Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
32 #Conan_Doyle
سِر آرتور کانن دویل نویسنده و پزشک اسکاتلندی بود که شهرت خود را مدیون خلق شخصیت شرلوک هولمز، کارآگاه خصوصی است.
#Solutions #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
سِر آرتور کانن دویل نویسنده و پزشک اسکاتلندی بود که شهرت خود را مدیون خلق شخصیت شرلوک هولمز، کارآگاه خصوصی است.
#Solutions #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو
detective /dɪˈtɛktɪv/ n.
کارآگاه
mysterious /mɪsˈtɪərɪəs/ adj.
مرموز
adventure /ədˈvɛnʧə/ n.
ماجراجویی
solve /sɒlv/ v.
حل کردن
crime /kraɪm/ n.
جنایت
scarlet /ˈskɑːlɪt/ adj
قرمز لاکی
change mind /ʧeɪnʤ maɪnd/ v.
نظر خود را عوض کردن
mystery /ˈmɪstəri/ n.
راز
character /ˈkærɪktə/ n.
شخصیت
dress up /drɛs ʌp/ v.
لباس رسمی پوشیدن
blockbuster /ˈblɒkˌbʌstə/ adj.
شخص یا چیز قوی و موثر
TV drama /ˌtiːˈviː ˈdrɑːmə/ n.
سریال تلویزیونی
🌍 @baranVIPenglish
detective /dɪˈtɛktɪv/ n.
کارآگاه
mysterious /mɪsˈtɪərɪəs/ adj.
مرموز
adventure /ədˈvɛnʧə/ n.
ماجراجویی
solve /sɒlv/ v.
حل کردن
crime /kraɪm/ n.
جنایت
scarlet /ˈskɑːlɪt/ adj
قرمز لاکی
change mind /ʧeɪnʤ maɪnd/ v.
نظر خود را عوض کردن
mystery /ˈmɪstəri/ n.
راز
character /ˈkærɪktə/ n.
شخصیت
dress up /drɛs ʌp/ v.
لباس رسمی پوشیدن
blockbuster /ˈblɒkˌbʌstə/ adj.
شخص یا چیز قوی و موثر
TV drama /ˌtiːˈviː ˈdrɑːmə/ n.
سریال تلویزیونی
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
33 #At_the_Doctors
امی از بالای دیوار افتاده و پایش پیچ خورده. او به مطب دکتر مراجعه کرده است.
#Intermediate #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
امی از بالای دیوار افتاده و پایش پیچ خورده. او به مطب دکتر مراجعه کرده است.
#Intermediate #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
#Injuries
🔸 معنی چند جمله کلیدی در ویدیو را با هم مرور می کنیم:
I fell off a wall and twisted my ankle.
از دیوار افتادم و قوزک پام پیچ خورد.
It's really sore.
واقعا درد داره.
It looks very swollen.
انگار خیلی ورم کرده.
Does this hurt?
درد می گیره؟
Is this painful?
دردناکه؟
It's not broken.
نشکسته.
Try to hold the leg up.
سعی کن پات رو بالا نگهداری.
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی چند جمله کلیدی در ویدیو را با هم مرور می کنیم:
I fell off a wall and twisted my ankle.
از دیوار افتادم و قوزک پام پیچ خورد.
It's really sore.
واقعا درد داره.
It looks very swollen.
انگار خیلی ورم کرده.
Does this hurt?
درد می گیره؟
Is this painful?
دردناکه؟
It's not broken.
نشکسته.
Try to hold the leg up.
سعی کن پات رو بالا نگهداری.
🌍 @baranVIPenglish
همانطور که در ویدیو ملاحظه کردید دکتر خودش را جای امی گذاشت و توصیه ای به او کرد:
If I were you, I wouldn't climb onto any more walls.
اگر جای تو بودم، دیگه بالای دیوار نمیرفتم.
🌍 @baranVIPenglish
If I were you, I wouldn't climb onto any more walls.
اگر جای تو بودم، دیگه بالای دیوار نمیرفتم.
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
34 #The_internet
تیم برنرزلی، یکی از تأثیرگذارترین افراد دنیای فناوری در تاریخ است. بزرگترین دستاورد زندگی حرفهای او، فناوری وب است که دنیای اینترنت و ارتباطات را متحول کرد.
#Solutions #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
تیم برنرزلی، یکی از تأثیرگذارترین افراد دنیای فناوری در تاریخ است. بزرگترین دستاورد زندگی حرفهای او، فناوری وب است که دنیای اینترنت و ارتباطات را متحول کرد.
#Solutions #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو
estimate /ˈɛstɪmɪt/ v.
تخمین زدن
surf the web /sɜːf ðə wɛb/ v.
مرور وب
figure /'fɪgə/ n.
عدد
predict /prɪˈdɪkt/ v.
پیش بینی کردن
unique /juːˈniːk/ adj.
منحصربفرد
store /stɔː/ v
ذخیره کردن
laboratory /ləˈbɒrətəri/ n.
آزمایشگاه
invent /ɪnˈvɛnt/ v.
اختراع کردن
free of charge /friː ɒv ʧɑːʤ/ adj.
مجانی
access /ˈæksɛs/ v.
دسترسی داشتن
develop /dɪˈvɛləp/ v.
توسعه دادن
maintain /meɪnˈteɪn/ v.
حفظ کردن
knight /naɪt/ n.
شوالیه
research /rɪˈsɜːʧ/ n.
تحقیق
cope with /kəʊp wɪð/ v
از عهده چیزی برآمدن
confident /ˈkɒnfɪdənt/ adj.
مطمئن
🌍 @baranVIPenglish
estimate /ˈɛstɪmɪt/ v.
تخمین زدن
surf the web /sɜːf ðə wɛb/ v.
مرور وب
figure /'fɪgə/ n.
عدد
predict /prɪˈdɪkt/ v.
پیش بینی کردن
unique /juːˈniːk/ adj.
منحصربفرد
store /stɔː/ v
ذخیره کردن
laboratory /ləˈbɒrətəri/ n.
آزمایشگاه
invent /ɪnˈvɛnt/ v.
اختراع کردن
free of charge /friː ɒv ʧɑːʤ/ adj.
مجانی
access /ˈæksɛs/ v.
دسترسی داشتن
develop /dɪˈvɛləp/ v.
توسعه دادن
maintain /meɪnˈteɪn/ v.
حفظ کردن
knight /naɪt/ n.
شوالیه
research /rɪˈsɜːʧ/ n.
تحقیق
cope with /kəʊp wɪð/ v
از عهده چیزی برآمدن
confident /ˈkɒnfɪdənt/ adj.
مطمئن
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
35 #Complaining_in_a_Hotel
شارلوت که در اتاق هتل با مشکلاتی مواجه شده برای شکایت به مسئول پذیرش مراجعه می کند.
#Solutions #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
شارلوت که در اتاق هتل با مشکلاتی مواجه شده برای شکایت به مسئول پذیرش مراجعه می کند.
#Solutions #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 به جملاتی که شارلوت برای بیان مشکلات و اعتراض استفاده کرد توجه کنید:
I'd like to make a complaint.
می خوام شکایتی داشته باشم.
Our room is much too hot.
اتاق ما خیلی خیلی گرمه.
The heating is on all day and the window won't open.
سیستم گرمایشی تمام روز روشنه و پنجره باز نمیشه.
Something needs to be done about it.
باید کاری در موردش انجام بشه.
I asked for a newspaper to be delivered to my room this morning, but I didn't receive one.
درخواست داده بودم امروز صبح روزنامه به اتاقم تحویل بشه ولی دریافت نکردم.
That's really not good enough.
این خیلی خوب نیست.
🔸 مسئول پذیرش با جملات مودبانه زیر سعی دارد رضایت شارلوت را جلب کند.
I'm really sorry.
واقعا متاسفم.
I'll sort it out immediately.
فورا بهش رسیدگی می کنم.
I do apologize, but it's really beyond our control I'm afraid.
خیلی عذر می خوام، ولی متاسفانه این مشکل واقعا از کنترل ما خارجه.
🌍 @baranVIPenglish
I'd like to make a complaint.
می خوام شکایتی داشته باشم.
Our room is much too hot.
اتاق ما خیلی خیلی گرمه.
The heating is on all day and the window won't open.
سیستم گرمایشی تمام روز روشنه و پنجره باز نمیشه.
Something needs to be done about it.
باید کاری در موردش انجام بشه.
I asked for a newspaper to be delivered to my room this morning, but I didn't receive one.
درخواست داده بودم امروز صبح روزنامه به اتاقم تحویل بشه ولی دریافت نکردم.
That's really not good enough.
این خیلی خوب نیست.
🔸 مسئول پذیرش با جملات مودبانه زیر سعی دارد رضایت شارلوت را جلب کند.
I'm really sorry.
واقعا متاسفم.
I'll sort it out immediately.
فورا بهش رسیدگی می کنم.
I do apologize, but it's really beyond our control I'm afraid.
خیلی عذر می خوام، ولی متاسفانه این مشکل واقعا از کنترل ما خارجه.
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
36 #Shakespeare
ویلیام شکسپیر (۱۵۶۴-۱۶۱۶) شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس بزرگ انگلیسی است که ما اطلاعات کمی درباره زندگی شخصی او داریم.
#Solutions #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
ویلیام شکسپیر (۱۵۶۴-۱۶۱۶) شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس بزرگ انگلیسی است که ما اطلاعات کمی درباره زندگی شخصی او داریم.
#Solutions #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو
poet /ˈpəʊɪt/ n.
شاعر
playwright /ˈpleɪraɪt/ n.
نمایشنامه نویس
play /pleɪ/ n.
نمایش
sonnet /ˈsɒnɪt/ n.
غزل
rhythm /ˈrɪðəm/ n.
ریتم، آهنگ شعر
rhyme /raɪm/ n.
قافیه
theme /θiːm/ n.
تم، مضمون
gloves /glʌvz/ n.
دستکش
perform /pəˈfɔːm/ v.
اجرا کردن
recreation /ˌriːkrɪˈeɪʃən/ n.
تفریح
associate /əˈsəʊʃɪɪt/ v.
وابسته بودن، مرتبط بودن
🌍 @baranVIPenglish
poet /ˈpəʊɪt/ n.
شاعر
playwright /ˈpleɪraɪt/ n.
نمایشنامه نویس
play /pleɪ/ n.
نمایش
sonnet /ˈsɒnɪt/ n.
غزل
rhythm /ˈrɪðəm/ n.
ریتم، آهنگ شعر
rhyme /raɪm/ n.
قافیه
theme /θiːm/ n.
تم، مضمون
gloves /glʌvz/ n.
دستکش
perform /pəˈfɔːm/ v.
اجرا کردن
recreation /ˌriːkrɪˈeɪʃən/ n.
تفریح
associate /əˈsəʊʃɪɪt/ v.
وابسته بودن، مرتبط بودن
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
37 #Making_Plans
دن از امی درباره برنامه های آخر هفته می پرسد و به او پیشنهاد می دهد با هم دوچرخه سواری کنند.
#Solutions #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
دن از امی درباره برنامه های آخر هفته می پرسد و به او پیشنهاد می دهد با هم دوچرخه سواری کنند.
#Solutions #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 همانطور که در ویدیو ملاحظه کردید دن و امی برای صحبت درباره برنامه ها از be going to و برای صحبت کردن در مورد قرارها از حال استمراری استفاده کردند.
What are you doing at the weekend?
قراره چه کاری در آخر هفته انجام بدی؟
I'm going shopping on Saturday morning.
قراره صبح شنبه برم خرید.
Then I'm going to do my homework in the afternoon.
بعدش قصد دارم بعدازظهر تکالیفم رو انجام بدم.
I'm helping my dad.
قراره به بابام کمک کنم.
We're going to paint my bedroom.
قصد دارم اتاقم رو نقاشی کنم.
🌍 @baranVIPenglish
What are you doing at the weekend?
قراره چه کاری در آخر هفته انجام بدی؟
I'm going shopping on Saturday morning.
قراره صبح شنبه برم خرید.
Then I'm going to do my homework in the afternoon.
بعدش قصد دارم بعدازظهر تکالیفم رو انجام بدم.
I'm helping my dad.
قراره به بابام کمک کنم.
We're going to paint my bedroom.
قصد دارم اتاقم رو نقاشی کنم.
🌍 @baranVIPenglish