دیمیتر: عصای استخوان خردکن
•اول دلیل مشکل رو درک کنیم:
در این مشکل دیمیتر، بهطور مزمن و ناخودآگاه نیازهای روانی و عاطفی فردی خودش رو سرکوب میکنه تا مراقبتکنندهٔ دیگران باشه. این سرکوب نیازها، نه از روی فضیلت اخلاقی، بلکه ناشی از اضطراب و ترسِ بیارزش شدن بهدلیل فایده نرساندن به دیگران هست. هیچ نیازی ارضاءنشده نمیمونه، دیمیتر با وابسته کردن دیگران به خودش نیازهای سرکوبشدهٔ خودش رو ارضاء میکنه.
•این مشکل چه شکلی بروز میکنه؟
وقتی همیشه به دیگران خدمترسانی میکنه، حتی بدون اینکه کسی ازش خواسته باشه. وقتی از تنهایی لذت بردن احساس گناه میکنه و سعی میکنه کسی رو پیدا کنه تا لذایذ رو باهاش تقسیم کنه. وقتی با استقلال یافتن اطرافیان دچار بحران روانی میشه. وقتی سعی میکنه با ایجاد نیاز برای فرد مقابل، اون رو کنار خودش نگهداری کنه.
•ما چطوری میتونیم بهشون کمک کنیم؟
معمولاً خانواده و بهطور کلیتر محیط اطراف در کودکی به دیمیتر نقش مراقب والدین رو تحمیل میکنند. یا ضعف والدین در مراقبت از خواهر و برادران، اون رو مجبور میکنه تا بهجای اونها نقش پدر و مادر حمایتگر رو پر کنه. این پر کردن نقش معمولاً همراه با از خود گذشتن مکرر در طول زندگی همراهه.
•این افراد بهمرور به این باور میرسند که
محبت فقط زمانی دریافت میشه که برای دیگری فداکاری و خدمت کنند و زمانی که دیگران نیازی به اونها نداشته باشند، مورد محبت قرار نخواهند گرفت. در کنار این، اونها نیازها و امیال شخصی خودشون رو سرکوب میکنند و اگر اونها رو تجربه کنند توأم با احساس گناه خواهد بود.
•در نتیجهٔ این چرخهٔ سرکوب خود و احتیاج به وجود آسیبپذیران،
دیمیترها میل به نیازهای فردی رو از دست میدهند و در عوض، میل به وابسته کردن دیگران به خودشون و ارضاء کردن نیازهای اونها پیدا میکنند. دیمیترها بهنوعی فراموش میکنند از ابتدا چرا نیازهای دیگران رو تأمین میکردند و فقط این رو تثبیتشده به یاد میآورند که نمیخواهند وابستگی دیگران به خودشون رو از دست بدهند.
•شدت این نیاز ممکن هست تا حدی پیش بره که
دیمیتر از آسیب دیدن و رنجیدن اطرافیان خودش خرسند میشه، چون اینطوری اونها بهش نیاز پیدا میکنند. بسیاری از مادرانی که فرزندان خود رو ضعیف بار میآورند یا عمداً مانع استقلالیابی اونها میشوند ناخودآگاه از همین راهبرد پیروی میکنند. اونها از بینیازی دیگران به وابستگی هراس دارند.
•دیمیتر باید هویت داشتن بدون وجود عزیزان رو قبول کنه.
این مقداری بیرحمانهست، ولی پذیرفتن این واقعیت امری الزامیست. هر وقت شک این واقعیت در دل دیمیتر افتاد، میتونه درگیر مسألهٔ بعدی بشه: آیا واقعاً به دیگران اهمیت میده یا صرفاً میخواد اونها رو کنار خودش نگه داره؟ اون باید قبول کنه که اگر صلاح دیگران رو میخواد، اتفاقاً باید به اونها مجال استقلال و تنها موندن بده.
•وگرنه این افراد بعدها دچار سختی و تنگنا میشوند
و چون هیچوقت استقلال در اون زمینه رو تجربه نکردند، ضربهٔ بدتری میخورند. دیمیتر باید همچنین نه گفتن رو یاد بگیره، چون ممکن هست علارغم تلاش خودش، شخص اونقدر بهش وابسته شده باشه که نخواد استقلال رو تجربه کنه. (البته اگر نیت سوءاستفاده از خوشقلبی دیمیتر نداشته باشه.)
› #Demeter
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: تنهایی در روابط
دیونوسوس خیلی خوب بلده دل بقیه رو به دست بیاره و حضورش پررنگه و راحت ارتباط میگیره.
اما چیزی که انکار میکنه اینه که بعد از هر ارتباط و زمانی که با بقیه میگذرونه یهجور تنهایی خاص دنبالش میاد.
انگار یهجایی توی وجودش همیشه جدا و تنهاست و اینو نمیخواد ببینه چون دلش نمیخواد باور کنه که این همه صمیمیت، باز هم نتونسته اون فاصله رو پُر کنه.
› #Dionysus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آسمان بهترین مظهر زئوس هست. همونطور که تمامی پادشاهان روی تخت سلطنتی بلندتر و باشکوهتر از دیگران مینشستن، پهنای آسمان و ارتفاع اون حس برتر بودن و خودبزرگبینی رو خلق میکنه.
همچنین آسمان مثل زئوس دستنیافتنی و دور از دسترس هست. همین بلندای آسمان نتیجهٔ دور از دسترس بودن زئوس رو هم نشون میده: در بلندای آسمان، فقط آسمان همیشه میمونه، یعنی آسمان هم مثل زئوس در نهایت تنهاست.
آسمان برقآسا هم هست. رعد و برق آسمان نمادِ تصمیمات ناگهانی و گاهی تنبیهکنندهٔ زئوس هستن که هم نظم میارن هم دیگران رو ویران میکنن. آسمان همینطور باران میفرسته، مثل جنبهٔ حمایتگر زئوس.
› #Zeus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: احساس طردشدن از جمع
هفائستوس معمولاً توی حاشیه میمونه، نه چون نمیخواد، بلکه چون جاشو پیدا نکرده.
جمعهای پرزرقوبرق، آدمهای اجتماعی و خوشزبون همه براش غریبن. چیزی که انکار میکنه اینه که این فاصله فقط انتخاب خودش نیست و یهجور احساس منفیه و درواقع واکنش به اینه که از همون اول، یهجوری کنار گذاشته شده، دیده نشده یا باهاش گرم نگرفتن.
ولی چون نمیخواد اینو به خودش بگه، سعی کرده با سکوت و بی تفاوتی و مشغول کردن خودش، جای اون صمیمیت رو پُر کنه.
› #Hephaestus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
•دیمیتر INFJ
کسی که دیمیتر و INFJ رو با هم داره، آدمیه که به آدمهای دور و برش خیلی اهمیت میده و همیشه حواسش هست کسی بیپناه نمونه. وقتی مشکلی برای یکی پیش بیاد، قبل از اینکه ازش کمک بخواد جلو میره و کاری میکنه حالش بهتر بشه. توی کار معمولاً مسئولیتپذیره و ترجیح میده کارهایی انجام بده که تاثیر واقعی روی آدمها داشته باشن. در جمع بیشتر نگران اینه که همه حالشون خوب باشه تا اینکه خودش مرکز توجه باشه. رابطههای نزدیک براش خیلی مهمن و اگر کسی که دوستش داره اذیت بشه، شدیداً واکنش نشون میده. توی رابطهی عاطفی دنبال امنیت و توجه دوطرفهست و سعی میکنه فضای رابطه گرم و امن بمونه. نقطه ضعفش اینه که گاهی اونقدر درگیر مراقبت از بقیه میشه که خودش فراموش میشه یا وقتی کسی قدردان توجهش نیست، عمیقاً دلخور میشه. بهترین حالتش وقتی دیده میشه که اطرافش آدمهایی باشن که هم حمایتش کنن، هم یادآوری کنن خودش هم نیاز و حق شخصی داره.
› #Demeter
› #Fact #MBTI
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دیمیتر تو رابطه جنسی دنبال اینه که فضا براش امن و راحت باشه. براش مهمه که حس نزدیکی و آرامش داشته باشه، نه اینکه فقط وارد یه تجربه فیزیکی بشه. وقتی حس کنه که طرفش واقعاً باهاشه و همهچیز رو برای خودش نمیخواد، آروم میگیره و میتونه خودش رو رها کنه.
شروع رابطه با دیمیتر معمولاً آرومه. عجله نداره و از اینکه همهچیز با لمس و صمیمیت پیش بره لذت میبره. معمولاً منتظر میمونه تا پارتنرش قدم اول رو برداره ولی اگه فضا مناسب باشه خودش هم پیشقدم میشه و خیلی طبیعی رفتار میکنه. دیمیتر معمولا اهل اغواگری یا جلب توجه نیست و سعی نمیکنه خودشو جذابتر یا خاصتر از چیزی که هست نشون بده.
وقتی دیمیتر حس کنه که خواستههاش شنیده میشن خیلی همکاری میکنه ولی اگه حس کنه که فقط داره “تحمل” میشه یا خواستههاش نادیده گرفته شده، ممکنه بهکل فاصله بگیره یا صرفا تحمل کنه.
اون با بدن خودش خیلی سختگیر نیست و بیشتر به حس بین خودش و طرف مقابل اهمیت میده تا به ظاهر یا تکنیک خاصی. از رابطهای خوشش میاد که بدون عجله، با احترام و با همراهی دوطرفه جلو بره.
بعد از رابطه هم خیلی براش مهمه که صمیمیت قطع نشه. اون نیاز داره یکی کنارش بمونه و حتی با چند جملهی ساده یا فقط گرفتن دستش بهش نشون بده که همچنان بهش اهمیت میده. اگه اون لحظه بی توجهی ببینه ممکنه تا مدتها تو ذهنش بمونه و باعث بشه دوباره به سختی اعتماد کنه.
› #Demeter
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرکیتایپ | Archetype
پارت اول
پارت دوم: مرزبندی سالم وجود نداره
پوزیدون وقتی عاشق میشه، مرز بین خودش و طرف مقابل رو خیلی زود از بین میبره. یعنی حس میکنه باید تو همهچی شریک باشن: فکر، احساس، تصمیم، دردها و حتی خاطرات. چون خودش مرز روانی نداره، نزدیکی براش با ادغام اشتباه گرفته میشه و این باعث میشه وقتی طرف مقابل نیاز به تنهایی، استقلال یا فاصله داره، پوزیدون دچار بحران بشه چون فکر میکنه فاصله یعنی طرد شدن و کمتر دوست داشته شدن، یعنی «دیگه برات مهم نیستم».
برای همین، بهجای اینکه همراهی کنه، ممکنه حالت چسبنده، کنترلگر یا عاطفی-منفعل بگیره. چون نمیتونه مرز بزاره، و رابطهای که مرز نداشته باشه دیر یا زود یکی از طرفین رو خفه میکنه.
› #Poseidon
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت چهارم: تنهایی در اوج
آتنا معمولاً جایگاه بالا یا مسئولیت های زیادی داره اما چیزی که کمتر میگه اینه که این موقعیتها چقدر بهش احساس تنهایی میدن. وقتی همه ازش انتظار دارن قوی، منطقی، کاربلد و بینقص باشه دیگه جایی برای نشوندادن ضعف نمیمونه و چون نمیخواد کسی ببینه که خودش هم گاهی خستهست یا نیاز داره یکی کمکش کنه، بیشتر توی این تنهایی فرو میره.
ظاهر آتنا قویه ولی درونش گاهی دلش میخواد یکی بیاد که بدون ترس از قضاوت بغلش کنه و بگه: «لازم نیست همیشه قوی باشی.»
› #Athena
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
•دیونوسوس ENFP
کسی که دیونوسوس و ENFP رو با هم داره پرانرژی و بیقرار به نظر میرسه. وقتی وارد جمع میشه، فضا رو عوض میکنه و آدمها رو به هیجان میاره. بیشتر دنبال تجربههای تازه و آدمهای جالبه و از تکرار زود خسته میشه. توی کار ایدههاشو با هیجان مطرح میکنه و دوست داره فضای کاری شاد و خلاق باشه، اما اگر پروژه طولانی و خشک بشه، تمرکزش کم میشه و سراغ چیزهای تازه میره. روابط اجتماعی براش مهمه و معمولاً شبکه بزرگی از دوستها داره، ولی همیشه چند نفر نزدیکترن که بیشتر باهاشون وقت میگذرونه. توی رابطهی عاطفی پرشور و پر از حرکت عمل میکنه؛ برای شریکش اتفاقهای تازه درست میکنه و رابطه رو زنده نگه میداره. مشکلش اینه که وقتی همهچیز آروم بشه، خودش کلافه میشه و دنبال هیجان جدید میگرده. برای همین بهتره کنارش کسی باشه که هم توی هیجان ها و تجربه های جدید همراهیش کنه و هم کمک کنه روی هدفهای بلندمدت متمرکز بمونه و وسط راه رها نکنه.
› #Dionysus
› #Fact #MBTI
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
“پوزیدون”
پوزیدون شخصیتی پر نوسان، رفتارهای عموما هیجانی تحت تاثیر احساساتش، تمایل برای رقابت و رفتار خودمحوری داره که اون رو مستقیم میرسونه به گروه اسلیترین، هرچند موجب شک و شبه هایی هم میشه که شاید بخاطر جسارتش در بیان خواسته هاش بتونه گریفیندوری خوبی باشه اما اینها فقط شک و شبه باقی میمونن و بهترین گروه برای پوزیدون در آخر اسلیترینه. برای پوزیدون غیر قابل اجتنابه که تبدیل به یکی از دانش اموزهای پرقشقرق و منفور برای گروه رقیبش “گریفیندور” نشه و ساده بگیم، جا پای دراکو مالفوی نذاره.
› #Poseidon
› #Vibe
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM