مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ – Telegram
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.21K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
من اگر‌ مرد بودم اسم‌م “حَسام‌ْ‌هژیر” بود، تو سی‌‌و‌یک سالگی عروسْ می‌گرفتم برای خودم که نُه‌سال کوچک‌تر از من بود. اسم عروس‌م، “ماه‌لیلی” بود. یک روز می‌رفتم جلوی محل کارش و زنگ‌ش می‌زدم و می‌گفتم: «بیا جلو در، لیلی‌ماه.» و “ماه‌لیلی‌”ای که رو ساق دست‌م تتو زده بودم رو نشون‌ش می‌دادم، چارقد گل‌داری که براش خریده بودم می‌نداختم شونه‌ش و نوک انگشت‌ش رو مثل همیشه فشار می‌دادم و برمی‌گشتم.
#اگرحسام‌هژیر‌بودم
بلوار امام خمینی 20
خانه‌ی “شهریوری‌ها”/ گل‌های غربت: شماره‌ی nاُم/در انتهای قطعه، بابا‌خان‌م بوسید من را.
اسم شب:
کی میای لیلی‌ماه، ماه لیلی، عروس‌م، کی میای؟
لیلی‌ماه نیومد، من دارم میام.
‏از ظهری می‌خواستم درس بخونم و بخوابم.هنوزم نخوندم، ولی همچنان برنامه اینه که درس بخونم و بعد بخوابم (کما اینکه فقط دارم فکر می‌کنم. یعنی من همیشه فکر می‌کنم. فکری زاییده شدم، یک نطفه‌ی فکری بودم اصلا.)اگه فردا شه چی.اگه فردا هم برنامه همین باشه چی.اگه درس‌م هرگز خونده نشه چی، و من هم هرگز به خواب نرم چی. اینجا تورج خان شعبان‌خانی داره می‌خونه: “اما افسوس تورو خواستن دیگه دیرههههههه دیگه دیرههههه ولی افسوس که نخواستن، دل‌م آروم نمی‌گیره نمی‌گیره” و همش این رو می‌خونه و می‌خونه ‌و من نمی‌تونم کاری بکنم و فقط بهش گوش می‌دم. حالا جدی! اگه هیچ وقت این درس خونده نشه و من هرگز به خواب نرم چی؟ اگه هرگز دل‌م آروم نگیره چی؟
‏ماه کامل بود. توی خیابان، از باران یک ساعت پیش آب جمع شده بود. تصویر ماه کامل روی آب یکی از گودال‌های خیابان افتاده بود. مرد لیوانش را از آبی که ماه رویش افتاده بود پر کرد یک نفس همه‌ی آب را نوشید. مرد از فردا شروع به کم شدن از طرف چپ بدنش کرد و هر ماه فقط یک شب کل بدنش کامل بود.
اسم شب:
[نترس بابا جان‌م! من هستم... قرار نیست ما بی‌هم، جایی بریم.]
he: maybe some exercise would help me to open my mind.
me: Isn't there anything that can close your mind? I'm tired.

=))
اسم شب:
آدم که الکی برا کسی پرتقال پوست نمی‌کَنه. می‌کَنه؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسم شب:
‏آدم مادامی رنج می‌کشه که انتظار داشته باشه.
‏«برداشتن آن گام کُشنده و دور انداختن همه چیز، خودش نوعی رهایی است؛ من حتی نیم‌نگاهی به پیامدهایش نینداختم. تسلیم بی‌قیدوشرط و مطلق در برابر زنی که دوست می‌داری، بریدن از هر پیوندی به جز میل به از دست ندادن او؛ که خودْ وحشتناک‌ترینِ پیوندهاست.»

‏سکسوس|هنری میلر
.
اسم شب:
عاح پدر! کجا بدنبال دستان خشن و فرمان‌دهنده‌ی مورد علاقه‌م باشم؟
وقتی به یخچال نگاه نمی‌کنم، نیست
وقتی به اتاق‌م نگاه نمی‌کنم، نیست
اما وقتی به تو نگاه نمی‌کنم هستی
هیچ‌کس اینجا نیست جز تو.
اما تو... تو کجایی؟ اصلا کی هستی؟
.
اسم شب:
‏می‌دیدیم که مورچه‌ها دست‌پاچه از لقمه‌م بیرون میان. همه‌شونو خوردم.