مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ – Telegram
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.21K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
اسم‌ شب:
‏ميهمان ناخوانده در اتاق پهلويي سوت مي‌كشد
‏ابر اتاق پهلويي را نوازش مي‌كند
‏در اتاق پهلويي خون مي‌چكد
و ليلي زن مي‌شود.
من رو به خودم، در انتخاب برای ارتباطم، معاشرت و دوستی و در نهایت هم‌پیالگی‌ با خودتان، بی‌اعتماد نکنید.
اعتماد من رو نسبت به خودم حافظ باشید.
۲۵ دقیقه به رفتن
شل سیلورستاین، ۱۹۶۲.

بیرون سلولم چوبه‌ی دار برپا می‌کنن
۲۵ دقیقه وقت دارم
۲۵ دقیقه‌ی دیگه توی جهنم‌ام
۲۴ دقیقه وقت دارم
آخرین غذای من کمی لوبیاست
۲۳ دقیقه مونده
هیچکس نمی‌پرسه چه احساسی دارم
۲۲ دقیقه مونده
به فرماندار نامه نوشتم، لعنت خدا بر همه‌ی اونها
آه... ۲۱ دقیقه‌ی دیگه باید برم
به شهردار تلفن می‌کنم، رفته نهار بخوره
۲۰ دقیقه‌ دیگه وقت دارم
کلانتر می‌گه: «پسر، می‌خوام مُردنت رو ببینم!»
۱۹ دقیقه مونده
به صورتش نگاه می‌کنم و می‌خندم، به چشم‌هاش تُف می‌کنم
رئیس زندان رو صدا می‌زنم تا بیاد و به حرف‌هام گوش بده
۱۷ دقیقه باقی مونده
می‌گه: «یک هفته نه، سه هفته‌ی دیگه خبرم کن.»
حالا فقط ۱۶ دقیقه وقت داری
وکیلم می‌گه متاسفانه نشد برات کاری انجام بدم
ممم... ۱۵ دقیقه باقی مونده
اشکالی نداره، اگه خیلی ناراحتی، بیا جات رو با من عوض کن
۱۴ دقیقه وقت دارم
پدر روحانی میاد تا روحم رو نجات بده
توی این ۱۳ دقیقه‌ی باقی مونده
از آتیش و سوختن می‌گه ولی من احساس می‌کنم سردمه
۱۲ دقیقه‌ی دیگه وقت دارم
چوبه‌ی دار رو آزمایش می‌کنن، پشتم می‌لرزه
۱۱ دقیقه وقت دارم
چوبه‌ی دار عالی کار می‌کنه
۱۰ دقیقه‌ی دیگه وقت دارم
منتظرم که عفوم کنن... آزادم کنن
توی این ۹ دقیقه‌ی باقی‌مونده
اما این‌که یه فیلم سینمایی نیست، بلکه... خب به درک
۸ دقیقه‌ی دیگه وقت دارم
حالا از نردبون بالا می‌رم تا روی سکوی اعدام قرار بگیرم
۷ دقیقه‌ی دیگه وقت دارم
بهتره حواسم جمع قدم‌هام باشه وگرنه پاهام می‌شکنه
۶ دقیقه وقت دارم
حالا پام روی سکوست و سرم در حلقه‌ی دار...
۵ دقیقه‌ی دیگه وقت باقی مونده
یاللا، عجله کنید! چیزی بیارید و طناب رو پاره کنید
۴ دقیقه‌ی دیگه وقت دارم
حالا می‌تونم تپه‌ها رو تماشا کنم، آسمون رو ببینم
۳ دقیقه‌ی دیگه باقی مونده
مُردن! مُردنِ انسان، به راستی نکبت‌باره
۲ دقیقه وقت دارم
صدای کرکس‌ها رو می‌شنوم... صدای کلاغ‌ها رو می‌شنوم
۱ دقیقه‌ی دیگه مونده
و حالا تاب می‌خورم و می‌ی‌ی‌ی‌رم...
اسم شب:
زورم به باز کردن در قوطی نرسید. بیا درشو شل کن تا خودم بازش کنم.
گناه بنیانی مرد، بزدلی‌ست؛ گناه بنیانی زن، بیرحمی. ناتوانی بنیانی مرد، پریدن است؛ ناتوانی بنیانی زن، بخشودن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزاله در فیلم “تانگوی شیطان” اثر بلاتار.
احساس “عدم کیفیت و گرمی حضور” دارم.
اسم شب:
میخوام همه‌ی دکمه‌های آسانسور رو باهم فشار بدم و امیدوار باشم منو به یک جهان موازی ببره.
برام نوشته: برا سامورایی همه‌جا جاپونه.
“رادیو حمیدرضا”
ما از تهِ قلب به مذهبِ لینگُم گرویده‌ایم و دیگر حنای هیچ مذهبی پیشمان رنگی ندارد. جانم برایتان بگوید، اگر خدا وجود داشت دیگر احتیاجی به کشیش و آخوند و خاخام و مسجد و کلیسا و کنیسه نبود. مظهرِ پرستشِ ما محسوس و در دسترس همگی است و میانجی لازم ندارد، حتی از تبلیغ هم بی‌نیاز است. مُشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. چون آنچه که مشکوک است همیشه تبلیغ لازم دارد.
در مملکتی که دزد و مارگیر و آخوند شپشوی آن سالی چندین رأس دکتر به جامعه تحویل میدهند و ارزش دانشگاهی در آن معنی ندارد افتخار میکنم که هیچ مدرکی ندارم.

صادق هدایت/
۱۲۸۱.۱۱.۲۸
۱۳۳۰.۱.۱۹

.
ای دخترِ دور از دسترسِ عزیزِ من... کنارِ پنجره ایستاده‌ام و ضمنِ بازی‌کردن با دستگیره‌‌ی آن، این احساس را پیدا کرده‌ام که وظیفه دارم پنجره را باز کنم و خودم را از آنجا به بیرون پرت کنم.


[کافکا - نامه به فلیسه]
اسم شب:

[‏-سَ سَ سَقفمون
‏+آسمون
‏-سقفمون
‏+آسمووون [خنده]

‏“سقفمون، آسمون آبی باشه.”]

—سنتوری
.
Half Light
Banners
چون مجمع بیداره.
@BeeBooBeeBooBe
[خودم ساختمت
بزرگت کردم
مال منی دیو کوچولو]
.
—سیِ یازدهِ نود و گه.

گفتم “آ”، جوری که تو نبودی. گفتم “آ”، و تو چوب‌سیگاری یادگارت توتون کشیدم. گفتم “آ” و ها درازی کردم تو هوا. گفتم “آ” اما نشنیدم بگی: “غزالَه قیزیم نازالَه قیزیم”. گفتم “آ” و ژاکت اناریت رو تن کردم. گفتم “آ”؛ شاه‌بی‌بی نیستی و برف داره وارش میکنه. “آ”؛ شاه‌بی‌بی توتون هم توتون‌های قدیم. گفتم “آآ”؛ آسمون امشب صدای شِروه خوندن‌های تورو میده.
گفت اسم شب:
[تاریکی و سردی قلبت رو بلعیده غزاله‌ی کوچک.]