This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارمند یک کتابخانه در ایالات متحده آمریکا بقایای یک درخت صدساله را به یک کتابخانه کوچک خیابانی تبدیل کرده
📚 @Academic_Library
📚 @Academic_Library
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیشتر مردم از واژهٔ «عفو و بخشایش» میهراسند و میپندارند که باید به کاری ناخوشایند یا نمایشی برجسته دست بزنند.
عفو و بخشایش یعنی رها کردن آرمانها و اندیشهها و باورها و احساسها و اوضاع و شرایط کهنه، به منظور جا باز کردن برای چیز بهتر.
بزرگترین فایدهٔ «عفو و بخشایش» این است که خلاء میآفریند و برای موهبتی تازه جا میگشاید.
📘 #قانون_توانگری
✍🏻 #کاترین_پاندر
📚 @Academic_Library
عفو و بخشایش یعنی رها کردن آرمانها و اندیشهها و باورها و احساسها و اوضاع و شرایط کهنه، به منظور جا باز کردن برای چیز بهتر.
بزرگترین فایدهٔ «عفو و بخشایش» این است که خلاء میآفریند و برای موهبتی تازه جا میگشاید.
📘 #قانون_توانگری
✍🏻 #کاترین_پاندر
📚 @Academic_Library
هیچ وقت بیرحمی رو که در پس یک نوازش نهفته است حس کردید؟ فکر میکنید که نوازش، آدمها رو به هم میرسونه؟ نه! آدم ها رو از هم جدا میکنه! نوازش کلافه میکنه، اعصاب خورد کنه! فاصلهای بین کف دست و پوست به وجود میآد؛ در پس هر نوازشی دردی هست؛ درد اینکه نمیشه واقعا به هم رسید.
نوازش سوءتفاهمیه بین تنهایی که میخواد خودشو نزدیک کنه و تنهایی که میخواد بهش نزدیک شن، اما فایدهای نداره! هرچی بیشتر به هیجان میاید بیشتر دور میشید. آدم فکر میکنه داره تن کسی رو نوازش میکنه درحالی که داره سر زخم رو باز میکنه ...
📘 نوای اسرار آمیز
✍🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @Academic_Library
نوازش سوءتفاهمیه بین تنهایی که میخواد خودشو نزدیک کنه و تنهایی که میخواد بهش نزدیک شن، اما فایدهای نداره! هرچی بیشتر به هیجان میاید بیشتر دور میشید. آدم فکر میکنه داره تن کسی رو نوازش میکنه درحالی که داره سر زخم رو باز میکنه ...
📘 نوای اسرار آمیز
✍🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @Academic_Library
❤1
همگی ما، تمام مدت، نقاب به چهره زدهایم. ما چهرهای از خودمان، نمونهای از وجود خویش را، به جهان، و به همدیگر ارائه میدهیم. ما بسته به اینکه همراه چه کسی هستیم و آنها چه توقعی از ما دارند، چهره متفاوتی اختیار میکنیم. حتی زمانی هم که تنها هستیم، نقاب دیگری به چهره میزنیم؛ همان حالتی از خودمان که مورد پسندمان است.
📘 #زندگی_دوم
✍🏻 #اس_جی_واتسون
📚 @Academic_Library
📘 #زندگی_دوم
✍🏻 #اس_جی_واتسون
📚 @Academic_Library
آنها فقط از فهم توست که میترسند؛
پس برای فهمیدن سه کار کن :
اول بخوان، دوم بخوان، سوم بخوان.
هنگامی که مردم از کتاب خواندن باز میمانند، از فکر کردن باز میمانند.
📚 @Academic_Library
پس برای فهمیدن سه کار کن :
اول بخوان، دوم بخوان، سوم بخوان.
هنگامی که مردم از کتاب خواندن باز میمانند، از فکر کردن باز میمانند.
📚 @Academic_Library
تو راه غلطی را پیش گرفته ای.
زندگی چیز باشکوهی است.
حتی اگر عاشق هم نباشی.
حتی اگر لکوموتیوران باشی.
تنها چیزی که توی آن شادی وجود ندارد
اینست که مردم شریف باید ازیک مشت خوک
از یک مشت دزد و ابله فرمان ببرند.
ولی زندگی را برای اینها نساخته اند.
بالاخره عمرشان بسر می آید.
درست مثل یک زخم که نمی تواند
روی یک بدن سالم دوام بیاورد.
📘 انگل
✍🏻 #ماکسیم_گورکی
📚 @Academic_Library
زندگی چیز باشکوهی است.
حتی اگر عاشق هم نباشی.
حتی اگر لکوموتیوران باشی.
تنها چیزی که توی آن شادی وجود ندارد
اینست که مردم شریف باید ازیک مشت خوک
از یک مشت دزد و ابله فرمان ببرند.
ولی زندگی را برای اینها نساخته اند.
بالاخره عمرشان بسر می آید.
درست مثل یک زخم که نمی تواند
روی یک بدن سالم دوام بیاورد.
📘 انگل
✍🏻 #ماکسیم_گورکی
📚 @Academic_Library
"سلامت روان" را می توان در دو عبارت خلاصه کرد:
۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری
پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمی پذیریم، در واقع واقعیت را انکار می کنیم.
مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیش را به عهده می گیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمی کند و یا اینکه نیازهایش را به هزینه ی دیگران رفع نمی کند.
#ویلیام_گلاسر
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری
پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمی پذیریم، در واقع واقعیت را انکار می کنیم.
مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیش را به عهده می گیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمی کند و یا اینکه نیازهایش را به هزینه ی دیگران رفع نمی کند.
#ویلیام_گلاسر
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
از هر دویست ستاره یکی دارای سیاره ای شبیه زمین است. در کهکشان ما نیم میلیارد ستاره وجود دارد که سیاراتی مانند زمین به دورشان می چرخند...
این خیلی زیاده، زمانی که ما به ستارگان آسمان نگاه می کنیم، افرادی هم ما را نگاه می کنند.
👤 #میچیو_کاکو
فیزیکدان مشهور آمریکایی-ژاپنی
📚 @Academic_Library
این خیلی زیاده، زمانی که ما به ستارگان آسمان نگاه می کنیم، افرادی هم ما را نگاه می کنند.
👤 #میچیو_کاکو
فیزیکدان مشهور آمریکایی-ژاپنی
📚 @Academic_Library
وقتی دغدغههای زیادی داشته باشید، وقتی که دغدغه هرکس و هر چیز را داشته باشید، میپندارید که همیشه باید خوشحال و آسوده باشید و همه چیز باید دقیقا همان طور باشد که شما میخواهید، و این حق شماست. اما این بیماری است و شما را زنده زنده خواهد خورد. در این صورت، هر مشقتی را به عنوان بیعدالتی خواهید دید، هر چالشی را به عنوان
شکست، هر ناخوشایندی ای را به عنوان تحقیر و هر مخالفتی را به عنوان خیانت. در جهنم کوچکی به اندازه جمجمهتان محبوس خواهید شد...
📘 هنر ظریف رهایی از دغدغهها
✍🏻 #مارک_منسن
📚 @Academic_Library
شکست، هر ناخوشایندی ای را به عنوان تحقیر و هر مخالفتی را به عنوان خیانت. در جهنم کوچکی به اندازه جمجمهتان محبوس خواهید شد...
📘 هنر ظریف رهایی از دغدغهها
✍🏻 #مارک_منسن
📚 @Academic_Library
👍1
اگر قرار نیست در حرفه خود بهترین باشید بهتر است آنرا رها کنید.
یا تصمیم بگیر که نفر اول رشته خودت باشی.
📙 #شیب
✍🏻 #ست_گادین
📚 @Academic_Library
یا تصمیم بگیر که نفر اول رشته خودت باشی.
📙 #شیب
✍🏻 #ست_گادین
📚 @Academic_Library
زمانی فرا میرسد که هرچه کردهای، هرچه نوشتهای، همهٔ کارها و اعمالت کمی به نظرت تکراری میرسد. انگار محکوم به آن هستی که تا ابد آنها را تکرار کنی. بعد ناگهان جلو چشمت آیندهای که برایت باقیمانده آشکار میشود، زمانی که برای نوشتن و کار کردن فرصت داری، چیزهایی که به نظرت تازه میرسد.
کسی که آینده را فاقد هر چیز تازه ببیند کاملاً خود را در زندان احساس میکند. تعریف زندان همین است. مگر نیست؟ وقتی چیز تازه ممکن نباشد.
📘 #پروست_و_من
✍🏻 #رولان_بارت
📚 @Academic_Library
کسی که آینده را فاقد هر چیز تازه ببیند کاملاً خود را در زندان احساس میکند. تعریف زندان همین است. مگر نیست؟ وقتی چیز تازه ممکن نباشد.
📘 #پروست_و_من
✍🏻 #رولان_بارت
📚 @Academic_Library
زندگی را باید وامی به شمار آورد که از مرگ، دریافت کرده ایم ...
📘 #فيلسوفان_مرده
✍🏻 #سايمون_كريچلى
📚 @Academic_Library
📘 #فيلسوفان_مرده
✍🏻 #سايمون_كريچلى
📚 @Academic_Library
آدمیزاد طبیعت و سرنوشت را مقصر هر چیزی میداند، در حالی که سرنوشت هرکس چیزی نیست جز انعکاسی از شخصیت، احساسات، اشتباهات و ضعفهای او.
📘 #وفور_کاترینها
✍🏻 #جان_گرین
📚 @Academic_Library
📘 #وفور_کاترینها
✍🏻 #جان_گرین
📚 @Academic_Library
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.
به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.
مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.
اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.
شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.
ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید. به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !! لقمه غذا در گلویم گیر کرد.
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.
مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.
حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.
📘 از خاطرات یک مترجم
✍🏻 #محمد_قاضی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.
به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.
مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.
اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.
شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.
ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید. به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !! لقمه غذا در گلویم گیر کرد.
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.
مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.
حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.
📘 از خاطرات یک مترجم
✍🏻 #محمد_قاضی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @Academic_Library
وقتی که بین قفسه های یک کتابخانه راه می روی و انگشت هایت را به کتاب ها می کشی، حس کردن حضور ارواحی خفته، کار سختی نیست.
📘 #کتابفروشی_۲۴_ساعته_آقای_پنامبرا
✍🏻 #رابین_اسلووان
📚 @Academic_Library
📘 #کتابفروشی_۲۴_ساعته_آقای_پنامبرا
✍🏻 #رابین_اسلووان
📚 @Academic_Library
-اسکات، تو اگه بتونی قبل از هرچیز یک فن کوچولو را یاد بگیری، خیلی آسون میتونی با همهجور آدمی کنار بیایی. اگه بخوای با کسی تفاهم داشته باشی باید یاد بگیری به همهچیز از نقطهنظر او نگاه کنی...
_معذرت میخوام، نفهمیدم.
-منظورم اینه که باید تو جلد مردم رفت و وضع را همونطور که اونها حس میکنن حس کرد.
📘 #کشتن_مرغ_مینا
✍🏻 #هارپر_لی
📚 @Academic_Library
_معذرت میخوام، نفهمیدم.
-منظورم اینه که باید تو جلد مردم رفت و وضع را همونطور که اونها حس میکنن حس کرد.
📘 #کشتن_مرغ_مینا
✍🏻 #هارپر_لی
📚 @Academic_Library
"هر که بداند درست چیست
به نادرست دست نمیزند."
مقصودش این بود که بینش درست به عمل درست میانجامد. اگر دست به عمل نادرست میزنیم، برای آن است که بهتر نمیدانیم.
کسی که میداند درست چیست، نادرست رفتار نخواهد کرد زیرا چرا باید کسی به دست خود، خود را بدبخت کند؟
افراد زیادی را میشناسیم که دروغ میگویند، فریب میدهند و بدخواهی میکنند. آیا اینها نمیدانند که این کارها درست نیست یا بهتر بگویم، روا نیست؟ این آدمها فکر میکنی خوشبختاند؟
سقراط میگفت نیستند.
📘 #دنیای_سوفی
✍🏻 #یوستین_گوردر
📚 @Academic_Library
به نادرست دست نمیزند."
مقصودش این بود که بینش درست به عمل درست میانجامد. اگر دست به عمل نادرست میزنیم، برای آن است که بهتر نمیدانیم.
کسی که میداند درست چیست، نادرست رفتار نخواهد کرد زیرا چرا باید کسی به دست خود، خود را بدبخت کند؟
افراد زیادی را میشناسیم که دروغ میگویند، فریب میدهند و بدخواهی میکنند. آیا اینها نمیدانند که این کارها درست نیست یا بهتر بگویم، روا نیست؟ این آدمها فکر میکنی خوشبختاند؟
سقراط میگفت نیستند.
📘 #دنیای_سوفی
✍🏻 #یوستین_گوردر
📚 @Academic_Library
چیزی که از شما میخواهم این است که:
برای انسان شدن دانشآموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن كودكان در آينده میباشد.
پزشک شدن، مهندس شدن، متخصص شدن، كار سختی نيست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ماست.
📘 #انسان_در_جستوجوی_معنی
✍🏻 #ویکتور_فرانکل
📚 @Academic_Library
برای انسان شدن دانشآموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن كودكان در آينده میباشد.
پزشک شدن، مهندس شدن، متخصص شدن، كار سختی نيست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ماست.
📘 #انسان_در_جستوجوی_معنی
✍🏻 #ویکتور_فرانکل
📚 @Academic_Library
شما به قفسه کتابخانه دخیل ببندید
دوستان صمیمی پیدا می شوند
که حاجت شما را برآورده کنند ...
📚 @Academic_Library
دوستان صمیمی پیدا می شوند
که حاجت شما را برآورده کنند ...
📚 @Academic_Library