کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در زندگی هیچ نعمتی به‌اندازه‌ی شکست مورد چشم‌پوشی واقع نشده و اجتناب‌ناپذیر نبوده است. من بارها از این نعمت سهم برده‌ام و آموخته‌ام به آن مشتاق باشم؛ زیرا اگر شکست‌هایتان را به‌خوبی کالبدشکافی کنید، سرنخ‌هایی خواهید یافت که کجا به اصلاحات نیاز دارید و چطور درنهایت به هدف‌تان می‌رسید.

نمیتوانید اجازه دهید که شکستی ساده شما را از مسیر مأموریت خارج کند یا بگذارید چنان بر شما تسلط یابد و در مغزتان نفوذ کند که روابط‌تان با افراد نزدیک‌تان را به خطر بیندازد.

هرکسی گاهی شکست می‌خورد. قرار نیست زندگی منصفانه باشد؛ چه رسد به این‌که به هر خواسته‌ی شما تن بدهد.

📘 #نمیتوانی_به_من_آسیب_بزنی
✍🏻 #دیوید_گاگینز

📚 @Academic_Library
کتابخانه ای بعد از بمباران لندن - جنگ جهانی دوم


📚 @Academic_Library
زمانی كه بتوانی آنچه را كه هست، چنان كه هست ببينی، نه آنچه كه بايد باشد، تنها آن زمان است كه بيدار شده‌ای،
آنگاه هر كجا بروی بهشت است.

#اشو

📚 @Academic_Library
"علی خسرو شاهی" مدیر و کارخانه دار، صاحب کارخانجات پارس مینو در کتاب خاطراتش آورده است:

یک کارخانه شکلات سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه هایش در خط تولید، بسته بندی خالی رد می کرده، بدون اینکه در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته های خالی احتمالی، باعث نارضایتی مشتریان می شده است.

مسئولان این کارخانه سوئیسی آمدند کلی تحقیق کردند٬ و دست آخر پس از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته بندی های خالی را به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد.

با شنیدن این خبر نگران شدم. چون دستگاه ما هم مشابه همان کارخانه شکلات سازی، ساخت همان شرکت سوئیسی بود، دستور تحقیق دادم، بعد از یک هفته سرپرست ماشینها آمد و گفت:
بله درست است، در دستگاههای ما هم چنین ایرادی دیده شده و حتی ممکن است چنین محصولاتی به بازار هم راه پیدا کرده باشد.

نگرانی ام زیادتر شد و تصمیم گرفتم در جلسه هیئت مدیره روی موضوع بحث کنیم. می خواستم نظر هیئت مدیره را در مورد یک و نیم میلیون دلار خرج احتمالی اخذ کنم.

فردای آن روز با اعضای هیت مدیره برای بازدید از ماشین به کارگاه تولید رفتیم و دیدیم یک پنکه روی صندلی جلو میز ماشین قرار دارد. از کارگر ساده٬ بالا سر ماشین پرسیدم: این برای چه است؟

گفت: ماشین گاهی بسته خالی میزنه. من هم این پنکه را که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته های خالی از شکلات را با باد پرت کنه بیرون.
نگاهی به هیئت مدیره کردم، تمامشان رنگشان پریده بود.

به کارگر خلاق که ما را از شر٬ یک و نیم میلیون دلار، خرج اضافی رهانیده بود٬ یک تشویق نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادم.

•گاهى ساده ترين راه حل پيش روى ماست اگر مشكلات را بزرگ و پيچيده نبينيم ...

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارمند یک کتابخانه در ایالات متحده آمریکا بقایای یک درخت صدساله را به یک کتابخانه کوچک خیابانی تبدیل کرده


📚 @Academic_Library
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیشتر مردم از واژهٔ «عفو و بخشایش» می‌هراسند و می‌پندارند که باید به کاری ناخوشایند یا نمایشی برجسته دست بزنند.

عفو و بخشایش یعنی رها کردن آرمان‌ها و اندیشه‌ها و باورها و احساس‌ها و اوضاع و شرایط کهنه، به منظور جا باز کردن برای چیز بهتر.

بزرگترین فایدهٔ «عفو و بخشایش» این است که خلاء می‌آفریند و برای موهبتی تازه جا می‌گشاید.

📘 #قانون_توانگری
✍🏻 #کاترین_پاندر

📚 @Academic_Library
هیچ وقت بی‌رحمی رو که در پس یک نوازش نهفته است حس کردید؟ فکر می‌کنید که نوازش، آدم‌ها رو به هم می‎رسونه؟ نه! آدم ها رو از هم جدا می‌کنه! نوازش کلافه می‌کنه، اعصاب خورد کنه! فاصله‌ای بین کف دست و پوست به وجود می‌آد؛ در پس هر نوازشی دردی هست؛ درد اینکه نمی‌شه واقعا به هم رسید.
نوازش سوءتفاهمیه بین تنهایی که می‌خواد خودشو نزدیک کنه و تنهایی که می‌خواد بهش نزدیک شن، اما فایده‌ای نداره! هرچی بیشتر به هیجان میاید بیشتر دور می‌شید. آدم فکر می‌کنه داره تن کسی رو نوازش می‌کنه درحالی که داره سر زخم رو باز می‌کنه ...

📘 نوای اسرار آمیز
✍🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت

📚 @Academic_Library
1
همگی ما، تمام مدت، نقاب به چهره زده‌ایم. ما چهره‌ای از خودمان، نمونه‌ای از وجود خویش را، به جهان، و به همدیگر ارائه می‌دهیم. ما بسته به اینکه همراه چه کسی هستیم و آنها چه توقعی از ما دارند، چهره متفاوتی اختیار می‌کنیم. حتی زمانی هم که تنها هستیم، نقاب دیگری به چهره می‌زنیم؛ همان حالتی از خودمان که مورد پسندمان است.‌

📘 #زندگی_دوم
✍🏻 #اس_جی_واتسون

📚 @Academic_Library
آن‌ها فقط از فهم توست که می‌ترسند؛
پس برای فهمیدن سه کار کن :
اول بخوان، دوم بخوان، سوم بخوان.

هنگامی که مردم از کتاب خواندن باز می‌مانند، از فکر کردن باز می‌مانند.

📚 @Academic_Library
‌‌

‌با ما در اینستاگرام همراه باشید.

https://www.instagram.com/Academic_Library


تو راه غلطی را پیش گرفته ای.
زندگی چیز باشکوهی است.
حتی اگر عاشق هم نباشی.
حتی اگر لکوموتیوران باشی.
تنها چیزی که توی آن شادی وجود ندارد
اینست که مردم شریف باید ازیک مشت خوک
از یک مشت دزد و ابله فرمان ببرند.
ولی زندگی را برای اینها نساخته اند.
بالاخره عمرشان بسر می آید.
درست مثل یک زخم که نمی تواند
روی یک بدن سالم دوام بیاورد.


📘 انگل
✍🏻 #ماکسیم_گورکی

📚 @Academic_Library
"سلامت روان" را می توان در دو عبارت خلاصه کرد:

۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری

پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمی پذیریم، در واقع واقعیت را انکار می کنیم.

مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیش را به عهده می گیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمی کند و یا اینکه نیازهایش را به هزینه ی دیگران رفع نمی کند.

#ویلیام_گلاسر

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
از هر دویست ستاره یکی دارای سیاره ای شبیه زمین است. در کهکشان ما نیم میلیارد ستاره وجود دارد که سیاراتی مانند زمین به دورشان می چرخند...

این خیلی زیاده، زمانی که ما به ستارگان آسمان نگاه می کنیم، افرادی هم ما را نگاه می کنند.

👤 #میچیو_کاکو
فیزیک‌دان مشهور آمریکایی-ژاپنی

📚 @Academic_Library
وقتی دغدغه‌های زیادی داشته باشید، وقتی که دغدغه هرکس و هر چیز را داشته باشید، می‌پندارید که همیشه باید خوشحال و آسوده باشید و همه چیز باید دقیقا همان طور باشد که شما می‌خواهید، و این حق شماست. اما این بیماری است و شما را زنده زنده خواهد خورد. در این صورت، هر مشقتی را به عنوان بیعدالتی خواهید دید، هر چالشی را به عنوان

شکست، هر ناخوشایندی ای را به عنوان تحقیر و هر مخالفتی را به عنوان خیانت. در جهنم کوچکی به اندازه جمجمه‌تان محبوس خواهید شد...

📘 هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها
✍🏻 #مارک_منسن

📚 @Academic_Library
👍1
اگر قرار نیست در حرفه خود بهترین باشید بهتر است آنرا رها کنید.
یا تصمیم بگیر که نفر اول رشته خودت باشی.

📙 #شیب
✍🏻 #ست_گادین

📚 @Academic_Library
زمانی فرا می‌رسد که هرچه کرده‌ای، هرچه نوشته‌ای، همهٔ کارها و اعمالت کمی به نظرت تکراری می‌رسد. انگار محکوم به آن هستی که تا ابد آن‌ها را تکرار کنی. بعد ناگهان جلو چشمت آینده‌ای که برایت باقی‌مانده آشکار می‌شود، زمانی که برای نوشتن و کار کردن فرصت داری، چیزهایی که به نظرت تازه می‌رسد.

کسی که آینده را فاقد هر چیز تازه ببیند کاملاً خود را در زندان احساس می‌کند. تعریف زندان همین است. مگر نیست؟ وقتی چیز تازه ممکن نباشد.

📘 #پروست_و_من
✍🏻 #رولان_بارت

📚 @Academic_Library
زندگی را باید وامی به شمار آورد که از مرگ، دریافت کرده ایم ...


📘 #فيلسوفان_مرده
✍🏻 #سايمون_كريچلى

📚 @Academic_Library
آدمیزاد طبیعت و سرنوشت را مقصر هر چیزی می‌داند، در حالی که سرنوشت هرکس چیزی نیست جز انعکاسی از شخصیت، احساسات، اشتباهات و ضعف‌های او.

📘 #وفور_کاترین‌ها
✍🏻 #جان_گرین

📚 @Academic_Library
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.

جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.

در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.

به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.

مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.

کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.

سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.
اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.

شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.

ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید. به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !! لقمه غذا در گلویم گیر کرد.

حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!

من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.

در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.

مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.

حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.

📘 از خاطرات یک مترجم
✍🏻 #محمد_قاضی

📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/Academic_Library

📚 @Academic_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثالی مفهومی و واقعی از reinforcement learning یا یادگیری تقویتی

📚 @Academic_Library
وقتی که بین قفسه های یک کتابخانه راه می روی و انگشت هایت را به کتاب ها می کشی، حس کردن حضور ارواحی خفته، کار سختی نیست.

📘 #کتابفروشی_۲۴_ساعته_آقای_پنامبرا
✍🏻 #رابین_اسلووان

📚 @Academic_Library