دوره بعد زایش
هنگاميکه از يافتن گاوهاي مريض در ابتداي دوره بيماري که منجر به تاخير در درمان مي شد درمانده شديم با در نظر گرفتن وضعيت سلامت آنها گام هاي بلندي را در مديريت گاوهاي تازه زا برداشتيم. در آينده نيز نظرات متفاوتي در خصوص نظارت بر سلامت گاوها خواهد بود که بصورت پارامتري مورد استفاده قرار گرفته و تفسير خواهد شد. اين مقاله مروري است بر پارامترهايي که مي تواند در نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا مورد استفاده قرار گيرد و همچنين علائم کلينيکي را براي يافتن گاوهاي مريض نشان مي دهد.
تحت نظر قرار گرفتن سلامت گاوهاي تازه زا
دوره بعد از زايش تعيين کننده پاسخ هاي توليدي و توليد مثلي در طول دوره شيردهي مي باشد.بنابراين يک زمان بسيار موثر در دوره توليدي گاوهاست. در طول اين دوره گاوها در خطر درگيري با بيماري هاي مرتبط زايش هستند مثل کمبود کلسيم, متريت, کتوز و جابجايي شيردان (کورتيس و همکاران 1983). اينها اختلالات گران بهايي هستند که از نظر اقتصادي حدود 200 تا 400 دلار به ازاء هر مورد خسارت مي زنند (بارتلت و همکاران 1986). با نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا فرصت تشخيص گاوهاي بيمار در همان ابتدا و معالجه آنها را خواهيد يافت. بعلاوه اينکه در جلوگيري از بيماري نيز کمک مي کند.
بعنوان مثال گاو داراي عفونت رحمي که در همان ابتدا مداوا شده کمتر متحمل اختلالات ثانويه مثل برگشتگي شيردان و کتوز مي شود. مثال ديگر تشخيص کتوز تحت باليني است که اگر مداوا شود از يک کاهش توليد شير جلوگيري خواهد شد.
نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا شامل معاينه تمام گاوهاي زايش کرده (7 تا 10 روز شيردهي) توسط افراد آموزش ديده است. پارامترهايي که در تعيين سلامت گاوها مي تواند بکار رود شامل دماي بدن, رفتار حيوان, توليد شير, تغييرات رحم و کتون هاي ادرار است. به عقيده نويسنده اکثر مشکلات در بسياري از مزارع با دقت بر يک يا دو مورد از اين پارامترها قابل مشاهده خواهد بود و توجيه نيروهاي گاوداري براي اينکه ترکيب اين عوامل بايد در تصميم گيري اينکه گاوي مريض است يا خير و نيازمند درمان بسيار مهم است.
دماي بدن
بصورت يک اصل اثبات شده در گاوهاي تازه زا, افزايش دماي بدن نشان دهنده وضعيت غير عادي مي باشد. در اينجا بيشتر گاوهاي تازه زا متحمل عفونت رحمي و يا متريت مي باشند. با نظارت دماي بدن دامنه وسيعي از درجه حرارت بدست ميايد. دماي عادي رکتوم در گاوها بين 5/101 تا 103[1][1] درجه فارانهايت مي باشد. هنگاميکه دما بالاي 103 درجه فارانهايت باشد تب تشخيص داده مي شود. تغييرات درجه بدن ناشي از عواملي مثل حالت سلامتي, سن, فصل سال و زمان روز است. اگرچه دماي فردي گاوها متفاوت است ولي دماي نگهداشت گاوهاي سالم نزديک اين محدوده است. در مطالعه پنسيلوانيا (کريستولا و همکاران 2001) گزارش گرديد که گاوهايي که مشکلات کلينيکي در هنگام زايش و در اوايل دوره پس از زايش نداشتند ميانگين دماي بدنشان زير 102 درجه فارانهايت در 10 روز اول دوره شيردهي بود. با اين وجود گاوهاي متريتي نيز وجود دارند که دماي بدنشان نرمال است و لزوما تب دار نيز نيستند. در مطالعه اخير فلوريدا (بنزاکوئن و همکاران 2004) که دماي بدن و وضعيت گاو را براي نظازت گاوهاي تازه زا در نظر گرفته بودند نشان دادند که بيش از نصف گاوهايي که داراي متريت تشخيص داده بودند در طول هفته اول بعد از زايش تب نداشتند.گاوهاي با زايش غير طبيعي داراي دماي بيشتر از 1/103 درجه فارانهايت و مرتبط با متريت بودند. همچنين بنزاکوئن و همکاران (2004) گزارش نمودند که گاوهاي داراي زايش غير طبيعي داراي متريت بيشتري در مقايسه با گاوهاي داراي زايش طبيعي بودند. بنابراين مطالعات, چنين نتيجه گيري مي شود که گاوهاي با زايش غير طبيعي (سخت زايي, جفت ماندگي يا دوقلو زايي) بايد با دقت بيشتري در دوره بعد از زايش مورد نظارت قرار گيرند.
چندين مطالعه نشان داده که استفاده از آنتي بيوتيک ها در گاوهاي با دماي بالاي مرتبط با متريت, موفقيت آميز است. کريستولا و اسميت(2001) کاهش يک درجه فارانهايتي را در دماي بدن گاوها 24 ساعت پس از شروع درمان آنتي بيوتيکي گزارش نمودند. تحقيقات انجام گرفته در فلوريدا (اسميت و همکاران 1998) يافته هاي مشابهي را نشان دادند که گاوهاي تشخيص داده شده با سم متريت و درمان شده با آنتي بيوتيک کاهش دماي معني داري را در روزهاي بعد نشان داده اند. از اين اطلاعات به خوبي نتيجه گيري مي شود که گاوهاي شيري تشخيص داده شده با تب ناشي از متريت در دوره پس از زايش پاسخ مثبتي را به درمان آنتي بيوتيکي مي دهند.
مسئله مهم در استفاده از برنامه نظارتي, تصميم در خصوص زمان درمان گاوهاست. در مطالعه پنسيلوانيا (کريستولا و اسميت 2001) دريافتند که گاوهاي غير نرمال, بالاترين ميانگين دماي بدنشان بين روزهاي 3 تا 6 بوده است و 66% آنها بين روزهاي 2 و 5 پس از زايش درمان شده اند. نتايج مشابه ديگر توسط بنزاکوئن
هنگاميکه از يافتن گاوهاي مريض در ابتداي دوره بيماري که منجر به تاخير در درمان مي شد درمانده شديم با در نظر گرفتن وضعيت سلامت آنها گام هاي بلندي را در مديريت گاوهاي تازه زا برداشتيم. در آينده نيز نظرات متفاوتي در خصوص نظارت بر سلامت گاوها خواهد بود که بصورت پارامتري مورد استفاده قرار گرفته و تفسير خواهد شد. اين مقاله مروري است بر پارامترهايي که مي تواند در نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا مورد استفاده قرار گيرد و همچنين علائم کلينيکي را براي يافتن گاوهاي مريض نشان مي دهد.
تحت نظر قرار گرفتن سلامت گاوهاي تازه زا
دوره بعد از زايش تعيين کننده پاسخ هاي توليدي و توليد مثلي در طول دوره شيردهي مي باشد.بنابراين يک زمان بسيار موثر در دوره توليدي گاوهاست. در طول اين دوره گاوها در خطر درگيري با بيماري هاي مرتبط زايش هستند مثل کمبود کلسيم, متريت, کتوز و جابجايي شيردان (کورتيس و همکاران 1983). اينها اختلالات گران بهايي هستند که از نظر اقتصادي حدود 200 تا 400 دلار به ازاء هر مورد خسارت مي زنند (بارتلت و همکاران 1986). با نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا فرصت تشخيص گاوهاي بيمار در همان ابتدا و معالجه آنها را خواهيد يافت. بعلاوه اينکه در جلوگيري از بيماري نيز کمک مي کند.
بعنوان مثال گاو داراي عفونت رحمي که در همان ابتدا مداوا شده کمتر متحمل اختلالات ثانويه مثل برگشتگي شيردان و کتوز مي شود. مثال ديگر تشخيص کتوز تحت باليني است که اگر مداوا شود از يک کاهش توليد شير جلوگيري خواهد شد.
نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا شامل معاينه تمام گاوهاي زايش کرده (7 تا 10 روز شيردهي) توسط افراد آموزش ديده است. پارامترهايي که در تعيين سلامت گاوها مي تواند بکار رود شامل دماي بدن, رفتار حيوان, توليد شير, تغييرات رحم و کتون هاي ادرار است. به عقيده نويسنده اکثر مشکلات در بسياري از مزارع با دقت بر يک يا دو مورد از اين پارامترها قابل مشاهده خواهد بود و توجيه نيروهاي گاوداري براي اينکه ترکيب اين عوامل بايد در تصميم گيري اينکه گاوي مريض است يا خير و نيازمند درمان بسيار مهم است.
دماي بدن
بصورت يک اصل اثبات شده در گاوهاي تازه زا, افزايش دماي بدن نشان دهنده وضعيت غير عادي مي باشد. در اينجا بيشتر گاوهاي تازه زا متحمل عفونت رحمي و يا متريت مي باشند. با نظارت دماي بدن دامنه وسيعي از درجه حرارت بدست ميايد. دماي عادي رکتوم در گاوها بين 5/101 تا 103[1][1] درجه فارانهايت مي باشد. هنگاميکه دما بالاي 103 درجه فارانهايت باشد تب تشخيص داده مي شود. تغييرات درجه بدن ناشي از عواملي مثل حالت سلامتي, سن, فصل سال و زمان روز است. اگرچه دماي فردي گاوها متفاوت است ولي دماي نگهداشت گاوهاي سالم نزديک اين محدوده است. در مطالعه پنسيلوانيا (کريستولا و همکاران 2001) گزارش گرديد که گاوهايي که مشکلات کلينيکي در هنگام زايش و در اوايل دوره پس از زايش نداشتند ميانگين دماي بدنشان زير 102 درجه فارانهايت در 10 روز اول دوره شيردهي بود. با اين وجود گاوهاي متريتي نيز وجود دارند که دماي بدنشان نرمال است و لزوما تب دار نيز نيستند. در مطالعه اخير فلوريدا (بنزاکوئن و همکاران 2004) که دماي بدن و وضعيت گاو را براي نظازت گاوهاي تازه زا در نظر گرفته بودند نشان دادند که بيش از نصف گاوهايي که داراي متريت تشخيص داده بودند در طول هفته اول بعد از زايش تب نداشتند.گاوهاي با زايش غير طبيعي داراي دماي بيشتر از 1/103 درجه فارانهايت و مرتبط با متريت بودند. همچنين بنزاکوئن و همکاران (2004) گزارش نمودند که گاوهاي داراي زايش غير طبيعي داراي متريت بيشتري در مقايسه با گاوهاي داراي زايش طبيعي بودند. بنابراين مطالعات, چنين نتيجه گيري مي شود که گاوهاي با زايش غير طبيعي (سخت زايي, جفت ماندگي يا دوقلو زايي) بايد با دقت بيشتري در دوره بعد از زايش مورد نظارت قرار گيرند.
چندين مطالعه نشان داده که استفاده از آنتي بيوتيک ها در گاوهاي با دماي بالاي مرتبط با متريت, موفقيت آميز است. کريستولا و اسميت(2001) کاهش يک درجه فارانهايتي را در دماي بدن گاوها 24 ساعت پس از شروع درمان آنتي بيوتيکي گزارش نمودند. تحقيقات انجام گرفته در فلوريدا (اسميت و همکاران 1998) يافته هاي مشابهي را نشان دادند که گاوهاي تشخيص داده شده با سم متريت و درمان شده با آنتي بيوتيک کاهش دماي معني داري را در روزهاي بعد نشان داده اند. از اين اطلاعات به خوبي نتيجه گيري مي شود که گاوهاي شيري تشخيص داده شده با تب ناشي از متريت در دوره پس از زايش پاسخ مثبتي را به درمان آنتي بيوتيکي مي دهند.
مسئله مهم در استفاده از برنامه نظارتي, تصميم در خصوص زمان درمان گاوهاست. در مطالعه پنسيلوانيا (کريستولا و اسميت 2001) دريافتند که گاوهاي غير نرمال, بالاترين ميانگين دماي بدنشان بين روزهاي 3 تا 6 بوده است و 66% آنها بين روزهاي 2 و 5 پس از زايش درمان شده اند. نتايج مشابه ديگر توسط بنزاکوئن
بدست آمد. اين يافته ها پيشنهاد مي کند که عمده گاوهاي تب دار در هفته بعد از زايش مي باشند. بنابراين برنامه هاي نظارتي با استفاده از دماي رکتوم بهتر است در 7 روز بعد از زايش مورد استفاده قرار گيرد.
وضعيت حيوان
بعضي از افراد نسبت به سايرين توانايي تشخيص گاوهاي مريض را از روي رفتار عمومي شان و يا شکل ظاهرشان دارند. لازم است که مديران چنين افرادي را شناسايي کرده و بخوبي به آنها را آموزش دهند. آنها بايد براي نگاه کردن به چشم ها, گوش ها, نوع ادرار و کل رفتار حيوانات آموزش ببينند. موقعيت و شکل چشم ها در داخل حدقه چشم براي يافتن سطح کاهش آب بدن يا وجود درد, قابل مشاهده و قابل اسکوربندي مي باشد. سيستم نمره دهي مثل 1 (حداقل) 2(متوسط) 3 (ملايم) 4 (شديد) ميتواند مورد استفاده قرار گيرد (اسميت و ريسکو [2][2]2005) گاوی که دارای نمره 1 است معمولا داراي چشمان براق که بطور نرمال در داخل کاسه چشم قرار گرفته است مي باشد. نمره 2 داراي چشمان خسته که کمي فرو رفته است مي باشد (1-2 mm) نمره 3 داراي چشماني بي نور و بي حالت که داراي فرورفتگي بيشتري در حدقه چشم مي باشد است (2-4 mm) و نمره 4 داراي چشماني خشک که شديدﴽ فرورفته است مي باشد (بيش از 5 ميلي متر). موقعيت گوش گاوها نيز نشانه خوبي از وضعيت گاوهاست. گاوهاي مريض معموﻵ داراي گوش هاي افتاده که ناشي از افسردگي, درد ويا تب مي باشد هستند. از سوي ديگر گاوهاي سالم به نظز براق, هوشيار و کنجکاو محيط پيرامونشان هستند. به محض نزديک شدن يک نفر گاو سالم سعي در تماس گرفتن با زبان و بيني اش مي کند.
در مزارعي که گاوها بسته مي باشند(Locking stanchions) رفتار گاو بعد از خوراک دهي براي تشخيص اشتهاي آنها قابل بررسي است. گاوي که مريض است غذا نمي خورد ولی گاو سالم بعد از خوراک دهي سريعا حرکت مي کند. در خدمات کلينيکي ما اشتهاي گاوها را اينچنين نمره دهي مي کنيم. 1- گاوهايي که بسته شده و غذا مي خورند 2- گاوهايي که بسته شده و به نظر کسل مي آيند و غذا نمي خورند. 3- گاوهايي که بسته نيستند و به نظر خسته و کسل آمده و يا مريض هستند. تاکيد بيشتر ما روي گاوهايي است که در نمره هاي 2 يا 3 طبقه بندي مي شوند و بايد به دقت بيشتري تحت نظر قرار گيرند.
توليد شير
نظارت بر توليد شير گاوها در بسياري از مزارع توسط سيستم هاي شيردوشي کامپيوتري صورت مي گيرد. ارزش توليد شير در ارتباط با سلامت گاو مي باشد. همانطور که قبلا اشاره شد يک گاو مريض غذا نمي خورد و در نتيجه شيرش نيز افت مي کند. گاوهاي شيري با يک دوره نرمال پس از زايش داراي افزايش توليد شير روزانه اي مي باشند. تعيين انحراف براي مشخص نمودن گاوهاي مريض بين مزارع مختلف فرق مي کند. بعضي از مديران فهرستي از گاوهايي که انحراف از مقدار پيش تعيين شده را دارند تهييه مي کنند. در بيشتر مزارع 10 پوند کاهش در توليد شير مورد استفاده قرار مي گيرد. نيروهاي آموزش ديده با استفاده از اين فهرست گاوها را شناسايي کرده و وضعيت فيزيکي آنها را مورد ارزيابي قرار مي دهند. دکتر تام اورتون[3][3](2001) برنامه نظارت بر توليد گاوها را در 20 روز بعد از زايش گزارش نمود. اورتون گزارش نمود که هدف, افزايش 10 درصدي توليد روزانه شير در 14 روز بعد از زايش است که اين مقدار براي تليسه ها 8% است. بعلاوه هر گاو بايد نزديک به 100 پوند شير در هر روز تا 20 روزگي و هر تليسه 70 پوند در هر روز توليد شير داشته باشد. گاوها و تليسه هايي که به اين مقدار دستيابي پيدا نمي کنند بايد شناسايي و توسط کارشناسان مورد ارزيابي قرار گيرند.
ترشحات رحمي
شايع ترين اختلال در طي دوران بعد از زايش و بيشترين تشخيص برنامه هاي نظارت بر سلامت گاوها متريت است. با اين وجود بحث در خصوص تشخيص متريت بسيار زياد است. در کارهاي کلينيکي ما گاوهايي که به نظر بيمار هستند و داراي ترشحات بدبو از رحم مي باشند صرفنظر از دماي بدنشان با احتياط متريت در نظر گرفته مي شوند و نيازمند درمان هستند. بنابراين ما احساس مي کنيم که ارزش گذاري بر روي ترشحات رحمي براي تشخيص صحيح متريت مهم است. بطوريکه در قبل اشاره شد تعدادي از گاوهاي درگير متريت تب ندارند. ترشحاتي که قرمز قهوه اي رنگ بوده و حاوي موکوس يا چرک بدون بو مي باشند با احتياط عادي در نظر گرفته مي شوند. ترشحات بودار, کثيف و آبکي بيشتر اوقات بيانگر متريت شديد هستند که نيازمند درمان بوده و نقطه مقابل ترشحات مخاطي است که بيانگر وضعيت رو به بهبود گاو است. روش متداول براي سنجش ترشحات رحمي لمس رحم و معاينه چشمي واژن براي ترشحات مايل به قهوه اي و بودار است. بهر حال اين روش تشخيص خارج از توان توليد و بررسي ترشحات خارج از بدن گاو است. در نتيجه استفاده از واژينوسکوپ و يا استفاده از دستکش تمييز براي وارد نمودن دست در داخل واژن تا قسمت سرويکس مي تواند براي سنجش ترشحات بکار گرفته شود.
کتون هاي داخل شير يا ادرار
کتون بادي هاي داخل شير ي
وضعيت حيوان
بعضي از افراد نسبت به سايرين توانايي تشخيص گاوهاي مريض را از روي رفتار عمومي شان و يا شکل ظاهرشان دارند. لازم است که مديران چنين افرادي را شناسايي کرده و بخوبي به آنها را آموزش دهند. آنها بايد براي نگاه کردن به چشم ها, گوش ها, نوع ادرار و کل رفتار حيوانات آموزش ببينند. موقعيت و شکل چشم ها در داخل حدقه چشم براي يافتن سطح کاهش آب بدن يا وجود درد, قابل مشاهده و قابل اسکوربندي مي باشد. سيستم نمره دهي مثل 1 (حداقل) 2(متوسط) 3 (ملايم) 4 (شديد) ميتواند مورد استفاده قرار گيرد (اسميت و ريسکو [2][2]2005) گاوی که دارای نمره 1 است معمولا داراي چشمان براق که بطور نرمال در داخل کاسه چشم قرار گرفته است مي باشد. نمره 2 داراي چشمان خسته که کمي فرو رفته است مي باشد (1-2 mm) نمره 3 داراي چشماني بي نور و بي حالت که داراي فرورفتگي بيشتري در حدقه چشم مي باشد است (2-4 mm) و نمره 4 داراي چشماني خشک که شديدﴽ فرورفته است مي باشد (بيش از 5 ميلي متر). موقعيت گوش گاوها نيز نشانه خوبي از وضعيت گاوهاست. گاوهاي مريض معموﻵ داراي گوش هاي افتاده که ناشي از افسردگي, درد ويا تب مي باشد هستند. از سوي ديگر گاوهاي سالم به نظز براق, هوشيار و کنجکاو محيط پيرامونشان هستند. به محض نزديک شدن يک نفر گاو سالم سعي در تماس گرفتن با زبان و بيني اش مي کند.
در مزارعي که گاوها بسته مي باشند(Locking stanchions) رفتار گاو بعد از خوراک دهي براي تشخيص اشتهاي آنها قابل بررسي است. گاوي که مريض است غذا نمي خورد ولی گاو سالم بعد از خوراک دهي سريعا حرکت مي کند. در خدمات کلينيکي ما اشتهاي گاوها را اينچنين نمره دهي مي کنيم. 1- گاوهايي که بسته شده و غذا مي خورند 2- گاوهايي که بسته شده و به نظر کسل مي آيند و غذا نمي خورند. 3- گاوهايي که بسته نيستند و به نظر خسته و کسل آمده و يا مريض هستند. تاکيد بيشتر ما روي گاوهايي است که در نمره هاي 2 يا 3 طبقه بندي مي شوند و بايد به دقت بيشتري تحت نظر قرار گيرند.
توليد شير
نظارت بر توليد شير گاوها در بسياري از مزارع توسط سيستم هاي شيردوشي کامپيوتري صورت مي گيرد. ارزش توليد شير در ارتباط با سلامت گاو مي باشد. همانطور که قبلا اشاره شد يک گاو مريض غذا نمي خورد و در نتيجه شيرش نيز افت مي کند. گاوهاي شيري با يک دوره نرمال پس از زايش داراي افزايش توليد شير روزانه اي مي باشند. تعيين انحراف براي مشخص نمودن گاوهاي مريض بين مزارع مختلف فرق مي کند. بعضي از مديران فهرستي از گاوهايي که انحراف از مقدار پيش تعيين شده را دارند تهييه مي کنند. در بيشتر مزارع 10 پوند کاهش در توليد شير مورد استفاده قرار مي گيرد. نيروهاي آموزش ديده با استفاده از اين فهرست گاوها را شناسايي کرده و وضعيت فيزيکي آنها را مورد ارزيابي قرار مي دهند. دکتر تام اورتون[3][3](2001) برنامه نظارت بر توليد گاوها را در 20 روز بعد از زايش گزارش نمود. اورتون گزارش نمود که هدف, افزايش 10 درصدي توليد روزانه شير در 14 روز بعد از زايش است که اين مقدار براي تليسه ها 8% است. بعلاوه هر گاو بايد نزديک به 100 پوند شير در هر روز تا 20 روزگي و هر تليسه 70 پوند در هر روز توليد شير داشته باشد. گاوها و تليسه هايي که به اين مقدار دستيابي پيدا نمي کنند بايد شناسايي و توسط کارشناسان مورد ارزيابي قرار گيرند.
ترشحات رحمي
شايع ترين اختلال در طي دوران بعد از زايش و بيشترين تشخيص برنامه هاي نظارت بر سلامت گاوها متريت است. با اين وجود بحث در خصوص تشخيص متريت بسيار زياد است. در کارهاي کلينيکي ما گاوهايي که به نظر بيمار هستند و داراي ترشحات بدبو از رحم مي باشند صرفنظر از دماي بدنشان با احتياط متريت در نظر گرفته مي شوند و نيازمند درمان هستند. بنابراين ما احساس مي کنيم که ارزش گذاري بر روي ترشحات رحمي براي تشخيص صحيح متريت مهم است. بطوريکه در قبل اشاره شد تعدادي از گاوهاي درگير متريت تب ندارند. ترشحاتي که قرمز قهوه اي رنگ بوده و حاوي موکوس يا چرک بدون بو مي باشند با احتياط عادي در نظر گرفته مي شوند. ترشحات بودار, کثيف و آبکي بيشتر اوقات بيانگر متريت شديد هستند که نيازمند درمان بوده و نقطه مقابل ترشحات مخاطي است که بيانگر وضعيت رو به بهبود گاو است. روش متداول براي سنجش ترشحات رحمي لمس رحم و معاينه چشمي واژن براي ترشحات مايل به قهوه اي و بودار است. بهر حال اين روش تشخيص خارج از توان توليد و بررسي ترشحات خارج از بدن گاو است. در نتيجه استفاده از واژينوسکوپ و يا استفاده از دستکش تمييز براي وارد نمودن دست در داخل واژن تا قسمت سرويکس مي تواند براي سنجش ترشحات بکار گرفته شود.
کتون هاي داخل شير يا ادرار
کتون بادي هاي داخل شير ي
ا ادرار مي تواند براي تشخيص کتوز در گاوهاي شيري بکار گرفته شود. به عقيده ما سنجش کتوز در گاوهاي تازه زا به اندازه کافي بکار گرفته نمي شود و براي گاوهاي بيمار بسيار با ارزش است. هزينه کتوز تحت باليني هر گاو حدود 78 دلار تخمين زده شده است. (گيشوزر و همکاران[4][4] 2001)کتوز در ارتباط با افزايش خطر درگيري با متريت (مارکوس فلد 1984, 1987 و ريست و همکاران 2003), جابجايي شيردان (گيشوزر و همکاران 1997) و ورم پستان (سيوا جاروي و همکاران[5][5] 1986) است و يک ضربه منفي روي توليد شير خواهد بود. بطوريکه گزارش گرديده که گاوهايي که در تست کتون بادي شير مثبت شده اند 1 تا 4/1 کيلوگرم شير کمتري را در هر روز توليد مي کنند (گيشوزر و همکاران 1997). تشخيص و درمان گاوهاي داراي کتوز تحت باليني در ابتداي دوران پس از زايش تاثيرات منفي کتوز را کم خواهد نمود.
تشخيص گاوهاي تازه زاي درگير کتوز با استفاده از آزمون هاي کنار گاوي و آناليز سطح کتون هاي شير و ادرار کامل شده است. اين آزمون هاي کنار گاوي مبتني بر درجه تغيير رنگ معرف هنگاميکه با کتون بادي هاي شير يا ادرار برخورد مي کنند است. اين آزمون ها بصورت پودري (معموﻵ براي شير) و استريپ هاي آناليز ادرار در دسترس همه است. اندازه گيري سطوح کتوني ادرار بيشتر متداول است چرا که روش جمع آوري نمونه هاي ادرار پيچيده نيست و قابل تکرار است. مطالعات جديد (کرير و همکاران[6][6] 2004) عملکرد 3 آزمون کنار گاوي را براي تشخيص کتوز تحت باليني مورد سنجش قرار دادند. آزمون هاي مورد سنجش شامل 1- پودر متداول مورد استفاده براي تشخيص استو استات شير (Ketocheck, Great States Animal Health, St. Joseph Mo) 2- استريپ ادرار براي تشخيص استو استات ادرار (Ketostix, Bayer Corporation, Elkhart, IN) و 3- استريپ آزمون شير براي کتون بادي ها (BHBA) بود. مطالعه نشان داد که Ketostix يا استريپ آزمون کتون ها نتايج قابل قبولي را براي نشان دادن گاوهاي درگير کتوز گله هاي تجارتي خواهد داشت و Ketocheck بصورت محدود قابل استفاده است.
کليه عوامل در کنار يکديگر
يافتن اختلالاتي مثل متريت, جابجايي شيردان و کتوز با نظارت بر دماي بدن, وضعيت حيوان, توليد شير و سطوح کتوني ادرار در گاوهاي تازه زا بسيار با ارزش است. برنامه هاي نظارت بر سلامت گاوها اين اطمينان را خواهد داد که : تمام گاوها در طي دوره اي که بسيار حساس به بيماري هستند مورد سنجش قرار گرفته و فرصت يافتن گاوهاي مريض وجود خواهد داشت. با بکارگيري برنامه هاي نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا, بنزاکوئن و همکاران گزارش نمودند که درمان اوليه گاوهاي متريتي منجر به نرخ آبستني برابر با گاوهاي غير متريتي مي شود. اين پيشنهاد مي کند که تشخيص زود هنگام گاوهاي متريتي و درمان سريع آنها ممکن است تاثيرات متريت بر توليد مثل را تعديل کند. در ادامه نکات کليدي که بايد در بکارگيري برنامه نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا مورد توجه قرار گيرد آمده است.
تشخيص نيروهايي که علاقمند به کار و درمان گاوهاي مريض هستند. آموزش و کار با آنها بصورت دوره اي و انجام دادن کارهاي دامپزشکي با آنها بصورت متداول. يک اصل ثابت براي يافتن گاوهاي مريض ارزيابي وضعيت دام, دماي رکتوم, توليد شير و سنجش کتون بادي هاي ادرار مي باشد.
استانداردهايي را براي تشخيص گاوهاي بيمار ايجاد کنيد. آزمون هاي فيزيکي و روش هاي درماني براي بيماري را بوجود آوريد. اين روش ها را مرتبا تکرار کنيد.
بر پايه امکانات موجود در مزرعه و تواناي نيروهايتان, شما و دامپزشک بايد در خصوص يافتن بهترين برنامه براي گله تصميم گيري نمائيد.
اين مطلب را که نظارت بر سلامت گاوها حداقل هفته اول پس از زايش بسيار با اهميت است را در نظر بگيريد. روزهاي 3 تا 7 با اهميت تر مي باشد.
وضعيت حيوان, دماي رکتوم و نمونه هاي ادرار را براي وجود کتون بادي ها در 10 روز پس از زايش ارزيابي کنيد.
گاوها را از نظر متريت, جابجايي شيردان و ورم پستان اگر داراي تب هستند(بالاي 103درجه فارانهايت) و نيز گاوهايي که به نظر بيمار مي آيند صرفنظر از دما کنترل کنيد.
گاوهايي که در آزمون کتون هاي ادرار مثبت شده اند بايد براي کتوز درمان شوند.
روي ترشحات رحمي در روزهاي 3, 5 و 7 توجه بيشتري نمائيد تا گاوهايي که متريت دارند و تب ندارند را از دست ندهيد.
تغييرات توليد شير در 20 روز پس از زايش وسيله بسيار خوبي براي ارزيابي سلامت حيوان است که بايد مورد سنجش قرار گيرد.
بعد از دوران پس از زايش نيز گاوهاي بيمار را پيدا نمائيد. نيروهاي گاوداري که مسئول خوراک دادن- جابجايي گاوها- شيردوشي و اصلاح گله هستند بايد اين حقيقت را بدانند که آنها نقش مهمي در يافتن گاوهاي مريض دارند. در نتيجه انها بايد براي پيدا کردن اينگونه گاوها آموزش ببينند. همچنين شير دوشان نيز بايد بخوبي براي يافتن گاوهاي ورم پستاني آموزش ببينند. اين يک وظيفه مهم در کار شيردوشي خوب است
تشخيص گاوهاي تازه زاي درگير کتوز با استفاده از آزمون هاي کنار گاوي و آناليز سطح کتون هاي شير و ادرار کامل شده است. اين آزمون هاي کنار گاوي مبتني بر درجه تغيير رنگ معرف هنگاميکه با کتون بادي هاي شير يا ادرار برخورد مي کنند است. اين آزمون ها بصورت پودري (معموﻵ براي شير) و استريپ هاي آناليز ادرار در دسترس همه است. اندازه گيري سطوح کتوني ادرار بيشتر متداول است چرا که روش جمع آوري نمونه هاي ادرار پيچيده نيست و قابل تکرار است. مطالعات جديد (کرير و همکاران[6][6] 2004) عملکرد 3 آزمون کنار گاوي را براي تشخيص کتوز تحت باليني مورد سنجش قرار دادند. آزمون هاي مورد سنجش شامل 1- پودر متداول مورد استفاده براي تشخيص استو استات شير (Ketocheck, Great States Animal Health, St. Joseph Mo) 2- استريپ ادرار براي تشخيص استو استات ادرار (Ketostix, Bayer Corporation, Elkhart, IN) و 3- استريپ آزمون شير براي کتون بادي ها (BHBA) بود. مطالعه نشان داد که Ketostix يا استريپ آزمون کتون ها نتايج قابل قبولي را براي نشان دادن گاوهاي درگير کتوز گله هاي تجارتي خواهد داشت و Ketocheck بصورت محدود قابل استفاده است.
کليه عوامل در کنار يکديگر
يافتن اختلالاتي مثل متريت, جابجايي شيردان و کتوز با نظارت بر دماي بدن, وضعيت حيوان, توليد شير و سطوح کتوني ادرار در گاوهاي تازه زا بسيار با ارزش است. برنامه هاي نظارت بر سلامت گاوها اين اطمينان را خواهد داد که : تمام گاوها در طي دوره اي که بسيار حساس به بيماري هستند مورد سنجش قرار گرفته و فرصت يافتن گاوهاي مريض وجود خواهد داشت. با بکارگيري برنامه هاي نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا, بنزاکوئن و همکاران گزارش نمودند که درمان اوليه گاوهاي متريتي منجر به نرخ آبستني برابر با گاوهاي غير متريتي مي شود. اين پيشنهاد مي کند که تشخيص زود هنگام گاوهاي متريتي و درمان سريع آنها ممکن است تاثيرات متريت بر توليد مثل را تعديل کند. در ادامه نکات کليدي که بايد در بکارگيري برنامه نظارت بر سلامت گاوهاي تازه زا مورد توجه قرار گيرد آمده است.
تشخيص نيروهايي که علاقمند به کار و درمان گاوهاي مريض هستند. آموزش و کار با آنها بصورت دوره اي و انجام دادن کارهاي دامپزشکي با آنها بصورت متداول. يک اصل ثابت براي يافتن گاوهاي مريض ارزيابي وضعيت دام, دماي رکتوم, توليد شير و سنجش کتون بادي هاي ادرار مي باشد.
استانداردهايي را براي تشخيص گاوهاي بيمار ايجاد کنيد. آزمون هاي فيزيکي و روش هاي درماني براي بيماري را بوجود آوريد. اين روش ها را مرتبا تکرار کنيد.
بر پايه امکانات موجود در مزرعه و تواناي نيروهايتان, شما و دامپزشک بايد در خصوص يافتن بهترين برنامه براي گله تصميم گيري نمائيد.
اين مطلب را که نظارت بر سلامت گاوها حداقل هفته اول پس از زايش بسيار با اهميت است را در نظر بگيريد. روزهاي 3 تا 7 با اهميت تر مي باشد.
وضعيت حيوان, دماي رکتوم و نمونه هاي ادرار را براي وجود کتون بادي ها در 10 روز پس از زايش ارزيابي کنيد.
گاوها را از نظر متريت, جابجايي شيردان و ورم پستان اگر داراي تب هستند(بالاي 103درجه فارانهايت) و نيز گاوهايي که به نظر بيمار مي آيند صرفنظر از دما کنترل کنيد.
گاوهايي که در آزمون کتون هاي ادرار مثبت شده اند بايد براي کتوز درمان شوند.
روي ترشحات رحمي در روزهاي 3, 5 و 7 توجه بيشتري نمائيد تا گاوهايي که متريت دارند و تب ندارند را از دست ندهيد.
تغييرات توليد شير در 20 روز پس از زايش وسيله بسيار خوبي براي ارزيابي سلامت حيوان است که بايد مورد سنجش قرار گيرد.
بعد از دوران پس از زايش نيز گاوهاي بيمار را پيدا نمائيد. نيروهاي گاوداري که مسئول خوراک دادن- جابجايي گاوها- شيردوشي و اصلاح گله هستند بايد اين حقيقت را بدانند که آنها نقش مهمي در يافتن گاوهاي مريض دارند. در نتيجه انها بايد براي پيدا کردن اينگونه گاوها آموزش ببينند. همچنين شير دوشان نيز بايد بخوبي براي يافتن گاوهاي ورم پستاني آموزش ببينند. اين يک وظيفه مهم در کار شيردوشي خوب است
نقرس احشائى طيور
نقرس احشائى طيور بيش از سى
سال يش مورد شناسايى قرار گرفته و بعلت ضايعات گسترده اى که ايجاد مى کند
تاکنون اسامى مختلفى مانند نفريت توکسيک حاد، نقرس کليوى، سنگهاى کليوى، نقرس تغذيه اى، نفروز ... براى توصيف آن به کار رفته است. نقرس با وجود رسوبات سفيدگچى در سطح اندامهاى داخلى خصوصا پرده هاى قلــب مشــــخص مى شود. با کاهش فعاليت کليه تا حدى که اسيداوريک در خون و مايعات بدن تجمع يابد، نقرس بوجود مى آيد.
اسيداوريک سپس به صورت کريستالهاى اورات سديم و کلسيم در نواحى مختلف خصوصاً کليه ها و غشاهاى سروزى، کبد، قلب، مزانتر، کيسه هاى هوايى و مفاصل رسوب مى کند.
در کليه هاى مبتلا علائم ذيل ديده مى شود: آتروفى يا تخريب بخشهائى از کليه، سنگهاى کليه و حالب، تورم بافت کليه و سفيدشان آن توسط اورات. با وجودى که به ندرت نقرس احشائى بعنوان عامل مرگ علائم ظاهرى ناچيزى را بروز مى هند.
پرندگانى که دچار ضايعات کليوى مى شوند تا وقتى که حدود 3/1 از بافت کليه سالم است مى توانند توليد خود را ادامه دهند.
هيپروتروفى جبرانى قسمتهائى از بافت کليه که سالم مانده است حداقل براى مدتى مسئول برقرارى فعاليت طبيعى کليه ها مى باشد. در طيور مبتلا به نقرس ميزان مرگ و مير دو برابر مى شود ولى تقريباً تا نزديک مرگ، توليد خود را حفـــــظ مى کنند. در عين حال مشکلات اقتصادى متعاقب بيمارى که ناشى از مرگ و مير و کاهش توليد است مى تواند با اهميت باشد.
نقرس به تنهايى بيمارى محسوب نمى شود ولى نتيجه نهايى ضايعات کليوى است که خود ممکن است ناشى از علل مختلفى چون عوامل عفونى و تغذيه اى، سموم و يا احتمالاً ترکيبى از آنها باشد.
کالبد شناسى و فيزيولوژى کليه
در طيور يک زوج کليه طويل وجود دارد که در حفره شکم و در فرورفتگى استخوانى ناحيه کمر قرار دارند. در حالت طبيعى کليه ها به رنگ قرمز متمايل به قهوه اى بوده و داراى 3 لب با بخش مجزا هستند.
فعاليت اصلى کليه ها نگهدارى و حفظ ترکيبات شيميايى درمايعات بدن است. کليه ها همچنين فعاليت هاى ديگرى در بدن به بعهده دارند. مانند جمع آورى مواد زايد متابوليک و الکتروليتهاى حياتى بدن، تنظيم حجم خون و توليد هورمونهاى تنظيم کننده فشار خون.
کليه ها در واقع ارگانهاى حياتى بدن محسوب مى شوند. وقتى فعاليت کليه ها متوقف مى شو، اسيد اوريک که در شرايط طبيعى توسط کليه فع مى شود در هر جايى از بدن که جريان خون وجود دارد ممکن است رسوب نمايد. از آنجا که حجم زيادى از خون در اندامهاى داخلى مانند قلب،کبد و کليه در جيان است. لذا جراحات مربوطبه نقرس نيز عمدتاً در اين اندامها ديده مى شوند. عدم فعاليت کليه ها احتمالاًٌ باعث مرگ پرنده در عرض36 ساعت خواهد شد.
علل نقرس
فاکتورهاى متعددى در بروز نقرس دخالت دارند. بسيارى از بيماريها عوامل مختلفى مى توانند باعث پيچيده شدن بيمارى شوند که غالباً تعيين علت اوليه آن مشکل مى باشد. فاکتورهايى که بعنوان علت نقرس شناخته شده اند يا در بروز ان دخالت دارند عبارتند از: عوامل تغذيه اى، عفونتها، سموم و برخى فاکتورهاى ديگر که ذيلاً مورد بحث قرار مى گيرند.
عوامل تغذيه اى
فاکتورهاى تغذيه اى و متابوليک شناخته شده که بر فعاليت کليه ها اثر مى گذارند عبارتند از: 1- افزايش ميزان کلسيم جيره در پولتهاى جوان براى مدت طولانى باعث ضايعات کليه شده که ممکن است به نقرس احشائى منجر شود. تحقيقات نشان داده است که رسوب اورات کلسيم، سديم به تشکيل سنگهاى ادرارى محسوب مى شود. جيره مرحله توليد که ميزان کلسيم آن زياد ولى ميزان فسفر قابل دسترس آن پايين باشد به عنوان عامل نقرس شناخته شده است.
2- گاهى اوقات جهت بهبود وضعيت پوسته و يا کاهش استرسهاى حرارتى از بى کربنات سديم استفاده مى شود. چنانچه اين ماده به ميزان زياد مورد مصرف قرار گيرد با قليايى کردن ادرار مى تواند در بروز نقرس داراى نقش باشد. ادرار قليايى همراه با ميزان زياد کلسيم موجود در آن محيط مناسب جهت تشکيل سنگهاى کليوى است.
3- محروميت يا عدم مصرف آب به دليل اشکالات فنى يا پايين بودن نمک جيره ممکن است بر روى کليه ها تاثير داشته باشد. اما به نظر مى رسد که تاثير آن ناچيز باشد چون وقتى محروميت از آب وجود دارد و يا عوامل محرک نوشيدن آب مانند سديم به اندازه کافى در جيره غذايى وجود ندارد، مرغ تمايل کمترى به مصرف غذا داشته و طبعاً کلسيم کمترى دريافت خواهد کرد .
4- کمبود ويتامين A به مدت طولانى بر روى سلولهاى پوششى حالبها اثر گذاشته و باعث تخريب آنها مى شود ولى اين مسئله امروزه با جيره نويسى و تنظيم دقيق ويتامينها کمتر اتفاق مى افتد.
5- افزايش پروتئين جيره (به ميزان 30 تا 40 درصد) در پرندگان تجربى باعث نقرس شده است.
عوامل عفونى
عوامل عفونى شناخته شده در بروز عبارتند از ، برونشيت عفونى، ويروس نفروز طيور و ويروسهاى وابسته برونشيت عفونى، عفونت شديداً واگير جوجه هاست که در
نقرس احشائى طيور بيش از سى
سال يش مورد شناسايى قرار گرفته و بعلت ضايعات گسترده اى که ايجاد مى کند
تاکنون اسامى مختلفى مانند نفريت توکسيک حاد، نقرس کليوى، سنگهاى کليوى، نقرس تغذيه اى، نفروز ... براى توصيف آن به کار رفته است. نقرس با وجود رسوبات سفيدگچى در سطح اندامهاى داخلى خصوصا پرده هاى قلــب مشــــخص مى شود. با کاهش فعاليت کليه تا حدى که اسيداوريک در خون و مايعات بدن تجمع يابد، نقرس بوجود مى آيد.
اسيداوريک سپس به صورت کريستالهاى اورات سديم و کلسيم در نواحى مختلف خصوصاً کليه ها و غشاهاى سروزى، کبد، قلب، مزانتر، کيسه هاى هوايى و مفاصل رسوب مى کند.
در کليه هاى مبتلا علائم ذيل ديده مى شود: آتروفى يا تخريب بخشهائى از کليه، سنگهاى کليه و حالب، تورم بافت کليه و سفيدشان آن توسط اورات. با وجودى که به ندرت نقرس احشائى بعنوان عامل مرگ علائم ظاهرى ناچيزى را بروز مى هند.
پرندگانى که دچار ضايعات کليوى مى شوند تا وقتى که حدود 3/1 از بافت کليه سالم است مى توانند توليد خود را ادامه دهند.
هيپروتروفى جبرانى قسمتهائى از بافت کليه که سالم مانده است حداقل براى مدتى مسئول برقرارى فعاليت طبيعى کليه ها مى باشد. در طيور مبتلا به نقرس ميزان مرگ و مير دو برابر مى شود ولى تقريباً تا نزديک مرگ، توليد خود را حفـــــظ مى کنند. در عين حال مشکلات اقتصادى متعاقب بيمارى که ناشى از مرگ و مير و کاهش توليد است مى تواند با اهميت باشد.
نقرس به تنهايى بيمارى محسوب نمى شود ولى نتيجه نهايى ضايعات کليوى است که خود ممکن است ناشى از علل مختلفى چون عوامل عفونى و تغذيه اى، سموم و يا احتمالاً ترکيبى از آنها باشد.
کالبد شناسى و فيزيولوژى کليه
در طيور يک زوج کليه طويل وجود دارد که در حفره شکم و در فرورفتگى استخوانى ناحيه کمر قرار دارند. در حالت طبيعى کليه ها به رنگ قرمز متمايل به قهوه اى بوده و داراى 3 لب با بخش مجزا هستند.
فعاليت اصلى کليه ها نگهدارى و حفظ ترکيبات شيميايى درمايعات بدن است. کليه ها همچنين فعاليت هاى ديگرى در بدن به بعهده دارند. مانند جمع آورى مواد زايد متابوليک و الکتروليتهاى حياتى بدن، تنظيم حجم خون و توليد هورمونهاى تنظيم کننده فشار خون.
کليه ها در واقع ارگانهاى حياتى بدن محسوب مى شوند. وقتى فعاليت کليه ها متوقف مى شو، اسيد اوريک که در شرايط طبيعى توسط کليه فع مى شود در هر جايى از بدن که جريان خون وجود دارد ممکن است رسوب نمايد. از آنجا که حجم زيادى از خون در اندامهاى داخلى مانند قلب،کبد و کليه در جيان است. لذا جراحات مربوطبه نقرس نيز عمدتاً در اين اندامها ديده مى شوند. عدم فعاليت کليه ها احتمالاًٌ باعث مرگ پرنده در عرض36 ساعت خواهد شد.
علل نقرس
فاکتورهاى متعددى در بروز نقرس دخالت دارند. بسيارى از بيماريها عوامل مختلفى مى توانند باعث پيچيده شدن بيمارى شوند که غالباً تعيين علت اوليه آن مشکل مى باشد. فاکتورهايى که بعنوان علت نقرس شناخته شده اند يا در بروز ان دخالت دارند عبارتند از: عوامل تغذيه اى، عفونتها، سموم و برخى فاکتورهاى ديگر که ذيلاً مورد بحث قرار مى گيرند.
عوامل تغذيه اى
فاکتورهاى تغذيه اى و متابوليک شناخته شده که بر فعاليت کليه ها اثر مى گذارند عبارتند از: 1- افزايش ميزان کلسيم جيره در پولتهاى جوان براى مدت طولانى باعث ضايعات کليه شده که ممکن است به نقرس احشائى منجر شود. تحقيقات نشان داده است که رسوب اورات کلسيم، سديم به تشکيل سنگهاى ادرارى محسوب مى شود. جيره مرحله توليد که ميزان کلسيم آن زياد ولى ميزان فسفر قابل دسترس آن پايين باشد به عنوان عامل نقرس شناخته شده است.
2- گاهى اوقات جهت بهبود وضعيت پوسته و يا کاهش استرسهاى حرارتى از بى کربنات سديم استفاده مى شود. چنانچه اين ماده به ميزان زياد مورد مصرف قرار گيرد با قليايى کردن ادرار مى تواند در بروز نقرس داراى نقش باشد. ادرار قليايى همراه با ميزان زياد کلسيم موجود در آن محيط مناسب جهت تشکيل سنگهاى کليوى است.
3- محروميت يا عدم مصرف آب به دليل اشکالات فنى يا پايين بودن نمک جيره ممکن است بر روى کليه ها تاثير داشته باشد. اما به نظر مى رسد که تاثير آن ناچيز باشد چون وقتى محروميت از آب وجود دارد و يا عوامل محرک نوشيدن آب مانند سديم به اندازه کافى در جيره غذايى وجود ندارد، مرغ تمايل کمترى به مصرف غذا داشته و طبعاً کلسيم کمترى دريافت خواهد کرد .
4- کمبود ويتامين A به مدت طولانى بر روى سلولهاى پوششى حالبها اثر گذاشته و باعث تخريب آنها مى شود ولى اين مسئله امروزه با جيره نويسى و تنظيم دقيق ويتامينها کمتر اتفاق مى افتد.
5- افزايش پروتئين جيره (به ميزان 30 تا 40 درصد) در پرندگان تجربى باعث نقرس شده است.
عوامل عفونى
عوامل عفونى شناخته شده در بروز عبارتند از ، برونشيت عفونى، ويروس نفروز طيور و ويروسهاى وابسته برونشيت عفونى، عفونت شديداً واگير جوجه هاست که در
شرايط طبيعى باعث ابتلاء دستگاه تنفس مى شود ولى مى تواند دستگاه ادرارى و توليد مثل را نيز مبتلا کند.
بعضى از سويه هاى ويروس مانند HOLTE، GRAY، ITALIAN، AUSRALIANT در مقايسه با ساير سويه هاى تمايل بيشترى به بافت کليه دارند. سويه هاى ويروس برونشيت عفونى که باعث بيمارى کليه مى شوند در ايجاد عفونت تنفسى و نواقص پوسته تخم مرغ دخالتى ندارند. سويه هاى ديگرى از برونشيت عفونى از موارد بالينى جدا شدند که داراى اثرات بيمارى زايى بر بافت کليه بوده ولى دقيقاً دسته بندى نشدند.
با وجودى که سويه هاى متعددى از ويروس برونشيت عفونى (اعم از سويه هاى شناخته شده يا ناشناخته) داراى بيمارى زائى کليوى هستند ولى ويروسهاى معمول تنفسى مانند سويه هلند و ساير سويه هاى واکسن برونشيت عفونى تمايل چندانى به ايجاد ضايعات کليوى ندارد. يکى از مکانيسم هاى تاثير برونشيت عفونى بر کليه ها ايجاد تورم و آماس کليه در اثر دوام بيش از حد ويروس است که در دراز مدت به نارسائى کليه منجر مى شود. از آنجا که جوجه هاى جوان استعداد بيشترى براى ضايعات کليوى ناشى از ويروس برونشيت عفونى دارند، احتمالاً عفونت اوليه مدتها قبل از اينکه فعاليت کليه در حد بحرانى کاهش يافته و منجر به مرگ شود، بروز مى کند.
وقتى پولتها بالغ مى شوند جهت آمادگى براى توليد تخم مرغ از جيره غذائى حاوى کلسيم بالا، تغذيه مى شوند. در چنين شرايطى چنانچه کليه ها چندان ادامه نخواهد يافت که در نتيجه احتمال بروز نقرس وجود خواهد داشت. ويروس نفريت طيور آنترو ويروس است که در بافت کليه رشد کرده و با بروز بيماريهاى کليوى و تلفات بالا در اروپا و اسيا همراه بوده است.
بررسيهاى سرولوژيک نشان مى دهد که آنتى باديها ANV در سرم جوجه و بوقلمون قابل شناسايى است. اگر چه بيشتر اطلاعات موجود در حال حاضر عمدتاً بروز اشکال ساب کلينيکال را براى ويروس ANV پيشنهاد مى کند ولى بررسيها نشان داده است که تلقيح ANV به جوجه هاى سالم باعث آماس و التهاب کليه ها خواهد شد.
سموم
با وجودى که مواد سمى (توکسينها) داراى انتشار وسيعى در طبيعت هستند، در بسيارى از کشورها به عنوان عامل مهم در کاهش توليد و بروز تلفات طيور مورد توجه قرار نمى گيرند. از اينرو مشکلات زيادى وجود دارد که ممکن است ناشى از اثرات سموم بر کليه ها باشد (مواد نفروتوکسيک) برخى از مواد سمى ممکن است بطور معمول مصرف شود در حاليکه مصرف برخى ديگر ممکن است تصادفى باشد، فراورده هايى مانند آنتى بيوتيکها، داروهاى ضد کوکسيدوز، مواد معدنى، ويتامينها، مواد شيميايى و جونده کشها به طور معمول مصرف مى شوند که در اثر اشتباه در محاسبه مقدار مصرف، باعث مسموميت مى شوند.
1) آنتى بيوتيکهائى مانند سولفاميدها و آمينوگلايکوزيدها که از طريق کليه ها دفع مى شوند داراى اثرات سمى بر کليه ها (نفروتوکسيک) هستند.
2) مواد معدنى و ويتامينها مانند کلسيم، فسفر، سديم، و ويتامين D3 بطور بالقوه براى جوجه ها سمى هستند. بطور کلى جوجه ها نسبت به مسموميت حساستر هستند که اين امر احتمالاً ناشى از کامل نشدن رشد کليه هاست.
3) مواد ضدعفونى کننده و حشره کشها تا وقتى که بر اساس توصيه کارخانجات سازنده مصرف مى شوند، مشکلى ايجاد نمى کنند، ولى اشتباه در محاسبه مقدار اين مواد مى تواند منجر به مسموميت شود.
4) آلودگى مواد غذايى با ميتوتوکسينها (سموم قارچى) و نيتوتوکسينها (سموم گياهى) ممکن است باعث مسموميت شود. سيترينين CITRININ اوکراتوکسين و اووسپورئين از سموم قارچى هستند که داراى اثرات نفروتوکسيک مى باشند. با وجودى که اين سموم فعاليت فيزيولوژيک کليه ها را تغيير مى دهند ولى الزاماً باعث نقرس نمى شوند.
روشهاى کنترل نقرس
وقتى نقرس احشائى به عنوان يک مشکل در فارم بروز مى کند احتمالا عوامل مختلفى در ايجاد آن دخالت داشته و مشخص کردن عامل اختصاصى آن اغلب مشکل به نظر مى رسد. دليل ديگرى که براى توجيه اين مطلب وجود دارد اين است که آسيب هاى کليوى در طول دوره پرورش شروع شده ولى علائم بالينى آن وقتى بروز مى کند گله وارد مرحله توليد شده و از جيره غذائى تغذيه مى کند که ميزان کلسيم آن بالاست.
مشاهدات فيلد و تحقيقات مختلف بر اهميت ارتباط و مشارکت دو يا چند فاکتور خصوصاً فاکتورهاى تغذيه اى و برونشيت در بروز نقرس تاکيد دارند. برخى از عوامل پيشگيرى کننده مربوط به تغذيه عبارتند از:
1) پولتها به حدود يک درصد کلسيم احتياج دارند. کلسيم بالا در پولتها باعث آسيب هاى شديد کليوى مى شود. علاوه بر آن اگر مقدار فسفر قابل دسترس کم باشد، ضايعات کليوى شديدتر خواهد شد. اگر جيره مرحله قبل از تخم گذارى (تا 5/0 توليد) مورد مصرف قرار مى گيرد ميزان 5/2 تا 25/2 درصد کلسيم کافى به نظر مى رسد.
2) گاهى اوقات براى بهبود کيفيت پوسته از بى کربنات سديم استفاده مى شود بى کربنات سديم ادرار را قليايى مى کند در نتيجه محيط مناسبى براى تشکيل رسوب از بى کربنات کلسي
بعضى از سويه هاى ويروس مانند HOLTE، GRAY، ITALIAN، AUSRALIANT در مقايسه با ساير سويه هاى تمايل بيشترى به بافت کليه دارند. سويه هاى ويروس برونشيت عفونى که باعث بيمارى کليه مى شوند در ايجاد عفونت تنفسى و نواقص پوسته تخم مرغ دخالتى ندارند. سويه هاى ديگرى از برونشيت عفونى از موارد بالينى جدا شدند که داراى اثرات بيمارى زايى بر بافت کليه بوده ولى دقيقاً دسته بندى نشدند.
با وجودى که سويه هاى متعددى از ويروس برونشيت عفونى (اعم از سويه هاى شناخته شده يا ناشناخته) داراى بيمارى زائى کليوى هستند ولى ويروسهاى معمول تنفسى مانند سويه هلند و ساير سويه هاى واکسن برونشيت عفونى تمايل چندانى به ايجاد ضايعات کليوى ندارد. يکى از مکانيسم هاى تاثير برونشيت عفونى بر کليه ها ايجاد تورم و آماس کليه در اثر دوام بيش از حد ويروس است که در دراز مدت به نارسائى کليه منجر مى شود. از آنجا که جوجه هاى جوان استعداد بيشترى براى ضايعات کليوى ناشى از ويروس برونشيت عفونى دارند، احتمالاً عفونت اوليه مدتها قبل از اينکه فعاليت کليه در حد بحرانى کاهش يافته و منجر به مرگ شود، بروز مى کند.
وقتى پولتها بالغ مى شوند جهت آمادگى براى توليد تخم مرغ از جيره غذائى حاوى کلسيم بالا، تغذيه مى شوند. در چنين شرايطى چنانچه کليه ها چندان ادامه نخواهد يافت که در نتيجه احتمال بروز نقرس وجود خواهد داشت. ويروس نفريت طيور آنترو ويروس است که در بافت کليه رشد کرده و با بروز بيماريهاى کليوى و تلفات بالا در اروپا و اسيا همراه بوده است.
بررسيهاى سرولوژيک نشان مى دهد که آنتى باديها ANV در سرم جوجه و بوقلمون قابل شناسايى است. اگر چه بيشتر اطلاعات موجود در حال حاضر عمدتاً بروز اشکال ساب کلينيکال را براى ويروس ANV پيشنهاد مى کند ولى بررسيها نشان داده است که تلقيح ANV به جوجه هاى سالم باعث آماس و التهاب کليه ها خواهد شد.
سموم
با وجودى که مواد سمى (توکسينها) داراى انتشار وسيعى در طبيعت هستند، در بسيارى از کشورها به عنوان عامل مهم در کاهش توليد و بروز تلفات طيور مورد توجه قرار نمى گيرند. از اينرو مشکلات زيادى وجود دارد که ممکن است ناشى از اثرات سموم بر کليه ها باشد (مواد نفروتوکسيک) برخى از مواد سمى ممکن است بطور معمول مصرف شود در حاليکه مصرف برخى ديگر ممکن است تصادفى باشد، فراورده هايى مانند آنتى بيوتيکها، داروهاى ضد کوکسيدوز، مواد معدنى، ويتامينها، مواد شيميايى و جونده کشها به طور معمول مصرف مى شوند که در اثر اشتباه در محاسبه مقدار مصرف، باعث مسموميت مى شوند.
1) آنتى بيوتيکهائى مانند سولفاميدها و آمينوگلايکوزيدها که از طريق کليه ها دفع مى شوند داراى اثرات سمى بر کليه ها (نفروتوکسيک) هستند.
2) مواد معدنى و ويتامينها مانند کلسيم، فسفر، سديم، و ويتامين D3 بطور بالقوه براى جوجه ها سمى هستند. بطور کلى جوجه ها نسبت به مسموميت حساستر هستند که اين امر احتمالاً ناشى از کامل نشدن رشد کليه هاست.
3) مواد ضدعفونى کننده و حشره کشها تا وقتى که بر اساس توصيه کارخانجات سازنده مصرف مى شوند، مشکلى ايجاد نمى کنند، ولى اشتباه در محاسبه مقدار اين مواد مى تواند منجر به مسموميت شود.
4) آلودگى مواد غذايى با ميتوتوکسينها (سموم قارچى) و نيتوتوکسينها (سموم گياهى) ممکن است باعث مسموميت شود. سيترينين CITRININ اوکراتوکسين و اووسپورئين از سموم قارچى هستند که داراى اثرات نفروتوکسيک مى باشند. با وجودى که اين سموم فعاليت فيزيولوژيک کليه ها را تغيير مى دهند ولى الزاماً باعث نقرس نمى شوند.
روشهاى کنترل نقرس
وقتى نقرس احشائى به عنوان يک مشکل در فارم بروز مى کند احتمالا عوامل مختلفى در ايجاد آن دخالت داشته و مشخص کردن عامل اختصاصى آن اغلب مشکل به نظر مى رسد. دليل ديگرى که براى توجيه اين مطلب وجود دارد اين است که آسيب هاى کليوى در طول دوره پرورش شروع شده ولى علائم بالينى آن وقتى بروز مى کند گله وارد مرحله توليد شده و از جيره غذائى تغذيه مى کند که ميزان کلسيم آن بالاست.
مشاهدات فيلد و تحقيقات مختلف بر اهميت ارتباط و مشارکت دو يا چند فاکتور خصوصاً فاکتورهاى تغذيه اى و برونشيت در بروز نقرس تاکيد دارند. برخى از عوامل پيشگيرى کننده مربوط به تغذيه عبارتند از:
1) پولتها به حدود يک درصد کلسيم احتياج دارند. کلسيم بالا در پولتها باعث آسيب هاى شديد کليوى مى شود. علاوه بر آن اگر مقدار فسفر قابل دسترس کم باشد، ضايعات کليوى شديدتر خواهد شد. اگر جيره مرحله قبل از تخم گذارى (تا 5/0 توليد) مورد مصرف قرار مى گيرد ميزان 5/2 تا 25/2 درصد کلسيم کافى به نظر مى رسد.
2) گاهى اوقات براى بهبود کيفيت پوسته از بى کربنات سديم استفاده مى شود بى کربنات سديم ادرار را قليايى مى کند در نتيجه محيط مناسبى براى تشکيل رسوب از بى کربنات کلسي
و ايجاد ضايعات کليوى فراهم مى کند. در صورت استفاده از بى کربنات سديم مطمئن شويد که مقدار توصيه شده به مصرف برسد. در گله مبتلا به نقرس بى کربنات سديم و مواد غذايى که ميزان قليائيت آنها بالاست (داراى مقادير زيادى سديم و پتاسيم هستند) نبايد به مصرف برسند.
3) ميزان کلسيم و فسفر جيره کنترل شود. غذاى پولتها و طيور تخم گذار بطور معمول بايستى از نظر ميزان کلسيم و فسفر مورد آزمايش قرار گيرد.
4) از محروميت طولانى مدت آب در مرحله رشد و توليد بايد اجتناب شود. نقش ويروسهاى برونشيت عفونى که داراى نفروپاتوژنيسته هستند در بروز نقرس کاملاً مشخص نشده است، ولى بطور تجربى اثرات توام اين ويروسها و عوامل تغذيه اى با ايجاد نقرس همراه بوده است. بسيارى از سويه هاى واکسن برونشيت عفونى فاقد اثر نفروپاتوژنيسته مى باشد. براى تعيين نقش برونشيت عفونى در بروز نقرس موارد زير بايستى برسى شوند.
1) برنامه واکسيناسيون برونشيت عفونى مرور شود.
2) واکسن برونشيت طبق دستور و توصيه کارخانه سازنده مصرف شود . براى ايجاد حفاظت مناسب در مقابل بيمارى خصوصاً سويه هائى که داراى نفروپاتوژنيسته هستند برنامه واکسيناسيون بايستى حاوى چندين واکسن زنده برونشيت عفونى هستند برنامه واکسيناسيون بايستى حاويچندين واکسن زنده برونشيت عفونى باشد. فعاليت واکسنها به ميزان مناسبتر بتدريج افزايش مى يابد. سويه هايى که جهت واکسن مورد استفاده قرار مى گيرند بهتر است از سويه هاى شناخته شده محلى باشند. يک برنامه واکسيناسيون استاندارد با واکسنهاى زنده بايد حفاظت کافى در مقابل بيشتر سويه هاى فيلد ايجاد کند. در عين حال استفاده از واکسنهاى کشته يا زنده يادآور، کمک مهمى در بالا نگه داشتن سطح ايمنى است.
3) به علت پيچيدگى علائم بالينى ناشى از برونشيت عفونى جهت تشخيص و جدا کردن ويروس بايستى از آزمايشگاه کمک گرفته شود. بررسى سرولوژيک اوليه جوجه ها جهت شناسائى برونشيت عفونى بايد صورت گيرد. جدا کردن ويروس همچنين ممکن است نياز به پرندگان SPF داشته باشد که در اين صورت تنها دو تا سه هفته پس از برخورد جوجه ها با ويروس، جداسازى ويروس امکان پذير مى باشد.
درمان نقرس
روش رايج در درمان و کاهش تلفات ناشى از نقرس در پولتها و مرغهاى تخم گذار اسيدى کردن ادرار جهت حل شدن سنگهاى کليه و حفاظت از فعاليت کليه در پرندگان مبتلاست.
جيره تجربى حاوى آمونيوم کلرايد، آمونيوم سولفات، دى ال متيونين، آلميت همگى به خوبى باعث اسيدى کردن ادرار شده و ضايعات کليوى ناشى از کلسيم را به حداقل مى رسانند.
در گله هائى که مبتلا به نقرس بودند مصرف آمونيوم سولفات به ميزان 5 کيلوگرم در تن، آمونيوم کلرايد آبکى شدن مدفوع است که در مورد ساير ترکيبات چنين حالتى وجود ندارد. در شروع درمان ميزان کمترى از مقادير توصيه شده استفاده شود و بتدريج و براى مدت چند هفته بر مقدار آن افزوده شده تا به حد نهايى برسد. چندين هفته بعد از درمان اگر نتايج مطلوب بدست آمد بايد بتدريج به حذف دارو اقدام نمود. با اين وجود ممکن است مصرف مقدار کمى از دارو تا پايان دوره مورد نياز باشد. فاکتورهايى مانند تعادل الکتروليتهاى بدن، سموم قارچى، و محروميت از آب به عنوان عامل کمک کننده احتمالى بايد مورد توجه قرار گيرند. بعلاوه هر ماده غذائى که باعث قليائى شدن ادرار مى شود در صورت توام شدن با افزايش کلسيم جيره، افزايش تلفات را نيز همراه خواهد داشت. بهرحال در صورت بروز نقرس افزودن مواد اسيدى کننده ادرار با حل سنگهاى کليه و پيشگيرى از تشکيل سنگهاى جديد باعث کاهش تلفات مى شود.
3) ميزان کلسيم و فسفر جيره کنترل شود. غذاى پولتها و طيور تخم گذار بطور معمول بايستى از نظر ميزان کلسيم و فسفر مورد آزمايش قرار گيرد.
4) از محروميت طولانى مدت آب در مرحله رشد و توليد بايد اجتناب شود. نقش ويروسهاى برونشيت عفونى که داراى نفروپاتوژنيسته هستند در بروز نقرس کاملاً مشخص نشده است، ولى بطور تجربى اثرات توام اين ويروسها و عوامل تغذيه اى با ايجاد نقرس همراه بوده است. بسيارى از سويه هاى واکسن برونشيت عفونى فاقد اثر نفروپاتوژنيسته مى باشد. براى تعيين نقش برونشيت عفونى در بروز نقرس موارد زير بايستى برسى شوند.
1) برنامه واکسيناسيون برونشيت عفونى مرور شود.
2) واکسن برونشيت طبق دستور و توصيه کارخانه سازنده مصرف شود . براى ايجاد حفاظت مناسب در مقابل بيمارى خصوصاً سويه هائى که داراى نفروپاتوژنيسته هستند برنامه واکسيناسيون بايستى حاوى چندين واکسن زنده برونشيت عفونى هستند برنامه واکسيناسيون بايستى حاويچندين واکسن زنده برونشيت عفونى باشد. فعاليت واکسنها به ميزان مناسبتر بتدريج افزايش مى يابد. سويه هايى که جهت واکسن مورد استفاده قرار مى گيرند بهتر است از سويه هاى شناخته شده محلى باشند. يک برنامه واکسيناسيون استاندارد با واکسنهاى زنده بايد حفاظت کافى در مقابل بيشتر سويه هاى فيلد ايجاد کند. در عين حال استفاده از واکسنهاى کشته يا زنده يادآور، کمک مهمى در بالا نگه داشتن سطح ايمنى است.
3) به علت پيچيدگى علائم بالينى ناشى از برونشيت عفونى جهت تشخيص و جدا کردن ويروس بايستى از آزمايشگاه کمک گرفته شود. بررسى سرولوژيک اوليه جوجه ها جهت شناسائى برونشيت عفونى بايد صورت گيرد. جدا کردن ويروس همچنين ممکن است نياز به پرندگان SPF داشته باشد که در اين صورت تنها دو تا سه هفته پس از برخورد جوجه ها با ويروس، جداسازى ويروس امکان پذير مى باشد.
درمان نقرس
روش رايج در درمان و کاهش تلفات ناشى از نقرس در پولتها و مرغهاى تخم گذار اسيدى کردن ادرار جهت حل شدن سنگهاى کليه و حفاظت از فعاليت کليه در پرندگان مبتلاست.
جيره تجربى حاوى آمونيوم کلرايد، آمونيوم سولفات، دى ال متيونين، آلميت همگى به خوبى باعث اسيدى کردن ادرار شده و ضايعات کليوى ناشى از کلسيم را به حداقل مى رسانند.
در گله هائى که مبتلا به نقرس بودند مصرف آمونيوم سولفات به ميزان 5 کيلوگرم در تن، آمونيوم کلرايد آبکى شدن مدفوع است که در مورد ساير ترکيبات چنين حالتى وجود ندارد. در شروع درمان ميزان کمترى از مقادير توصيه شده استفاده شود و بتدريج و براى مدت چند هفته بر مقدار آن افزوده شده تا به حد نهايى برسد. چندين هفته بعد از درمان اگر نتايج مطلوب بدست آمد بايد بتدريج به حذف دارو اقدام نمود. با اين وجود ممکن است مصرف مقدار کمى از دارو تا پايان دوره مورد نياز باشد. فاکتورهايى مانند تعادل الکتروليتهاى بدن، سموم قارچى، و محروميت از آب به عنوان عامل کمک کننده احتمالى بايد مورد توجه قرار گيرند. بعلاوه هر ماده غذائى که باعث قليائى شدن ادرار مى شود در صورت توام شدن با افزايش کلسيم جيره، افزايش تلفات را نيز همراه خواهد داشت. بهرحال در صورت بروز نقرس افزودن مواد اسيدى کننده ادرار با حل سنگهاى کليه و پيشگيرى از تشکيل سنگهاى جديد باعث کاهش تلفات مى شود.
ایمنی ذاتی چیست ؟
ایمنی ذاتی از چه مکانیسم هایی استفاده میکند ؟ پیش از اینکه در مورد ایمنی ذاتی صحبت کنیم ، بهتر است که ایتدا ریشه و معنای واژه ایمنی را بشناسیم. کلمه ایمنی از کلمه لاتین “ایمیونیتاس” یا immunitas منشا گرفته است. همان طور که میدانید در روم باستان سناتورهای رومی نمانده مجلس بودند و در طول دوره نمایندگی در مجلس سنا به آنها مصونیت یا ایمیونیتاس داده می شد . به عبارت دیگر آنها در زمان نمایندگی خود مصونیت سیاسی و اجتماعی داشتند . بنابراین واژه ایمنی که از کلمه “ایمیونیتاس” منشا گرفته است نشان دهنده ایمنی یا مصونیت موجود زنده ای مثل پرنده در برابر ابتلا به بیماری های عفونی میباشد. حال که با واژه ایمنی آشنا شدیم بهتر است که سیستم ایمنی را تعریف کنیم
ایمنی ذاتی از چه مکانیسم هایی استفاده میکند ؟ پیش از اینکه در مورد ایمنی ذاتی صحبت کنیم ، بهتر است که ایتدا ریشه و معنای واژه ایمنی را بشناسیم. کلمه ایمنی از کلمه لاتین “ایمیونیتاس” یا immunitas منشا گرفته است. همان طور که میدانید در روم باستان سناتورهای رومی نمانده مجلس بودند و در طول دوره نمایندگی در مجلس سنا به آنها مصونیت یا ایمیونیتاس داده می شد . به عبارت دیگر آنها در زمان نمایندگی خود مصونیت سیاسی و اجتماعی داشتند . بنابراین واژه ایمنی که از کلمه “ایمیونیتاس” منشا گرفته است نشان دهنده ایمنی یا مصونیت موجود زنده ای مثل پرنده در برابر ابتلا به بیماری های عفونی میباشد. حال که با واژه ایمنی آشنا شدیم بهتر است که سیستم ایمنی را تعریف کنیم
سیستم ایمنی چیست ؟ سیستم ایمنی مجموعه ای از سلول ها و مولکول ها می باشد که وظیفه ایجاد مصونیت در مقابل مواد بیگانه را بر عهده دارند. این مواد بیگانه میتوانند میکروب های بیماری زا و عوامل عفونی و یا حتی عوامل غیر عفونی باشند. بنابراین عوامل غیر عفونی نیز میتوانند سیستم امنی را تحریک نمایند . به عنوان مثال گاها گرده های گل میتواند باعث تحریک سیستم ایمنی و ایجاد واکنش هایی در بدن شود
اما مهترین سوالی که در ابتدای امر ممکن است ایجاد شود این است که چگونه سیستم ایمنی یک موجود زنده مثل گاو یا پرنده ، سلول های بدن یا پروتیین های بدن را از عوامل بیگانه تشخیص میدهد ؟ چگونه سربازان بدن میتوانند فرق بین گلبول قرمز با یک باکتری را متوجه شوند . به عبارت بهتر سیستم ایمنی چگونه میتواند فرق بین دشمن و خودی را تشخیص بدهد ؟ !!
جواب این سوال در پدیده ای بنان تحمل نهفته است !! در خلال دوران جنینی در پروتیین هایی که ساختار بدن را تشکیل میدهند پدیده ای بنام تحمل ایجاد می شود . در این روند دستگاه ایمنی بدن شروع به شناسایی پروتیین های بدن کرده و آنها را به خاطر می سپارد و در نتیجه در حالت عادی هرگز بر علیه آنها وارد عمل نمی شود. این روند را گاها “بی واکنشی به خود ” نیز میگویند
به طور کلی دستگاه ایمنی را میتوان به دو بخش ایمنی ذاتی و ایمنی اکتسابی تقسیم بندی کرد . گاها ایمنی ذاتی را ایمنی غیر اختصاصی نیز مینامند . کلمه غیر اختصاصی نشان دهنده این است که این بخش از سیستم ایمنی با یک روش غیر اختصاصی با عوامل بیماریزا و بیگانه برخورد میکند. به عنوان مثال پوست بدن حیوانات جزو دستگاه ایمنی ذاتی و غیر اختصاصی است چراکه روش پوست برای جلوگیری از وزود انواع باکتری ها و ویروس ها یکسان است و هیچ اختلافی در روش مبارزه برای جلوگییری ورود آنها به بدن قایل نمی شود
با توجه به توضیحات فوق حال میخواهیم ایمنی ذاتی یا غیر اختصاصی را توضیح بدهیم . ایمنی ذاتی یا غیر اختصاصی به مجموعه ای از سازوکارها یا روش های مبارزه ای گفته میشود که پیش از حمله میکروب ها در بدن وجود دارند . به عبارت دیگر حضور و فعالیت آنها وابسته به تهاجم میکروب ها نیست و حتی اگر یک موجود زنده را در یک محیط کاملا استریل نگه داری بکنیم ، بارهم این سازوکارهای ایمنی وجود خواهند داشت. اما پاسخ سیستم ایمنی اختصاصی یا اکتسابی منوط یا وابسته به حضور میکروب ها یا عوامل مهاجم می باشد. به عنوان مثال آنتی بادی ها جزو سیستم ایمنی اختصاصی محسوب می شوند. بنابراین تا زمانی که ویروس نیوکاسل یا باکتری بروسلا (مولد تب مالت) وارد بدن نشده باشد ، آنتی بادی اختصاصی بر علیه آنها ساخته نمیشود.
حال که با تعریف ایمنی ذاتی یا غیر اختصاصی آشنا شدیم ، بهتر است که در مورد اجزای سازنده ایمنی ذاتی صحبت کنیم . به عبارت دیگر میخواهیم بدانیم که کدام بافت ها یا عوامل ایمنی ذاتی یا غیر اختصاصی را تشکیل میدهند ؟
۱- سدهای فیزیکو شیمیایی جزو بخش های مهم ایمنی ذاتی هستند . به عنوان مثال پوست بدن و مخاطات و ترشحات موکوسی آنها جزو سدهای فیزکوشیمایی محسوب می شوند . پوست سالم و مخاط های سالم مانع از ورورد عوامل بیماریزا می شوند . بنابراین هر عاملی که بتواند سدهای فیزیکوشیمایی را تقویت کند می تواند باعث بهبود سیستم ایمنی حیوان یا پرنده شود
۲- سلول های بیگانه خوار : ماکروفاژها جزو سربازهای مهم بدن هستند که میتوانند به صورت غیر اختصاصی عوامل مهاجم را ببلعند
۳- برخی از پروتیین های خون همچون مثل اجزای کمپلمان ها میتوانند به صورت غیر اختصاصی بر عیله میکروب ها وارد عمل شوند
۳- برخی از پروتیین های خون همچون مثل اجزای کمپلمان ها میتوانند به صورت غیر اختصاصی بر عیله میکروب ها وارد عمل شوند
۵- فلور میکروبی روده و لوله گوارشی : در روده باکتری های مفید و بیماریزا همیشه حضور دارند. حضور و فعالیت باکتری های مفید مانع از ازدیاد باکتری های بیماریزا می شود. هر عاملی که منجر به بهبود جمعیت باکتری های مفید روده شود می تواند منجر به تقویت سیستم ایمنی غیر اختصاصی یا ذاتی شود. به عنوان مثال پروبیوتیک ها ، پری بیوتیک ها، گیاهان دارویی میتوانند توازن جمعیت میکروب روده را به نفع باکتری های مفید روده تغییر بدهند
۶- ژنتیک : ژنتیک نیز از جمله عوامل طبیعی غیر اختصاصی است . به عنوان مثال بیشتر پرنده ها به بیماری کریمه و کنگو غیر حساس می باشند و این در حالی است که شتر مرغ حساس به کریمه و کنگو می باشد . حضور یا عدم حضور گیرنده های مربوط به برخی از عوامل بیماریزا در حساسیت یا مقاومت حیوان به بیماری ها نقش دارد
۷- عوامل فیزیولوزیکی و تغذیه ای نیز امروزه جزو ایمنی ذاتی محسوب می شوند . به عنوان مثال سن یکی از عوامل تاثیر گذار بر سیستم ایمنی است . حیوانات پیر و مسن در مقایسه با حیوانات جوان به برخی از بیماری ها حساس ترند (برعکس آن نیز در برخی از بیماریهای دیگر صادق است) و یا کیفیت تغذیه میتواند بر توان سیستم ایمنی پرنده تاثیرگذار باشد.
دمای بدن طیور چقدر است؟
دمای بدن طیور چقدر است ؟ منظور از نظم شبانه روزی دما یا Circadian rhythm چیست ؟ چرا پرندگان از خود گرما آزاد میکنند؟ آیا جوجه ها در چند روز نخست زندگی خود ، موجودات خونسردی به حساب می آیند؟ چرا کنترل دمای محیط در هفته اول پرورش مهم است ؟
۱- دمای بدن طیور چقدر است ؟
جواب: نمیتوان یک دمای کاملا ثابتی را برای بدن طیور بیان کرد. دمای بدن طیور تحت تاثیر برخی از فاکتورها همچون دمای محیط پرورش و همچنین نحوه تغذیه دارد. اما میتوان گفت که در پرندگانی که در شرایط طبیعی نگه داری می شوند و از تغذیه مناسبی نیز برخوردارند، انتظار داریم که دمای بدن بین ۴۰٫۵ تا ۴۱٫۵ درجه سانتی گراد باشد. به عبارت دیگر پرندگان سالم دارای یک نظم شبانه روزی در دمای بدن خود می باشند که این نظم در یک دامنه بین ۴۰٫۵ تا ۴۱٫۵ درجه سانتی گراد در حال تغییر می باشد.
۲-آیا پرندگان موجودات خونگرمی هستند ؟ جواب این سوال بستگی به سن پرنده دارد !! در کل میتوان گفت که پرندگان موجودات خونگرمی هستند و این بدان معنا است که آنها تلاش میکنند که با صرف انرژی دمای بدن خود را در محدوده مناسب فیزیولوژیکی نگه داری بکنند. اما متاسفانه پرندگان در چند روز اول پس از هچ (تفریخ یا بدنیا آمدن) توانایی تنظیم دمای بدن خود را ندارند و دمای بدن آنها به شدت تحت تاثیر محیط قرار میگیرد. مطالعات نشان میدهد که جنین مرغ و جوجه تازه به دنیا آمده (در چند روز اول زندگی) قادر نیستند که دمای بدن خود را تنظیم کنند. بنابراین به همان اندازه که حفظ دمای مناسب دستگاه هچری در روزهای پایانی مهم است، میتوان گفت که حفظ دمای سالن در چند روز نخست پرورش نیز از اهمیت به سزایی در پرورش جوجه ها و موفقیت مرغدار برخوردار می باشد.
دمای بدن طیور چقدر است ؟ منظور از نظم شبانه روزی دما یا Circadian rhythm چیست ؟ چرا پرندگان از خود گرما آزاد میکنند؟ آیا جوجه ها در چند روز نخست زندگی خود ، موجودات خونسردی به حساب می آیند؟ چرا کنترل دمای محیط در هفته اول پرورش مهم است ؟
۱- دمای بدن طیور چقدر است ؟
جواب: نمیتوان یک دمای کاملا ثابتی را برای بدن طیور بیان کرد. دمای بدن طیور تحت تاثیر برخی از فاکتورها همچون دمای محیط پرورش و همچنین نحوه تغذیه دارد. اما میتوان گفت که در پرندگانی که در شرایط طبیعی نگه داری می شوند و از تغذیه مناسبی نیز برخوردارند، انتظار داریم که دمای بدن بین ۴۰٫۵ تا ۴۱٫۵ درجه سانتی گراد باشد. به عبارت دیگر پرندگان سالم دارای یک نظم شبانه روزی در دمای بدن خود می باشند که این نظم در یک دامنه بین ۴۰٫۵ تا ۴۱٫۵ درجه سانتی گراد در حال تغییر می باشد.
۲-آیا پرندگان موجودات خونگرمی هستند ؟ جواب این سوال بستگی به سن پرنده دارد !! در کل میتوان گفت که پرندگان موجودات خونگرمی هستند و این بدان معنا است که آنها تلاش میکنند که با صرف انرژی دمای بدن خود را در محدوده مناسب فیزیولوژیکی نگه داری بکنند. اما متاسفانه پرندگان در چند روز اول پس از هچ (تفریخ یا بدنیا آمدن) توانایی تنظیم دمای بدن خود را ندارند و دمای بدن آنها به شدت تحت تاثیر محیط قرار میگیرد. مطالعات نشان میدهد که جنین مرغ و جوجه تازه به دنیا آمده (در چند روز اول زندگی) قادر نیستند که دمای بدن خود را تنظیم کنند. بنابراین به همان اندازه که حفظ دمای مناسب دستگاه هچری در روزهای پایانی مهم است، میتوان گفت که حفظ دمای سالن در چند روز نخست پرورش نیز از اهمیت به سزایی در پرورش جوجه ها و موفقیت مرغدار برخوردار می باشد.
دمای بدن طیور چقدر است؟ (قسمت دوم)
۳- چند روز طول میکشد که جوجه ها بتوانند دمای بدن خود را کنترل کنند و از حالت خونسردی به حالت خونگرمی تبدیل شوند؟ روند تبدیل جوجه ها از موجوداتی خونسرد به خونگرم از دوران جنینی آغاز میشود به طوریکه این روند از سن ۱۹ روزگی دوران جنینی شروه شده و در سن ۴ یا ۵ روزگی کامل شود.
۴ – آیا سن گله مادر می تواند در مدت زمان لازم برای تبدیل جوجه ها از موجودات خونسرد به خونگرم موثر باشد؟
جواب مثبت است !! همان طور که در سطور فوق گفته شد، جوجه ها در سن ۴ تا ۵ روزگی میتوانند به موجوداتی خونگرم تبدیل شوند اما در جوجه هایی که از گله های مرغ مادر جوان بدست آمده اند این مدت زمان طولانی تر می شود به طوریکه در این دسته از جوجه ها تبدیل شدن به موجودات خونگرم در سن ۵ یا ۶ روزگی خواهد بود.
۵- چرا از بدن مرغ ها حرارت آزاد میشود ؟ جواب این سوال بسیار آسان است !! آیا شما میدانید که چرا از موتور خودرو گرما آزاد میشود ؟؟ !! دلیل آزاد شدن گرما این است که راندمان تبدیل انرژی در هیچ دستگاهی ۱۰۰ درصد نمی باشد . به عبارت دیگر انرژی نهفته شده در بنزین خودرو در جریان یک سری از فعل و انفعالات شیمایی تبدیل به انرژی حرکتی می شود . اما روند تبدیل انرژی نهفته شده در بنزین به انرژی حرکتی خودرو ۱۰۰ درصد نمی باشد و بخشی از آن به صورت گرما هدر می رود. در بدن مرغ نیز دقیقا همین اتفاق می افتد. مرغ انرژی موجود در خوراک را تبدیل به انرژی های دیگری می کند . مثلا انرژی نهفته شده در دانه های غلات را تبدیل به انرزی حرکتی ماهیچه ها میکند . اما این تبدیل به صورت ۱۰۰ درصد نمی باشد و بخشی از انرژی خوراک به صورت گرما و رطوبت از دسترس حیوان خارج شده و به محیط آزاد می شود.
منابع:
اصول کاربردی تهویه در سالن های مرغداری (سالاری، کلانتر نیستانکی ، نود، قدمی صنمی)
راهنمای تهویه در مرغداری (نیکو قوسیان)
رفتارشناسی حیوانات اهلی (رضا سلیمی)
پرورش پرندگان در آب و هوای بسیار گرم (کرامت اساسی و حسن نیلی)
۳- چند روز طول میکشد که جوجه ها بتوانند دمای بدن خود را کنترل کنند و از حالت خونسردی به حالت خونگرمی تبدیل شوند؟ روند تبدیل جوجه ها از موجوداتی خونسرد به خونگرم از دوران جنینی آغاز میشود به طوریکه این روند از سن ۱۹ روزگی دوران جنینی شروه شده و در سن ۴ یا ۵ روزگی کامل شود.
۴ – آیا سن گله مادر می تواند در مدت زمان لازم برای تبدیل جوجه ها از موجودات خونسرد به خونگرم موثر باشد؟
جواب مثبت است !! همان طور که در سطور فوق گفته شد، جوجه ها در سن ۴ تا ۵ روزگی میتوانند به موجوداتی خونگرم تبدیل شوند اما در جوجه هایی که از گله های مرغ مادر جوان بدست آمده اند این مدت زمان طولانی تر می شود به طوریکه در این دسته از جوجه ها تبدیل شدن به موجودات خونگرم در سن ۵ یا ۶ روزگی خواهد بود.
۵- چرا از بدن مرغ ها حرارت آزاد میشود ؟ جواب این سوال بسیار آسان است !! آیا شما میدانید که چرا از موتور خودرو گرما آزاد میشود ؟؟ !! دلیل آزاد شدن گرما این است که راندمان تبدیل انرژی در هیچ دستگاهی ۱۰۰ درصد نمی باشد . به عبارت دیگر انرژی نهفته شده در بنزین خودرو در جریان یک سری از فعل و انفعالات شیمایی تبدیل به انرژی حرکتی می شود . اما روند تبدیل انرژی نهفته شده در بنزین به انرژی حرکتی خودرو ۱۰۰ درصد نمی باشد و بخشی از آن به صورت گرما هدر می رود. در بدن مرغ نیز دقیقا همین اتفاق می افتد. مرغ انرژی موجود در خوراک را تبدیل به انرژی های دیگری می کند . مثلا انرژی نهفته شده در دانه های غلات را تبدیل به انرزی حرکتی ماهیچه ها میکند . اما این تبدیل به صورت ۱۰۰ درصد نمی باشد و بخشی از انرژی خوراک به صورت گرما و رطوبت از دسترس حیوان خارج شده و به محیط آزاد می شود.
منابع:
اصول کاربردی تهویه در سالن های مرغداری (سالاری، کلانتر نیستانکی ، نود، قدمی صنمی)
راهنمای تهویه در مرغداری (نیکو قوسیان)
رفتارشناسی حیوانات اهلی (رضا سلیمی)
پرورش پرندگان در آب و هوای بسیار گرم (کرامت اساسی و حسن نیلی)