مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ – Telegram
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.21K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
—سیِ یازدهِ نود و گه.

گفتم “آ”، جوری که تو نبودی. گفتم “آ”، و تو چوب‌سیگاری یادگارت توتون کشیدم. گفتم “آ” و ها درازی کردم تو هوا. گفتم “آ” اما نشنیدم بگی: “غزالَه قیزیم نازالَه قیزیم”. گفتم “آ” و ژاکت اناریت رو تن کردم. گفتم “آ”؛ شاه‌بی‌بی نیستی و برف داره وارش میکنه. “آ”؛ شاه‌بی‌بی توتون هم توتون‌های قدیم. گفتم “آآ”؛ آسمون امشب صدای شِروه خوندن‌های تورو میده.
گفت اسم شب:
[تاریکی و سردی قلبت رو بلعیده غزاله‌ی کوچک.]
‏به خودم اومدم دیدم ساعت ۴ صبح دارم توی نمکدون‌های خالی نمک می‌ریزم.
کمی تا گرگ و میش.
به بزرگ‌تر و صاحابام بگویید، این سگ از خستگی مرد.
مرا تنها با انسان‌هایی که “کیر” می‌کنندمشان قضاوت کنید.
اسم شب:
‏"به ناگاه فرزندی زاده شد. عجیب الخلقه و مفلوک. ببچاره و بیمار. چشم به راه تیمار. وی را "دلتنگی" نام نهادند."
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این موزیک رو باید دید. ریخت آدام رو باید دید. درمورد این موزیک ویدیو، همه‌چیز باید. من هم باید. حتی در بستر مُردگی.
—یکبار برای همیشه‌ی همیشه‌ها.

تعدد پیغام‌های ناشناس داره میگه شما‌ها فکر‌می‌کنید غزاله با تمامی مذکرات (ات تأنیث برای مذکر!) می‌پره! حرف‌هاتون می‌رسونه فکر می‌کنید که غزاله‌ پارتنرهای مختلف داره. یا غزاله معتقده خب هر گلی یه بویی و جایی و جونی داره. دارید مستقیم از ویرجین بودن یا نبودن من سوال می‌کنید، از داشتن رابطه‌ی عاطفی با شخص خاص؛ می‌پرسید اگر احسان حسینی واقعا شوگر ددی من نیست پس چی من هست؟ یا آنی که من باهاش هستم مشخصات و جد و آل‌اش کی‌ان؟
شماها می‌دونید من اهل تعارف نیستم همچنین اهل رک‌گویی هم. اتفاقاً من اصلاً هم آدم رُکی نیستم.
‏برای رک بودن باید تا رک گفتن پایین اومد.
‏اما ابراز ،ْ انواع بدیع‌تری هم داره. کما اینکه بعضا، یعنی بعضا بسیار، متوجه ابرازِ از سرْ وا کردن نیستید. اینکه با لبخند بگم: «قربانت شم ...»؛ پس صراحتا عرض می‌کنم: حقیقت زندگانی من مطلقا به هیچ احدی یا جانوری مربوطه نیست. اگر بنظر می‌رسه غزاله مسیحی یا یهودی یا آتئیست یا کلبی یا هیپی یا بدکاره هست یا فالان و‌حتی فیلان ، مبنا رو‌ بر همون بذارید و نیاین از من از صحت و‌ سقم فرضیه‌تون سوال کنین تا اطمینانتون حاصله شه.
اما یک‌چیز رو از من برای باقی‌مانده‌ی عمر نخ‌نما‌تون داشته باشید!
«باقی رو وا بِنهید. و درگیر مسائل کلان خودتون باشید. دانستن دین و تعدد روابط و گرایشات من و سگ و سگ‌های دیگر، مسئله‌ی‌ مربوطه به زندگی شما نیست. دغدغه‌مند مسائل خودتون باشید.
زندگی‌مند زندگی خودتون باشید بابا‌جان‌های من.»

پایان پیغام.
اسم شب:
اتفاقا من هم احمد‌جان. من هم بد بودم اما بدی نبودم.
درسته كه شب «تشديد» ماجراست؛
عوضش روز هم «مَد چار انگشتی»ه .
و “غریب بودن” بیشتر از هر دیروز دیگری، امروز به من، زنی سگ، در اثنای روز پتیاره، دست‌درازی می‌کنه.
‏این‌که با آدم‌ها به تأنی و آهستگی رفتار می‌کنم و همه‌چیز را محول می‌کنم به نشانه‌ها و استعاره‌ها و سکوت‌ها، تنها یک دلیل دارد؛ نفرت و کهولت، از پای‌ام درآورده.
اسم شب:
‏و رد انکارت افتاده است بر دیوار.
ریگ روان|استیو تولتز
اگه سد ها زودتر از موعد بشکنن، اگه بالای تپه جایی برای پناه بردن نباشه، اگه مغزت از دغدغه های گنگ منفجر بشه، تو رو توی نیمه تاریک ماه خواهم دید.
‏-پینک فلوید-
قربان شمایل و شکایل و وجناتتان! من حتی مکالمه با خودم رو هم نصفه و ابتر رها می‌کنم. تصدقتان! برای آسودگی روان خودتان، انتظاراتتان را از من بیارید پایین. خیلی پایین. خیلی خیلی پایین.