بزدلی، زنندهترین صفت آدمیه بابا. خایه داشته باشیم. خایه خوب است. زن و مرد هم ندارد.
اسم شب:
از همه چیز و همه کس اندازهی همین سقفی که بهش زل زدهم، دورم. شاید هم خیلی بیشتر؛ بیشتر تر تر .
از همه چیز و همه کس اندازهی همین سقفی که بهش زل زدهم، دورم. شاید هم خیلی بیشتر؛ بیشتر تر تر .
«نه چیزی هست که بگویی، نه چیزی که با آن بگویی، نه چیزی که از آن بگویی، نه توانی برای گفتن، نه میلی به گفتن... اما باید گفت.»
اما آقای بکت! از نظر من هیچ بایدی وجود نداره.
اما آقای بکت! از نظر من هیچ بایدی وجود نداره.
Lost Her to Wolves
Strangers on a Train
تابهحال به شکل یک کلم پیچ نگاه کردهاید؟
آنطور که لایههای نازک سفید دور یکدیگر میپیچند، آنطور که دوست دارم این آواز را دور خود بپیچم.
@BeeBooBeeBooBe
آنطور که لایههای نازک سفید دور یکدیگر میپیچند، آنطور که دوست دارم این آواز را دور خود بپیچم.
@BeeBooBeeBooBe
دیده شده قهوه رو با خرما خوردم، دوست دارم دستبندم دست چپم و ساعتم دست راستم باشه، غالبا اسامی آرتیستها و کارگردانهای مشهور یادم نمیمونه. موزیکهایی که قشنگ میپنداریدشون حوصلهم رو سر میبره. تو راه موندن رو به رسیدن ترجیح میدم.
بله قبول دارم من در هر زمینهای ناامیدکنندهم. و کاری ازم ساخته نیست.
بله قبول دارم من در هر زمینهای ناامیدکنندهم. و کاری ازم ساخته نیست.
گفت اسم شب (کیمیا):
بیا خودمون باشیم؛ مست و پاتیل.
گفتم اسم شب:
یک روز که باشم مست، لایعقل و ترد و سست
یک روز ارس گردم، اطراف تو را گردم.
بیا خودمون باشیم؛ مست و پاتیل.
گفتم اسم شب:
یک روز که باشم مست، لایعقل و ترد و سست
یک روز ارس گردم، اطراف تو را گردم.
خداوندا اگر هستی، من و عزیزانم را از خشکسالی، دروغ و انسانهای پتیارهنژاد مصون بدار. آمِن.
کما اینکه سن اهمیت دادنم گذر کرده. ناتوان از اهمیت دادنم. عاح.
اسم شب:
گفتم: که اگر ببوسمت تبدیل به افسانه خواهیشد.
گفتم: که اگر ببوسمت تبدیل به افسانه خواهیشد.
یادمه صحبت به جایی رسید که گفت:« تو مثل کولی بیتعلقی. رشتهای برای پیوند نداری. کولیها جایی بند نمیشن. کولیها در بند یاد و خاطرات نیستن. تو کولیای و ضرورت به نسیان سپردن رو خوب میفهمی. میفهمی.»
تکرار میکنم: “ضرورت به نسیان سپردن” [سکوت] اوهوم [ دم صدادار] اما نسیان سپردن چی یا کی؟ [سکوت] کما اینکه نیازی نیست “منبودن” رو یادم بیاری.
تکرار میکنم: “ضرورت به نسیان سپردن” [سکوت] اوهوم [ دم صدادار] اما نسیان سپردن چی یا کی؟ [سکوت] کما اینکه نیازی نیست “منبودن” رو یادم بیاری.
تنها هستم و دارم تاریخ زندگانی و ارتباطاتم رو مرور میکنم. در طول تاریخ به کررات این دست صحبتها و نوشتهها مستقیم و غیر مستقیم به حضورم گفته یا نوشته شده. اندوهمند از اینم احدی نیست که من رو متوجه باشه. عاح.
اسم شب:
”گفت: چرا شکستی؟
گفت: جهت آنکه تو بگویی چرا شکستی.”
”گفت: چرا شکستی؟
گفت: جهت آنکه تو بگویی چرا شکستی.”
-تنها نمان دردت به سرم. تنها نمان سردت میشه بابا.
+میخوام تنها بمونم و سردم بشه.
-سگ. سگگ.
+هاپ هاپ.
#گفتوگو
+میخوام تنها بمونم و سردم بشه.
-سگ. سگگ.
+هاپ هاپ.
#گفتوگو
گفتم: اگر تن آدمیزاد به تن کسی که دوستش میداره نخوره، مریض میشه. لذا بیمهابا “بیآگوشید”.