مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ – Telegram
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.21K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
Palo Volador
Slow Meadow
امشب دیگه نمی‌ترسم.
اسم شب:
اندازه تماشای قطارهای گذری شب، بی پناهم.
من وقتی سردم میشه، همه چیز تاریکه؛وقتی سردم میشه همه چیز بده؛ وقتی سردم میشه کاه، کوه میشه؛ انگار می‌خوام بمیرم یا نه شاید مردم؛ من وقتی سردم میشه حرف زدن‌های خوش باقی بمثابه‌ی‌ فحش محسوب میشه برام، هرچند اغلب یعنی اغلبِ بسیار حرف‌ زدن‌های‌ خوش باقی فحش محسوب میشه برام ( از جهت اینکه نمی‌خوام حرفی بشنوم)؛ من وقتی سردم میشه انگار فردا امتحان دارم و الان شبه و هیچی نخوندم، من وقتی سردمه فرار می‌کنم کأنهو وقتی که به امنیت نسبی من حمله میشه؛ من وقتی سردمه خیلی سردمه و خیلی و خیلی‌تر. وقتی سردمه هیچی خوب نیست و قرار نیست خوب بشه. من الان سردمه و سر شدم. سردمه درست مثل تمام وقت‌هایی که چیز یا کس مهمی ناامیدم میکنه. سرد مثل وقتی که چیز یا کس مهمی رو رها می‌کنم. اصلا چرا سردمه با اینکه زیر خروارها پتو دفن شدم؟
(پی‌نوشت: سردمه نه در معنای مجازی بل در معنای حقیقی( اصطلاحا یخ زدن، سرما به تن رسیدن، زمهریر) بکار رفته.)
اسم‌ شب:
بابا من اصلا از بیدار شدن خوشم نمیاد؛ لطفا فردا صبح من‌ رو بیدار نکن.
نخیر این حرف‌ها که دیگر بزرگ شدی و خانم‌سال و بالغ و بسی و این‌ها برای من کشک است یا حتی دوغ یا تره یا هیچ.
من “دوست دارم و باید”، که همه‌چیز درمورد من باشد.
اسم شب:
‏در انتهای تمام نسبت های اجتماعی و حتی خونی ما همه تنها هستیم و تلاش دیگران برای نقض این گزاره احمقانه است.
‏از اتاق رفتم بیرون گفتم: می‌شه کم‌تر با من حرف بزنید؟ یا نه نه ؛ اصلا با من حرف نزنید؟ گفتن چرا؟ گفتم چون حوصله ندارم و برگشتم تو اتاق‌. حالا چندسالی هست تو اتاق‌م و جوشونده می‌خورم و از حرف‌زدن فراری‌م.
‏—روایت کهن‌سالی.
لالایی
محمد نوری
آرام بخواب غزاله‌ی کوچک ما
اسم شب:

شب/داخلی/من
شب‌هایی‌ست بمانند امشب، که بچه‌سال می‌شوم و می‌ترسم. می‌دانم و می‌دانید که من همیشه بچه‌سال بوده و هستم و خواهم‌ساید( خواهم بود*). چند وقت پیش وقتی ترسیده بودم آن مرد قصه‌گو، قصه گفت آرام گرفتم. قصه‌ها همیشه آرام‌کننده‌اند. من قصه دوست دارم. مثل سوسکی که بچه سوسک‌‌ش را یا سگی که توله‌ش را یا غزاله‌ای که آغوش، سکوت، شیرموز،رقص،بربری و خیلی چیزها را.امشب ترسیده بودم ولی مَحَبت هم ترس را تار و مار می‌کند . امشب ناامید، سردی‌زده و عصبی هم بودم. تا همین لحظه بودید، گفتید، مراقب‌م بودید، مَحبت‌م کردید، برای‌م لالایی فرستادید، خواندید، خواندم، نازداری‌م کردید، گفتید بیا دست‌م را بگیر و فشار بده تا نترسی غزاله، گفتید بمانم براتان و گفتم هستم و هستیم، و شما، شما غریبه‌های دوست‌داشتنی عزیز، غزاله‌ی ترسیده‌ی ناامید عصبی را تنها وا نگذاشته و درست کردید و شب بخیرم گفتید.
با احترام بسیار، دوست‌دار و مَحبت‌دار شما هستم.
خب بعنوان نمی‌دانم کی! بذارید یه حقیقت رو تو صورتتون بکوبم. (می‌دونم و می‌دونین تنها کسی که حقیقت رو می‌کوبه تو صورت این و حتی اون من هستم).
“همگی ژاژ می‌خاییم یا اصطلاحا کس می‌گیم.”
حتی من هم ژاژ می‌خایم یا همون کس می‌گم. کسی نیست ژاژ نخاید یا همون کس نگه. مگر خلاف‌ش ثابت بشه در عمل. خلاصه پیش‌فرض رو بر ژاژ خایی یا همون کس‌گویی همه و حتی خودتون بگذارید.
(*ادوایس: حالا که فهمیدیم همه و حتی خودمان ژاژ می‌خاییم یا همون کس می‌گیم؛ حداقل ژاژ‌های مرغوب بخاییم یا همون کس خوب بگیم.)
از مام‌بزرگه بپرسید چقدر دیگر باید ساچ‌هایم (*زلف-مو) را حنا بگذارم، تا نارنج رنگ شود؟
اسم شب:
‏شَب بلند و تو مَلول و اَفسانه دَراز.
گفتم: ‏استفاده از فعل "بود" در مورد یه آدم یعنی تا اطلاع ثانوی مُرده و گاهی هیچ اطلاع ثانوی‌ای وجود نخواهد داشت. و‌ گفت: غزاله چند وقتیه خیلی از “بود” داری استفاده می‌کنی. حواس‌ت هست؟
گفتم: نمی‌دونم [مکث] شاید آره شاید هم نه.
با منی که بیست‌و‌سه سال نازنین عمرم رو با منطق محض گذروندم؛ با منطق و برهان صحبت نکنید. اگر آدم منطقی هستید که اصلا با من صحبت نکنید. دارم بهتون می‌گم که “لَذت زندگی تو بی‌دریغ بودنشه. مدیون دل‌تون نباشید بابا جان من.” لذا صحبت با منطق با بنده رو موکول کنید به جایی که عرب نی انداخت و زمانی که نی، گل میده.
اسم شب:

میای دورم نخ ببندی، بندازی دور گردنت تا گم نشم؟
بیدارید که؟
میو :””
‏من احتمالا جزو اون دسته‌م که توی کمدی‌ الهی دارن اعتراض میکنن که: بابا ما که هیچ کاری نکردیم! و جواب میگیرن که: اتفاقا گناه‌تون هم همینه.
‏هیچ کار نمیکنم. “نشسته‌م به در نگاه میکنم.”
‏قبل از هر بحثی وا داده‌ام. نتیجه همیشه ادامه‌‌ست، ادامه‌ی محض. اما در اصل می‌خواستم بگم، دیدن ویرونی لذت‌بخشه؛ مثل دیدن شیری که اون شب جلوی چشم‌م سرریز شد و هیچ‌کاری نکردم و تماشا کردم.
اسم شب:
بهش بگین کاکل‌زری! دیر اومدی... مُرد پری.