کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
بهترین کاری که یک نفر می تواند برای تحقق رویاهایش انجام دهد،
این است که از خواب بیدار شود !


#پل_والری

📚 @Academic_Library
وقتی قطار که از فرانسه به انگلیس می رفت، پر شد، خانمی کنار یک مرد انگلیسی نشست. خانم فرانسوی خیلی نگران و پریشان بود. مرد انگلیسی پرسید چرا نگرانید؟ مشکلی هست؟
وی گفت من با خودم 10000 یورو دارم که بیش از مقدار مجاز برای خارجی است.
مرد انگلیسی گفت خب بیا نصفشان کنیم.
اگر پلیس شما را گرفت، اقلا نصفشان حفظ شود.
آدرستان در انگلیس را به من بدهید تا به شما برگردانم.
همین کار را کردند.

در بازرسی مرزی خانم فرانسوی جلوی مرد انگلیسی بود و چمدانش را نگشتند.
نوبت مرد انگلیسی شد.
مرد انگلیسی شروع به داد و قال کرد و گفت سرکار! این خانم ده هزار با خودش دارد. نصفش را داده به من تا رد کنم.
نصف دیگرش با خودش است. بگیریدش. من به وطنم خیانت نمی کنم. من با شما همکاری کردم تا ثابت کنم چقدر بریتانیای کبیر را دوست دارم.

زن را دوباره بازرسی کردند و پول را گرفتند.
افسر پلیس از میهن دوستی سخن گفت و اینکه چقدر یک قاچاق ساده به اقتصاد کشور ضرر می زند. و از مرد انگلیسی تقدیر کرد. قطار به راهش ادامه داد و به انگلیس رفت.

زن فرانسوی بعد از دو روز دید مرد انگلیسی جلوی منزلش است.
با عصبانیت گفت آدم پر رو چی می خواهی از جان من؟

انگلیسی پاکتی حاوی 15000 یورو به وی داد و گفت این پول شما و این هم جایزه شما
تعجب نکنید. من می خواستم حواس آنها از کیف من که حاوی 3 میلیون یورو پول بود پرت شود! مجبور شدم همچین حیله ای به کار ببرم!

نتیجه: ممکن است کسی که ادعای دوستی می کند، دزد حقیقی باشد.

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
تاریخ تعداد مردگانش را رند می کند
هزار و یک نفر
تبدیل می شود به هزار نفر
گویی آن یک نفر
هرگز وجود نداشته است ...


#شیمبورسکا

📚 @Academic_Library
امروز روز اول دی ماه است
من راز فصل‌ها را می‌دانم
و حرف لحظه‌ها را می‌فهمم
نجات‌دهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتی‌ست به آرامش


👤 #فروغ_فرخزاد

📚 @Academic_Library
خیلی دیر شده
شب ،‌ ما را فرو خواهد کشید
شادی اینجا بود.
من نمیدانستم ...

📙 بازی‌های کشتار همگانی
✍🏻 #اوژن_یونسکو

📚 @Academic_Library
زیباترین کتابخانه جهان

کتابخانه Strahov زیباترین کتابخانه جهان است که در پراگ پایتخت و بزرگ‌ترین شهر جمهوری چک قرار دارد.


📚 @Academic_Library
به آرامی شروع به مردن میکنی

اگر سفر نکنی
اگر کتاب نخوانی
اگر لباس رنگی نپوشی ...

#پابلو_نرودا

📚 @Academic_Library
✍🏻 ضرب‌المثل‌های ملل

اشک ها زبان دارند و معنایش فقط بر کسی که گریسته است روشن است | #عبری

الاغ هفت طریقه شنا بلد ست ولی موقعی که آب را می بیند هر هفت طریقه را از یاد می برد. | #ارمنی

از دری که دارای چندین کلید است بر حذر باش. | #هندی

در سه چیز می توان خردمندان را تشخیص داد:
1- سکوت ، موقعی که ابلهان سخن می گویند،
2- اندیشه، موقعی که دیگران خیال می کنند،
3- عمل ، موقعی که تن پروران در خوابند. | #آلمانی

آنکه تهمت می زند هزار بار می کشد و قاتل فقط یکبار. | #چینی

نگارش اندیشه ها، سرمایه آینده است. | #اسپانیائی

کسی که فقط به کمک چشم دیگران می بیند گول می خورد. | #فرانسوی

📚 در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید
👇👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
ما در حال فرو رفتن در باتلاق یک دموکراسی هستیم که پیش از آنکه آزادی‌های شهروندان را ببلعد، اخلاق‌شان را فاسد می‌کند ...


#فیشر_ایمز

📚 @Academic_Library
"در زندگی واقعی هم مثل اوپراهای بزرگ، تک خوانی‌ها فقط اوضاع نابسامان را وخیم‌تر می‌کنند..."


📘 زمان لرزه
✍🏻 #کورت_ونه_گات

📚 @Academic_Library
رسانه ها این توهم را در ما ایجاد می کنند که ما از همه چیز در همه جا با سرعت بسیار زیاد خبر داریم. در صورتیکه در واقع ما هیچ چیز نمی دانیم.


👤#میشائیل_هانکه

📚 @Academic_Library
اجنبی که فقط روس‌ و بریتانیا نیست ، هر آن کس که برای غارت ایران تفنگ خود را بر سر من و شما گرفته است تا اصالت فراموش‌مان گردد اجنبی‌ست!

👤ميرزا كوچك خان

📚 @Academic_Library
بزرگترین خیانتی که انسان می‌تواند به خودش بکند؛

ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری می‌کنند؟!

#ژان_پل_سارتر

📚 @Academic_Library
به دوست خود دروغ بگو؛
اگر دیدی آن را بعد از مدتی افشا نکرد
آنگاه میتوانی حقایق را با او در میان بگذاری ...


#افلاطون

📚 @Academic_Library
‏کاریکاتوری در سال ۱۸۸۹ در نقد لامپ و الکتریسته!

همینقدر ابلهانه ...

📚 @Academic_Library
آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون
آن یکی شمشیر گردد، دیگری نعلِ خر است

گر ببینی ناکسان بالا نشینند عیب نیست
روی دریا کف نشیند، قعرِ دریا گوهر است


#صائب_تبریزی

📚 @Academic_Library
🔺اتفاق جالبی که در یکی از فروشگاه های تهران رخ داد👏

🔹تو مغازه اى كه منم توش بودم يه خانمى یه چی برداشت اومد كنار صندوق تو صف. نوبتش كه شد، فروشنده گفت؛ سيزده و پونصد!
خانومه با تعجب گفت؛ روش زده هفت و پونصد!
فروشنده با عصبانيت گفت؛ زده كه زده..!! برا خودش زده!
ميخواى يا نميخوايى؟؟
خانومه گفت نميخوام!
فروشنده هم بلافاصله، طوريكه همه بشنون به شاگردش گفت؛ پسر بيا اينو بردار، هر كى هم پرسيد، بگو شده شونزده و پونصد! "هستن كسايى كه بخرن..."

🔸مايى كه تو صف بوديم با تعجب به هم نگاه كرديم و يه آقايی كه جلوى من بود و سبدش تقريبا پُر بود، سبد رو گذاشت رو ميز و گفت: هستن بخرن..!!؟؟؟ اينارم بده همونا...

🔹پشت بندش شروع شد. يكيی يكی پشت سر هم خريدهامونو گذاشتيم رو ميز و گفتيم نميخواييم! بده به همونا كه "هستن بخرن"

🔸مرد اوليه، برگشت تو مغازه و گفت: من فلانيم، مدير برج فلان! بى شرفم اگر همه تلاشم رو نكنم تا از برج ما، كسى نياد اينجا!

🔹با اينحال باز آروم نشد. اومد بيرون خطاب به همه ما طوريكه طرف بشنوه گفت؛ تو رو خدا يه چند دقيقه وقت بذاريد زنگ بزنيم ١٢٤ (تخلف تعزيرات صنفی). چندلحظه بعد، همه گوشی به دست بلند بلند، سر بالا به سمت تابلوی سوپری و سر چرخون به سمت خيابون، برا دادن آدرس دقيق، شروع كرديم گزارش دادن...
.
🔸از اين ايستادگى، از اين اتحاد، از اون نگاه پر از حرف به همديگه تو صف كه انگار ذهن همو خونديم، از ليدری اون آقا و... خيلى كيف كردم. ما خودمون باید با گرانی بجنگیم... خودِ خود ما!

🔻بيایيم در مقابل اينگونه فساد های ريز و جزئی بايستيم تا مقابله با اَبَر فسادها برامون راحت بشه. بيايم مطالبه گری سالم رو ياد بگيريم تا مسئولين جرات دروغ گفتن در ايام انتخابات رو نداشته باشن. بيایيم جای غر زدن و نق نق كردن و انداختن تقصير ها گردن اين و اون، خودمون اوضاع رو درست كنيم. خدا سرنوشت هيچ قومی را تغيير نمی‌دهد تا آنها خود حال خود را تغيير دهند👌

📚 @Academic_Library
نوشیدن اولین جرعه‌ از لیوان علوم طبیعی، تو را به یک بی ‌دین تبدیل می‌کند اما در انتهای این لیوان خدا منتظر تو است!

#ورنر_هایزنبرگ از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اهرام مصر یکی از اسرارآمیزترین بناها و سازه‌هایی که تا به امروز ساخته شده است.

یکی از اصلی‌ترین مواردی که ساخت این اهرام را به موجودات فرازمینی نسبت می‌دهند، این است که در ساخت این اهرام از سنگ‌هایی استفاده شده است که حتی تا فاصله‌ی ۳۰۰ کیلومتری از این اهرام هم سنگ‌هایی از این جنس دیده نشده است.
با توجه به حجم و وزن این سنگ‌ها، آنها باید با وسایل مدرنی حمل می‌شده‌اند که در آن زمان و با ابزار محدود آن زمان امکان‌پذیر نبوده است.

📚 @Academic_Library
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

"سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش میبیند، در ابتدا میترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام میشود.

برده از سینوهه خواهش میکند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.

سینوهه از برده سئوال میکند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی صاحب اين قبر با پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از کار معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند :

"او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است..."
در این هنگام ، برده شروع به گریه می کند و می گوید: "آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش..."

سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده ، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : "وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟"

و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند، مینویسد:
"آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد و در هر دوره می توان از نادانی و خرافه پرستی مردم استفاده کرد"

📕 سینوهه پزشک فرعون
✍🏻 #میکا_والتاری

📚 @Academic_Library
دیدن سه فیلم در روز، خواندن سه کتاب در هفته و شنیدن یک موسیقی عالی برای من کافی‌ست تا خوشحالم کند، تا روزی‌که بمیرم ...

#فرانسوا_تروفو

📚 @Academic_Library