کتابخانه دانشگاهی – Telegram
کتابخانه دانشگاهی
145K subscribers
9.92K photos
1.09K videos
470 files
4.84K links
📚 بزرگترین اجتماع فرهیختگان در تلگرام

.


سفارش تبلیغات:
@Library_Ad


.


.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


.

کانال دوم ما:
@BookTop
.

.


.



.




انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy

.



.



.



.



.
Download Telegram
اگر چیزی برای شکرگزاری ندارید
نبضتان را چک کنید ...

📚 @Academic_Library
از نظر گاندی، هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:

۱- ثروت، بدون زحمت
۲- لذت، بدون وجدان
۳- دانش، بدون شخصیت
۴- تجارت، بدون اخلاق
۵- علم، بدون انسانیت
۶- عبادت، بدون ایثار
۷- سیاست، بدون شرافت

این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد.

📙 گاندی گونه‌ای زندگی
✍🏻 #کریشنا_کری_پالانی

📚 @Academic_Library
1
وقتی کسی بهت آسیب میزنه، یاد میگیری قوی تر باشی وقتی کسی تو رو ترک میکنه یاد میگیری مستقل تر باشی!

📚 @Academic_Library
مشکلات امروزی در جامعهٔ ما نتیجه این است:
اگر چه من و تو همدردیم
ولی همراه هم نیستیم ...

📚 @Academic_Library
42 راه آسان برای افزایش سریع ارتعاش 
(تا بتوانید زندگی شادتری داشته باشید).


یک حمام نمک یا یک دوش طولانی با آب گرم بگیرید. مدیتیشن کنید، حتی برای 5 دقیقه در روز.
با پای برهنه روی چمن یا ماسه راه بروید.
شکرگزاری و سپاسگزاری را تجربه کنید و به خود بگویید که در طول روز برای چه چیزهایی سپاسگزار هستید.

بدن خود را حرکت دهید:
راه بروید، برقصید، بدوید، حرکات کششی انجام دهید، شنا کنید، جست و خیز کنید، دوچرخه سواری کنید - یا فقط بالا و پایین بپرید.

غذای سالم بخور. مواد غذایی خام، ارگانیک و فرآوری نشده بیشتری به رژیم غذایی خود اضافه کنید.

به هر چیزی که شما را خسته می‌کند، «نه» بگویید
به طور مرتب از دنیای فناوری فاصله بگیرید.
فقط برای سرگرمی خلاق باشید:  نقاشی کنید، غذایی خود را تزئین کنید.

عمیق و آهسته نفس بکشید.
چیزهای مثبت به یک دوست بگویید برای مثال که آن‌ها زیبا یا مهربان هستند.

زمانی را در طبیعت بگذرانید: در باغ کار کنید، در پارک قدم بزنید، شنا کنید، پیاده روی کنید.
یک نفر را در آغوش بگیر
به زیبایی اطراف خود توجه کنید.
آشفتگی را از محیط خود دور کنید.
وقت خود را با افراد مثبت سپری کنید.
سگ یا گربه را نوازش کنید.
هر روز کاری را انجام دهید که شما را خوشحال کند.

قدر همه چیز (مردم، غذا، سلامتی) خود را بدانید.
خوشبین باش.
روی چیزهایی که می‌خواهید تمرکز کنید (نه روی چیزهایی که نمی‌خواهید).
در هر شرایطی خوبی‌ها را پیدا کنید. خوبی‌های هر فردی (از جمله خودتان) را پیدا کنید.
به سادگی تسلیم خدا باشید
بر فراوانی تمرکز کنید نه کمبود.

نیاز به کنترل را کنار بگذارید
به همه از جمله غریبه‌ها لبخند بزنید
یک کمدی تماشا کنید و بیشتر بخندید.

وقتی خسته هستید بخوابید
ایمان را جایگزین ترس و عشق جایگزین خشم کنید. مصرف مواد مخدر و الکل خود را کاهش دهید یا آن را به طور کامل حذف کنید.
سخاوتمند باش و با دلت ببخش.

کاری خوب برای کسی انجام دهید؛ بدون انتظار و بدون قید و شرط غیبت نکنید و دیگران را تحقیر نکنید.
با خودت با عشق و مهربانی رفتار کن.

دست از شکایت بردارید با دیگران گفتگوهای معنادارتری داشته باشید.

برنامه‌های نشاط آور را تماشا کنید و از تماشای اخبار یا خشونت خودداری کنید.
آب زیاد بنوشید.
یک مکان دنج و آرام برای خود ایجاد کنید و روزانه زمانی را در آنجا بگذرانید.
هر روز صبح، یک نیت برای روز تعیین کنید.

هر کسی که مرتکب اشتباه شده است از جمله خودتان را ببخشید.
به موزیکی گوش دهید که روحیه شما را بالا می‌برد. هر روز یک قدم کوچک به سمت رویاها و اهداف خود بردارید.
از سرزنش دیگران بپرهیزید و مسئولیت کار خود را بپذیرید.

📚 @Academic_Library
ما نیازمند شجاعت حذف‌کردن هستیم.
حذف جزئیات، حذف گذشته، حذف نامه‌ها، حذف صداها، حذف دلتنگی و همچنین حذف برخی از افراد ...

#جبران_خلیل_جبران

📚 @Academic_Library
1
خوشبختی چیزی نیست
که بخواهی آن را به تملک خود درآوری
خوشبختی کیفیتِ تفکر است
حالت روحی ست
خوشبختی
وابسته به جهان درون توست ...

#دافنه_دوموریه

📚 @Academic_Library
نگاهی به درخت سيب بيندازيد.
شايد پانصد سيب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است.

خيلی دانه دارد نه؟
ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»

اينجا طبيعت به ما چيزی ياد می‌دهد.
به ما می‌گوید:

«اکثر دانه‌ها هرگز رشد نمی‌کنند.
پس اگر واقعاً می‌خواهید چيزی اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

از اين مطلب می‌توان اين نتايج را بدست آورد:

_ بايد در بيست مصاحبه شرکت کنی تا يک شغل بدست بياوری.

_ بايد با چهل نفر مصاحبه کنی تا يک فرد مناسب استخدام کنی

+ بايد با پنجاه نفر صحبت کنی تا يک ماشين، خانه، جاروبرقی، بيمه و يا حتی ايده ات را بفروشی.

_ بايد با صد نفر آشنا شوی تا يک رفيق شفيق پيدا کنی.

_ وقتی که «قانون دانه» را درک کنيم
ديگر نااميد نمی‌شویم و به راحتی احساس شکست نمی‌کنیم.

قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.

افراد موفق هر چه بيشتر شکست می‌خورند، دانه‌های بيشتری می‌کارند.

📚 @Academic_Library
👍1
شخصی وارد یک بانک در منهتن نیویورک شد. وقتی شماره اش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار داره.
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره.
مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته.
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت و...
ماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت " از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
مرد یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته یا اطمینان خاطر با فقط 15.86 دلار پارک کنم؟

📚 @Academic_Library
عاشق اگر می‌شوید،
عاشق رفتار آدم‌ها نشوید.
آدم ها گاهی حالشان خوب است، گاهی بد.
رفتارشان متأثر از حالشان است.
عاشق افکارشان شوید.
افکار حتی در بدترین حال آدم‌ها هم
تغییر نمی‌کند!

📚 @Academic_Library
خبر بد :
هيچ چيز هميشگى نيست ...

خبر خوب :
هيچ چيز هميشگى نيست ...

📚 @Academic_Library
#حکایت 📚

عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت.
مردی که آنجا بود عابد را شناخت، به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟
گفت: نه.
مردگفت: فلان عابدبود.
نانوا گفت: من از مریدان اویم، دوید دنبالش و گفت می خواهم شاگرد شما باشم، عابد قبول نکرد.
نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم، عابد قبول کرد.
وقتی همه شام خوردند، نانوا گفت: سرورم دوزخ یعنی چه؟ عابد پاسخ داد : "دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی."

📚 @Academic_Library
هيچ لذتی بالاتر از آن نيست
كه با كسی آشنا شوی
كه دنيا را مانند تو می‌بیند
گويی درمی‌یابی
كه ديوانه نبوده‌ای!

#كريستين_بوبن

📚 @Academic_Library
سه قدم برای یک #زندگی_شاد:

۱. خود را به خاطر افراد بی فایده ای که لایق داشتن هیچ جایگاهی در زندگی تان نیستند، دچار استرس نکنید.
۲. هیچگاه احساسات خود را، بیش از حد صرف چیزی نکنید. چون در غیر این صورت صدمه خواهید دید.
۳. بیاموزید بدون نگرانی زندگی کنید. چون خدا در همه حال هوایتان را خواهد داشت. اعتماد کنید و ایمان داشته باشید...

حال بهتری خواهیم داشت،
اگر دست برداریم از فردی که لیاقت محبت ندارد،
دشمنی که ارزش جنگیدن ندارد،
حقی که ارزش گرفتن ندارد،
و فکری که ارزش اندیشیدن.

📚 @Academic_Library
مهم ترین چیز در روابط انسان ها گفتگو است، اما مردم دیگر با هم حرف نمی زنند، به هم گوش نمی کنند؛
آنها سینما می روند،
تلویزیون تماشا می کنند،
به رادیو گوش می دهند،
کتاب می خوانند،
پست های روی اینترنت را به روز می کنند،
اما تقریبا هرگز با هم صحبت نمی کنند!

اگر بنا داریم دنیا را تغییر بدهیم، چاره ای جز این نیست که از نو برگردیم به دورانی که جنگجوها دور یک آتش جمع می شدند و برای هم قصه تعریف می کردند ...

#پائولو_کوئلیو

📚 @Academic_Library
مقصود از زندگی کیف و لذت است.
تا می‌توانیم باید غم و غصه را از خودمان دور بکنیم، معلوم را به مجهول نفروشیم و نقد را فدای نسیه نکنیم.
انتقام خودمان را از زندگی بستانیم پیش از آن که در چنگال او خرد بشویم!

📙 #ترانه_های_خیام
✍🏻 #صادق_هدايت

📚 @Academic_Library
#تلنگر 📚

استادی با شاگردش از باغى ميگذشت، چشمشان به يک کفش کهنه افتاد.

شاگرد گفت:
گمان ميکنم اين کفش کارگرى است که در اين باغ کار ميکند، بيا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببينيم و بعد کفشها را پس بدهيم و کمى شاد شويم...!

استاد گفت:
چرا براى خنده خود او را ناراحت کنيم!

بيا کارى که ميگويم انجام بده و عکس العملش را ببين، مقدارى پول درون ان قرار بده!
شاگرد هم پذيرفت و بعد از قرار دادن پول، مخفى شدند.

کارگر براى تعويض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و همينکه پا درون کفش گذاشت متوجه شيئى درون کفش شد و بعد از وارسى، پول ها را ديد و با گريه، فرياد زد خدايا شکرت ...

خدايي که هيچ وقت بندگانت را فراموش نميکنى، ميدانى که همسر مريض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رويی به نزد انها باز گردم و همينطور اشک ميريخت....

استاد به شاگردش گفت:
هميشه سعى کن براى خوشحاليت ببخشى نه اینکه بستانی...

در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه بروید.
در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون رو نبوسید.

در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نگید.
در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید.

هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد،

مگر به ” فهم و شعور ”
مگر به ” درک و ادب ”

مهربانان …
آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده را بگیرد و او را بلند کند!

این قدرت تو نیست،
این ” انسانیت ” است ...

‌ ‌‌‌ ‌📚 @Academic_Library
4
#تلنگر 📚

مردی خسیس طلاهایش را در گودالی پنهان کرد و هر روز به آنها سر میزد.
یک روز یکی از همسایگانش طلاها را برداشت. مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت و شروع به شیون و زاری کرد.

رهگذری پرسید:
چه شده؟ مرد حکایت طلاها را گفت. رهگذر گفت: این که ناراحتی ندارد. سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست، تو که از آن استفاده نمیکنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟

ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است.

📚 @Academic_Library
3
هر قدر به طبیعت نزدیک شوی،

زندگانی شایسته تری را پیدا می‌کنی ...

#نیما_یوشیج

📚 @Academic_Library
👍2
هرگز ٤ چيز را در زندگیت نشكن؛
رابطه؛ قول؛ اعتماد و قلب


این‌ها وقتی می‌شکنند صدا ندارند؛
اما درد بسيارى دارند ...

#چارلز_ديكنز

📚 @Academic_Library
قدم زدن در خاطرات، اگر طولانی شود
خاصیتِ خاطره بودنشان را از دست می‌دهند
و تبدیل می‌شوند به خودآزاری.

نه از بیدار شدنِ خاطراتمان فرار کنیم و نه در آنها گم شویم.
حواسمان باشد معمولا بیشترِ خاطراتمان مربوط به آدمها و روابطی‌ست که اکنون در قبرستانِ ذهنمان دفن شده‌اند.

گاهی رفتن به قبرستان و مرور خاطرات مشکلی ایجاد نمیکند این یک فرایند طبیعی‌ست.
دلتنگی طبیعی‌ست مخصوصا برای کسی که در زندگیِ اکنونمان دیگر حضور ندارد و در واقع مرده است در اکنونمان.

اما زیادی ماندن در قبرستان، میتواند از ما یک مرده‌ی متحرک بسازد و دیگر توانایی حضور در اکنونمان را از دست بدهیم.

تواناییِ حضور در رابطه‌های اکنونمان
آدم‌های اکنونمان موقعیت‌های اکنونمان و فرصت‌های بی‌نظیری که اکنون در اختیارمان هستند.
بیدار شدنِ خاطرات و احساساتِ قدیمی‌مان نسبت به گذشته، یک اتفاقِ گذراست. موقت و کوتاه است.

به موقت بودنش که آگاه باشیم میتوانیم متوجه شویم که اگر بیشتر بخواهد طول بکشد یعنی خودمان تمایل داریم در قبرستانمان زندگی کنیم تا در زمان اکنونیِ غیرقابل پیش‌بینی و واقعی

به تمایلِ زندگی کردن در قبرستانمان آگاه باشیم تا اگر زیادی طول کشید، بتوانیم خودمان را نجات دهیم و دوباره برگردیم به جریان زندگیِ واقعی‌مان.
برای اتصال به زندگی و بیرون آمدن از قبرستان به اکنونمان نگاه کنیم و از خود بپرسیم:
امروز چه روزی‌ست؟
من چند سالم است؟
چقدر از خاطره‌هایم گذشته است؟ چند سال؟
آیا میخواهم امروزم را از دست بدهم با فکر کردن و غرق شدن درگذشته؟

من چه چیزهایی امروز دارم که به آنها توجه نمیکنم؟
امروز چطور میتوانم توجهم را به داشته‌هایم جلب کنم نه به نداشته‌هایم؟
امروز چطور میتوانم برای خودم کاری بکنم که حال درونم بهتر شود؟
امروز روی چه لذتی میتوانم متمرکز شوم؟ لذتی جسمانی نه ذهنی( ورزش، ماساژ، معاشرت، غذای مورد علاقه و...)

امروز چطور می‌توانم احساساتم را به آدم‌هایی که در اکنونم وجود دارند نشان دهم؟
نزار قبانی میگوید :
اگر برای تو خیری داشت میماند
اگر دوستدارت بود حرف ميزد
و اگر مشتاق دیدنت بود می‌آمَد ...!

پس چطور و با چه رفتاری می‌توانم احساساتم را به آنهایی نشان دهم که ماندند، حرف زدند و آمدند؟

#پونه_مقیمی

📚 @Academic_Library
👍1