زئوس از موقعیتی فرار میکنه که توش باید بدون هیچ نقش و اختیاری، فقط حضور داشته باشه. نه بهعنوان کسی که کمک میکنه و نه کسی که تصمیم میگیره، بلکه صرفاً بهعنوان یه آدم آسیبپذیر و دستخالی. مثلاً وقتی یکی از نزدیکانش بیمار میشه یا وارد بحران عاطفی میشه و ازش نمیخواد کاری بکنه و فقط بخواد که کنارش بمونه.
اون بلد نیست فقط "باشه"؛ چون برای زئوس بودن، یعنی اثر داشتن. اون لحظهای که بفهمه حضورش هیچ نتیجهای نداره، فقط باید تماشا کنه و با بیقدرتی خودش کنار بیاد، درونش سقوط میکنه، چون تمام عمرش یاد گرفته ارزش خودش رو از روی تأثیرش بسنجه.
زئوس ممکنه تو چنین لحظههایی عقبنشینی کنه، وقتکشی کنه یا کار دیگهای رو مهم جلوه بده تا از اون فضا دربره چون نمیتونه بمونه وقتی هیچ ابزاری نداره تا شرایطو به سمت بهتر شدن ببره. اون بهجای موندن و دیدن فروپاشی یه چیز مهم، ترجیح میده غایب باشه.
› #Zeus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت اول: وابستهشدن
آفرودیت خیلی وقتها فکر میکنه عاشق شده، اما چیزی که واقعاً بهش چسبیده، خود عشق نیست بلکه اون حسیه که وقتی یکی میخوادش بهش دست میده. حس خاصبودن، دیدهشدن و مهمبودن. برای همین اگه اون توجه و اشتیاق اولیه کم بشه، یهدفعه همهچیز براش فرو میریزه و حس ناامنی بهش دست میده و بهجای اینکه ببینه رابطه واقعاً ارزش ادامه داره یا نه، فقط دنبال برگردوندن اون توجهه. آفرودیت ته دلش میترسه نادیده گرفته شه و بدون اون حس خواستنیبودن انگار خودش رو گم میکنه.
› #Aphrodite
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرتمیس؛ پارت سوم
اختلال شخصیت پارانوئید (PPD)
اعتماد برای آرتمیس یه چیز سخت و دستنیافتنیه. ممکنه حتی وقتی کسی بهش لطفی میکنه، ته دلش فکر کنه که "چرا این کارو کرد؟ حتماً یه دلیل پنهانی داره." توی حالت سالم، این یعنی انتخابگر بودن و راه ندادن بیجای هر کسی توی زندگیش، ولی توی حالت ناسالم، این یعنی شکاکی مطلق. ممکنه هر رفتار مهربونی رو یه تله ببینه و فکر کنه که هر کسی که زیاد بهش نزدیک بشه، یه قصد و نیت مخفی داره. کمکم این طرز فکر باعث میشه که حتی آدمایی که واقعاً براش ارزش قائل بودن هم ازش دور بشن، چون احساس میکنن که هیچوقت قرار نیست واقعاً بهش نزدیک بشن.
› #Artemis
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرمس برای خیلیها همون آدمیه که همیشه یه حرفی داره، یه جایی داره مه بره و همیشه یه کاری داره میکنه و انگار از بچگی تو حرکت بوده و هیچ وقت یه جا بند نشده. خیلیها فکر میکنن هرمس اصولاً آدمیه که فقط دنبال خوشی، تجربههای جدید و ماجراجوییه و هیچ وقت زیاد تو احساسات خودش نمیمونه ولی چیزی که کمتر کسی میبینه اینه که پشت اون همه شور و رفتوآمد و حرفای بامزه، یه خستگی پنهان خوابیده.
هرمس یه جایی ته دلش خیلی وقتها دلش میخواد فقط یه جا آروم بگیره، بدون این که مجبور باشه حرف بزنه یا جلب توجه کنه. دلش میخواد بدون این که مجبور بشه بخنده یا جو درست کنه، بتونه همونطوری که هست، بدون سروصدا کنار یکی بمونه.
هرمس یاد گرفته که تو دنیا برای اینکه جدی گرفته بشه یا تو دل بقیه جا باز کنه، باید همیشه سرگرمکننده، باهوش یا فرز باشه ولی تو دلش گاهی حس میکنه از اینهمه دویدن و از این که هیچکس به اندازهی کافی نمیمونه تا عمق حرفاشو بفهمه خستهست.
نشونههای ظریف این خستگی تو هرمس اینطوریه که یه روزی میبینی که بیحالتر از همیشه حرف میزنه، یا حوصلهی خندوندن بقیه رو نداره.
ممکنه توی جمع باشه، ولی یه گوشه بشینه و بیشتر شنونده باشه تا سخنران.
یا اگه دیدی وسط یه مکالمهی پرانرژی، یهو نگاهش خالی میشه و حواسش پرت میشه، بدون که ته دلش یه چیز دیگه داره میجوشه.
کشمکش اصلی هرمس اینه که از یه طرف عاشق تجربههای جدیده و نمیتونه قید هیجانهای زندگی رو بزنه و از طرف دیگه ته دلش دنبال یه جاییه که بتونه بدون استرس، بدون شوخی و بدون تظاهر، خودش باشه و احساس کنه که حتی وقتی حرف نزنه هم، باز هم ارزشمنده.
پس اگه یه روز یه هرمس رو دیدید که دیگه اونقدری که همیشه انتظار داشتید، شلوغ و پرحرف نیست، نترسید.
لازم نیست براش جو درست کنید یا مجبورش کنید دوباره بانمک بشه. فقط آروم کنارش بمونید، بدون این که چیزی ازش بخواید.
اون لحظههایی که اجازه بدید بدون نقاب باشه، براتون واقعیترین و دوستداشتنیترین ورژن هرمس رو میاره بیرون.
› #Hermes
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آپولو: رنسانس
بعد از قرون وسطی، اروپا تغییرات فرهنگی گستردهای رو تجربه کرد که امروزه به عنوان دوران رنسانس شناخته میشه. آغاز این دوره از فلورانس ایتالیا بود و کم کم توی کل اروپا گسترش پیدا کرد. رنسانس پایان حاکمیت مطلق کلیسا و آغاز نگاه جدید مردم به هنر، انسانیت، علم و فلسفه بود.
دوران رنسانس یکی از موثر ترین بازههای تاریخی توی شکل گیری تمدن امروزهی اروپا به حساب مییاد. آپولو نمادی از روشنایی و تناسبه و از تماشای اثر این ارزشها روی زندگی انسان لذت میبره. از اونجایی که رنسانس روی بازگشت به ارزشهای کلاسیک و توجه به زیبایی انسانی تمرکز داره، میتونه دوران مناسبی برای اثر گذاری آپولو باشه.
› #Apollo
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرکیتایپ | Archetype
“چرا دیمیتر حتی وقتی قلبش شکسته، هنوز هم همون آدم بخشندهست؟”
۲. پایداری ارزشمحور در سیستم وظیفهگرا (Duty-Oriented Emotional Regulation):
دیمیتر از اون دسته افراده که احساساتش رو نه با فرار و نه با تخلیه، بلکه با مسئولیتپذیری مدیریت میکنه. مثلاً وقتی درد میکشه، کاری انجام میده و وقتی رنج میبره، بخشندهتر میشه. این سیستم تنظیم هیجانی، شخصیتش رو نهتنها حفظ میکنه بلکه با هر تجربه، ریشهدارترش میکنه.
دیمیتر حتی وقتی دنیاش فرو میریزه، یه استکان چای برای کسی میریزه. حتی وقتی خودش توی دل تاریکیه، هنوز دنبال اینه که یه چراغ برای یکی دیگه روشن کنه چون اون یاد گرفته که بودنش، معنای حضورش و حتی التیام خودش از مسیر مراقبت از دیگران میگذره. و این دقیقاً دلیلیه که باعث میشه با وجود هر شکستی، هنوز همون آدم بمونه.
ثبات دیمیتر از جنس جنگیدن نیست؛ از جنس تعهده. دیمیتر نه خودشو قوی نشون میده و نه ادعای شکستناپذیری داره. ولی وقتی زمانش برسه، همون کسیه که یه خونهی ویران رو با دستهای خالی دوباره میسازه، بدون اینکه از کسی منتظر تشکر باشه.
› #Demeter
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرا از موقعیتی فرار میکنه که توش باید با بینظمی روابط انسانی کنار بیاد. جایی که همهچی خاکستریه، کسی پای حرفش نمیمونه و احترام و وفاداری وابسته به حال و هوای روزه. مثلاً وقتی وارد جمعی میشه که آدمها مدام موضع عوض میکنن، دوستیها و اتحادها موقتیان و هیچکس بههیچچیز پایبند نیست. اون تو چنین فضایی گم میشه چون نمیتونه با این واقعیت کنار بیاد که هیچچیز «ثابت» نیست. اگه هرا مجبور بشه تو این موقعیت بمونه، عصبی میشه، کنترلگر میشه، یا حتی بیصدا فرو میپاشه. چون اون نمیتونه زندگی کنه تو دنیایی که ثبات رابطهها، احترام متقابل یا قولِ سادهی «من باهاتم» ارزش نداره. اون لحظهای که بفهمه نمیتونه اعتماد کنه، یا باید خودش رو با بیتعهدی دیگران وفق بده، خودش رو بیرون میکشه.
› #Hera
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت اول: دنبالهروی
پرسفون خودش رو کسی میدونه که مستقل فکر میکنه و انتخاباش از خودشه، ولی واقعیت اینه که خیلی وقتا فقط داره خودش رو با محیط وفق میده. پرسفون اکثر وقتا اونقدر خوب بلده با فضاها هماهنگ شه که حتی خودش هم باور میکنه تصمیمی که گرفته، کاملاً از درونه اما اگه یهذره عمیقتر نگاه کنه، میفهمه که خیلی از اون "انتخابها"، فقط راهی بودن برای اینکه تنش درست نکنه، کسی ناراحت نشه یا تو چشم بقیه خوب بمونه.
اون لحظهای که باید محکم بایسته و "نه" بگه، انقدر درگیر حس گناه و تردیده که ترجیح میده همراهی کنه و بعداً با خودش قهر میکنه.
› #Persephone
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دیونوسوس تو چشم خیلیها نماد شادی، آزادی و رهایی از قید و بندهاست و همون آدمیه که انگار همیشه دنبال خوشگذرونیه، همیشه یه لبخند روی لبشه و داره برای لذت بردن از لحظهها یه راهی پیدا میکنه خیلیا فکر میکنن دیونوسوس آدمیه که اصلاً ناراحتی یا غم رو جدی نمیگیره و فقط بلده خوش بگذرونه.
ولی چیزی که کمتر کسی میبینه اینه که دیونوسوس ته دلش شاید یکی از غمگینترین روحها رو داشته باشه.
اون بلده خوشحالی رو بسازه، بلده جمع رو گرم کنه و بلده به بقیه یاد بده چجوری از زندگی لذت ببرن. ولی اینا همه یه جور راه فراره؛ یه راه واسه فرار از یه درد خیلی عمیق که شاید حتی خودش هم نتونه درست توضیحش بده.
دیونوسوس اون آدمیه که وقتی میبینی داره بلندتر از بقیه میخنده یا بیشتر از بقیه دیوونهبازی درمیاره، باید بدونی شاید ته دلش بیشتر از همه نیاز داره که یکی بیاد و بدون سروصدا دردشو بفهمه.
اون دنبال آزادیه ولی آزادی واقعی، نه فقط خوشی سطحی. آزادی از ترسهای درونی، از غمهای قدیمی و از حس بیپناهی.
نشونههای ظریفش وقتیه که:
یهو وسط شلوغی و خنده، چشماش غمگین میشه و خودش سریع جمعش میکنه یا یه دفعه بدون دلیل خاصی جمع رو ترک میکنه و میره یه گوشه.
یا توی حرفاش حتی وقتی داره شوخی میکنه، یه جور تلخی خیلی ظریف قاطی جملههاش هست.
کشمکش اصلی دیونوسوس اینه که از یه طرف میخواد زندگی رو با تموم وجودش حس کنه و همهی لذتها و عشقها رو تا ته بچشه ولی از طرف دیگه گاهی اونقدر از آسیب دیدن و خالی شدن میترسه که خودش رو پشت خوشگذرونی و آزادی پنهان میکنه تا کسی اون زخمهای واقعی رو نبینه.
پس اگه یه دیونوسوس تو زندگیتون دارید که همیشه پرانرژیه ولی یه جایی حس کردید پشت اون همه شادی یه سکوت سنگین خوابیده، بدونید که بهترین کاری که میتونید بکنید اینه که بدون قضاوت و بدون عجله کنار دلش بمونید.
نه برای خندوندن بیشترش و نه برای نصیحت کردنش، فقط برای اینکه بفهمه حتی وقتی نمیخنده هم هنوز دوستداشتنیه.
› #Dionysus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM