Taco Truck x VB
Lana Del Rey
𝐼 𝑔𝑜𝑡 𝑢𝑝 𝑠𝑜 𝑒𝑎𝑟𝑙𝑦
そして、シャワーに入りました
私はちょうど一時間半だけまた眠ることができました
それで、うーん、とにかく
私はこんな夢を見ました、うーん、わからない
(𝑆𝑜𝑢𝑛𝑑𝑖𝑛' 𝑜𝑓𝑓, 𝑏𝑎𝑛𝑔 𝑏𝑎𝑛𝑔, 𝑘𝑖𝑠𝑠 𝑘𝑖𝑠𝑠)
あなたは私の赤ちゃんが町に戻ったのを聞きました
あなたは来るべき、来て
今、一緒にぶらぶらしてる
あなたは来るべき、来て
庭に戻って
私たちは今、高くなってる、年を取ったから
私、自分自身、ダイヤモンドのように
私の赤ちゃん、クリムゾンとクローバー
オー神様、私はあなたにキスしたくてたまらない
私です、あなたの小さなヴェニスのビッチ
近所の子供たちと階段で
𝐶𝑎𝑙𝑙𝑖𝑛' 𝑜𝑢𝑡, 𝑏𝑎𝑛𝑔 𝑏𝑎𝑛𝑔, 𝑘𝑖𝑠𝑠 𝑘𝑖𝑠𝑠
𝐶𝑎𝑙𝑙𝑖𝑛' 𝑜𝑢𝑡, 𝑏𝑎𝑛𝑔 𝑏𝑎𝑛𝑔, 𝑘𝑖𝑠𝑠 𝑘𝑖𝑠𝑠
𝑆𝑜𝑢𝑛𝑑𝑖𝑛' 𝑜𝑓𝑓, 𝑏𝑎𝑛𝑔 𝑏𝑎𝑛𝑔, 𝑘𝑖𝑠𝑠 𝑘𝑖𝑠𝑠
🍓1
" روبی؟ داری ازم انتقام میگیری؟
باور کن میدونستم؛ حواسم بود امروز تولدته
حواسم بود چطور هردفعه از جلوی جواهر فروشی رد میشدیم، چشمات با دیدن گردنبند پروانه ای پشت ویترین می درخشیدن و زمزمه میکردی:'چه قشنگه'
پروانه یاقوتی سرخی که هیچوقت نگفته بودی میخوای مثل اون پرواز کنی "
نگاهش برای لحظه ای به صفحه مانیتور بالای سر روبی افتاد که خطی ممتد رو نشون میداد، ولی سریع اون رو سمت چهره دوست دخترش که حالا همرنگ ملحفه های اطرافش شده بود، برگردوند
"تمام هفته با اینکه تظاهر میکردم یادم نیست، داشتم برای امروز اماده میشدم؛ میخواستم قافلگیرت کنم
قرار بود صبح وقتی درو باز کردی کیک رو جلوت بگیرم و بگم:'ارزو کن'
قرار بود قلبت هم با پوشیدن همون گردنبند به شوق زندگی بتپه، نه برای وداع"
...
"نکنه به خاطر همین روزی که از پیش دکتر قلبت برگشتی، برای اولین بار تیکه اخر پیزا رو به من دادی؟ "
🍓1