Forwarded from Arche Daily | آرکیتایپ دیلی
💌 Unsent message from Persephone:
"یه وقتایی فکر میکنم اگه از اول هیچی نمیگفتم، شاید همهچی آسونتر بود.
ولی خب من حرف زدم، موندن رو خواستم و حالا موندم با یهسری خاطره که معلوم نیست واقعاً قشنگ بودن یا فقط چون رفتی قشنگ شدن."
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرکیتایپ | Archetype
“چرا آفرودیت حتی وقتی از درون متلاشی میشه، باز هم همون آدم باقی میمونه؟”
۲. خلق معنا بهجای جستوجوی معنا (Meaning Creation vs. Meaning Seeking):
بر اساس نظریههای روانشناسی مثبتگرا، افرادی که خودشون معنا میسازن، هویت پایدارتری نسبت به کسانی دارن که در پی یافتن معنا هستن. آفرودیت دقیقاً همینه: او از تجربهها معنا استخراج میکنه، و این معنا رو میذاره پایهی رفتارهاش. به همین دلیل، حتی اگه در رابطهای شکست بخوره، زیبایی خودش، فلسفهی خودش و منش ارتباطی خودش رو حفظ میکنه.
آفرودیت شاید در عشقها و رابطهها بارها دچار تنش یا تحول بشه، ولی هیچوقت خودش رو فراموش نمیکنه. برای اون، «تغییر» یه لباسه که گاهی میپوشه، نه هویتی که جایگزین بشه. چون خودش رو از درون باور داره و چیزی که از درون باور شده باشه، با اتفاقات بیرونی از بین نمیره.
ثبات آفرودیت از جنس احساس نیست؛ از جنس درک احساسه. اون هیچوقت ادعا نمیکنه منطقیه، ولی در عوض، به احساساتش منطق میبخشه و همین باعث میشه هر بار که دیگران تصور میکنن "تموم شد"، از همون جایی که بوده، با همون شخصیت و حتی قویتر، دوباره ظاهر بشه.
› #Aphrodite
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
زئوس از موقعیتی فرار میکنه که توش باید بدون هیچ نقش و اختیاری، فقط حضور داشته باشه. نه بهعنوان کسی که کمک میکنه و نه کسی که تصمیم میگیره، بلکه صرفاً بهعنوان یه آدم آسیبپذیر و دستخالی. مثلاً وقتی یکی از نزدیکانش بیمار میشه یا وارد بحران عاطفی میشه و ازش نمیخواد کاری بکنه و فقط بخواد که کنارش بمونه.
اون بلد نیست فقط "باشه"؛ چون برای زئوس بودن، یعنی اثر داشتن. اون لحظهای که بفهمه حضورش هیچ نتیجهای نداره، فقط باید تماشا کنه و با بیقدرتی خودش کنار بیاد، درونش سقوط میکنه، چون تمام عمرش یاد گرفته ارزش خودش رو از روی تأثیرش بسنجه.
زئوس ممکنه تو چنین لحظههایی عقبنشینی کنه، وقتکشی کنه یا کار دیگهای رو مهم جلوه بده تا از اون فضا دربره چون نمیتونه بمونه وقتی هیچ ابزاری نداره تا شرایطو به سمت بهتر شدن ببره. اون بهجای موندن و دیدن فروپاشی یه چیز مهم، ترجیح میده غایب باشه.
› #Zeus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت اول: وابستهشدن
آفرودیت خیلی وقتها فکر میکنه عاشق شده، اما چیزی که واقعاً بهش چسبیده، خود عشق نیست بلکه اون حسیه که وقتی یکی میخوادش بهش دست میده. حس خاصبودن، دیدهشدن و مهمبودن. برای همین اگه اون توجه و اشتیاق اولیه کم بشه، یهدفعه همهچیز براش فرو میریزه و حس ناامنی بهش دست میده و بهجای اینکه ببینه رابطه واقعاً ارزش ادامه داره یا نه، فقط دنبال برگردوندن اون توجهه. آفرودیت ته دلش میترسه نادیده گرفته شه و بدون اون حس خواستنیبودن انگار خودش رو گم میکنه.
› #Aphrodite
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرتمیس؛ پارت سوم
اختلال شخصیت پارانوئید (PPD)
اعتماد برای آرتمیس یه چیز سخت و دستنیافتنیه. ممکنه حتی وقتی کسی بهش لطفی میکنه، ته دلش فکر کنه که "چرا این کارو کرد؟ حتماً یه دلیل پنهانی داره." توی حالت سالم، این یعنی انتخابگر بودن و راه ندادن بیجای هر کسی توی زندگیش، ولی توی حالت ناسالم، این یعنی شکاکی مطلق. ممکنه هر رفتار مهربونی رو یه تله ببینه و فکر کنه که هر کسی که زیاد بهش نزدیک بشه، یه قصد و نیت مخفی داره. کمکم این طرز فکر باعث میشه که حتی آدمایی که واقعاً براش ارزش قائل بودن هم ازش دور بشن، چون احساس میکنن که هیچوقت قرار نیست واقعاً بهش نزدیک بشن.
› #Artemis
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرمس برای خیلیها همون آدمیه که همیشه یه حرفی داره، یه جایی داره مه بره و همیشه یه کاری داره میکنه و انگار از بچگی تو حرکت بوده و هیچ وقت یه جا بند نشده. خیلیها فکر میکنن هرمس اصولاً آدمیه که فقط دنبال خوشی، تجربههای جدید و ماجراجوییه و هیچ وقت زیاد تو احساسات خودش نمیمونه ولی چیزی که کمتر کسی میبینه اینه که پشت اون همه شور و رفتوآمد و حرفای بامزه، یه خستگی پنهان خوابیده.
هرمس یه جایی ته دلش خیلی وقتها دلش میخواد فقط یه جا آروم بگیره، بدون این که مجبور باشه حرف بزنه یا جلب توجه کنه. دلش میخواد بدون این که مجبور بشه بخنده یا جو درست کنه، بتونه همونطوری که هست، بدون سروصدا کنار یکی بمونه.
هرمس یاد گرفته که تو دنیا برای اینکه جدی گرفته بشه یا تو دل بقیه جا باز کنه، باید همیشه سرگرمکننده، باهوش یا فرز باشه ولی تو دلش گاهی حس میکنه از اینهمه دویدن و از این که هیچکس به اندازهی کافی نمیمونه تا عمق حرفاشو بفهمه خستهست.
نشونههای ظریف این خستگی تو هرمس اینطوریه که یه روزی میبینی که بیحالتر از همیشه حرف میزنه، یا حوصلهی خندوندن بقیه رو نداره.
ممکنه توی جمع باشه، ولی یه گوشه بشینه و بیشتر شنونده باشه تا سخنران.
یا اگه دیدی وسط یه مکالمهی پرانرژی، یهو نگاهش خالی میشه و حواسش پرت میشه، بدون که ته دلش یه چیز دیگه داره میجوشه.
کشمکش اصلی هرمس اینه که از یه طرف عاشق تجربههای جدیده و نمیتونه قید هیجانهای زندگی رو بزنه و از طرف دیگه ته دلش دنبال یه جاییه که بتونه بدون استرس، بدون شوخی و بدون تظاهر، خودش باشه و احساس کنه که حتی وقتی حرف نزنه هم، باز هم ارزشمنده.
پس اگه یه روز یه هرمس رو دیدید که دیگه اونقدری که همیشه انتظار داشتید، شلوغ و پرحرف نیست، نترسید.
لازم نیست براش جو درست کنید یا مجبورش کنید دوباره بانمک بشه. فقط آروم کنارش بمونید، بدون این که چیزی ازش بخواید.
اون لحظههایی که اجازه بدید بدون نقاب باشه، براتون واقعیترین و دوستداشتنیترین ورژن هرمس رو میاره بیرون.
› #Hermes
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آپولو: رنسانس
بعد از قرون وسطی، اروپا تغییرات فرهنگی گستردهای رو تجربه کرد که امروزه به عنوان دوران رنسانس شناخته میشه. آغاز این دوره از فلورانس ایتالیا بود و کم کم توی کل اروپا گسترش پیدا کرد. رنسانس پایان حاکمیت مطلق کلیسا و آغاز نگاه جدید مردم به هنر، انسانیت، علم و فلسفه بود.
دوران رنسانس یکی از موثر ترین بازههای تاریخی توی شکل گیری تمدن امروزهی اروپا به حساب مییاد. آپولو نمادی از روشنایی و تناسبه و از تماشای اثر این ارزشها روی زندگی انسان لذت میبره. از اونجایی که رنسانس روی بازگشت به ارزشهای کلاسیک و توجه به زیبایی انسانی تمرکز داره، میتونه دوران مناسبی برای اثر گذاری آپولو باشه.
› #Apollo
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرکیتایپ | Archetype
“چرا دیمیتر حتی وقتی قلبش شکسته، هنوز هم همون آدم بخشندهست؟”
۲. پایداری ارزشمحور در سیستم وظیفهگرا (Duty-Oriented Emotional Regulation):
دیمیتر از اون دسته افراده که احساساتش رو نه با فرار و نه با تخلیه، بلکه با مسئولیتپذیری مدیریت میکنه. مثلاً وقتی درد میکشه، کاری انجام میده و وقتی رنج میبره، بخشندهتر میشه. این سیستم تنظیم هیجانی، شخصیتش رو نهتنها حفظ میکنه بلکه با هر تجربه، ریشهدارترش میکنه.
دیمیتر حتی وقتی دنیاش فرو میریزه، یه استکان چای برای کسی میریزه. حتی وقتی خودش توی دل تاریکیه، هنوز دنبال اینه که یه چراغ برای یکی دیگه روشن کنه چون اون یاد گرفته که بودنش، معنای حضورش و حتی التیام خودش از مسیر مراقبت از دیگران میگذره. و این دقیقاً دلیلیه که باعث میشه با وجود هر شکستی، هنوز همون آدم بمونه.
ثبات دیمیتر از جنس جنگیدن نیست؛ از جنس تعهده. دیمیتر نه خودشو قوی نشون میده و نه ادعای شکستناپذیری داره. ولی وقتی زمانش برسه، همون کسیه که یه خونهی ویران رو با دستهای خالی دوباره میسازه، بدون اینکه از کسی منتظر تشکر باشه.
› #Demeter
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرا از موقعیتی فرار میکنه که توش باید با بینظمی روابط انسانی کنار بیاد. جایی که همهچی خاکستریه، کسی پای حرفش نمیمونه و احترام و وفاداری وابسته به حال و هوای روزه. مثلاً وقتی وارد جمعی میشه که آدمها مدام موضع عوض میکنن، دوستیها و اتحادها موقتیان و هیچکس بههیچچیز پایبند نیست. اون تو چنین فضایی گم میشه چون نمیتونه با این واقعیت کنار بیاد که هیچچیز «ثابت» نیست. اگه هرا مجبور بشه تو این موقعیت بمونه، عصبی میشه، کنترلگر میشه، یا حتی بیصدا فرو میپاشه. چون اون نمیتونه زندگی کنه تو دنیایی که ثبات رابطهها، احترام متقابل یا قولِ سادهی «من باهاتم» ارزش نداره. اون لحظهای که بفهمه نمیتونه اعتماد کنه، یا باید خودش رو با بیتعهدی دیگران وفق بده، خودش رو بیرون میکشه.
› #Hera
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM