اسم شب:
بهت میگم “سّگ”؛ جوری که قراره بعدش بگی آ.
بهت میگم “سّگ”؛ جوری که قراره بعدش بگی آ.
هیچ چیز زیباتر و با شکوهتر از اینکه تنم را به تن موجودی که دوسته میدارمش، بچسبانم نیست.
“سلام بابا”
.
“سلام بابا”
.
عزیزم! تمامی واژهها رنگ باختهاند. هیچ دستآویزی برای چنگ زدن وجود ندارد. جایی برای بند شدن هم. یکی گفت: «الان جایی برای بند شدن نیست؛ تو که از ابتدا جایی بند نمیشدی!» چیزی حواسم را پرت نمیکند. و هیچکس و هیچ چیز مورد رضایتم نیست. میگوید “در این مواقع میبایست خوابید. به ضرب و زور باید خوابید. از زیر سنگ هم شده خواب را باید به چشم آورد.”
اما من خواستم کوچهخواب باشم.
اما من خواستم کوچهخواب باشم.
پاکدامنی، اخلاق، وجدان الفاظی برای بند کشیدن انسانند. انسان آزاد و برهنه بوجود آمده و باید این آزادی رو حفظ کنه.
در بند اخلاق نباشید.
.
در بند اخلاق نباشید.
.
اسم شب:
خودتو نباز بچه. از راه رفته برنگرد. شک نکن __ حتی لحظهای.
خودتو نباز بچه. از راه رفته برنگرد. شک نکن __ حتی لحظهای.
بگذارید مسئله رو تشریح کنم. ببنیند شما در ارتباط با بنده، ممکنه چندین و چند بار دچار خطا بشید، زیاده و نامربوط صحبت کنید، گستاخ باشید؛ اما من لبخند میزنم و سکوت میکنم. تاا کِی؟ تا وقتی چشمهای باباقوریتان را باز کرده و میبینید منی در کار نیست. اهل ادب آنجا و آنموقع میفرمایند:«اون مَمه رو لولو برد.» آمّا من چون ادیب نیستم بهتان میفهمانم یا نه به عرضهتان میرسانم:
“عزیزم! الان حتی اگه “گُّه” هم بخوری فایده نداره نداره.”
“عزیزم! الان حتی اگه “گُّه” هم بخوری فایده نداره نداره.”
بزدلی، زنندهترین صفت آدمیه بابا. خایه داشته باشیم. خایه خوب است. زن و مرد هم ندارد.
اسم شب:
از همه چیز و همه کس اندازهی همین سقفی که بهش زل زدهم، دورم. شاید هم خیلی بیشتر؛ بیشتر تر تر .
از همه چیز و همه کس اندازهی همین سقفی که بهش زل زدهم، دورم. شاید هم خیلی بیشتر؛ بیشتر تر تر .
«نه چیزی هست که بگویی، نه چیزی که با آن بگویی، نه چیزی که از آن بگویی، نه توانی برای گفتن، نه میلی به گفتن... اما باید گفت.»
اما آقای بکت! از نظر من هیچ بایدی وجود نداره.
اما آقای بکت! از نظر من هیچ بایدی وجود نداره.
Lost Her to Wolves
Strangers on a Train
تابهحال به شکل یک کلم پیچ نگاه کردهاید؟
آنطور که لایههای نازک سفید دور یکدیگر میپیچند، آنطور که دوست دارم این آواز را دور خود بپیچم.
@BeeBooBeeBooBe
آنطور که لایههای نازک سفید دور یکدیگر میپیچند، آنطور که دوست دارم این آواز را دور خود بپیچم.
@BeeBooBeeBooBe
دیده شده قهوه رو با خرما خوردم، دوست دارم دستبندم دست چپم و ساعتم دست راستم باشه، غالبا اسامی آرتیستها و کارگردانهای مشهور یادم نمیمونه. موزیکهایی که قشنگ میپنداریدشون حوصلهم رو سر میبره. تو راه موندن رو به رسیدن ترجیح میدم.
بله قبول دارم من در هر زمینهای ناامیدکنندهم. و کاری ازم ساخته نیست.
بله قبول دارم من در هر زمینهای ناامیدکنندهم. و کاری ازم ساخته نیست.
گفت اسم شب (کیمیا):
بیا خودمون باشیم؛ مست و پاتیل.
گفتم اسم شب:
یک روز که باشم مست، لایعقل و ترد و سست
یک روز ارس گردم، اطراف تو را گردم.
بیا خودمون باشیم؛ مست و پاتیل.
گفتم اسم شب:
یک روز که باشم مست، لایعقل و ترد و سست
یک روز ارس گردم، اطراف تو را گردم.
خداوندا اگر هستی، من و عزیزانم را از خشکسالی، دروغ و انسانهای پتیارهنژاد مصون بدار. آمِن.
کما اینکه سن اهمیت دادنم گذر کرده. ناتوان از اهمیت دادنم. عاح.