▪️اکوسوسیالیسم چیست؟
✔️ نقطه عزیمت اکوسوسیالیستها این پیشفرض است که فروپاشی محیط زیست و نابرابری اجتماعی از یک منبع مشترک ناشی میشوند: دنیایی که در آن سود هدف غایی است. ما اعتقاد داریم رهایی انسان از سرمایهداری و ارباباناش با رهایی زمین و زیستکره از سرطان سرمایه داری در یک راستا پیش میرود.
✔️ اکوسوسیالیسم دو شیوهی مکمل اندیشیدن به انسان و محیط زیست او را با هم ترکیب میکند. پیشوند «اکو» از دانش اکولوژی (بومشناسی) و تاکید آن بر کنش متقابل و پیچیده و پویا میان اجزای زنده و غیر زنده درون یک اکوسیستم، گرفته شده است.
✔️ اما اکولوژی فاقد یک تحلیل اجتماعی است. اکولوژی هیچ راهی برای فهم اینکه نیروهای سیاسی و اقتصادی چگونه موجب رفتار انسانی میشوند و تغییرات اجتماعی چگونه رخ میدهد ندارد. اکوسوسیالیسم بینش اکولوژی را گرفته و آن را با سنت غنی فکر و عمل سوسیالیستی، مشخصاً مارکسیسم، ترکیب میکند.
@Azegaar
✔️ مارکسیسم نشان میدهد بحران اکولوژیکی ریشه در سیستم سیاسی و اقتصادی ویرانگر سرمایهداری دارد و راهی پیش مینهد برای درک نحوۀ کار این سیستم و نورتابانی بر سیستمی فراسوی سرمایهداری که در آن فرآیند تولید بر اساس نیازهای انسانی پیش میرود.
✔️ در همین حال بحرانهای زیستمحیطی به یادمان میآورد که مبارزه با سرمایهداری یا حتی نابودی آن به تنهایی کافی نیست. همچنین ممکن است با رجوع به تجربهی «سوسیالیسم واقعاً موجود» بپذیریم آنها هم در مباحث مربوط به اکولوژی، به جزء چند استثنای کوچک، شکست سختی خوردند. از این رو اکوسوسیالیستها برای آن شکل جدیدی از سوسیالیسم مبارزه میکنند که جایگاه نوع بشر را در ارتباط با تمامی گسترهی زیستکره درنظر میآورد.
🖋 ترجمهٔ محمدرضا جعفری
@Azegaar
#اکوسوسیالیسم
#ترجمه
🖇 متن کامل در سایت میدان 👇🏼
http://medn.me/qn9uba
✔️ نقطه عزیمت اکوسوسیالیستها این پیشفرض است که فروپاشی محیط زیست و نابرابری اجتماعی از یک منبع مشترک ناشی میشوند: دنیایی که در آن سود هدف غایی است. ما اعتقاد داریم رهایی انسان از سرمایهداری و ارباباناش با رهایی زمین و زیستکره از سرطان سرمایه داری در یک راستا پیش میرود.
✔️ اکوسوسیالیسم دو شیوهی مکمل اندیشیدن به انسان و محیط زیست او را با هم ترکیب میکند. پیشوند «اکو» از دانش اکولوژی (بومشناسی) و تاکید آن بر کنش متقابل و پیچیده و پویا میان اجزای زنده و غیر زنده درون یک اکوسیستم، گرفته شده است.
✔️ اما اکولوژی فاقد یک تحلیل اجتماعی است. اکولوژی هیچ راهی برای فهم اینکه نیروهای سیاسی و اقتصادی چگونه موجب رفتار انسانی میشوند و تغییرات اجتماعی چگونه رخ میدهد ندارد. اکوسوسیالیسم بینش اکولوژی را گرفته و آن را با سنت غنی فکر و عمل سوسیالیستی، مشخصاً مارکسیسم، ترکیب میکند.
@Azegaar
✔️ مارکسیسم نشان میدهد بحران اکولوژیکی ریشه در سیستم سیاسی و اقتصادی ویرانگر سرمایهداری دارد و راهی پیش مینهد برای درک نحوۀ کار این سیستم و نورتابانی بر سیستمی فراسوی سرمایهداری که در آن فرآیند تولید بر اساس نیازهای انسانی پیش میرود.
✔️ در همین حال بحرانهای زیستمحیطی به یادمان میآورد که مبارزه با سرمایهداری یا حتی نابودی آن به تنهایی کافی نیست. همچنین ممکن است با رجوع به تجربهی «سوسیالیسم واقعاً موجود» بپذیریم آنها هم در مباحث مربوط به اکولوژی، به جزء چند استثنای کوچک، شکست سختی خوردند. از این رو اکوسوسیالیستها برای آن شکل جدیدی از سوسیالیسم مبارزه میکنند که جایگاه نوع بشر را در ارتباط با تمامی گسترهی زیستکره درنظر میآورد.
🖋 ترجمهٔ محمدرضا جعفری
@Azegaar
#اکوسوسیالیسم
#ترجمه
🖇 متن کامل در سایت میدان 👇🏼
http://medn.me/qn9uba
میدان
اکوسوسیالیسم چیست؟
اکوسوسیالیسم دو شیوهی مکمل اندیشیدن به انسان و محیط زیست او را با هم ترکیب میکند. پیشوند «اکو» از دانش اکولوژی (بومشناسی) و تاکید آن بر کنش متقابل و پیچیده و پویا میان اجزای زنده و غیر زنده درون یک اکوسیستم، گرفته شده است. به طور مشخص اکولوژیستها (بومشناسان)…
▪️به مناسبت ۱۷ ژوئن روز جهانی مقابله با بیابانزایی
◼️روز جهانی مقابله با «روندهای» منجر به بیابانزایی
🖊 محمدرضا جعفری
✔️ همهی آنچه در اینباره گفته شده یا از جنبهی زیستمحیطی و «کارشناسی/تخصصی» ِ ماجراست یا نوکِ اتهام را به سمت تغییراتِ اقلیمی و دخالتهای انسانی نشانه رفته است. اما مسالهی مغفول، چراییِ این دخالتها یا ریشههایِ رخدادِ مولفههای کارشناسی/تخصصی در سیرِ منتهی به زایش ِ بیابانهای تازه است. بیان کارشناسی، در اغلب موضوعاتِ محیط زیستی، الکن و نابسنده است و از فراروی از نمودها و تظاهرها به ریشهها و انگیزهای فردی/ساختاریِ تحکیم روندهای مخرب بازمیماند. تخریب محیطزیست به طور عام و بیابانزایی به وجه خاص، مساله و چالشی عمومی/جهانی است پس ناگزیر بر بستری از عوامل مشترکِ زمینهساز شکل گرفته است.
@Azegaar
✔️ طبیعت به عنوان یکی از دو منشاء تولید ثروت در کنار کار در چرخۀ بازتولید اجتماعی قرار میگیرد و در فرآیند خلق ارزش و تصاحب ارزش اضافه، تعقیب ِ سود به اسم رمز و کلیدِ رابطه با طبیعت بدل میشود. دیگر انسان و طبیعت نه در رابطهای ذاتاً پایدار که طبیعت تحت سلطۀ عقلانیتِ ابزاریِ انسان و توان فنسالارانهاش قرار میگیرد تا جریان ایجاد ارزش را در هر دو بُعدِ مصرفی و مبادلهای تسهیل کند. از این رو بشر در شرایط تولید سرمایهدارانه، از طبیعت برمیگذرد تا به گفتهی انگلس در شکلی دلالوار آن را به خدمت مطامع خود درآورد. رابطهی محلی و ارگانیک انسان با طبیعت میگسلد و مناسبات پولی و بهرهکشانه بیتوجه به ماهیتِ ناپایدارِ طبیعت و حقوقِ آیندگان جایگزینِ آن میشود.
✔️ در سوی دیگر و به ویژه در جوامع پیرامونی تاکید دولتهای بورژوای ملی بر رشد و درنظر گرفتن ِ پیشرفت به مثابه ساختوساز، طبیعت را هم به عنوان عرصهی توسعه و هم به عنوان تامینکنندۀ مواد خام این پیشرفت در مواجهه با فرآیندهایی قرار میدهد که قصد دارد در اسطورۀ پیشرفت و ترسِ روانی از عقبماندگی، توسعه یا آن درکِ جاهطلبانهی پیشرفتمدارِ فناورانه را محقق کند. جبران سیرِ این عقبماندگی، نیاز به منابعِ هرچه بیشتر برای انباشت، نیاز به سرمایهگذاریهای بیشتر، در جاهایی که امکان جبرانِ تاریخیِ عقبافتادگی صنعتی را ممکن میکرد، و نیاز به کاهش هزینهها را سبب شده است. اینگونه، طبیعت بر مدار منافعِ کوتاهمدت سرمایه و اهدافِ کوتهبینانهی دولتهای ملی در آستانهی بهرهبرداری یا استثماری قرار میگیرد بسیار بیشتر از ظرفیتِ بازتولیدی خود.
@Azegaar
✔️ در کشورهای پیرامونی، مثلاً ایران، زمینههای سرمایهداری و شکلِ خاصِ اقتصادِ سیاسیِ متاثر از پویشهای غیرشفافِ اقتصادی و نگرههای ایدئولوژیک و رانتهای سیاسی، هرچه بیشتر طبیعت را در معرض آسیبهای ناشی از بهرهبرداری ملوکانه و تغییرِ کاربریهای سودجویانه قرار میدهد. جنگلزدایی، زمینخواری، معدنکاوی، صنایعِ آببر و آلاینده، پروژههای کلان عمرانی و سازههای بزرگ، سدسازی، خودکفاییِ موادِ غذایی و کالاسازیِ عرصههای عمومی، شکلِ خاصِ تخریبِ زمین و بیابانزاییِ مصنوع میشود. بررسی اقتصادِ سیاسیِ بهرهبرداران و سودبران این پروژهها در قالبِ سهامداران، پیمانکاران، مشاوران و صاحبانِ صنایع از به همپیوستگی رانههای اقتصادی با سویههای سیاسی و آن نگرشهایِ مبتنی بر درکی آمرانه و عامیانه از توسعهی تقلیدی از غرب نشان خواهد داد.
@Azegaar
#یادداشت
#توسعه
#اکوسوسیالیسم
🖇 متن کامل در سایت معماری آنلاین 👇🏼
http://memari.online/33698/
◼️روز جهانی مقابله با «روندهای» منجر به بیابانزایی
🖊 محمدرضا جعفری
✔️ همهی آنچه در اینباره گفته شده یا از جنبهی زیستمحیطی و «کارشناسی/تخصصی» ِ ماجراست یا نوکِ اتهام را به سمت تغییراتِ اقلیمی و دخالتهای انسانی نشانه رفته است. اما مسالهی مغفول، چراییِ این دخالتها یا ریشههایِ رخدادِ مولفههای کارشناسی/تخصصی در سیرِ منتهی به زایش ِ بیابانهای تازه است. بیان کارشناسی، در اغلب موضوعاتِ محیط زیستی، الکن و نابسنده است و از فراروی از نمودها و تظاهرها به ریشهها و انگیزهای فردی/ساختاریِ تحکیم روندهای مخرب بازمیماند. تخریب محیطزیست به طور عام و بیابانزایی به وجه خاص، مساله و چالشی عمومی/جهانی است پس ناگزیر بر بستری از عوامل مشترکِ زمینهساز شکل گرفته است.
@Azegaar
✔️ طبیعت به عنوان یکی از دو منشاء تولید ثروت در کنار کار در چرخۀ بازتولید اجتماعی قرار میگیرد و در فرآیند خلق ارزش و تصاحب ارزش اضافه، تعقیب ِ سود به اسم رمز و کلیدِ رابطه با طبیعت بدل میشود. دیگر انسان و طبیعت نه در رابطهای ذاتاً پایدار که طبیعت تحت سلطۀ عقلانیتِ ابزاریِ انسان و توان فنسالارانهاش قرار میگیرد تا جریان ایجاد ارزش را در هر دو بُعدِ مصرفی و مبادلهای تسهیل کند. از این رو بشر در شرایط تولید سرمایهدارانه، از طبیعت برمیگذرد تا به گفتهی انگلس در شکلی دلالوار آن را به خدمت مطامع خود درآورد. رابطهی محلی و ارگانیک انسان با طبیعت میگسلد و مناسبات پولی و بهرهکشانه بیتوجه به ماهیتِ ناپایدارِ طبیعت و حقوقِ آیندگان جایگزینِ آن میشود.
✔️ در سوی دیگر و به ویژه در جوامع پیرامونی تاکید دولتهای بورژوای ملی بر رشد و درنظر گرفتن ِ پیشرفت به مثابه ساختوساز، طبیعت را هم به عنوان عرصهی توسعه و هم به عنوان تامینکنندۀ مواد خام این پیشرفت در مواجهه با فرآیندهایی قرار میدهد که قصد دارد در اسطورۀ پیشرفت و ترسِ روانی از عقبماندگی، توسعه یا آن درکِ جاهطلبانهی پیشرفتمدارِ فناورانه را محقق کند. جبران سیرِ این عقبماندگی، نیاز به منابعِ هرچه بیشتر برای انباشت، نیاز به سرمایهگذاریهای بیشتر، در جاهایی که امکان جبرانِ تاریخیِ عقبافتادگی صنعتی را ممکن میکرد، و نیاز به کاهش هزینهها را سبب شده است. اینگونه، طبیعت بر مدار منافعِ کوتاهمدت سرمایه و اهدافِ کوتهبینانهی دولتهای ملی در آستانهی بهرهبرداری یا استثماری قرار میگیرد بسیار بیشتر از ظرفیتِ بازتولیدی خود.
@Azegaar
✔️ در کشورهای پیرامونی، مثلاً ایران، زمینههای سرمایهداری و شکلِ خاصِ اقتصادِ سیاسیِ متاثر از پویشهای غیرشفافِ اقتصادی و نگرههای ایدئولوژیک و رانتهای سیاسی، هرچه بیشتر طبیعت را در معرض آسیبهای ناشی از بهرهبرداری ملوکانه و تغییرِ کاربریهای سودجویانه قرار میدهد. جنگلزدایی، زمینخواری، معدنکاوی، صنایعِ آببر و آلاینده، پروژههای کلان عمرانی و سازههای بزرگ، سدسازی، خودکفاییِ موادِ غذایی و کالاسازیِ عرصههای عمومی، شکلِ خاصِ تخریبِ زمین و بیابانزاییِ مصنوع میشود. بررسی اقتصادِ سیاسیِ بهرهبرداران و سودبران این پروژهها در قالبِ سهامداران، پیمانکاران، مشاوران و صاحبانِ صنایع از به همپیوستگی رانههای اقتصادی با سویههای سیاسی و آن نگرشهایِ مبتنی بر درکی آمرانه و عامیانه از توسعهی تقلیدی از غرب نشان خواهد داد.
@Azegaar
#یادداشت
#توسعه
#اکوسوسیالیسم
🖇 متن کامل در سایت معماری آنلاین 👇🏼
http://memari.online/33698/
معماری آنلاین
روز جهانی مقابله با «روندهای» منجر به بیابانزایی - معماری آنلاین
بیان کارشناسی، در اغلب موضوعاتِ محیط زیستی، الکن و نابسنده است و از فراروی از نمودها و تظاهرها به ریشهها و انگیزهای فردی/ساختاریِ تحکیم روندهای مخرب بازمیماند. تخریب محیطزیست به طور عام و بیابانزایی به وجه خاص، مساله و چالشی عمومی/جهانی است پس ناگزیر…
🔍 آنچه اینروزها در آبادان و خرمشهر میگذرد نه جدید است و نه عجیب. روند مدیریت آبی که سالهاست هشدارها را متوجه خود کرده، روزی عواقب خانمانسوز خود را نشان خواهد داد که برخی از پیامدهای آن را میبینیم. بحران آب تنها مختص این دوشهر نیست و به تدریج بدون بازاندیشی در مولفههای سازندهٔ حکمرانی فعلی آب و توسعه، همهٔ مناطق را درگیر خواهد کرد.
این یادداشت قدیمی کمی به ریشههای وضعیت موجود این مناطق پرداخته است.
◼️ سال بد، سال خاك
▪️تجربهٔ جنوب غرب ايران
🖊 محمدرضا جعفری
✔️ چشم اندازي از نخل هاي بي سر، تيره وتار در قاب عکسي سياه وسفيد، جايي در جنوب جهان، آبادان؛ ميان دو رود حماسهساز - اروند و بهمنشير- بياني از جنگ و جنگ زدگي و پايان يک برهه خانمانسوز از تاريخ. عکسهاي ناصر تقوايي از اين نخلها هم زمان هم سبزاسبزِ نخل و نور و جشن آب را به يادمان ميآورد و در همان حين يک ويراني، يک بي سرانجامي ِ تلخ را در گزارشي عکاسانه بازمي نمايد؛ نخل هايي که حالا، در غياب يک کنش اصيل در بازسازي و بازيابي روزگار برافراشتگي، کليشه وار، نماد ايستادگي در عينِ زخم خوردن شدهاند و پايداري مرام و منطقه و مردمان. اما در روندي تصنعي، در دستکاري ناساز طبيعت، اين نخلها از جنگ هشت ساله بازماندهاند تا به جنگي ديگر بروند: جنگ آب و نبرد با ريزگردها.
#یادداشت
#خوزستان
#آبادان
#بحران_آب
#ریزگرد
@Azegaar
🖇متن کامل در Instant View 👇🏼
yon.ir/dv2XB
این یادداشت قدیمی کمی به ریشههای وضعیت موجود این مناطق پرداخته است.
◼️ سال بد، سال خاك
▪️تجربهٔ جنوب غرب ايران
🖊 محمدرضا جعفری
✔️ چشم اندازي از نخل هاي بي سر، تيره وتار در قاب عکسي سياه وسفيد، جايي در جنوب جهان، آبادان؛ ميان دو رود حماسهساز - اروند و بهمنشير- بياني از جنگ و جنگ زدگي و پايان يک برهه خانمانسوز از تاريخ. عکسهاي ناصر تقوايي از اين نخلها هم زمان هم سبزاسبزِ نخل و نور و جشن آب را به يادمان ميآورد و در همان حين يک ويراني، يک بي سرانجامي ِ تلخ را در گزارشي عکاسانه بازمي نمايد؛ نخل هايي که حالا، در غياب يک کنش اصيل در بازسازي و بازيابي روزگار برافراشتگي، کليشه وار، نماد ايستادگي در عينِ زخم خوردن شدهاند و پايداري مرام و منطقه و مردمان. اما در روندي تصنعي، در دستکاري ناساز طبيعت، اين نخلها از جنگ هشت ساله بازماندهاند تا به جنگي ديگر بروند: جنگ آب و نبرد با ريزگردها.
#یادداشت
#خوزستان
#آبادان
#بحران_آب
#ریزگرد
@Azegaar
🖇متن کامل در Instant View 👇🏼
yon.ir/dv2XB
Telegraph
سال بد، سال خاك: تجربهای از جنوبغرب ایران
چشم اندازي از نخل هاي بي سر، تيره وتار در قاب عکسي سياه وسفيد، جايي در جنوب جهان، آبادان؛ ميان دو رود حماسه ساز - اروند و بهمنشير- بياني از جنگ و جنگ زدگي و پايان يک برهه خانمان سوز از تاريخ. عکس هاي ناصر تقوايي از اين نخل ها هم زمان هم سبزاسبزِ نخل و نور…
Forwarded from اتچ بات
📎 نگهبان آب ها
▪️ شعری از کوروش کرمپور برای کشتگان شورش آب آبادان در سال 1379👇🏼
✔️ تیر ماه سال ۷۹، آب شهر آبادان به شدت شور شده بود و تصور کنید با گرمای تیر ماه خوزستان، مردم دچار چه وضعی شده بودند. علت آن، کاهش بارندگی و پایین آمدن سطح آب رودخانهها و پیشروی آب دریا به سمت رودخانهها بود. مردم به مدت سه روز متوالی آبی برای مصرف نداشتند و آب لوله کشی شهری، کاملاً شور شده بود. EC آب شهر به ۹۰هزار رسیده بود. EC آب تهران حدود ۶۰۰ و در قم حداکثر ۷هزار است. حساب کنید که وضع آب مردم چگونه بود. آب رسماً، آب دریا بود و همین امر سبب شورش ناگهانی مردم شد. ظرف مدت ۵ ساعت یعنی از ۷ صبح تا ۱۲ ظهر، به اندازه کل سال ۵۷ در آبادان شیشه شکسته شد. جالب اینکه مسوولان اصلاً از اوضاع خبر نداشتند. به وزارت کشور رفتیم و گفتیم شهر دستخوش بحران و آشوب شده، اما در جوابمان گفتند که موضوع جدی نیست چون اگر بود حتماً به ما تلکس محرمانه میرسید. من و مرحوم رشیدیان اصرار داشتیم که تا حل مشکل، از وزارت کشور خارج نمیشویم. حدود ساعت ۱۲ یا یک ظهر، تازه خبر به وزارت کشور رسید. نیرو به شهر اعزام شد و در همین درگیریها ۳ نفر کشته شدند و حدود ۲۰۰-۳۰۰ نفر هم دستگیر شدند که اکثریت قریب به اتفاق دستگیرشدگان، زیر ۱۸ سال بودند. (احمد میدری نماینده سابق آبادان)
@Azegaar
@Abadanname
▪️ شعری از کوروش کرمپور برای کشتگان شورش آب آبادان در سال 1379👇🏼
✔️ تیر ماه سال ۷۹، آب شهر آبادان به شدت شور شده بود و تصور کنید با گرمای تیر ماه خوزستان، مردم دچار چه وضعی شده بودند. علت آن، کاهش بارندگی و پایین آمدن سطح آب رودخانهها و پیشروی آب دریا به سمت رودخانهها بود. مردم به مدت سه روز متوالی آبی برای مصرف نداشتند و آب لوله کشی شهری، کاملاً شور شده بود. EC آب شهر به ۹۰هزار رسیده بود. EC آب تهران حدود ۶۰۰ و در قم حداکثر ۷هزار است. حساب کنید که وضع آب مردم چگونه بود. آب رسماً، آب دریا بود و همین امر سبب شورش ناگهانی مردم شد. ظرف مدت ۵ ساعت یعنی از ۷ صبح تا ۱۲ ظهر، به اندازه کل سال ۵۷ در آبادان شیشه شکسته شد. جالب اینکه مسوولان اصلاً از اوضاع خبر نداشتند. به وزارت کشور رفتیم و گفتیم شهر دستخوش بحران و آشوب شده، اما در جوابمان گفتند که موضوع جدی نیست چون اگر بود حتماً به ما تلکس محرمانه میرسید. من و مرحوم رشیدیان اصرار داشتیم که تا حل مشکل، از وزارت کشور خارج نمیشویم. حدود ساعت ۱۲ یا یک ظهر، تازه خبر به وزارت کشور رسید. نیرو به شهر اعزام شد و در همین درگیریها ۳ نفر کشته شدند و حدود ۲۰۰-۳۰۰ نفر هم دستگیر شدند که اکثریت قریب به اتفاق دستگیرشدگان، زیر ۱۸ سال بودند. (احمد میدری نماینده سابق آبادان)
@Azegaar
@Abadanname
Telegram
attach 📎
Forwarded from آبادان نامه
🔴 یادداشت مدیرمسوول مجله آبادان نامه در روزنامه ایران، 11 تیر 1397، ص 24
🔸هنوز ملی نشده ایم
✍️ حسین میرزایی
با نهضت مشروطیت گمان میبردیم که سیاست را ملی میکنیم، با نهضت ملیشدن نفت فکر میکردیم که اقتصاد را ملی میکنیم و با انقلاب میاندیشیدیم که حاکمیت را ملی میکنیم؛ غافل از آنکه در این صد و اندی سال تاریخ معاصر مرکزگرایی را حاکم کردیم ونه ملیشدن سیاست، اقتصاد و ... را.
🔺در ایران، درد یکی و دوتا نیست اما راست آنست که از جملهی مهم ترین این دردها، درد نابرابریهای منطقهای، به مثابه شکلی زننده از تبعیض و نابرابری ساختاری است. در ایران همهی راه ها به تهران ختم میشود و در استانها به مرکز استان. هرجا که قدرتی نشسته است و توان کنترل دیگران را دارد امکانات و مواهب را به خود و پیرامون خود اختصاص میدهد و از حاشیه های دورتر دریغ میدارد. شهرستانها در حاشیه و گور و گماند مگر آنکه بواسطهی اعتراضی اغلب خشونتآمیز توجه مراکز قدرت، تصمیم گیری و خبررسانی را به خود جلب کنند. خشونت راهی است که مرکزگرایی پیش روی جوامع پیرامونی مینهد.
🔺مرکزگرایی حتی فضای رسانهای ما را هم در اسیر خود کرده است. نظام رسانهای ما هم از گذشته تا به حال به شدت مرکزگرا بوده و نه تنها رسانههای بزرگ به لحاظ سازمانی همیشه در مرکز کشور تمرکز داشتهاند بلکه محتوایشان هم به شدت مرکزگرا بوده است. مسایل شهرستان ها غالبا از تیترهای اصلی رسانهها و از صفحات اول نشریات غایب است. نه تنها صدا و سیما بلکه خبرگزاریها و روزنامههای بزرگ ما هم ملی نیستند. صدا، تصویر و مسایل اصلی شهرستانها در آنها غایب است. غافلیم از اینکه مرکزگرایی رسانه ای چه به روز شهرستانها آورده است. مشکلات و معضلات شهرستانها سالهاست که حل و فصل نشده و روی هم تل انبار مانده است و سیل مهاجرتها و نارضایتیهای اجتماعی را در پی داشته است.
🔺کمتوجهی رسانههای سراسری به شهرستان ها میتواند یکی از عوامل تضعیف همبستگی ملی بهخصوص در مناطق مرزی و قومیتی هم باشد زیرا وقتی این مردم مسایل و دغدغههای خود را در رسانههای کشور نمیبینند لاجرم تعلق خاطرشان به ملت کمتر میشود و چشم به آنسوی مرز میدوزند.
🔺و اما درباره خوزستان، خرمشهر و آبادان. روزگاری که نفت ملی شد برخی صاحبنظران و دلسوزان آن دوره گفتند و نوشتند که بگذارید مراکز مدیریت نفت، همچون قبل در سرزمین نفت ایران، در خوزستان بماند. گفتند که مدیریت صنایع و ظرفیتهای ملی خوزستان باید در سطح ملی باشد؛ اما این صداها شنیده نشد.
🔺اغلب منابع اقتصادی خوزستان از نفت و گاز و پتروشیمی و فولاد و نیشکر و بنادر و گمرکات ملیاند و بخش عظیمی از اقتصاد کشور را تأمین می کنند؛ اما مدیریتهای این استان در سطح پایین، ناکارآمد و محافظهکارند. اگر منابع اقتصادی خوزستان ملی است، مدیریت این استان هم باید به لحاظ کیفی در سطح ملی باشد. بحران آب خوزستان، کمی و شوری آن، یک مشکل محلی و منطقه ای نیست؛ سربار مشکلات ملی است که در خوزستان به نقطه اشباع میرسد.
🔺نگاهمان را به خوزستان و دیگر شهرهای کشور ملی کنیم، خبررسانی مشکلات آنها را ملی کنیم و در نهایت برابری شهروندی را ملی کنیم.
@abadanname
🔸هنوز ملی نشده ایم
✍️ حسین میرزایی
با نهضت مشروطیت گمان میبردیم که سیاست را ملی میکنیم، با نهضت ملیشدن نفت فکر میکردیم که اقتصاد را ملی میکنیم و با انقلاب میاندیشیدیم که حاکمیت را ملی میکنیم؛ غافل از آنکه در این صد و اندی سال تاریخ معاصر مرکزگرایی را حاکم کردیم ونه ملیشدن سیاست، اقتصاد و ... را.
🔺در ایران، درد یکی و دوتا نیست اما راست آنست که از جملهی مهم ترین این دردها، درد نابرابریهای منطقهای، به مثابه شکلی زننده از تبعیض و نابرابری ساختاری است. در ایران همهی راه ها به تهران ختم میشود و در استانها به مرکز استان. هرجا که قدرتی نشسته است و توان کنترل دیگران را دارد امکانات و مواهب را به خود و پیرامون خود اختصاص میدهد و از حاشیه های دورتر دریغ میدارد. شهرستانها در حاشیه و گور و گماند مگر آنکه بواسطهی اعتراضی اغلب خشونتآمیز توجه مراکز قدرت، تصمیم گیری و خبررسانی را به خود جلب کنند. خشونت راهی است که مرکزگرایی پیش روی جوامع پیرامونی مینهد.
🔺مرکزگرایی حتی فضای رسانهای ما را هم در اسیر خود کرده است. نظام رسانهای ما هم از گذشته تا به حال به شدت مرکزگرا بوده و نه تنها رسانههای بزرگ به لحاظ سازمانی همیشه در مرکز کشور تمرکز داشتهاند بلکه محتوایشان هم به شدت مرکزگرا بوده است. مسایل شهرستان ها غالبا از تیترهای اصلی رسانهها و از صفحات اول نشریات غایب است. نه تنها صدا و سیما بلکه خبرگزاریها و روزنامههای بزرگ ما هم ملی نیستند. صدا، تصویر و مسایل اصلی شهرستانها در آنها غایب است. غافلیم از اینکه مرکزگرایی رسانه ای چه به روز شهرستانها آورده است. مشکلات و معضلات شهرستانها سالهاست که حل و فصل نشده و روی هم تل انبار مانده است و سیل مهاجرتها و نارضایتیهای اجتماعی را در پی داشته است.
🔺کمتوجهی رسانههای سراسری به شهرستان ها میتواند یکی از عوامل تضعیف همبستگی ملی بهخصوص در مناطق مرزی و قومیتی هم باشد زیرا وقتی این مردم مسایل و دغدغههای خود را در رسانههای کشور نمیبینند لاجرم تعلق خاطرشان به ملت کمتر میشود و چشم به آنسوی مرز میدوزند.
🔺و اما درباره خوزستان، خرمشهر و آبادان. روزگاری که نفت ملی شد برخی صاحبنظران و دلسوزان آن دوره گفتند و نوشتند که بگذارید مراکز مدیریت نفت، همچون قبل در سرزمین نفت ایران، در خوزستان بماند. گفتند که مدیریت صنایع و ظرفیتهای ملی خوزستان باید در سطح ملی باشد؛ اما این صداها شنیده نشد.
🔺اغلب منابع اقتصادی خوزستان از نفت و گاز و پتروشیمی و فولاد و نیشکر و بنادر و گمرکات ملیاند و بخش عظیمی از اقتصاد کشور را تأمین می کنند؛ اما مدیریتهای این استان در سطح پایین، ناکارآمد و محافظهکارند. اگر منابع اقتصادی خوزستان ملی است، مدیریت این استان هم باید به لحاظ کیفی در سطح ملی باشد. بحران آب خوزستان، کمی و شوری آن، یک مشکل محلی و منطقه ای نیست؛ سربار مشکلات ملی است که در خوزستان به نقطه اشباع میرسد.
🔺نگاهمان را به خوزستان و دیگر شهرهای کشور ملی کنیم، خبررسانی مشکلات آنها را ملی کنیم و در نهایت برابری شهروندی را ملی کنیم.
@abadanname
کوتاه در مورد مسالهی این روزهای آب در شهرهای آبادان و خرمشهر و البته در خوزستان
1- ریشههای مسالهی آب در خوزستان خصوصاً در حوضهی آبریز کارون به چند عامل مهم برمیگردد: سدسازی به ویژه سدهای کارون 3 و 4 و گتوند، انتقال آب به فلات مرکزی، گسترش کشاورزی در خوزستان و استانهای بالادست، توسعهی نیشکر، فرسودگی شبکههای آبرسانی، ورود پساب نیشکر و کشاورزی. تخلیه فاضلاب شهری. کاهش بارندگیها و تبخیر آب ناشی از افزایش دما (تغییر اقلیم) و بالابودن مصرف شهری نسبت به استانداردهای جهانی به مانند دیگر شهرهای کشور.
2- نگرش محدود و خامفکرانه و سهل الوصول به اشتغالزایی و اسطورهی پیشرفت و خودکفایی، و نبود زیرساختها و سرمایهگذاری در صنایع پاک و ضروری، کشاورزی و صنایع آلاینده و آببر را به عنوان قطب سیاستگذاریها برای تولید ثروت و اشتغال قرار داده بیآنکه به مضرات این سیاستها و الگوهای جایگزین به منظور دستیابی به رشد و توسعهی پایدار اندیشیده شود.
3- افزایش سطوح زیر کشت به شیوهی سنتی، با مصرف آب بالا و بازده فاجعهبار توان آبی رودخانههای استان را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. در همهی استانها و در خوزستان و استانهای بالادست رودخانههای آن، برای جبران عقبماندگیهای توسعهای و تولید شغل، کشاورزی در دستور کار قرار گرفته است. آن هم آن نوع کشاورزی کمبازده و با ارزش افزودهی پایین.
@Azegaar
4- برداشت آب از کارون برای آبیاری تابستانهی زمینهای نیشکر اثری دوچندان بر تنش آبی در این فصل گذاشته است.اصولاً کاشت نیشکر مناسبِ مناطقی با اقلیم خوزستان نیست. هشدارها از پیش از اجرایی شدن و توسعهی زمینهای کاشت داده شد بیآنکه توجهی درخور از سوی سیاستگذاران وقت بیابد.
5- بازگشت انواع پساب آلودهی کشاورزی و نیشکر و سرریز فاضلاب بدون پالایش به رودخانهها بر کیفیت آب چنان تاثیر گذاشته که در مقاطعی به ویژه کارونِ پس از اهواز، آب رود تنها از همین پسابها و فاضلابها تشکیل شده است.
6- انتقال آب به عراق به فرض صحت، نمیتواند حجم زیاد و قابل اعتنایی داشته باشد، عمدتاً به دلیل نبود زیرساختهای انتقال مانند خط لوله و ایستگاه پمپاژ. انتقال با تانکر و کشتی هم در صورت وقوع در سطح استان در مرز شلمچه با تانکر و در بندرهای اروندکنار و چوئبده با کشتی، میبایست قابل مشاهده باشد که تاکنون شهروندان این مناطق چیزی اعلام نکردندهاند. فرضمان بر ناچیزبودن یا عدم قطعیت این انتقال یا فروش در زمان حال است. پیگیری این مساله منباب شفافسازی و صحتسنجی گفتار و عمل مدیران استانی و ملی امری است مثبت، اما تاکید بیش از حد بر آن، انحراف از ریشههای بحرانساز داخلی است.
7- چه میشود کرد؟ جز با طرح و اجرای یک بستهی مدیریتی جامع و راهبردی برای حلِ درازمدت بحران آب، هر عملیات و هر پروژهای چون طرح الغدیر هم چارهای موقت است و هم تحمیل هزینهی گزاف به مردم و به طبیعت.
@Azegaar
اما
8- درمورد سدهای ساخته شده و طرحهای انتقال آب قبلی، فعلا کاری نمیشود کرد. اما سدهای درحال ساخت بختیاری، خرسان و کوهرنگ سه بر سرشاخههای کارون و طرحهای انتقال آبِ کوهرنگ 3 وخرسان هرچه زودتر باید متوقف شود.
9- برای جبران کاهش آورد آب و تامین حقآبههای طبیعی و کاستن از بارگذاریِ ناپایدارکننده بر رودخانهها، راهی جز تغییر الگوی کشت و افزایش دو تا سه برابری بهرهوری در بخش کشاورزی وجود ندارد. سطح زیرکشت نیشکر و کشتهای فصلی باید کاهش یابد و درکنار آن صنایع پاک و غیرآلاینده و کم آببر جایگزین اشتغال از دسترفته شود.
10- نگاه توسعهای آمرانه و عوامانه باید جای خود را به مدیریت دموکراتیک و مشارکت همگانی بر مبنای ارتقای کیفیت زیست، عدالت اجتماعی، حفظ سرزمین و رعایت حقوق آیندگان دهد. اعتمادسازی و تغییر الگوی مصرف و انطباق با تغییرات اقلیمی و افزایش تابآوری اجتماعی در کنار حل پایدار بحران آب در چنین فرآیندی قابل دسترسی است.
(م.ر.ج)
#یادداشت
#توسعه
#بحران_آب
#خوزستان
@Azegaar
1- ریشههای مسالهی آب در خوزستان خصوصاً در حوضهی آبریز کارون به چند عامل مهم برمیگردد: سدسازی به ویژه سدهای کارون 3 و 4 و گتوند، انتقال آب به فلات مرکزی، گسترش کشاورزی در خوزستان و استانهای بالادست، توسعهی نیشکر، فرسودگی شبکههای آبرسانی، ورود پساب نیشکر و کشاورزی. تخلیه فاضلاب شهری. کاهش بارندگیها و تبخیر آب ناشی از افزایش دما (تغییر اقلیم) و بالابودن مصرف شهری نسبت به استانداردهای جهانی به مانند دیگر شهرهای کشور.
2- نگرش محدود و خامفکرانه و سهل الوصول به اشتغالزایی و اسطورهی پیشرفت و خودکفایی، و نبود زیرساختها و سرمایهگذاری در صنایع پاک و ضروری، کشاورزی و صنایع آلاینده و آببر را به عنوان قطب سیاستگذاریها برای تولید ثروت و اشتغال قرار داده بیآنکه به مضرات این سیاستها و الگوهای جایگزین به منظور دستیابی به رشد و توسعهی پایدار اندیشیده شود.
3- افزایش سطوح زیر کشت به شیوهی سنتی، با مصرف آب بالا و بازده فاجعهبار توان آبی رودخانههای استان را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. در همهی استانها و در خوزستان و استانهای بالادست رودخانههای آن، برای جبران عقبماندگیهای توسعهای و تولید شغل، کشاورزی در دستور کار قرار گرفته است. آن هم آن نوع کشاورزی کمبازده و با ارزش افزودهی پایین.
@Azegaar
4- برداشت آب از کارون برای آبیاری تابستانهی زمینهای نیشکر اثری دوچندان بر تنش آبی در این فصل گذاشته است.اصولاً کاشت نیشکر مناسبِ مناطقی با اقلیم خوزستان نیست. هشدارها از پیش از اجرایی شدن و توسعهی زمینهای کاشت داده شد بیآنکه توجهی درخور از سوی سیاستگذاران وقت بیابد.
5- بازگشت انواع پساب آلودهی کشاورزی و نیشکر و سرریز فاضلاب بدون پالایش به رودخانهها بر کیفیت آب چنان تاثیر گذاشته که در مقاطعی به ویژه کارونِ پس از اهواز، آب رود تنها از همین پسابها و فاضلابها تشکیل شده است.
6- انتقال آب به عراق به فرض صحت، نمیتواند حجم زیاد و قابل اعتنایی داشته باشد، عمدتاً به دلیل نبود زیرساختهای انتقال مانند خط لوله و ایستگاه پمپاژ. انتقال با تانکر و کشتی هم در صورت وقوع در سطح استان در مرز شلمچه با تانکر و در بندرهای اروندکنار و چوئبده با کشتی، میبایست قابل مشاهده باشد که تاکنون شهروندان این مناطق چیزی اعلام نکردندهاند. فرضمان بر ناچیزبودن یا عدم قطعیت این انتقال یا فروش در زمان حال است. پیگیری این مساله منباب شفافسازی و صحتسنجی گفتار و عمل مدیران استانی و ملی امری است مثبت، اما تاکید بیش از حد بر آن، انحراف از ریشههای بحرانساز داخلی است.
7- چه میشود کرد؟ جز با طرح و اجرای یک بستهی مدیریتی جامع و راهبردی برای حلِ درازمدت بحران آب، هر عملیات و هر پروژهای چون طرح الغدیر هم چارهای موقت است و هم تحمیل هزینهی گزاف به مردم و به طبیعت.
@Azegaar
اما
8- درمورد سدهای ساخته شده و طرحهای انتقال آب قبلی، فعلا کاری نمیشود کرد. اما سدهای درحال ساخت بختیاری، خرسان و کوهرنگ سه بر سرشاخههای کارون و طرحهای انتقال آبِ کوهرنگ 3 وخرسان هرچه زودتر باید متوقف شود.
9- برای جبران کاهش آورد آب و تامین حقآبههای طبیعی و کاستن از بارگذاریِ ناپایدارکننده بر رودخانهها، راهی جز تغییر الگوی کشت و افزایش دو تا سه برابری بهرهوری در بخش کشاورزی وجود ندارد. سطح زیرکشت نیشکر و کشتهای فصلی باید کاهش یابد و درکنار آن صنایع پاک و غیرآلاینده و کم آببر جایگزین اشتغال از دسترفته شود.
10- نگاه توسعهای آمرانه و عوامانه باید جای خود را به مدیریت دموکراتیک و مشارکت همگانی بر مبنای ارتقای کیفیت زیست، عدالت اجتماعی، حفظ سرزمین و رعایت حقوق آیندگان دهد. اعتمادسازی و تغییر الگوی مصرف و انطباق با تغییرات اقلیمی و افزایش تابآوری اجتماعی در کنار حل پایدار بحران آب در چنین فرآیندی قابل دسترسی است.
(م.ر.ج)
#یادداشت
#توسعه
#بحران_آب
#خوزستان
@Azegaar
▪️ آنچه در آبادان و خرمشهر در وجهی خاص و در خوزستان در وجه عام میگذرد محصول انباشت مشکلات و توسعهنیافتگی پس از جنگ هشت ساله است. بحران آب، شوری وعدم توانایی در تامین پایدار آب مصرفی، نرخ بالای بیکاری و مهاجرت، نمود همهی آن سوءمدیریتها و هدر دادن درازمدت منابعی است که به محرومیت، عدم رشد، فرسودگی زیرساختها و در نهایت نزول کیفیت زیست در این استان منجر شده است. در این یادداشت به این مسائل پرداخته ایم.
🔳 خوزستان: تابلوی سوءمدیریت یا موزۀ فداکاری
🖊 صادق پیوسته – محمدرضا جعفری
✔️ خوزستان از این منظر، استانی توسعهنیافته است. نبود نظارت کافی بر محل هزینهکرد ِ ردیفبودجههای پیشبینیشده برای استان، ناکافی بودن مبالغ اختصاصیافته، نبود اولویتبندی تخصیص بودجههای شهری و عمرانی، اقدامات نمایشی و واکنشی مدیریتی درکنار نبودشایستهگزینی و وجود باندبازی سیاسی، وضعیت را به سویی برده است که هر رخداد و حادثهای، پتانسیل تبدیل شدن به بحرانی اجتماعی را دارد. مساله خوزستان به طور مشخص، برآمده از عملکرد دولت فعلی نیست اما تجربهی دولتهای قبلی نشان میدهد که بیتوجهی به زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی و برنامهریزی کارشناسی و جامع و مشخص و پیگیری آن تا حصول به نتایج لازم، می تواند بحران را عمیقتر و گستردهتر کند و تبعات پیشبینی ناپذیری را موجب شود.
متن کامل در Instant View👇🏼
#یادداشت
#توسعه
#خوزستان
@Azegaar
yon.ir/ESMsy
🔳 خوزستان: تابلوی سوءمدیریت یا موزۀ فداکاری
🖊 صادق پیوسته – محمدرضا جعفری
✔️ خوزستان از این منظر، استانی توسعهنیافته است. نبود نظارت کافی بر محل هزینهکرد ِ ردیفبودجههای پیشبینیشده برای استان، ناکافی بودن مبالغ اختصاصیافته، نبود اولویتبندی تخصیص بودجههای شهری و عمرانی، اقدامات نمایشی و واکنشی مدیریتی درکنار نبودشایستهگزینی و وجود باندبازی سیاسی، وضعیت را به سویی برده است که هر رخداد و حادثهای، پتانسیل تبدیل شدن به بحرانی اجتماعی را دارد. مساله خوزستان به طور مشخص، برآمده از عملکرد دولت فعلی نیست اما تجربهی دولتهای قبلی نشان میدهد که بیتوجهی به زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی و برنامهریزی کارشناسی و جامع و مشخص و پیگیری آن تا حصول به نتایج لازم، می تواند بحران را عمیقتر و گستردهتر کند و تبعات پیشبینی ناپذیری را موجب شود.
متن کامل در Instant View👇🏼
#یادداشت
#توسعه
#خوزستان
@Azegaar
yon.ir/ESMsy
Telegraph
خوزستان: تابلوی سوءمدیریت یا موزه فداکاری؟
خوزستان ِ اینجا و اکنون، با پُشته بر پُشته آوار مشکلات و نارساییهایی مواجه شده است. مشکلاتی که با از بین رفتن زیرساختها و سازمان شهری، توسعهی نامتوازن و گسترش جمعیت ِ شهرنشین در سایهی نبود بازسازی و نوسازی استانی پس از از ویرانیهای گستردهی بعد از جنگ،…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️مرام اکوسوسیالیسم
🖊 میشل لووی
🖋 ترجمۀ محمدرضا جعفری
✔️ اکوسوسیالیسم دقیقا چیست؟
اکوسوسیالیسم جریانی فکری و عملی است که در عین بهکارگیری دستاوردهای اصلی مارکسیسم محتوای تولیدگرایانه آن را کنار میگذارد. جریانی است که فهمیده منطق بازار سرمایهداری و سود - و همچنین منطق اقتدارگرایی بوروکراتیک و تکنوکراتیک نظامهای منسوخ موسوم به «دموکراسیهای خلقی» - با الزامات حفاظت از محیط زیست ناسازگار است. آخرین ولی نه بیاهمیتترین نکته، اکوسوسیالیسم جریانی است که در عین انتقاد به جریان غالب جنبش کارگری میداند که کارگران و تشکلهایشان عنصر حیاتی هر پروژه تغییر رادیکال و فراگیرند. اخلاق و مرام اکوسوسیالیستی در مخالفت رادیکال با منطق مخرب سود سرمایهداری و بازار فراگیر است که مارکس نظام «رشوهخواری همگانی» نامید. با این تفاصیل، مولفههای اصلی چنین مرامی چه خواهد بود؟
#اکوسوسیالیسم
#ترجمه
@Azegaar
متن کامل👇🏼
yon.ir/UOOAG
🖊 میشل لووی
🖋 ترجمۀ محمدرضا جعفری
✔️ اکوسوسیالیسم دقیقا چیست؟
اکوسوسیالیسم جریانی فکری و عملی است که در عین بهکارگیری دستاوردهای اصلی مارکسیسم محتوای تولیدگرایانه آن را کنار میگذارد. جریانی است که فهمیده منطق بازار سرمایهداری و سود - و همچنین منطق اقتدارگرایی بوروکراتیک و تکنوکراتیک نظامهای منسوخ موسوم به «دموکراسیهای خلقی» - با الزامات حفاظت از محیط زیست ناسازگار است. آخرین ولی نه بیاهمیتترین نکته، اکوسوسیالیسم جریانی است که در عین انتقاد به جریان غالب جنبش کارگری میداند که کارگران و تشکلهایشان عنصر حیاتی هر پروژه تغییر رادیکال و فراگیرند. اخلاق و مرام اکوسوسیالیستی در مخالفت رادیکال با منطق مخرب سود سرمایهداری و بازار فراگیر است که مارکس نظام «رشوهخواری همگانی» نامید. با این تفاصیل، مولفههای اصلی چنین مرامی چه خواهد بود؟
#اکوسوسیالیسم
#ترجمه
@Azegaar
متن کامل👇🏼
yon.ir/UOOAG
روزنامه شرق
مرام اکوسوسیالیسم
میشل لووی . ترجمه: محمدرضا جعفری
▪️ از شکر و دیگر سلاطین
🖊 مزدک دانشور
✔️ شکر سفید با ریسمانی خونین از دل تاریخ به زندگی امروز ما وارد شده است. کشتزارهای بیکران نیشکر در جزایر کارائیب و شمال برزیل فقط به خاطر زیباییشان مورد تحسین نیستند، بلکه تاریخی از رنج و شلاق و عرق را در خود پنهان دارند. رنجی تاریخی که هنگام چشیدن شیرینی شکر در یک پودینگ خوشطعم به آسانی آن را فراموش میکنیم یا از آن بدتر نادیده میگیریم.
✔️ شکر این ماده سفید معصوم، با سفری به این سوی اقیانوس اطلس در بهحرکتدرآوردن چرخهای انقلاب صنعتی نقشی اساسی داشت، مادهای که آرامشبخش بود و درعینحال کالری مورد نیاز برای تحرک عضلانی کارگرانی را فراهم میآورد که با بدنهای لاغر و صورتهای تکیدهشان عمری حداکثر 35ساله را تجربه میکردند. شاید فیلمهایی که از روی آثار دیکنز ساخته شده با تخیل امروز دستکاری شده باشد، اما اکثر این فرودستان با دندانهایی بهشدت تخریبشده به نمایش درمیآیند. اگر داغ بردگی را بر پوست بردگان آفریقایی نقش میکردند، داغ انقلاب صنعتی را میتوان در دندانهای بهشدت تخریبشده از مصرف شکر کارگران رصد کرد.
@Azegaar
✔️ کمپانیهای تولیدکننده مواد غذایی به درستی اثر اعتیادآور شکر را شناختهاند و با ارزانشدن هرچه بیشتر این ماده سکرآور، آن را تقریبا به هر مادهای اضافه میکنند؛ در برابر مقرراتگذاری بر اضافهکردن شکر میایستند؛ محققان و پژوهشگران بسیاری را برای پوشاندن اثرات منفی شکر به خدمت خود درمیآورند و با تبلیغات لجامگسیخته و تهاجمی، افراد و جوامع بیشتری را به خیل مصرفکنندگان شکر اضافه میکنند.
✔️ مصرف شکر و عوارض اجتنابناپذیر آن دیگر مختص فرادستان و ثروتمندان نیست، بلکه با اجتماعیشدن مصرف شکر، بیماریها نیز گسترش بیشتری مییابند. چاقی همهگیر، شیوع بالای دیابت نوع دوم، بیماریهای قلب و عروق و دیگر بیماریهای متابولیک از پیامدهای مصرف بالای شکر در جوامع انسانی است. پیامدهایی که به صورت فردی راهحلی ندارند و شعارهای «خودمراقبتی» وزارت بهداشت ایران تکافوی آن را نمیدهد. شکر کالای صرف نیست، یک پدیده تاریخی، اجتماعی و حتی سیاسی است و باید در همه این عرصهها به جدال با آن برخاست، جدالی که معنای مقررات در برابر بازار آزاد است، معنای همبستگی اجتماعی در برابر مصرف خودخواهانه، و البته معنابخش جهانی عادلانهتر و بهتر.
#سوی_پنهان
#دیگران
@Azegaar
➕ متن کامل با کلیک بر لینک زیر 👇🏼
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=86863
🖊 مزدک دانشور
✔️ شکر سفید با ریسمانی خونین از دل تاریخ به زندگی امروز ما وارد شده است. کشتزارهای بیکران نیشکر در جزایر کارائیب و شمال برزیل فقط به خاطر زیباییشان مورد تحسین نیستند، بلکه تاریخی از رنج و شلاق و عرق را در خود پنهان دارند. رنجی تاریخی که هنگام چشیدن شیرینی شکر در یک پودینگ خوشطعم به آسانی آن را فراموش میکنیم یا از آن بدتر نادیده میگیریم.
✔️ شکر این ماده سفید معصوم، با سفری به این سوی اقیانوس اطلس در بهحرکتدرآوردن چرخهای انقلاب صنعتی نقشی اساسی داشت، مادهای که آرامشبخش بود و درعینحال کالری مورد نیاز برای تحرک عضلانی کارگرانی را فراهم میآورد که با بدنهای لاغر و صورتهای تکیدهشان عمری حداکثر 35ساله را تجربه میکردند. شاید فیلمهایی که از روی آثار دیکنز ساخته شده با تخیل امروز دستکاری شده باشد، اما اکثر این فرودستان با دندانهایی بهشدت تخریبشده به نمایش درمیآیند. اگر داغ بردگی را بر پوست بردگان آفریقایی نقش میکردند، داغ انقلاب صنعتی را میتوان در دندانهای بهشدت تخریبشده از مصرف شکر کارگران رصد کرد.
@Azegaar
✔️ کمپانیهای تولیدکننده مواد غذایی به درستی اثر اعتیادآور شکر را شناختهاند و با ارزانشدن هرچه بیشتر این ماده سکرآور، آن را تقریبا به هر مادهای اضافه میکنند؛ در برابر مقرراتگذاری بر اضافهکردن شکر میایستند؛ محققان و پژوهشگران بسیاری را برای پوشاندن اثرات منفی شکر به خدمت خود درمیآورند و با تبلیغات لجامگسیخته و تهاجمی، افراد و جوامع بیشتری را به خیل مصرفکنندگان شکر اضافه میکنند.
✔️ مصرف شکر و عوارض اجتنابناپذیر آن دیگر مختص فرادستان و ثروتمندان نیست، بلکه با اجتماعیشدن مصرف شکر، بیماریها نیز گسترش بیشتری مییابند. چاقی همهگیر، شیوع بالای دیابت نوع دوم، بیماریهای قلب و عروق و دیگر بیماریهای متابولیک از پیامدهای مصرف بالای شکر در جوامع انسانی است. پیامدهایی که به صورت فردی راهحلی ندارند و شعارهای «خودمراقبتی» وزارت بهداشت ایران تکافوی آن را نمیدهد. شکر کالای صرف نیست، یک پدیده تاریخی، اجتماعی و حتی سیاسی است و باید در همه این عرصهها به جدال با آن برخاست، جدالی که معنای مقررات در برابر بازار آزاد است، معنای همبستگی اجتماعی در برابر مصرف خودخواهانه، و البته معنابخش جهانی عادلانهتر و بهتر.
#سوی_پنهان
#دیگران
@Azegaar
➕ متن کامل با کلیک بر لینک زیر 👇🏼
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=86863
Akhbar-Rooz
از شکر و دیگر شیاطین
▪️به یاد احمد شاملو، بزرگمرد ادبیات ایران، در هجدهمین سالگرد درگذشتش در ۲ مرداد. به یاد او که دغدغهاش انسان بود:
✔️ روزهای سیاهی در پیش است. دوران پر ادباری که، گرچه منطقاً عمری دراز نمیتواند داشت، از هماکنون نهاد تیرهٔ خود را آشکار کرده است و استقرار سلطهٔ خود را بر زمینهئی از نفی دموکراسی، نفی ملّیت، و نفی دستاوردهای مدنّیت و فرهنگ و هنر میجوید.
اینچنین دورانی بهناگزیر پایدار نخواهد ماند، و جبر تاریخ، بدون تردید آن را زیر غلتکِ سنگین خویش درهم خواهد کوفت. امّا نسل ما و نسل آینده، در این کشاکش اندوهبار، زیانی متحمل خواهد شد که بیگمان سخت کمرشکن خواهد بود. چرا که قشریون مطلقزده هر اندیشهٔ آزادی را دشمن میدارند و کامگاری خود را جز بهشرط امحاء مطلق فکر و اندیشه غیرممکن میشمارند. پس نخستین هدفِ نظامی که هماکنون میکوشد پایههای قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحکام بخشد و نخستین گامهای خود را با بهآتش کشیدن کتابخانهها و هجوم علنی بههستههای فعال هنری و تجاوز آشکار بهمراکز فرهنگی کشور برداشته، کشتار همهٔ متفکران و آزاداندیشان جامعه است.
اکنون ما در آستانهٔ توفانی روبنده ایستادهایم. بادنماها نالهکنان بهحرکت درآمدهاند و غباری طاعونی از آفاق برخاسته است. میتوان بهدخمههای سکوت پناه برد، زبان در کام و سر در گریبان کشید تا توفان بیامان بگذرد. امّا رسالت تاریخی روشنفکران، پناه امن جستن را تجویز نمیکند. هر فریادی آگاهکننده است، پس از حنجرههای خونین خویش فریاد خواهیم کشید و حدوث توفان را اعلام خواهیم کرد.
سپاه کفنپوش روشنفکران متعهد در جنگی نابرابر بهمیدان آمدهاند. بگذار لطمهئی که بر اینان وارد میآید نشانهئی هشداردهنده باشد از هجومی که تمامی دستاوردهای فرهنگی و مدنی خلقهای ساکن این محدودهٔ جغرافیائی در معرض آن قرار گرفته است.
احمد شاملو- کتاب جمعه- شمارهی یکم- چهار مرداد ۱۳۵۸
#ادبیات
#دیگران
@Azegaar
✔️ روزهای سیاهی در پیش است. دوران پر ادباری که، گرچه منطقاً عمری دراز نمیتواند داشت، از هماکنون نهاد تیرهٔ خود را آشکار کرده است و استقرار سلطهٔ خود را بر زمینهئی از نفی دموکراسی، نفی ملّیت، و نفی دستاوردهای مدنّیت و فرهنگ و هنر میجوید.
اینچنین دورانی بهناگزیر پایدار نخواهد ماند، و جبر تاریخ، بدون تردید آن را زیر غلتکِ سنگین خویش درهم خواهد کوفت. امّا نسل ما و نسل آینده، در این کشاکش اندوهبار، زیانی متحمل خواهد شد که بیگمان سخت کمرشکن خواهد بود. چرا که قشریون مطلقزده هر اندیشهٔ آزادی را دشمن میدارند و کامگاری خود را جز بهشرط امحاء مطلق فکر و اندیشه غیرممکن میشمارند. پس نخستین هدفِ نظامی که هماکنون میکوشد پایههای قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحکام بخشد و نخستین گامهای خود را با بهآتش کشیدن کتابخانهها و هجوم علنی بههستههای فعال هنری و تجاوز آشکار بهمراکز فرهنگی کشور برداشته، کشتار همهٔ متفکران و آزاداندیشان جامعه است.
اکنون ما در آستانهٔ توفانی روبنده ایستادهایم. بادنماها نالهکنان بهحرکت درآمدهاند و غباری طاعونی از آفاق برخاسته است. میتوان بهدخمههای سکوت پناه برد، زبان در کام و سر در گریبان کشید تا توفان بیامان بگذرد. امّا رسالت تاریخی روشنفکران، پناه امن جستن را تجویز نمیکند. هر فریادی آگاهکننده است، پس از حنجرههای خونین خویش فریاد خواهیم کشید و حدوث توفان را اعلام خواهیم کرد.
سپاه کفنپوش روشنفکران متعهد در جنگی نابرابر بهمیدان آمدهاند. بگذار لطمهئی که بر اینان وارد میآید نشانهئی هشداردهنده باشد از هجومی که تمامی دستاوردهای فرهنگی و مدنی خلقهای ساکن این محدودهٔ جغرافیائی در معرض آن قرار گرفته است.
احمد شاملو- کتاب جمعه- شمارهی یکم- چهار مرداد ۱۳۵۸
#ادبیات
#دیگران
@Azegaar
▪️ چه شد که اردکانیان قید حضور در یک نهاد بینالمللی و زندگی در اروپا را میزند و به ایران میآید برای ریاست بر وزارت خانهای که با انبوهی از مشکلات ساختاری روبروست، کمبود منابع مالی دارد، آن هم در شرایطی که وضعیت منابع آب و انرژی به واسطهی انباشت مشکلات و سوء مدیریت در شرایط بغرنجی به سر میبرد؟
✔️پاسخ شاید بیانات امروز او باشد: برنامۀ انتقال درازمدت آب به یزد در دستورکار او قراردارد، به عنوان وظیفهای معنوی حتا!
✔️ او چون همیشه، زبانبازی قهار است. نصف مطلب را نمیگوید و نمیگوید از کدام منابع. اما نیازی به کاوشی عمیق نیست و کیست که نداند او از کدام طرحها حرف میزند. کارون قربانی او و آن ساختار فرسوده و ویرانیطلبی است که بیش از سه دهه سدسازی های متوهمانه و غارت سیستماتیک سرچشمهها را بر این رود تمدنساز تحمیل کرده است. طرحهای ویرانگری که از یک سو با سرقت حقابههای طبیعی عجین است و از یک طرف با برکت معنویِ برادرانی که چشم بر منافع کلان مالی حاصل از این طرح ها دوختهاند. چه مشارکت به عنوان پیمانکار و مجری و مشاور و چه به عنوان سهمبر در صنایع فولاد و کاشی در دل کویر.
✔️ این برکت معنویِ برادران، برای کارون و برای خوزستان جز نکبت نیست. جلگه ای اینک خاکستان شده، مردمی غمزده و فرسوده، محروم.
✔️ بارها گفته شد پویشهای نه به بیطرف و نه به اردکانیان نه به آن تفکری است که آب و طبیعت را چون کالایی کمبها بازیچۀ جریانات ثروت و قدرتی میکند که در پس اقتصاد سیاسی حاکم بر مجموعۀ تصمیمگیر و تصمیمساز، علیرغم تبعات مخربِ بازگشتناپذیری که درپی دارد، منافع کالتهای منطقهای و حزبی و سهامی را با شدت پیگیری میکند. اما این پویشها نه به شخص هم هستند. اشخاصی که نمود و شاخص همین تفکرات لانه کرده در ساختار مدیریتی کشورند.
✔️ این پویشها با پررنگکردن نقدهای همهجانبه بر بنیانهای رویکرد مدیریتی و سیاستی نهادهای اصلیِ مرتبط با آب و محیط زیست، و با برجسته کردن نقاط ضعف، نکات پنهان، دروغپردازیها، نمایشها، تناقضها و اشتباهات فاحش در مدیریت منابع کشور، سویههای پنهان و ارتجاعی و منفعتطلبانۀ سهدهۀ گذشته را عیان کرده است و طیف وسیعی از بازوهای رسانهای و چهرههای عملیاتی را وادار به واکنش و حضور در عرصه نموده است.
✔️ واکنشها و سخنرانیهای اردکانیان و لفاظیهای او در پاسخ به انتقادات بدل به نقطه ضعف او شد. امروز او چهرهای عیان است که زبانبازی هایش به کارش نمیآید. هدف او، همانطور که بیطرف صادقانه بیان کرد، انتقال آب است، انتقال آب کارون.
✔️ از این رو، جنبش مخالفت با انتقال آب و به ویژه انتقال آب کارون و فعالان محیط زیستی خوزستان و چهارمحال و بختیاری، در بطن جریانی قرار دارند که با نظرورزی و نقادی پیرامون این مسالۀ مهم دوران ما، با توجه دادن به اثرات محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی طرحهای کلان سازهای در حوزۀ آب، کلیۀ سیاستهای توسعهای را هدف انتقاد و واسازیِ ساختاری و مفهومی قرار میدهند. ایجاد نیاز کاذب به انتقال آب و ایجاد کمبود مصنوعی آب، نشانگر آن توسعۀ ناپایداری است که بیتوجه به عدالت اجتماعی و عدالت زیستمحیطی، عرصههای مختلف را درنوردیده و ویران کرده است.
✔️ ادامۀ این جنبش ادامۀ انتقادات ریشهای به این تفکر، به این کالت و به چهرههای شاخص آن با هدف جایگزینی رویکردی دموکراتیک و علمی بر منابع کشور است.
(م.ر.ج)
#یادداشت
#انتقال_آب
#خوزستان
@Azegaar
yon.ir/h8gJQ
✔️پاسخ شاید بیانات امروز او باشد: برنامۀ انتقال درازمدت آب به یزد در دستورکار او قراردارد، به عنوان وظیفهای معنوی حتا!
✔️ او چون همیشه، زبانبازی قهار است. نصف مطلب را نمیگوید و نمیگوید از کدام منابع. اما نیازی به کاوشی عمیق نیست و کیست که نداند او از کدام طرحها حرف میزند. کارون قربانی او و آن ساختار فرسوده و ویرانیطلبی است که بیش از سه دهه سدسازی های متوهمانه و غارت سیستماتیک سرچشمهها را بر این رود تمدنساز تحمیل کرده است. طرحهای ویرانگری که از یک سو با سرقت حقابههای طبیعی عجین است و از یک طرف با برکت معنویِ برادرانی که چشم بر منافع کلان مالی حاصل از این طرح ها دوختهاند. چه مشارکت به عنوان پیمانکار و مجری و مشاور و چه به عنوان سهمبر در صنایع فولاد و کاشی در دل کویر.
✔️ این برکت معنویِ برادران، برای کارون و برای خوزستان جز نکبت نیست. جلگه ای اینک خاکستان شده، مردمی غمزده و فرسوده، محروم.
✔️ بارها گفته شد پویشهای نه به بیطرف و نه به اردکانیان نه به آن تفکری است که آب و طبیعت را چون کالایی کمبها بازیچۀ جریانات ثروت و قدرتی میکند که در پس اقتصاد سیاسی حاکم بر مجموعۀ تصمیمگیر و تصمیمساز، علیرغم تبعات مخربِ بازگشتناپذیری که درپی دارد، منافع کالتهای منطقهای و حزبی و سهامی را با شدت پیگیری میکند. اما این پویشها نه به شخص هم هستند. اشخاصی که نمود و شاخص همین تفکرات لانه کرده در ساختار مدیریتی کشورند.
✔️ این پویشها با پررنگکردن نقدهای همهجانبه بر بنیانهای رویکرد مدیریتی و سیاستی نهادهای اصلیِ مرتبط با آب و محیط زیست، و با برجسته کردن نقاط ضعف، نکات پنهان، دروغپردازیها، نمایشها، تناقضها و اشتباهات فاحش در مدیریت منابع کشور، سویههای پنهان و ارتجاعی و منفعتطلبانۀ سهدهۀ گذشته را عیان کرده است و طیف وسیعی از بازوهای رسانهای و چهرههای عملیاتی را وادار به واکنش و حضور در عرصه نموده است.
✔️ واکنشها و سخنرانیهای اردکانیان و لفاظیهای او در پاسخ به انتقادات بدل به نقطه ضعف او شد. امروز او چهرهای عیان است که زبانبازی هایش به کارش نمیآید. هدف او، همانطور که بیطرف صادقانه بیان کرد، انتقال آب است، انتقال آب کارون.
✔️ از این رو، جنبش مخالفت با انتقال آب و به ویژه انتقال آب کارون و فعالان محیط زیستی خوزستان و چهارمحال و بختیاری، در بطن جریانی قرار دارند که با نظرورزی و نقادی پیرامون این مسالۀ مهم دوران ما، با توجه دادن به اثرات محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی طرحهای کلان سازهای در حوزۀ آب، کلیۀ سیاستهای توسعهای را هدف انتقاد و واسازیِ ساختاری و مفهومی قرار میدهند. ایجاد نیاز کاذب به انتقال آب و ایجاد کمبود مصنوعی آب، نشانگر آن توسعۀ ناپایداری است که بیتوجه به عدالت اجتماعی و عدالت زیستمحیطی، عرصههای مختلف را درنوردیده و ویران کرده است.
✔️ ادامۀ این جنبش ادامۀ انتقادات ریشهای به این تفکر، به این کالت و به چهرههای شاخص آن با هدف جایگزینی رویکردی دموکراتیک و علمی بر منابع کشور است.
(م.ر.ج)
#یادداشت
#انتقال_آب
#خوزستان
@Azegaar
yon.ir/h8gJQ
ایسنا
برکت معنوی تأمین آب یزد برای تمام عمر کاری من کافی است/ضرورت اصلاح قیمت آب
وزیر نیرو گفت: تدوین «طرح آمایش آب محور» یکی از نیازهای جدی مدیریت منابع آبی در استان و کشور است.
Forwarded from اتچ بات
کوروش کرم پور:
❌ سرودن منظومه اروند شاه از بهمن 96 آغاز شده.زمزمه هایش هم در یکی ازکوچه های تاریک لین یک احمد آباد برایم آمد. ساختار اصلی منظومه شکل نهایی خودش را پیدا کرده اما گویا سرایش آن تا ظهور خود اروند شاه ادامه دارد.یقین آنچه که می شنوید آنچه که خواهیدشنید نیست.امروز 5 مرداد است.چنین گفت.
#اروند_شاه
#کوروش_کرمپور
#اعتراض
#جاوید_شاد
#آبادان
#شعر_نو
@arvandgate#
❌ سرودن منظومه اروند شاه از بهمن 96 آغاز شده.زمزمه هایش هم در یکی ازکوچه های تاریک لین یک احمد آباد برایم آمد. ساختار اصلی منظومه شکل نهایی خودش را پیدا کرده اما گویا سرایش آن تا ظهور خود اروند شاه ادامه دارد.یقین آنچه که می شنوید آنچه که خواهیدشنید نیست.امروز 5 مرداد است.چنین گفت.
#اروند_شاه
#کوروش_کرمپور
#اعتراض
#جاوید_شاد
#آبادان
#شعر_نو
@arvandgate#
Telegram
attach 📎
▪️ به بهانۀ گرمای تابستان در خوزستان و تعطیلی ادارههای دولتی
🔳 چرخ کار، چرخ گرما: کارگران؛ قربانيان گرماي هواي اهواز
🖋 محمدرضا جعفری
✔️ چند سالي است که آغاز فصلِ گرم نه در تيرماهِ تابستاني که در خرداد بهاري است. در خوزستان، اوجهاي گرما، ردشدن از مرز 50 درجه و تکرار روزهاي گرم ميرسد به شرجي و ميچسبد به ريزگرد و همراه آلودگی هوا و شلاق باد داغ ميخورد بر تن و راهي مييابد به درون تا گُرگرفتن اندام و کاهش آب بدن و سردرد و سياهيرفتن چشم، خاصه آنکه در زلِ آفتاب و فضاي باز، چندين ساعت از روز، به زور معيشت و مواجب، کارگر باشي و مجبور به فروش نيروي کار.
✔️ اجراي موارد و اصلاحات جزئي ميتواند تا حدي از وضعيتی بحراني که ناشي از وضعيت اقتصادي، شيوه توليد سرمايهدارانه و عدم نظارت دستگاههاي مسئول بر بازار ناعادلانۀ کار است و با شرايط آبوهوايي حاد تشديد ميشود، کاست: افزایش حقوق متناسب با کار و حداقل های تامین زندگی استاندارد، اِعمال کاهش ساعات کاري و در صورت لزوم تعطيلي تمام کارگاهها و کارخانهها و تأسيسات و پروژهها بدون توجه به دولتي يا خصوصيبودن، افزايش نفرات در هر قسمت، افزايش نوبتهاي کاري در کارهايي با ماهيت دائم و لازم، تقطيع زمان کار، تأمين استراحتگاه مناسب، بهبود کيفيت غذا و افزايش خدمات رفاهي در محيطهاي کار، افزايش حقوق متناسب با روزهاي غيرعادي، تأمين وسايل حفاظتي فردي استاندارد، بهبود محيطهاي کاري برای سازگاري با شرايط بد آبوهوايي.
✔️اصلاح قانون کار بهنحويکه موارد فوق و محدوديتها براي ادامه کار با توجه به شرايط آبوهوايي ويژه به صراحت در آن لحاظ شود، گنجاندن خواستها و مطالبات کارگري در قانون کار، الزام کارفرمايان و مديران به رعايت دقيق قانون و موارد پيشگفته و در آخر فعالسازي بازوهاي نظارتي وزارت کار و سازمان تأمين اجتماعي و وزارت بهداشت برای اجراي دقيق قانون و بخشنامههاي موردي و آييننامهها در شرايط حاد آبوهوايي.
(روزنامه شرق، 13 تیرماه 1396)
#یادداشت
#خوزستان
#کارگری
@Azegaar
➕متن کامل در Instant View 👇🏼
yon.ir/EUYKj
🔳 چرخ کار، چرخ گرما: کارگران؛ قربانيان گرماي هواي اهواز
🖋 محمدرضا جعفری
✔️ چند سالي است که آغاز فصلِ گرم نه در تيرماهِ تابستاني که در خرداد بهاري است. در خوزستان، اوجهاي گرما، ردشدن از مرز 50 درجه و تکرار روزهاي گرم ميرسد به شرجي و ميچسبد به ريزگرد و همراه آلودگی هوا و شلاق باد داغ ميخورد بر تن و راهي مييابد به درون تا گُرگرفتن اندام و کاهش آب بدن و سردرد و سياهيرفتن چشم، خاصه آنکه در زلِ آفتاب و فضاي باز، چندين ساعت از روز، به زور معيشت و مواجب، کارگر باشي و مجبور به فروش نيروي کار.
✔️ اجراي موارد و اصلاحات جزئي ميتواند تا حدي از وضعيتی بحراني که ناشي از وضعيت اقتصادي، شيوه توليد سرمايهدارانه و عدم نظارت دستگاههاي مسئول بر بازار ناعادلانۀ کار است و با شرايط آبوهوايي حاد تشديد ميشود، کاست: افزایش حقوق متناسب با کار و حداقل های تامین زندگی استاندارد، اِعمال کاهش ساعات کاري و در صورت لزوم تعطيلي تمام کارگاهها و کارخانهها و تأسيسات و پروژهها بدون توجه به دولتي يا خصوصيبودن، افزايش نفرات در هر قسمت، افزايش نوبتهاي کاري در کارهايي با ماهيت دائم و لازم، تقطيع زمان کار، تأمين استراحتگاه مناسب، بهبود کيفيت غذا و افزايش خدمات رفاهي در محيطهاي کار، افزايش حقوق متناسب با روزهاي غيرعادي، تأمين وسايل حفاظتي فردي استاندارد، بهبود محيطهاي کاري برای سازگاري با شرايط بد آبوهوايي.
✔️اصلاح قانون کار بهنحويکه موارد فوق و محدوديتها براي ادامه کار با توجه به شرايط آبوهوايي ويژه به صراحت در آن لحاظ شود، گنجاندن خواستها و مطالبات کارگري در قانون کار، الزام کارفرمايان و مديران به رعايت دقيق قانون و موارد پيشگفته و در آخر فعالسازي بازوهاي نظارتي وزارت کار و سازمان تأمين اجتماعي و وزارت بهداشت برای اجراي دقيق قانون و بخشنامههاي موردي و آييننامهها در شرايط حاد آبوهوايي.
(روزنامه شرق، 13 تیرماه 1396)
#یادداشت
#خوزستان
#کارگری
@Azegaar
➕متن کامل در Instant View 👇🏼
yon.ir/EUYKj
Telegraph
چرخ کار، چرخ گرما: کارگران؛ قربانيان گرماي هواي اهواز
چند سالي است که آغاز فصلِ گرم نه در تيرماهِ تابستاني که در خرداد بهاري است. در خوزستان، اوجهاي گرما، ردشدن از مرز 50 درجه و تکرار روزهاي گرم ميرسد به شرجي و ميچسبد به ريزگرد و همراه آلودگيِ هوا و شلاقِ بادِ داغ ميخورد بر تن و راهي مييابد به درون تا گُرگرفتن…
▪️بیسرزمینی
✔️ تجربهٔ سوریه نشان داده حفظ قدرت و دردست نگهداشتن حاکمیت و به طریق اولی منکوب کردن فضا و مخالفان، اگرچه هزینهساز است و پرماجرا و البته خونبار اما شدنی است. شهوت قدرت و انتفاع از منافع مالیِ چاههای نفت راه بر هر روش محتمل و غیرمحتملی باز میکند چه حفظ اوجب واجبات لاجرم قربانیانی خواهد داشت. یکبار این تاریخ را از سر گذراندهایم.
✔️ ادامهٔ وضع کنونی و پیش تاختن به سوی یک رویارویی تمامعیار و دیوانهوار، چشماندازی از بیسرزمینی، یک حفرهٔ خالی از حیات را پیشآروی میآورد. مساله دیگر نه خشکسالی و خشکیدگی، نه بحران آب و تغییر اقلیم که چگونگی مواجهه با تامین معیشت، حفظ حیات و استمرار زندگی در بروز همزمان بحرانهایی است که تصمیمات و سیاستهای بنیادین در چهار دههٔ گذشته در فضایی اقتدارگرایانه، بیحضور مردم، برای ارضای نیازهای ایدئولوژیک قشری و تامین منافع مالی طبقهای دیگر اتخاذ شده است.
✔️ بر این اساس نقادیِ حکمرانیِ آب و محیط زیست و منابع طبیعی، فرعِ نقادیِ رادیکال حکمرانی در وجه عام است. آن نوع حکمرانی که مردم را دعوت به تحمل مصائب یک جنگ نیابتی، یک جنگ مجازی میکند درعین حالی که مملو از فساد اقتصادی و رانت دنبالهدار و زنجیرههای فساد است البته ناتوان در تدبیر امور آب و زمین هم هست. تشت شعارهای همآوردطلبانه آنجا بر زمین میخورد که خروج ارز و حسابهای خارجی و زالوزادههای عیاشِ پدران ریشو، همچنان در کار غارت سرزمیناند.
✔️ بیسرزمینی آنجایی رخ میدهد که احساس تعلق به زمین، به هویت جمعی و روابط اجتماعی و مناسبات انسانی، جای خود را به صِرف حفظ حیاتِ فردی، به تامین نیازهای فیزیولوژیک میدهد. جایی که اولویت زنده ماندن است نه زیستن. جایی که فردا از امروزِ بیثبات و آشوبزده، بیقرارتر است.
✔️ این بیسرزمینی تقدیر نیست اگرچه در فقدان کنشهای آگاهانهٔ جمعی، در فقدان تصمیمسازیهای عقلایی و مشارکتی، چون سرنوشتی محتوم، شمشیر به دست پیش میآید، کور.
#یادداشت
#بیسرزمینی
@Azegaar
✔️ تجربهٔ سوریه نشان داده حفظ قدرت و دردست نگهداشتن حاکمیت و به طریق اولی منکوب کردن فضا و مخالفان، اگرچه هزینهساز است و پرماجرا و البته خونبار اما شدنی است. شهوت قدرت و انتفاع از منافع مالیِ چاههای نفت راه بر هر روش محتمل و غیرمحتملی باز میکند چه حفظ اوجب واجبات لاجرم قربانیانی خواهد داشت. یکبار این تاریخ را از سر گذراندهایم.
✔️ ادامهٔ وضع کنونی و پیش تاختن به سوی یک رویارویی تمامعیار و دیوانهوار، چشماندازی از بیسرزمینی، یک حفرهٔ خالی از حیات را پیشآروی میآورد. مساله دیگر نه خشکسالی و خشکیدگی، نه بحران آب و تغییر اقلیم که چگونگی مواجهه با تامین معیشت، حفظ حیات و استمرار زندگی در بروز همزمان بحرانهایی است که تصمیمات و سیاستهای بنیادین در چهار دههٔ گذشته در فضایی اقتدارگرایانه، بیحضور مردم، برای ارضای نیازهای ایدئولوژیک قشری و تامین منافع مالی طبقهای دیگر اتخاذ شده است.
✔️ بر این اساس نقادیِ حکمرانیِ آب و محیط زیست و منابع طبیعی، فرعِ نقادیِ رادیکال حکمرانی در وجه عام است. آن نوع حکمرانی که مردم را دعوت به تحمل مصائب یک جنگ نیابتی، یک جنگ مجازی میکند درعین حالی که مملو از فساد اقتصادی و رانت دنبالهدار و زنجیرههای فساد است البته ناتوان در تدبیر امور آب و زمین هم هست. تشت شعارهای همآوردطلبانه آنجا بر زمین میخورد که خروج ارز و حسابهای خارجی و زالوزادههای عیاشِ پدران ریشو، همچنان در کار غارت سرزمیناند.
✔️ بیسرزمینی آنجایی رخ میدهد که احساس تعلق به زمین، به هویت جمعی و روابط اجتماعی و مناسبات انسانی، جای خود را به صِرف حفظ حیاتِ فردی، به تامین نیازهای فیزیولوژیک میدهد. جایی که اولویت زنده ماندن است نه زیستن. جایی که فردا از امروزِ بیثبات و آشوبزده، بیقرارتر است.
✔️ این بیسرزمینی تقدیر نیست اگرچه در فقدان کنشهای آگاهانهٔ جمعی، در فقدان تصمیمسازیهای عقلایی و مشارکتی، چون سرنوشتی محتوم، شمشیر به دست پیش میآید، کور.
#یادداشت
#بیسرزمینی
@Azegaar
▪️سید علی صالحی شاعر معاصر، خالق شعر گفتار، خوزستانی است و حتا از پس سالها حضور در مرکز، خوزستان نه از ذهناش و نه از زبان شعریاش دور نشده است.
این شعر او بازنمای ادبی وضعیت زیستبومی-انسانی خوزستانِ اکنون است.
✔️به زودی از هموطنانم خواهم خواست این شعر را با صدای خود بخوانند و منتشر کنند تا کارون و خوزستان به هزار زبان به صدا درآیند.
📖 کارون؛ خونبهای خوزای من
بعد از جنگ
هر کجای جهان
اگر دیدی دریا هست
اما آب نیست،
همانجا
زادرود ِ تشنهِ من است
خسته به حضرت خوزا.
بعد از جنگ
هر کجای جهان
اگر دیدی گندمزار هست
اما نان نیست،
همانجا زادرود ِ گرسنهِ من است
خسته به حضرت خوزا.
بعد از جنگ
هر کجای جهان
اگر دیدی آسمان هست
اما جایی
برای نفس کشیدن نیست،
همانجا
زادرود ِ بی رؤیای ِ من است
خسته به حضرت خوزا.
خوزا
خوزا
خونبهای شهیدان ِ بی مزار ِ من!
تا کی ...
تا کی گریان ِ هزار و یکی دریا
به شیون ِ تشنگی ... !؟
* خوزا، خوزستان است.
پویش #برای_خوزستان
#ادبیات
#خوزستان
@Azegaar
این شعر او بازنمای ادبی وضعیت زیستبومی-انسانی خوزستانِ اکنون است.
✔️به زودی از هموطنانم خواهم خواست این شعر را با صدای خود بخوانند و منتشر کنند تا کارون و خوزستان به هزار زبان به صدا درآیند.
📖 کارون؛ خونبهای خوزای من
بعد از جنگ
هر کجای جهان
اگر دیدی دریا هست
اما آب نیست،
همانجا
زادرود ِ تشنهِ من است
خسته به حضرت خوزا.
بعد از جنگ
هر کجای جهان
اگر دیدی گندمزار هست
اما نان نیست،
همانجا زادرود ِ گرسنهِ من است
خسته به حضرت خوزا.
بعد از جنگ
هر کجای جهان
اگر دیدی آسمان هست
اما جایی
برای نفس کشیدن نیست،
همانجا
زادرود ِ بی رؤیای ِ من است
خسته به حضرت خوزا.
خوزا
خوزا
خونبهای شهیدان ِ بی مزار ِ من!
تا کی ...
تا کی گریان ِ هزار و یکی دریا
به شیون ِ تشنگی ... !؟
* خوزا، خوزستان است.
پویش #برای_خوزستان
#ادبیات
#خوزستان
@Azegaar
▪️انتقال آب و ایجاد نیاز کاذب به آب
✔️ سالهاست توسعهٔ نامتوازن و ناپایدار در بخشهای مرکزی فلات ایران، به یمن حضور مدیران ِ بومیِ این مناطق در ارکان بالای تصمیمگیری و با اتکا به درآمدهای «نفتی» در جریان است. این نوع از توسعه با ایجاد نیاز «کاذب» به آب، برای سیرابیِ عطش ناموجهِ خود به تداوم، به حفر چاههای عمیق و غیرمجاز، چاههای جذبی، برداشت غیرمجاز و بیرویه از رودها و از همه مهمتر «انتقال آب» از سرچشمههای کارون روی آورده است.
✔️ این درحالی است که بازوهای رسانهای این جریان حاکمیتی، در دو طیف راست و چپ خودی، که نفع خود را از توسعهٔ صنایع آببر میبَرد، با اتهام قومگرایی سعی در خاموش کردن صدای مخالفان طرحهای انتقال آب دارد؛ غافل از اینکه اصرار بر ادامهٔ اجرای طرحهای به اصطلاح توسعهای در این مناطق و توسعهٔ کشاورزی بدون مدیریت مصرف آب و رعایت مولفههای جهانی توسعهٔ پایدار و بیتوجه به مزیتهای نسبی سرزمین، خود نشانی خاص از روح منطقهگرایی و نگاه جزیرهای در مدیران و برخی مردمان این مناطق است.
✔️ انتقال آب نه یک پدیدهٔ مجرد که پدیداری است در بطن سلسلهای از روندهای سیاستگذاری و بستههای مدیریتی، نشانگر درک غلط از توسعه و نادیدهگرفتن شیوههای مدرن مدیریت منابع آب.
نقد این طرحها، نقد گسترده و همهجانبهٔ نظام حکمرانی در حوزهٔ توسعه و منابع طبیعی است و از اینرو هم معطوف به گذشته و اصلاح رادیکال نحوهٔ برنامهریزی در ایجاد رشد اقتصادی و توسعه است و هم با نگاه به آینده، بنیانهای یک توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر معیارهای پایداری و عدالت زیستمحیطی را آشکار میسازد.
✔️ «آزگار» قصد دارد به تدریج مطالب علمی و کارشناسی در رد طرحهای انتقال آب منتشر کند.
#انتقال_آب
#یادداشت
@Azegaar
✔️ سالهاست توسعهٔ نامتوازن و ناپایدار در بخشهای مرکزی فلات ایران، به یمن حضور مدیران ِ بومیِ این مناطق در ارکان بالای تصمیمگیری و با اتکا به درآمدهای «نفتی» در جریان است. این نوع از توسعه با ایجاد نیاز «کاذب» به آب، برای سیرابیِ عطش ناموجهِ خود به تداوم، به حفر چاههای عمیق و غیرمجاز، چاههای جذبی، برداشت غیرمجاز و بیرویه از رودها و از همه مهمتر «انتقال آب» از سرچشمههای کارون روی آورده است.
✔️ این درحالی است که بازوهای رسانهای این جریان حاکمیتی، در دو طیف راست و چپ خودی، که نفع خود را از توسعهٔ صنایع آببر میبَرد، با اتهام قومگرایی سعی در خاموش کردن صدای مخالفان طرحهای انتقال آب دارد؛ غافل از اینکه اصرار بر ادامهٔ اجرای طرحهای به اصطلاح توسعهای در این مناطق و توسعهٔ کشاورزی بدون مدیریت مصرف آب و رعایت مولفههای جهانی توسعهٔ پایدار و بیتوجه به مزیتهای نسبی سرزمین، خود نشانی خاص از روح منطقهگرایی و نگاه جزیرهای در مدیران و برخی مردمان این مناطق است.
✔️ انتقال آب نه یک پدیدهٔ مجرد که پدیداری است در بطن سلسلهای از روندهای سیاستگذاری و بستههای مدیریتی، نشانگر درک غلط از توسعه و نادیدهگرفتن شیوههای مدرن مدیریت منابع آب.
نقد این طرحها، نقد گسترده و همهجانبهٔ نظام حکمرانی در حوزهٔ توسعه و منابع طبیعی است و از اینرو هم معطوف به گذشته و اصلاح رادیکال نحوهٔ برنامهریزی در ایجاد رشد اقتصادی و توسعه است و هم با نگاه به آینده، بنیانهای یک توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر معیارهای پایداری و عدالت زیستمحیطی را آشکار میسازد.
✔️ «آزگار» قصد دارد به تدریج مطالب علمی و کارشناسی در رد طرحهای انتقال آب منتشر کند.
#انتقال_آب
#یادداشت
@Azegaar
▪️طرحهای انتقال آب، راه چاره مشکل آب ایران نیستند
🔳 آرمانی بزرگ اما پرنقص برای مشکلات آب ایران
🖋 علی میرچی، کاوه مدنی، ترجمهٔ محمدرضا جعفری
✔️ همچنین برخی از مخالفان میگویند که طرحهای انتقال آب خلاف اصل 50 قانون اساسی ایران است که حفظ محیطزیست را وظیفهای عمومی دانسته و هرگونه فعالیت اقتصادی و عمرانی را که موجب آلودگی یا باعث ایجاد صدمات جبرانناپذیر به محیطزیست شود، ممنوع کرده است. دوگانگی دو مقوله مدیریت آب و حفظ محیطزیست موضوعی جدید نیست اما رشد فزایندهای پیدا کرده است. مسئله کمبود آب در ایران ناشی از ترکیب چند عامل مختلف مانند رشد بیرویه و نبود توازن در توزیع مکانی جمعیت، کشاورزی ناکارآمد، سوءمدیریت و عطش توسعه است.
✔️ بااینحال ایران باید بیاموزد انتقال میانحوضهای از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر و در مسافتهای طولانی، راهحل جامع و کاملی برای مسئله آب نیست. در چند دهه، مجموعهای از طرحهای انتقال آب از سرشاخههای رودخانه کارون، جریان طبیعی زایندهرود را به بیش از دو برابر رساند، ذخیرهای بزرگ از آبهای سطحی برای قطب استراتژیک اجتماعی-سیاسی در مرکز ایران. ولی این تأمین آب، در عمل مشوق توسعه لجامگسیخته و ترغیب مردم به مهاجرت به این قطب مرکزی بوده است. درعینحال از پیامدهای این طرح، بازگشت کمآبی تنها چند سال پس از پایان هر پروژه بود درحالیکه در پاییندست، تالاب گاوخونی با کاهش آورد آب و عدم امکان حفظ مناسب زیستبومهای آبی مواجه است. بهطورکلی و از دیدگاه درازمدت، پروژههای تأمین آب زایندهرود نهتنها وضعیت را بهبود نبخشیده که آن را بدتر هم کرده است.
#انتقال_آب
#توسعه
#بحران_آب
#ترجمه
@Azegaar
🖇 متن کامل در Instant View 👇🏼
yon.ir/R6bXf
🔳 آرمانی بزرگ اما پرنقص برای مشکلات آب ایران
🖋 علی میرچی، کاوه مدنی، ترجمهٔ محمدرضا جعفری
✔️ همچنین برخی از مخالفان میگویند که طرحهای انتقال آب خلاف اصل 50 قانون اساسی ایران است که حفظ محیطزیست را وظیفهای عمومی دانسته و هرگونه فعالیت اقتصادی و عمرانی را که موجب آلودگی یا باعث ایجاد صدمات جبرانناپذیر به محیطزیست شود، ممنوع کرده است. دوگانگی دو مقوله مدیریت آب و حفظ محیطزیست موضوعی جدید نیست اما رشد فزایندهای پیدا کرده است. مسئله کمبود آب در ایران ناشی از ترکیب چند عامل مختلف مانند رشد بیرویه و نبود توازن در توزیع مکانی جمعیت، کشاورزی ناکارآمد، سوءمدیریت و عطش توسعه است.
✔️ بااینحال ایران باید بیاموزد انتقال میانحوضهای از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر و در مسافتهای طولانی، راهحل جامع و کاملی برای مسئله آب نیست. در چند دهه، مجموعهای از طرحهای انتقال آب از سرشاخههای رودخانه کارون، جریان طبیعی زایندهرود را به بیش از دو برابر رساند، ذخیرهای بزرگ از آبهای سطحی برای قطب استراتژیک اجتماعی-سیاسی در مرکز ایران. ولی این تأمین آب، در عمل مشوق توسعه لجامگسیخته و ترغیب مردم به مهاجرت به این قطب مرکزی بوده است. درعینحال از پیامدهای این طرح، بازگشت کمآبی تنها چند سال پس از پایان هر پروژه بود درحالیکه در پاییندست، تالاب گاوخونی با کاهش آورد آب و عدم امکان حفظ مناسب زیستبومهای آبی مواجه است. بهطورکلی و از دیدگاه درازمدت، پروژههای تأمین آب زایندهرود نهتنها وضعیت را بهبود نبخشیده که آن را بدتر هم کرده است.
#انتقال_آب
#توسعه
#بحران_آب
#ترجمه
@Azegaar
🖇 متن کامل در Instant View 👇🏼
yon.ir/R6bXf
Telegraph
طرحهای انتقال آب، راه چاره مشکل ایران نیستند
علی میرچی، کاوه مدنی، ترجمهٔ محمدرضا جعفری ▪️آرمانی بزرگ اما پرنقص برای مشکلات آب ایران ✔️ به نظر میرسد آرمانهای عظیم و باشکوه برای حل مسئله کمآبی، برای میلیونهانفر از ساکنان شهرهای خشک مرکزی ایران که با خشکسالی دستوپنجه نرم میکنند بسیار جذاب است.…