پارت سوم: وسواس روی تصویر بیرونی
هرا به ظاهر متشخص، باوقار و باثباته ولی چیزی که حتی به خودش هم نمیگه اینه که گاهی بیشتر از خودِ رابطه، نگران اینه که «از بیرون» همهچیز چطور دیده میشه.
اگر کسی خیانت کنه، یا چیزی باعث بشه رابطه خراب شه درد اصلیش فقط شکستن قلبش نیست بلکه شکستن اون تصویرِ محترم و ایدهآلشه.
چون نمیخواد کسی فکر کنه تو زندگیش چیزی خرابه و به همین خاطر، گاهی حتی بهخاطر تصویر توی رابطهای میمونه که از درون تموم شده.
› #Hera
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هستیا: حامیِ بیحامیِ خانه
•اول دلیل مشکل رو درک کنیم:
هستیا بهشکل طبیعی آرام، بینیاز از دیده شدن و اهل مراقبت از آرامش روانی دیگرانه. ولی گاهی مسائلی مثل مشکلات خانوادگی یا رشد در خانوادهای که اولویت قرار دادن دیگران منجر به ظهور آرامش میشده، باعث میشوند که هستیا به وظیفهمندی افراطی در قبال دیگران رو بیاره.
اینطوری هستیا بهمرور ارزش داشتن بدون فایده داشتن برای دیگران رو درک نمیکنه. این مشکل تبعاتی مثل سرکوب شدن خشم، تلنبار شدن غم و بهطور کلی ابراز نکردن حضور خود رو در پی داره.
•این مشکل چه شکلی بروز میکنه؟
وقتی نسبت به دائماً مراقبت کردن از دیگران، گوش دادن بهشون، رسیدگی بهشون و براشون حاضر بودن وسواس پیدا میکنه. وقتی که اگر بخواد از خودش مراقبت کنه یا درخواست دیگران رو رد کنه، دچار اضطراب یا احساس گناه میشه. وقتی خشم منفعل رو بهشکل فراموشی عمدی، پاسخ سرد، یا تأخیرهای ناخودآگاه حین صحبت نشون میده. وقتی کسی میخواد بهش کمک و محبت کنه، ولی اون معذب میشه که این رو قبول کنه.
•ما چطوری میتونیم بهشون کمک کنیم؟
اگر کودک (بهخصوص مؤنث) یاد بگیره که فقط زمانی که نیازهای دیگران رو برآورده کنه مورد پذیرش قرار میگیره، صدای ناخودآگاهی در ذهنش خلق میشه که بهش میگه اگر به فکر خودت باشی، خودخواهی؛ باید همیشه برای دیگران مفید باشی. این مکانیزم میتونه منجر به احساس گناه مزمن، افسردگی خفیف یا اضطراب نسبت به عملکرد بشه.
•وقتی فرد نتونه خود واقعی خودش رو ابراز کنه،
یعنی مجبور باشه همیشه مطابق انتظارات دیگران رفتار کنه، یک خود نمادین در اون رشد میکنه. در هستیا خود نمادین همون تصویرِ «مراقب همیشگی دیگران» هست. چون یاد گرفته اگر به خودش فکر کنه، طرد میشه و باید احساس گناه کنه. به همین خاطر از نیازهای خودش دور میشه، هرچند ممکنه آرام و مهربان بهنظر برسه.
•چون نیازهای عاطفی این هستیا برآورده نشده،
بهمرور احساس نارضایتی، دلخوری یا خشم پیدا میکنه و چون نمیتونه ابرازشون کنه، به شکلهای غیرمستقیم این نیازها رو بروز میده. مثلاً ممکنه تغییر خلق ناگهانی، فاصلهگیری بیدلیل، رنجشهای تلویحی یا کنارهگیری تدریجی از رابطه رو از خودش نشون بده، بدون اینکه خودش هم به اینکه چرا دارند اتفاق میافتند فکر کنه.
•هستیا بهتدریج یاد گرفته که ابراز نیاز به محبت، یعنی آسیبپذیر بودن.
یا از اون هم بدتر، باری روی شونۀ دیگران بودن. این مسأله هم استقلالخواهی هستیا رو دچار رنجش میکنه هم نقش مراقبت کردن اون رو دچار خطر میکنه. اون باید بهشکل تدریجی با این مسأله که میتونه مثل هر آدم دیگهای به کمک نیاز داشته، مواجهه کنه. ضمناً، اون باید ابراز نیازهای خودش در نزد دیگران رو یاد بگیره تا اینکه آسیبپذیری منجر به نبود دیگران نمیشه رو قبول کنه.
•ممکنه بهدلیل خاصی در ذهن هستیا این باور تثبیت شه که رابطهای بدون مراقبت اون دوام نمیاره.
ممکنه حتی بهشکل ناخودآگاه، درد خدمت کردن بدون پاداش رو بهشکل برتری اخلاقی حس کنه. گاهی هم ممکنه هستیا متوجه این مشکلات بشه، ولی از اینکه این افراط رو کنار بذاره وحشت کنه، چون شخصیت اون بهشکل دیگهای تعریف نشده و ممکنه بعد از این کار بقیه ترکش کنند.
•اون باید علارغم میل خودش به این پرسش مواجه شه:
بدون مراقبتکردن اون چه کسیست؟ آیا دیگران در صورت نبود مراقبت هنوز کنارش خواهند بود؟ اون باید با این احساس نبود هویت وقتی نقش مراقب رو نداره، بهشکل تدریجی مواجهه کنه.
› #Hestia
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرا: پارت دوم
۲. وقتی نمیفهمه چرا از بیتفاوتی بیشتر از دعوا زخم میخوره
برای هرا دعوا کردن به اندازه بیتفاوت شدن آدمها نسبت بهش دردناک نیست.
وقتی حس میکنه کسی که براش مهمه دیگه براش انرژی نمیذاره یا رهاش کرده یه چیزی توی درونش میلرزه که با هیچ حرفی آروم نمیشه و اینو نمیتونه حتی برای خودش هم درست توضیح بده.
چون همیشه یاد گرفته عاقلانه و با تحمل و با صبر با مشکلات کنار بیاد ولی وقتی میبینه براش نمیجنگن، حتی به زبون نمیاره که ناراحته. فقط یهو سرد میشه و فاصله میگیره و ته دلش نمیفهمه چرا این موضوع بیشتر از هر چیزی اذیتش میکنه.
› #Hestia
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
زئوس توی سکس دنبال تجربهایه که بتونه هم خودش لذت ببره هم به پارتنرش نشون بده که توانمند و قابل اعتماده. بهطور طبیعی معمولاً اون کسیه که رهبری رابطه رو دست میگیره؛ یعنی اولین حرکت رو انجام میده، پوزیشن رو عوض میکنه، ریتم رو تعیین میکنه و انتظار داره پارتنرش هم باهاش هماهنگ شه. وقتی پارتنرش همهچیز رو به خودش واگذار کنه و منفعل بمونه، زئوس سریعتر از چیزی که نشون بده کلافه میشه.
اون دوست داره رابطه جنسی پرتحرک و فیزیکی باشه. ممکنه زیاد اهل لمسهای طولانی یا نوازشهای آهسته نباشه، مخصوصاً اگه حس کنه طرف مقابلش زیاد احساسی شده یا داره فضا رو کند میکنه. در عوض از تماس قوی، مکالمه واضح و واکنشهای فیزیکی خوشش میاد؛ مثل صدا، تماس چشم، و زبان بدن فعال.
زئوس با پارتنرهایی که بلدن با بدنشون کار کنن راحتتره. اگه کسی خجالتی، بیحرکت یا سردرگم باشه زئوس حس میکنه وسط یک صحنه خشک گیر افتاده و نمیتونه راحت ادامه بده. اما وقتی پارتنرش مستقیم و بدون پیچیدگی حرف بزنه، از چیزهایی که میخواد یا نمیخواد بگه و حتی گاهی خودش شروعکننده باشه، زئوس بهترین عملکردش رو نشون میده.
از نظر سلیقه، بیشتر به رابطههایی علاقهمنده که حس رقابت یا بازی قدرت خفیف داشته باشن، ولی تا جایی که هنوز خودش کنترل نسبی رو حفظ کرده باشه. اگه کسی مدام بخواد نقش غالب رو بازی کنه یا بدون هماهنگی کارها رو عوض کنه، ممکنه ناراحت شه یا فاصله بگیره.
از نظر تنوع، دوست داره چیزهای جدید امتحان کنه ولی ترجیح میده اون پیشنهادش رو بده. پارتنری که وسط رابطه چیز جدیدی امتحان کنه بدون اینکه زئوس آماده باشه، ممکنه باعث شه اون سریع عقب بکشه یا کنترلش رو از دست بده.
› #Zeus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: ترس از نادیدهگرفتهشدن
آرس همیشه میخواد حضورش توی جمع حس بشه اما چیزی که خودش هم ازش فرار میکنه اینه که عمیقاً از نادیدهگرفتهشدن میترسه و اگه حس کنه برا کسی اولویت نیست یا حضورش مهم نیست، احساس بیارزشی شدیدی بهش دست میده.
ولی چون نمیخواد به کسی این قدرت رو بده که بتونه ناراحتش کنه، همهچی رو به جنگ و دعوا تبدیل میکنه در حالیکه پشت اون همه خشم فقط یک جمله وجود داره: «من مهم نیستم؟»
› #Ares
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پرسفون: هادس نمیرباید مرا، آه چه بیبها شدهام
•اول دلیل مشکل رو درک کنیم:
پرسفون بهدلیل رشد در محیطی که به قربانی بودن و آسیبپذیر بودن تشویق شده یا چنین رشدی به اون تحمیل شده، تنها وقتی احساس تعلق میکنه که تحت سلطه دیگری باشه یا خودش رو برای اون قربانی کنه. اون انرژی خشم و نفرت خودش رو از طریق رفتارهای خودتخریبی نشون میده و نمیتونه آگاهانه ابرازشون کنه. در نتیجه وارد چرخۀ تسلیم و آزار دادن میشه.
•این مشکل چه شکلی بروز میکنه؟
وقتی در انتخابهای ساده تردید نشون میده و بدون در نظر گرفتن دیگران تصمیم نهایی نمیگیره. وقتی برای امور جزئی هم مدام با دیگران مشورت میکنه و در نهایت همون کاری رو انجام میده که دیگران تأیید کردند. وقتی طبق عادت به کنترل کردن نیازهای خودش رو صریح بیان نمیکنه و فرض میکنه طرف مقابل خودش باید نیاز اون رو بفهمه و اگر چنین نشه، پرسفون بعداً با رفتارهای ناسالم نیازش رو نشون میده.
•ما چطوری میتونیم بهشون کمک کنیم؟
پرسفون نابالغ هرگز هویت و قوۀ اختیار خودش رو بهدرستی چارچوبدهی نکرده، این باعث میشه که همیشه منتظرِ تصویب تصمیم از جانب دیگران باشه. اگر به این انتظارِ ناشی از خلأ هویتی با بیتوجهی از جانب دیگران یا مورد سوءاستفاده قرار گرفتن پاسخ داده شه، به الگوی همزمان برده و سادیست بودن پرسفون در روابط منتهی میشه. چون اینطوری هم جنبهٔ کنترلپذیری خودش رو ارضاء میکنه و هم احساسات منفی نهفتهش رو ابراز میکنه.
•پرسفون قربانی الگوی تکرارشوندهٔ سوءاستفادۀ عاطفی و جنسی هست.
اون بعد از هر شکست در روابط ناسالم، در تجربۀ بعدی هم بهشکل ناسالمی بهانتظار فردی کنترلگر میمونه، چون اختیار رو بهشکل حقیقی تجربه نکرده و این حس هنوز براش نهادینه نشده. چرا گفته شد بهشکل حقیقی تجربه نکرده؟ چون پرسفون گاهی دچار توهم اختیار داشتن میشه. اون ممکنه داشتن حق انتخاب رو بهشکل رفتار نمایشی یا ویران کردن خود نشون بده.
•کنترل کردن دیگران با خواستههای غیرعقلانی،
آسیب زدن به خودش با رفتارهای احساسیِ افراطی و انتخاب کردن افراد ناسالم بهعنوان شریک عاطفی نمونههایی از توهم اختیار هستند. در چنین شرایطی، نشون دادن بخش آسیبپذیر روان در کنار میل به مظلوم واقع شدنِ پرسفون، افراد ناسالم رو به سوءاستفاده از اون تشویق میکنه. درنتیجه پرسفون درگیر الگوی تکرارشوندهٔ آسیب دیدن با تصمیمات خودآگاهانه میشه.
•از طرفی درست مثل درست مثل سندرم استکهلم،
این کنترل شدن توسط دیگری برای پرسفون آرامش میاره، چون حالا بینیاز از چارچوبدهی هویتی، کسی هست که برای زندگی اون تکلیف تعیین کنه. برای رهایی از این چرخه پرسفون بایستی در وهلهٔ اوّل وجود این مشکل رو در خودش قبول کنه، بعدش شروع کنه به تعریف خود عاری از تصمیمات دیگران. اون باید تعیین تکلیف قاطعانه برای زندگی خودش رو یاد بگیره و بهشکل تدریجی نیاز به مدیریت شدن رو با استقلال شخصیتی یافتن کمتر کنه.
› #Persephone
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرکیتایپ | Archetype
پارت اول
پارت دوم: با احساسات تو درگیر میشم ولی احساسات خودمو نمیفهمم
دیونوسوس بهشکل عجیبی همدل و حسگیرندهست و زود متوجه تغییر حس طرف مقابل میشه، میفهمه کی ناراحته، کی ذوق داره و کی دلگیر شده. اما تناقض اینجاست: همزمان که غرق احساساته، احساسات خودش شفاف نیستن.
گاهی خودش هم نمیدونه ناراحته یا فقط خستهست. نمیدونه واقعا عاشق شده یا فقط دنبال اون حس خاص اولیهست. برای همین ممکنه توی رابطه، رفتارش خیلی سینوسی بشه: یه روز عمیقاً درگیر، یه روز بیحوصله و بیرمق.
و چون نمیتونه این نوسانها رو توضیح بده، طرف مقابل دچار سردرگمی میشه. فکر میکنه دیونوسوس بازی درمیاره یا علاقه نداره، در حالی که خودش هنوز درگیر شفافسازی احساساتیه که براش مثل موج های قوی و سردرگم کنندست.
› #Dionysus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from آرکیتایپ | Archetype
هفائستوس: ارزشمند بودن
آرزوی پنهانی هفائستوس اینه که به عنوان یک فردی که هرچیزی رو به بهترین شکل ممکن انجام میده، احساس ارزشمندی کنه. برای هفائستوس، لحظات ارزشمند وقتی اتفاق میافته که دیگران به عمق تلاشها و جزئیات کارهایی که انجام داده پی ببرن، بدون اینکه نیاز باشه خودش مدام دربارهی دستاوردهاش صحبت کنه یا برای اثبات چیزی رقابت کنه.
هفائستوس از اون دسته افرادیه که خودش رو با کارهاش و خدماتی که برای دیگران انجام میده تعریف میکنه، اما ته دلش همیشه این آرزو هست که بقیه بفهمن ارزش واقعی کارهایی که انجام میده چقدره. اون دنبال اینه که دیگران بتونن خودجوش متوجه عمق فداکاریها و مهارتهایی که داره بشن؛ نه فقط در قالب یک دستاورد مادی، بلکه به عنوان کسی که بدون حضورش، خیلی چیزها از هم میپاشه.
› #Hephaestus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: رقابتطلبی بیصدا
زئوس همیشه خودش رو بالاتر از این میدونه که بخواد با بقیه رقابت کنه اما وقتی کسی موفقتر، تأثیرگذارتر یا محبوبتر از اون باشه یه حس ناراحتی خیلی ظریف و پنهان توی دلش شکل میگیره چون حس میکنه جایگاهش داره زیر سوال میره.
چون زئوس نمیخواد این احساس رو قبول کنه، تلاش میکنه با رفتار قاطع یا حتی بیتفاوت جایگاهش رو تثبیت کنه و خودش رو بیشتر نشون بده در حالیکه درونش داره خودش رو با اون آدم مقایسه میکنه.
› #Zeus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
• آفرودیت ENFP
کسی که ترکیب آفرودیت و ENFP رو داره، پرانرژی و خلاقه. سریع شروع میکنه، ذهنش پر از ایدههای جدیده و خیلی راحت میتونه بقیه رو وارد بحث یا پروژه کنه. توی جمع همیشه مرکز توجهه چون بلدِ چطور با آدمها ارتباط بگیره، سؤال بپرسه و گفتوگو راه بندازه. رابطههای عاطفی براش پر از صمیمیت و هیجانه؛ احساسشو قایم نمیکنه و مدام با توجه و ابتکار رابطه رو زنده نگه میداره. در زندگی روزمره هم مدام دنبال تجربهی تازهست و از موقعیتهای ساده ایدههای زیادی میسازه. اما مشکل اصلیش اینه که روی کارهای روتین، جزئیات و کارهای طولانی تمرکز نداره. پروژهها رو عالی شروع میکنه ولی وسط راه ول میکنه. به نظم پایدار پایبند نیست و مدیریت زمانش ضعیفه. در رابطه هم تحمل یکنواختی نداره و وقتی همهچیز تکراری بشه خودش کلافه میشه. برای اینکه بهترین عملکردش رو داشته باشه، همیشه باید کسی کنارش باشه که کارها رو سازمان بده، جزئیات رو پیگیری کنه و مسیر مشخصی رو دنبال کنه. اینطوری میتونه انرژی و خلاقیتش رو روی چیزهایی بذاره که واقعاً توشون قویه، بدون اینکه نتیجه نهایی قربانی بیحوصلگی یا بینظمی بشه.
› #Aphrodite
› #Fact #MBTI
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت دوم: آفرودیت
۲. وقتی زیادی مهربونه و به خودش شک میکنه
آفرودیت ذاتاً آدمیه که بلده چطور توجه کنه و به دل آدم بشینه. ولی گاهی اونقدر درگیر عشق و علاقه دادن میشه که وسطش یه صدای کوچیک توی ذهنش بلند میشه: «داری زیاده روی میکنی؟ نکنه فکر کنه دنبال چیزی هستی؟»
و اینجوریه که بعضی وقتا رفتارش نصفه میمونه چون از اینکه اون صمیمیت یه برداشت اشتباه ایجاد کنه میترسه. چون نمیخواد به کسی بچسبه و نمیخواد تو رابطهها آسیبپذیر بهنظر بیاد برای همین بعضی محبتهاشو زود جمع میکنه حتی اگه دلش نخواد.
› #Aphrodite
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM