#Indirect_Questions
🔸 پرسیدن سوالات غیرمستقیم روشی برای برخورد محترمانه با دیگران است. با استفاده از ساختارهای زیر می توانید سوالات غیرمستقیم بسازید:
Can you tell me ...
فعل + فاعل + کلمه پرسشی +
Do you know ...
🔸 سوالات مستقیم:
How much will it cost?
هزینش چقدر میشه؟
How long will it take?
چقدر طول میکشه؟
🔸 سوالات غیرمستقیم:
Can you tell me how much it will cost?
ممکنه به من بگید هزینه اش چقدر میشه؟
Do you know how long it will take?
می دونید چقدر طول میکشه؟
🌍 @baranVIPenglish
🔸 پرسیدن سوالات غیرمستقیم روشی برای برخورد محترمانه با دیگران است. با استفاده از ساختارهای زیر می توانید سوالات غیرمستقیم بسازید:
Can you tell me ...
فعل + فاعل + کلمه پرسشی +
Do you know ...
🔸 سوالات مستقیم:
How much will it cost?
هزینش چقدر میشه؟
How long will it take?
چقدر طول میکشه؟
🔸 سوالات غیرمستقیم:
Can you tell me how much it will cost?
ممکنه به من بگید هزینه اش چقدر میشه؟
Do you know how long it will take?
می دونید چقدر طول میکشه؟
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
40 #At_a_Bus_Stop
لوک می خواهد به مرکز خرید منهتن برود. یک نفر در خیابان او را راهنمایی می کند.
#Cutting_Edge #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
لوک می خواهد به مرکز خرید منهتن برود. یک نفر در خیابان او را راهنمایی می کند.
#Cutting_Edge #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
41 #At_a_Train_Station
در این ویدیو مردی از مسئول اطلاعات ایستگاه سوالاتی در مورد ساعت حرکت قطارها می پرسد.
#Cutting_Edge #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
در این ویدیو مردی از مسئول اطلاعات ایستگاه سوالاتی در مورد ساعت حرکت قطارها می پرسد.
#Cutting_Edge #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
#had_better
از had better برای نصیحت و توصیه استفاده می شود. در واقع از ساختار had better همانند should و ought to استفاده می شود.
You'd better hurry.
بهتره عجله کنید.
🌍 @baranVIPenglish
از had better برای نصیحت و توصیه استفاده می شود. در واقع از ساختار had better همانند should و ought to استفاده می شود.
You'd better hurry.
بهتره عجله کنید.
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
42 #Chilean_Miners
در سال ۲۰۱۰، سقف معدن سن خوزه در شیلی فروریخت و ۳۳ معدنچی را ۶۹ روز در عمق ۷۰۰ متری زمین به دام انداخت.
#Cutting_Edge #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
در سال ۲۰۱۰، سقف معدن سن خوزه در شیلی فروریخت و ۳۳ معدنچی را ۶۹ روز در عمق ۷۰۰ متری زمین به دام انداخت.
#Cutting_Edge #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 معنی و تلفظ واژگان کلیدی در ویدیو
trap /træp/ v.
در دام انداختن
rescue /ˈrɛskjuː/ v.
نجات دادن
relief /rɪˈliːf/ n.
تسکین
survive /səˈvaɪv/ v.
زنده ماندن
ordeal /ɔːˈdiːl/ n.
کار شاق
collapse /kəˈlæps/ v.
سقوط کردن
despair /dɪsˈpeə/ n.
ناامیدی
proof /pruːf/ n.
نشان، گواه
ration /'ræʃən/ v.
جیره بندی کردن
food supply /fuːd səˈplaɪ/ n.
تامین مواد غذایی
erratic /ɪˈrætɪk/ adj.
بی قرار
emerge /ɪˈmɜːʤ/ v.
بیرون آمدن
come to terms with
/kʌm tuː tɜːmz wɪð/ v.
پذیرفتن یک اتفاق ناگوار
🌍 @baranVIPenglish
trap /træp/ v.
در دام انداختن
rescue /ˈrɛskjuː/ v.
نجات دادن
relief /rɪˈliːf/ n.
تسکین
survive /səˈvaɪv/ v.
زنده ماندن
ordeal /ɔːˈdiːl/ n.
کار شاق
collapse /kəˈlæps/ v.
سقوط کردن
despair /dɪsˈpeə/ n.
ناامیدی
proof /pruːf/ n.
نشان، گواه
ration /'ræʃən/ v.
جیره بندی کردن
food supply /fuːd səˈplaɪ/ n.
تامین مواد غذایی
erratic /ɪˈrætɪk/ adj.
بی قرار
emerge /ɪˈmɜːʤ/ v.
بیرون آمدن
come to terms with
/kʌm tuː tɜːmz wɪð/ v.
پذیرفتن یک اتفاق ناگوار
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
43 #Making_an_Arrangement
کارینا قصد داشت با تام به کنسرت برود، اما او قرار را کنسل کرد. حالا کارینا یک بلیت اضافه دارد و دنبال همراه می گردد.
#Cutting_Edge #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
کارینا قصد داشت با تام به کنسرت برود، اما او قرار را کنسل کرد. حالا کارینا یک بلیت اضافه دارد و دنبال همراه می گردد.
#Cutting_Edge #Dialogue
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
🔸 همانطور که ملاحظه کردید کارینا سعی کرد با چند نفر قراری را برای رفتن به کنسرت هماهنگ کند. به جملات کلیدی زیر توجه کنید:
I'm phoning to ask if you'd like to go to a gig with me tonight.
تلفن زدم بپرسم دوست داری امشب با من بیای کنسرت؟
I've got two tickets... Would you like to come?
من دو تا بلیت دارم. می خوای بیای؟
Oh, sorry. I can't. I'm going to my mom's.
متاسفم نمی تونم. دارم میرم خونه مامانم.
But another time maybe?
اما شاید یه وقت دیگه
How about next week instead?
بجاش هفته آینده چطوره؟
Yeah, I'd love to
آره با کمال میل.
Oh, that's great.
عالیه.
Shall we meet at eight o'clock?
ساعت هشت خوبه همدیگه رو ببینیم؟
Text me when you get there.
پیام بده وقتی اونجا رسیدی.
I'll see you then.
پس می بینمت.
🌍 @baranVIPenglish
I'm phoning to ask if you'd like to go to a gig with me tonight.
تلفن زدم بپرسم دوست داری امشب با من بیای کنسرت؟
I've got two tickets... Would you like to come?
من دو تا بلیت دارم. می خوای بیای؟
Oh, sorry. I can't. I'm going to my mom's.
متاسفم نمی تونم. دارم میرم خونه مامانم.
But another time maybe?
اما شاید یه وقت دیگه
How about next week instead?
بجاش هفته آینده چطوره؟
Yeah, I'd love to
آره با کمال میل.
Oh, that's great.
عالیه.
Shall we meet at eight o'clock?
ساعت هشت خوبه همدیگه رو ببینیم؟
Text me when you get there.
پیام بده وقتی اونجا رسیدی.
I'll see you then.
پس می بینمت.
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸 همراهان عزیز باران
از ابتدای خردادماه با دوره «اهمیت مذاکره در زندگی روزانه» در خدمت شما خواهیم بود.
#Negotiation #Coming_Soon
🌍 @baranVIPenglish
از ابتدای خردادماه با دوره «اهمیت مذاکره در زندگی روزانه» در خدمت شما خواهیم بود.
#Negotiation #Coming_Soon
🌍 @baranVIPenglish
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
44 #Addicted_to_Games
گسترش بازیهای اعتیادآور کامپیوتری اکنون به یک معضل جهانی تبدیل شده، به طوری که کره جنوبی سالانه هزینه هنگفتی را صرف درمان معتادان به بازی و اینترنت می کند.
#Cutting_Edge #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
گسترش بازیهای اعتیادآور کامپیوتری اکنون به یک معضل جهانی تبدیل شده، به طوری که کره جنوبی سالانه هزینه هنگفتی را صرف درمان معتادان به بازی و اینترنت می کند.
#Cutting_Edge #Culture
#Intermediate
🌍 @baranVIPenglish
addict /'ædɪkt/ n.
فرد معتاد
My friend is a video game addict.
دوست من به بازیهای ویدیویی معتاده.
addiction /əˈdɪk.ʃən/ n.
اعتیاد
His addiction began with cigarettes.
اعتیاد او با سیگار شروع شد.
addictive /əˈdɪk·tɪv/ adj.
اعتیادآور
Tobacco is highly addictive.
تنباکو بسیار اعتیادآوره.
addicted /əˈdɪk·tɪd/ adj.
معتاد
She was addicted to TV.
او به تلویزیون معتاد بود.
🌍 @baranVIPenglish
فرد معتاد
My friend is a video game addict.
دوست من به بازیهای ویدیویی معتاده.
addiction /əˈdɪk.ʃən/ n.
اعتیاد
His addiction began with cigarettes.
اعتیاد او با سیگار شروع شد.
addictive /əˈdɪk·tɪv/ adj.
اعتیادآور
Tobacco is highly addictive.
تنباکو بسیار اعتیادآوره.
addicted /əˈdɪk·tɪd/ adj.
معتاد
She was addicted to TV.
او به تلویزیون معتاد بود.
🌍 @baranVIPenglish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
45 #Phone_Calls
شان در جستجوی شغل دو تماس تلفنی برقرار می کند. یکی از منشی ها محترمانه پاسخ می دهد اما دیگری غیرمحترمانه برخورد می کند.
#Cutting_Edge #Dialogue
#Intermediate
@baranVIPenglish
شان در جستجوی شغل دو تماس تلفنی برقرار می کند. یکی از منشی ها محترمانه پاسخ می دهد اما دیگری غیرمحترمانه برخورد می کند.
#Cutting_Edge #Dialogue
#Intermediate
@baranVIPenglish