فرنگیان شراب را حلال می دانند ،
و کم می خورند .
و ما حرام می دانیم ،
و بسیار میخوریم...!
📙 خلقیات ما ایرانیان
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده
📚 @Academic_Library
و کم می خورند .
و ما حرام می دانیم ،
و بسیار میخوریم...!
📙 خلقیات ما ایرانیان
✍🏻 #محمد_علی_جمالزاده
📚 @Academic_Library
مادرم انارها را دانه میکرد
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند ...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد ...
یلداتون مبارک🍉❤️
📚 @Academic_Library
تا در طولانی ترین شب سال
زیباترین و خوشمزه ترین خاطرات را برای ما رقم بزند ...
من اما آرزو میکردم
ای کاش عمرش همچون یلدا طولانی باشد ...
یلداتون مبارک🍉❤️
📚 @Academic_Library
طراح ژاپنی کتابهایی رو به بازار عرضه کرده که صاحبش میتواند در تاریکی و با روشن شدن چراغ الایدی داخل جلد کتاب آن را بخواند. وی برای این منظور تمام نوشتههای کتاب را روی تمام برگهها برش داده و در واقع نور جلد کتاب از میان نوشتهها عبور کرده و خواندش آن را برای صاحبش تسهیل میکند !
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
بهترین کاری که یک نفر می تواند برای تحقق رویاهایش انجام دهد،
این است که از خواب بیدار شود !
#پل_والری
📚 @Academic_Library
این است که از خواب بیدار شود !
#پل_والری
📚 @Academic_Library
وقتی قطار که از فرانسه به انگلیس می رفت، پر شد، خانمی کنار یک مرد انگلیسی نشست. خانم فرانسوی خیلی نگران و پریشان بود. مرد انگلیسی پرسید چرا نگرانید؟ مشکلی هست؟
وی گفت من با خودم 10000 یورو دارم که بیش از مقدار مجاز برای خارجی است.
مرد انگلیسی گفت خب بیا نصفشان کنیم.
اگر پلیس شما را گرفت، اقلا نصفشان حفظ شود.
آدرستان در انگلیس را به من بدهید تا به شما برگردانم.
همین کار را کردند.
در بازرسی مرزی خانم فرانسوی جلوی مرد انگلیسی بود و چمدانش را نگشتند.
نوبت مرد انگلیسی شد.
مرد انگلیسی شروع به داد و قال کرد و گفت سرکار! این خانم ده هزار با خودش دارد. نصفش را داده به من تا رد کنم.
نصف دیگرش با خودش است. بگیریدش. من به وطنم خیانت نمی کنم. من با شما همکاری کردم تا ثابت کنم چقدر بریتانیای کبیر را دوست دارم.
زن را دوباره بازرسی کردند و پول را گرفتند.
افسر پلیس از میهن دوستی سخن گفت و اینکه چقدر یک قاچاق ساده به اقتصاد کشور ضرر می زند. و از مرد انگلیسی تقدیر کرد. قطار به راهش ادامه داد و به انگلیس رفت.
زن فرانسوی بعد از دو روز دید مرد انگلیسی جلوی منزلش است.
با عصبانیت گفت آدم پر رو چی می خواهی از جان من؟
انگلیسی پاکتی حاوی 15000 یورو به وی داد و گفت این پول شما و این هم جایزه شما
تعجب نکنید. من می خواستم حواس آنها از کیف من که حاوی 3 میلیون یورو پول بود پرت شود! مجبور شدم همچین حیله ای به کار ببرم!
نتیجه: ممکن است کسی که ادعای دوستی می کند، دزد حقیقی باشد.
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
وی گفت من با خودم 10000 یورو دارم که بیش از مقدار مجاز برای خارجی است.
مرد انگلیسی گفت خب بیا نصفشان کنیم.
اگر پلیس شما را گرفت، اقلا نصفشان حفظ شود.
آدرستان در انگلیس را به من بدهید تا به شما برگردانم.
همین کار را کردند.
در بازرسی مرزی خانم فرانسوی جلوی مرد انگلیسی بود و چمدانش را نگشتند.
نوبت مرد انگلیسی شد.
مرد انگلیسی شروع به داد و قال کرد و گفت سرکار! این خانم ده هزار با خودش دارد. نصفش را داده به من تا رد کنم.
نصف دیگرش با خودش است. بگیریدش. من به وطنم خیانت نمی کنم. من با شما همکاری کردم تا ثابت کنم چقدر بریتانیای کبیر را دوست دارم.
زن را دوباره بازرسی کردند و پول را گرفتند.
افسر پلیس از میهن دوستی سخن گفت و اینکه چقدر یک قاچاق ساده به اقتصاد کشور ضرر می زند. و از مرد انگلیسی تقدیر کرد. قطار به راهش ادامه داد و به انگلیس رفت.
زن فرانسوی بعد از دو روز دید مرد انگلیسی جلوی منزلش است.
با عصبانیت گفت آدم پر رو چی می خواهی از جان من؟
انگلیسی پاکتی حاوی 15000 یورو به وی داد و گفت این پول شما و این هم جایزه شما
تعجب نکنید. من می خواستم حواس آنها از کیف من که حاوی 3 میلیون یورو پول بود پرت شود! مجبور شدم همچین حیله ای به کار ببرم!
نتیجه: ممکن است کسی که ادعای دوستی می کند، دزد حقیقی باشد.
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
تاریخ تعداد مردگانش را رند می کند
هزار و یک نفر
تبدیل می شود به هزار نفر
گویی آن یک نفر
هرگز وجود نداشته است ...
#شیمبورسکا
📚 @Academic_Library
هزار و یک نفر
تبدیل می شود به هزار نفر
گویی آن یک نفر
هرگز وجود نداشته است ...
#شیمبورسکا
📚 @Academic_Library
امروز روز اول دی ماه است
من راز فصلها را میدانم
و حرف لحظهها را میفهمم
نجاتدهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
👤 #فروغ_فرخزاد
📚 @Academic_Library
من راز فصلها را میدانم
و حرف لحظهها را میفهمم
نجاتدهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
👤 #فروغ_فرخزاد
📚 @Academic_Library
خیلی دیر شده
شب ، ما را فرو خواهد کشید
شادی اینجا بود.
من نمیدانستم ...
📙 بازیهای کشتار همگانی
✍🏻 #اوژن_یونسکو
📚 @Academic_Library
شب ، ما را فرو خواهد کشید
شادی اینجا بود.
من نمیدانستم ...
📙 بازیهای کشتار همگانی
✍🏻 #اوژن_یونسکو
📚 @Academic_Library
زیباترین کتابخانه جهان
کتابخانه Strahov زیباترین کتابخانه جهان است که در پراگ پایتخت و بزرگترین شهر جمهوری چک قرار دارد.
📚 @Academic_Library
کتابخانه Strahov زیباترین کتابخانه جهان است که در پراگ پایتخت و بزرگترین شهر جمهوری چک قرار دارد.
📚 @Academic_Library
به آرامی شروع به مردن میکنی
اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر لباس رنگی نپوشی ...
#پابلو_نرودا
📚 @Academic_Library
اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر لباس رنگی نپوشی ...
#پابلو_نرودا
📚 @Academic_Library
✍🏻 ضربالمثلهای ملل
اشک ها زبان دارند و معنایش فقط بر کسی که گریسته است روشن است | #عبری
الاغ هفت طریقه شنا بلد ست ولی موقعی که آب را می بیند هر هفت طریقه را از یاد می برد. | #ارمنی
از دری که دارای چندین کلید است بر حذر باش. | #هندی
در سه چیز می توان خردمندان را تشخیص داد:
1- سکوت ، موقعی که ابلهان سخن می گویند،
2- اندیشه، موقعی که دیگران خیال می کنند،
3- عمل ، موقعی که تن پروران در خوابند. | #آلمانی
آنکه تهمت می زند هزار بار می کشد و قاتل فقط یکبار. | #چینی
نگارش اندیشه ها، سرمایه آینده است. | #اسپانیائی
کسی که فقط به کمک چشم دیگران می بیند گول می خورد. | #فرانسوی
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
اشک ها زبان دارند و معنایش فقط بر کسی که گریسته است روشن است | #عبری
الاغ هفت طریقه شنا بلد ست ولی موقعی که آب را می بیند هر هفت طریقه را از یاد می برد. | #ارمنی
از دری که دارای چندین کلید است بر حذر باش. | #هندی
در سه چیز می توان خردمندان را تشخیص داد:
1- سکوت ، موقعی که ابلهان سخن می گویند،
2- اندیشه، موقعی که دیگران خیال می کنند،
3- عمل ، موقعی که تن پروران در خوابند. | #آلمانی
آنکه تهمت می زند هزار بار می کشد و قاتل فقط یکبار. | #چینی
نگارش اندیشه ها، سرمایه آینده است. | #اسپانیائی
کسی که فقط به کمک چشم دیگران می بیند گول می خورد. | #فرانسوی
📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
ما در حال فرو رفتن در باتلاق یک دموکراسی هستیم که پیش از آنکه آزادیهای شهروندان را ببلعد، اخلاقشان را فاسد میکند ...
#فیشر_ایمز
📚 @Academic_Library
#فیشر_ایمز
📚 @Academic_Library
"در زندگی واقعی هم مثل اوپراهای بزرگ، تک خوانیها فقط اوضاع نابسامان را وخیمتر میکنند..."
📘 زمان لرزه
✍🏻 #کورت_ونه_گات
📚 @Academic_Library
📘 زمان لرزه
✍🏻 #کورت_ونه_گات
📚 @Academic_Library
رسانه ها این توهم را در ما ایجاد می کنند که ما از همه چیز در همه جا با سرعت بسیار زیاد خبر داریم. در صورتیکه در واقع ما هیچ چیز نمی دانیم.
👤#میشائیل_هانکه
📚 @Academic_Library
👤#میشائیل_هانکه
📚 @Academic_Library
اجنبی که فقط روس و بریتانیا نیست ، هر آن کس که برای غارت ایران تفنگ خود را بر سر من و شما گرفته است تا اصالت فراموشمان گردد اجنبیست!
👤ميرزا كوچك خان
📚 @Academic_Library
👤ميرزا كوچك خان
📚 @Academic_Library
بزرگترین خیانتی که انسان میتواند به خودش بکند؛
ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری میکنند؟!
#ژان_پل_سارتر
📚 @Academic_Library
ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری میکنند؟!
#ژان_پل_سارتر
📚 @Academic_Library
به دوست خود دروغ بگو؛
اگر دیدی آن را بعد از مدتی افشا نکرد
آنگاه میتوانی حقایق را با او در میان بگذاری ...
#افلاطون
📚 @Academic_Library
اگر دیدی آن را بعد از مدتی افشا نکرد
آنگاه میتوانی حقایق را با او در میان بگذاری ...
#افلاطون
📚 @Academic_Library
آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون
آن یکی شمشیر گردد، دیگری نعلِ خر است
گر ببینی ناکسان بالا نشینند عیب نیست
روی دریا کف نشیند، قعرِ دریا گوهر است
#صائب_تبریزی
📚 @Academic_Library
آن یکی شمشیر گردد، دیگری نعلِ خر است
گر ببینی ناکسان بالا نشینند عیب نیست
روی دریا کف نشیند، قعرِ دریا گوهر است
#صائب_تبریزی
📚 @Academic_Library
🔺اتفاق جالبی که در یکی از فروشگاه های تهران رخ داد👏
🔹تو مغازه اى كه منم توش بودم يه خانمى یه چی برداشت اومد كنار صندوق تو صف. نوبتش كه شد، فروشنده گفت؛ سيزده و پونصد!
خانومه با تعجب گفت؛ روش زده هفت و پونصد!
فروشنده با عصبانيت گفت؛ زده كه زده..!! برا خودش زده!
ميخواى يا نميخوايى؟؟
خانومه گفت نميخوام!
فروشنده هم بلافاصله، طوريكه همه بشنون به شاگردش گفت؛ پسر بيا اينو بردار، هر كى هم پرسيد، بگو شده شونزده و پونصد! "هستن كسايى كه بخرن..."
🔸مايى كه تو صف بوديم با تعجب به هم نگاه كرديم و يه آقايی كه جلوى من بود و سبدش تقريبا پُر بود، سبد رو گذاشت رو ميز و گفت: هستن بخرن..!!؟؟؟ اينارم بده همونا...
🔹پشت بندش شروع شد. يكيی يكی پشت سر هم خريدهامونو گذاشتيم رو ميز و گفتيم نميخواييم! بده به همونا كه "هستن بخرن"
🔸مرد اوليه، برگشت تو مغازه و گفت: من فلانيم، مدير برج فلان! بى شرفم اگر همه تلاشم رو نكنم تا از برج ما، كسى نياد اينجا!
🔹با اينحال باز آروم نشد. اومد بيرون خطاب به همه ما طوريكه طرف بشنوه گفت؛ تو رو خدا يه چند دقيقه وقت بذاريد زنگ بزنيم ١٢٤ (تخلف تعزيرات صنفی). چندلحظه بعد، همه گوشی به دست بلند بلند، سر بالا به سمت تابلوی سوپری و سر چرخون به سمت خيابون، برا دادن آدرس دقيق، شروع كرديم گزارش دادن...
.
🔸از اين ايستادگى، از اين اتحاد، از اون نگاه پر از حرف به همديگه تو صف كه انگار ذهن همو خونديم، از ليدری اون آقا و... خيلى كيف كردم. ما خودمون باید با گرانی بجنگیم... خودِ خود ما!
🔻بيایيم در مقابل اينگونه فساد های ريز و جزئی بايستيم تا مقابله با اَبَر فسادها برامون راحت بشه. بيايم مطالبه گری سالم رو ياد بگيريم تا مسئولين جرات دروغ گفتن در ايام انتخابات رو نداشته باشن. بيایيم جای غر زدن و نق نق كردن و انداختن تقصير ها گردن اين و اون، خودمون اوضاع رو درست كنيم. خدا سرنوشت هيچ قومی را تغيير نمیدهد تا آنها خود حال خود را تغيير دهند👌
📚 @Academic_Library
🔹تو مغازه اى كه منم توش بودم يه خانمى یه چی برداشت اومد كنار صندوق تو صف. نوبتش كه شد، فروشنده گفت؛ سيزده و پونصد!
خانومه با تعجب گفت؛ روش زده هفت و پونصد!
فروشنده با عصبانيت گفت؛ زده كه زده..!! برا خودش زده!
ميخواى يا نميخوايى؟؟
خانومه گفت نميخوام!
فروشنده هم بلافاصله، طوريكه همه بشنون به شاگردش گفت؛ پسر بيا اينو بردار، هر كى هم پرسيد، بگو شده شونزده و پونصد! "هستن كسايى كه بخرن..."
🔸مايى كه تو صف بوديم با تعجب به هم نگاه كرديم و يه آقايی كه جلوى من بود و سبدش تقريبا پُر بود، سبد رو گذاشت رو ميز و گفت: هستن بخرن..!!؟؟؟ اينارم بده همونا...
🔹پشت بندش شروع شد. يكيی يكی پشت سر هم خريدهامونو گذاشتيم رو ميز و گفتيم نميخواييم! بده به همونا كه "هستن بخرن"
🔸مرد اوليه، برگشت تو مغازه و گفت: من فلانيم، مدير برج فلان! بى شرفم اگر همه تلاشم رو نكنم تا از برج ما، كسى نياد اينجا!
🔹با اينحال باز آروم نشد. اومد بيرون خطاب به همه ما طوريكه طرف بشنوه گفت؛ تو رو خدا يه چند دقيقه وقت بذاريد زنگ بزنيم ١٢٤ (تخلف تعزيرات صنفی). چندلحظه بعد، همه گوشی به دست بلند بلند، سر بالا به سمت تابلوی سوپری و سر چرخون به سمت خيابون، برا دادن آدرس دقيق، شروع كرديم گزارش دادن...
.
🔸از اين ايستادگى، از اين اتحاد، از اون نگاه پر از حرف به همديگه تو صف كه انگار ذهن همو خونديم، از ليدری اون آقا و... خيلى كيف كردم. ما خودمون باید با گرانی بجنگیم... خودِ خود ما!
🔻بيایيم در مقابل اينگونه فساد های ريز و جزئی بايستيم تا مقابله با اَبَر فسادها برامون راحت بشه. بيايم مطالبه گری سالم رو ياد بگيريم تا مسئولين جرات دروغ گفتن در ايام انتخابات رو نداشته باشن. بيایيم جای غر زدن و نق نق كردن و انداختن تقصير ها گردن اين و اون، خودمون اوضاع رو درست كنيم. خدا سرنوشت هيچ قومی را تغيير نمیدهد تا آنها خود حال خود را تغيير دهند👌
📚 @Academic_Library