جستجوی او با زن بی نظیر و عجیب آشنا می شود. مهارت نویسندگی ماریا سمپل در این است که یک داستان غم انگیز را به شیوه ای خنده دار و طنزآلود نگاشته است.
ترجمه: مریم اسدی
📚 @Academic_Library
بُز را بکش تا تغییر کنی ...❗️
روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. شبی را در خانه ی زنی با چادر محقر و چند فرزند گذراندند واز شیر تنها بزی که داشت خوردند. مرید فکر کرد کاش قادر بود به او کمک کند، وقتی این را به مرشد خود گفت او پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد
و بزشان را بکش!".
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و شبانه بز را در تاریکی کشت ...
سال ها گذشت و روزی مرید و مرشد وارد شهری زیبا شدند و سراغ تاجر بزرگ را گرفتند که زنی بود با لباس های مجلل و خدم و حشم فراوان. وقتی راز موفقیتش را جویا شدند، زن گفت سال ها پیش من تنها یک بز داشتم ویک روز صبح دیدیم که مرده. مجبور شدیم برای گذران زندگی هر کدام به کاری روی آوریم. فرزند بزرگم یک زمین زراعی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا و دیگری با قبایل اطراف داد و ستد کرد... مرید فهمید هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشد و تغییرمان است و باید برای رسیدن به موفقیت و تغییرات بهتر آن را قربانی کرد.
بز شما چیست!؟
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. شبی را در خانه ی زنی با چادر محقر و چند فرزند گذراندند واز شیر تنها بزی که داشت خوردند. مرید فکر کرد کاش قادر بود به او کمک کند، وقتی این را به مرشد خود گفت او پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد
و بزشان را بکش!".
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و شبانه بز را در تاریکی کشت ...
سال ها گذشت و روزی مرید و مرشد وارد شهری زیبا شدند و سراغ تاجر بزرگ را گرفتند که زنی بود با لباس های مجلل و خدم و حشم فراوان. وقتی راز موفقیتش را جویا شدند، زن گفت سال ها پیش من تنها یک بز داشتم ویک روز صبح دیدیم که مرده. مجبور شدیم برای گذران زندگی هر کدام به کاری روی آوریم. فرزند بزرگم یک زمین زراعی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا و دیگری با قبایل اطراف داد و ستد کرد... مرید فهمید هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشد و تغییرمان است و باید برای رسیدن به موفقیت و تغییرات بهتر آن را قربانی کرد.
بز شما چیست!؟
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
روزی، گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد، گوساله ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد!
روز بعد، سگی که از آن جا می گذشت از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، گوساله راهنمای گله، آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند!
مدتی بعد، انسان ها هم از همین راه استفاده کردند : می آمدند و می رفتند
به راست و چپ می پیچیدند،
بالا می رفتند و پایین می آمدند،
شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند، اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند!
مدتی بعد آن کوره راه، خیابانی شد!
حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوساله ای گشوده بود ...
سال ها گذشت و آن خیابان، جاده ی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر
همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند،
مسیر بسیار بدی بود!
در همین حال، جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟
📙 قصه هایی برای پدران، فرزندان، نوه ها
✍🏻 پائولو کوئلیو
📚 @Academic_Library
روزی، گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد، گوساله ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد!
روز بعد، سگی که از آن جا می گذشت از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، گوساله راهنمای گله، آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند!
مدتی بعد، انسان ها هم از همین راه استفاده کردند : می آمدند و می رفتند
به راست و چپ می پیچیدند،
بالا می رفتند و پایین می آمدند،
شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند، اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند!
مدتی بعد آن کوره راه، خیابانی شد!
حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوساله ای گشوده بود ...
سال ها گذشت و آن خیابان، جاده ی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر
همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند،
مسیر بسیار بدی بود!
در همین حال، جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟
📙 قصه هایی برای پدران، فرزندان، نوه ها
✍🏻 پائولو کوئلیو
📚 @Academic_Library
- در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند، بچه ها نمی توانند بزرگ شوند، اینطور نیست؟
- نه، نمی توانند. شاید قد بکشند، اما بال و پر نخواهند گرفت ...
#آنا_گاوالدا
📚 @Academic_Library
- نه، نمی توانند. شاید قد بکشند، اما بال و پر نخواهند گرفت ...
#آنا_گاوالدا
📚 @Academic_Library
👍1
معلم میﮔﻮﻳﺪ :
ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺍﺭﺝ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﭘﺪﺭ میﮔﻮﻳﺪ :
ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﻳﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ وطن میﺑﺎﺷﺪ
ﻭ ﻣﻦ میﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ
ﺁﻳﺎ کسی ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻴﻢ ...؟
📙 خاکستر آنجلا
✍🏻 #ﻓﺮﺍنک_مک_ﻛﻮﺭت
📚 @Academic_Library
ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺍﺭﺝ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﭘﺪﺭ میﮔﻮﻳﺪ :
ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﻳﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ وطن میﺑﺎﺷﺪ
ﻭ ﻣﻦ میﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ
ﺁﻳﺎ کسی ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻴﻢ ...؟
📙 خاکستر آنجلا
✍🏻 #ﻓﺮﺍنک_مک_ﻛﻮﺭت
📚 @Academic_Library
مهمترین چیزی که در مدرسه یاد گرفتم این بود که هیچوقت مهمترین چیزها را در مدرسه یاد نمی دهند ...
📙 از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
📚 @Academic_Library
📙 از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
📚 @Academic_Library
فرنگیان شراب را حلال می دانند ،
و کم می خورند .
و ما حرام می دانیم ،
و بسیار میخوریم...!
📙 خلقیات ما ایرانیان
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده
📚 @Academic_Library
و کم می خورند .
و ما حرام می دانیم ،
و بسیار میخوریم...!
📙 خلقیات ما ایرانیان
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده
📚 @Academic_Library
مادرم انارها را دانه میکرد
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند ...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد ...
یلداتون مبارک🍉❤️
📚 @Academic_Library
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند ...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد ...
یلداتون مبارک🍉❤️
📚 @Academic_Library