⏺️ مرسدس بارچا، همسر گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبیات در ۸۷ سالگی در مکزیکوسیتی درگذشت.
⏺️ او نماد عشقی معصومانه، کودکانه و در عین حال رازآلود و جاودانه بود. این دو نه تنها عشق خود را در زندگی شخصی و اجتماعی به نمایش میگذاشتند، بلکه آن را در ادبیات نیز به ثبت رساندند.
⏺️ در اوایل دهه ۱۹۵۰، زمانی که گابریل به شهر بزرگ بارانکیا رفته بود و در آرزوی رسیدن به مرسدس، حتی دوستدختر هم نداشت، شایع شده بود همجنسگرا است.
⏺️ در دورهای که گابریل خود را محبوس کرده بود تا صد سال تنهایی را بنویسد، خانواده چهارنفره او دچار بحرانی مالی شده بود. این مرسدس بود که تلاش میکرد، قایق سرگردان خانوادهاش در دریای پرتلاطم زندگی را به ساحل برساند. حتی پلوپز خانه را هم فروخت تا هزینه امرار معاش فرزندان اش را فراهم کند.
⏺️ وقتی مرسدس بارچا درگذشت؛ اعلام شد که او در همان خانهای جان سپرد که همراه با مارکز از سال ۱۹۶۱ در آن سکونت داشتند؛ نزدیک به شصت سال پیش.
📚 @Academic_library
⏺️ او نماد عشقی معصومانه، کودکانه و در عین حال رازآلود و جاودانه بود. این دو نه تنها عشق خود را در زندگی شخصی و اجتماعی به نمایش میگذاشتند، بلکه آن را در ادبیات نیز به ثبت رساندند.
⏺️ در اوایل دهه ۱۹۵۰، زمانی که گابریل به شهر بزرگ بارانکیا رفته بود و در آرزوی رسیدن به مرسدس، حتی دوستدختر هم نداشت، شایع شده بود همجنسگرا است.
⏺️ در دورهای که گابریل خود را محبوس کرده بود تا صد سال تنهایی را بنویسد، خانواده چهارنفره او دچار بحرانی مالی شده بود. این مرسدس بود که تلاش میکرد، قایق سرگردان خانوادهاش در دریای پرتلاطم زندگی را به ساحل برساند. حتی پلوپز خانه را هم فروخت تا هزینه امرار معاش فرزندان اش را فراهم کند.
⏺️ وقتی مرسدس بارچا درگذشت؛ اعلام شد که او در همان خانهای جان سپرد که همراه با مارکز از سال ۱۹۶۱ در آن سکونت داشتند؛ نزدیک به شصت سال پیش.
📚 @Academic_library
امروز فرد تحصیلکرده ی واقعی کسی است که یادگرفته دائما در زندگی آموزش ببیند.
#پیتر_دراکر
📚 @Academic_Library
#پیتر_دراکر
📚 @Academic_Library
یک داستان جالب از كتاب فارسى دبستان سال ١٣٢٤:
دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند .
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد .
چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد : به حرمت برادرت تو را بخشيدم
برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر ، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي ، آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست .َ ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست ...
📚 @Academic_Library
دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند .
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد .
چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد : به حرمت برادرت تو را بخشيدم
برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر ، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي ، آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست .َ ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست ...
📚 @Academic_Library
دختر: مادر، آزادی چیست؟
مادر: آزادی چیزی گرانبهاست
دختر: پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟
مادر: آنها کاری میکنند که بهایش زندگیمان باشد
📕 آزادی عریان میآید
✍🏻 #مرام_المصری
📚 @Academic_Library
مادر: آزادی چیزی گرانبهاست
دختر: پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟
مادر: آنها کاری میکنند که بهایش زندگیمان باشد
📕 آزادی عریان میآید
✍🏻 #مرام_المصری
📚 @Academic_Library
وقتی یکی از دانشجویان از "مارگارت مید" پرسید نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست؟ دانشجو انتظار داشت تا "مید" دربارهی سفال یا سنگ آسیاب حرف بزند، ولی "مید" گفت نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگِ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و دوباره جوش خورده. "مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمروی حیوانی بشکند، شما میمیرید. نمیتوانید از خطر فرار کنید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن. هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد. استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند. محل جراحت را بسته، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند. "مید" گفت: کمک به دیگری در عین دشواری، همانجاییست که تمدن آغاز میشود. ما وقتی در اوج شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
#مارگارت_مید استاد برجستهی انسانشناس آمریکاییست که در حوزهی تخصصش کتابهای مطرح و ماندگاری دارد.
📚 @Academic_Library
#مارگارت_مید استاد برجستهی انسانشناس آمریکاییست که در حوزهی تخصصش کتابهای مطرح و ماندگاری دارد.
📚 @Academic_Library
قاعده ای هست که تا به امروز تغییر نکرده است: مردهای نویسنده را ابتدا «نویسنده» می بینند، بعد «مرد». اما زن های نویسنده را ابتدا «زن» می بینند، بعد «نویسنده».
#الیف_شافاک
📚 @Academic_Library
#الیف_شافاک
📚 @Academic_Library
یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.
دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.
آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
اهدافم
رویاهایم
ایده هایم و
سرنوشتم
روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
#ژوان_وایس
📚 @Academic_Library
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.
دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.
آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
اهدافم
رویاهایم
ایده هایم و
سرنوشتم
روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
#ژوان_وایس
📚 @Academic_Library
کلک کسی را کندن !
کلک آتشدان کلی و سفالین است که آهنگران از آن برای سرخ کردن فلزات استفاده می کردند تا بتوانند آهن و فلز گداخته را در روی سندان و زیر چکش به هر شکلی که بخواهند در بیاورند .
کلک مزبوربه شکل تقریبی گلدانهای معمولی ساخته می شد و در زیر آن سوراخی داشت که لوله دمیدن را از زیر زمین به آن متصل می کردند . آن گاه در داخل مقداری آتش و بر روی آن زغال سنگ یا زغال چوب می ریختند و با تلمبه مخصوصی از زیر کلک به آن می دمیدند تا زغالها کاملاً سرخ شود .
سپس آهن مورد نظر را در درون آتش می گذاشتند و باز هم به شدت می دمیدند تا آهن نیز گداخته شده به شکل آتش درآید و از آن تیشه و داس و تبر و بیل و کلنگ و انبر و... بسازند .
شبها که هوا تاریک می شود وسکنه دهات و روستاها در خانه های خویش خوابیده اند در دل شب به همان روستاها و روستاهای مجاور می روند و دستبرد می زنند . مردان جوگی هم برخی اسب و گاو می دزدند و شبانه به وسیله ایادی خویش حیوانات مسروقه را به نقاط دور دست می فرستند و به قیمت نازل می فروشند .
همین مسائل موجب می شود که بعضی مواقع بین روستاییان و جوگی ها اختلاف بروز می کند و گهگاه به منازعه و زد و خورد منتهی می شود . در این موقع کشاورزان قبل از هر کاری جلوی چادر جوگی می روند و کلکش را میکنند و به دور می اندازند . وقتی کلک کنده شد جوگی مجبور می شود اثاث و زندگی را جمع وبه جای دیگر کوچ کند .
"کلک را کندن" یعنی دفع و رفع مزاحمت کردن است که در ادوار گذشته به علت بی نظمی و نابسامانی کشور و عدم وجود امنیت بیشتر مورد استعمال داشت و به همین جهت در اصطلاحات عامیانه به صورت ضرب المثل درآمده است .
📚 @Academic_Library
کلک آتشدان کلی و سفالین است که آهنگران از آن برای سرخ کردن فلزات استفاده می کردند تا بتوانند آهن و فلز گداخته را در روی سندان و زیر چکش به هر شکلی که بخواهند در بیاورند .
کلک مزبوربه شکل تقریبی گلدانهای معمولی ساخته می شد و در زیر آن سوراخی داشت که لوله دمیدن را از زیر زمین به آن متصل می کردند . آن گاه در داخل مقداری آتش و بر روی آن زغال سنگ یا زغال چوب می ریختند و با تلمبه مخصوصی از زیر کلک به آن می دمیدند تا زغالها کاملاً سرخ شود .
سپس آهن مورد نظر را در درون آتش می گذاشتند و باز هم به شدت می دمیدند تا آهن نیز گداخته شده به شکل آتش درآید و از آن تیشه و داس و تبر و بیل و کلنگ و انبر و... بسازند .
شبها که هوا تاریک می شود وسکنه دهات و روستاها در خانه های خویش خوابیده اند در دل شب به همان روستاها و روستاهای مجاور می روند و دستبرد می زنند . مردان جوگی هم برخی اسب و گاو می دزدند و شبانه به وسیله ایادی خویش حیوانات مسروقه را به نقاط دور دست می فرستند و به قیمت نازل می فروشند .
همین مسائل موجب می شود که بعضی مواقع بین روستاییان و جوگی ها اختلاف بروز می کند و گهگاه به منازعه و زد و خورد منتهی می شود . در این موقع کشاورزان قبل از هر کاری جلوی چادر جوگی می روند و کلکش را میکنند و به دور می اندازند . وقتی کلک کنده شد جوگی مجبور می شود اثاث و زندگی را جمع وبه جای دیگر کوچ کند .
"کلک را کندن" یعنی دفع و رفع مزاحمت کردن است که در ادوار گذشته به علت بی نظمی و نابسامانی کشور و عدم وجود امنیت بیشتر مورد استعمال داشت و به همین جهت در اصطلاحات عامیانه به صورت ضرب المثل درآمده است .
📚 @Academic_Library
اگر مردم با اين همه پول كه در راه جنگ خرج میكنند زمين بخرند، ارزانتر از زمينهايی میشود كه به وسيلهی جنگ و خونريزی به دست میآورند.
#بنجامين_فرانكلين
📚 @Academic_Library
#بنجامين_فرانكلين
📚 @Academic_Library
اكثر انسانها حتی جسارت دور ريختن لباسهايی كه مدتها بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند؛ بعد توقع داريم كه عقاید غلطی كه قرنهاست در ذهنشان است براحتی دور بریزند!
#گاندی
📚 @Academic_Library
#گاندی
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه آنچه هست، دلانگیز است. آفتاب از فراز کوه سر بر میآورد و سبزی شگفتانگیز با پرمایگی وافرش از دره ژرف سرازیر میشود. گویی درختان در طول شب اندکی قد کشیدهاند و علفزار با میلیونها سوسن وحشی سیاهچشم از هم شکفته است.
این رفتوآمد بیپایان، بازگشت ابدی: روییدن، جفتگیری، مردن و دوباره روییدن را باز حس میکنم. و میدانم آدمیزاد هم بخشی از این رفت و بازگشت است ...
📕 #عشق_و_اراده
✍🏻 #رولو_می
📚 @Academic_Library
این رفتوآمد بیپایان، بازگشت ابدی: روییدن، جفتگیری، مردن و دوباره روییدن را باز حس میکنم. و میدانم آدمیزاد هم بخشی از این رفت و بازگشت است ...
📕 #عشق_و_اراده
✍🏻 #رولو_می
📚 @Academic_Library
اگر کسی به تو بخندد میتوانی به او مهربانی کنی ولی اگر به او بخندی، نمیتوانی از گناه خویش درگذری
اگر کسی به تو بدی کند میتوانی آن بدی را فراموش کنی ولی اگر به او بدی کنی همیشه به یاد بدی خویش خواهی بود ...
#جبران_خلیل_جبران
📚 @Academic_Library
اگر کسی به تو بدی کند میتوانی آن بدی را فراموش کنی ولی اگر به او بدی کنی همیشه به یاد بدی خویش خواهی بود ...
#جبران_خلیل_جبران
📚 @Academic_Library
خوشبختى گاهى يک بركت است اما معمولا يک فتح است.
لحظه ى جادويى روز يارى مان مى كند تا دگرگون شويم،
وادارمان مى كند به جست و جوى روياهامان برويم.
رنج خواهيم برد،
لحظه هاى دشوارى خواهيم داشت، مايوس مى شويم- اما همه ى اين ها گذرا است و اثرى بر جا نمى گذارند.
در آينده مى توانيم مغرورانه و با ايمان به گذشته بنگريم.
📕 كنار رود پيدرا نشستم و گريستم
✍🏻 #پائولو_كوئليو
📚 @Academic_Library
لحظه ى جادويى روز يارى مان مى كند تا دگرگون شويم،
وادارمان مى كند به جست و جوى روياهامان برويم.
رنج خواهيم برد،
لحظه هاى دشوارى خواهيم داشت، مايوس مى شويم- اما همه ى اين ها گذرا است و اثرى بر جا نمى گذارند.
در آينده مى توانيم مغرورانه و با ايمان به گذشته بنگريم.
📕 كنار رود پيدرا نشستم و گريستم
✍🏻 #پائولو_كوئليو
📚 @Academic_Library
شما نمی توانید انسانی را برده سازید،
مگر این که او را وادار کنید احساس گناه کند؛
احساس گناه، نیرنگی است که با آن می توان هر کسی را به بردگی گرفت ...!
📚 @Academic_Library
مگر این که او را وادار کنید احساس گناه کند؛
احساس گناه، نیرنگی است که با آن می توان هر کسی را به بردگی گرفت ...!
📚 @Academic_Library
از داشتن چشم اما ندیدن زیبایی
داشتن گوش اما نشنیدن موسیقی
داشتن عقل اما آگاه نشدن از حقیقت
داشتن قلبی که هرگز نتپیده
پس هرگز نسوخته
باید ترسید ...
#تتسوکو_کورویاناگی
📚 @Academic_Library
داشتن گوش اما نشنیدن موسیقی
داشتن عقل اما آگاه نشدن از حقیقت
داشتن قلبی که هرگز نتپیده
پس هرگز نسوخته
باید ترسید ...
#تتسوکو_کورویاناگی
📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین پیام های عاشقانه قربانیان حادثه تروریستی 11سپتامبر
تقدیم به همه قربانیان تروریسم در اقصی نقاط جهان، به ویژه آنانکه فرصت نیافتند آخرین عاشقانه شان را بر زبان بیاورند ...
📚 @Academic_Library
تقدیم به همه قربانیان تروریسم در اقصی نقاط جهان، به ویژه آنانکه فرصت نیافتند آخرین عاشقانه شان را بر زبان بیاورند ...
📚 @Academic_Library
گیاهان فاقد عقلاند اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند ، پس چرا ما با داشتن عقل نور را دنبال نمیکنیم؟
#مارتین_هایدگر
📚 @Academic_Library
#مارتین_هایدگر
📚 @Academic_Library
هیچ رویدادی در دنیای بیرون رخ نمیدهد مگر آنکه پیش از آن در دنیای ذهن رخ داده باشد. برای اینکه دنیایی زیبا برای خود بیافرینید نخست باید ذهن خود را زیبا کنید و برای اینکه ذهنتان را زیبا کنید پیش از آن باید مهار و کنترل ذهنتان در دست گیرید.
📕 کنترل ذهن
✍🏻 #خوزه_سیلوا
📚 @Academic_Library
📕 کنترل ذهن
✍🏻 #خوزه_سیلوا
📚 @Academic_Library