—یکبار برای همیشهی همیشهها.
تعدد پیغامهای ناشناس داره میگه شماها فکرمیکنید غزاله با تمامی مذکرات (ات تأنیث برای مذکر!) میپره! حرفهاتون میرسونه فکر میکنید که غزاله پارتنرهای مختلف داره. یا غزاله معتقده خب هر گلی یه بویی و جایی و جونی داره. دارید مستقیم از ویرجین بودن یا نبودن من سوال میکنید، از داشتن رابطهی عاطفی با شخص خاص؛ میپرسید اگر احسان حسینی واقعا شوگر ددی من نیست پس چی من هست؟ یا آنی که من باهاش هستم مشخصات و جد و آلاش کیان؟
شماها میدونید من اهل تعارف نیستم همچنین اهل رکگویی هم. اتفاقاً من اصلاً هم آدم رُکی نیستم.
برای رک بودن باید تا رک گفتن پایین اومد.
اما ابراز ،ْ انواع بدیعتری هم داره. کما اینکه بعضا، یعنی بعضا بسیار، متوجه ابرازِ از سرْ وا کردن نیستید. اینکه با لبخند بگم: «قربانت شم ...»؛ پس صراحتا عرض میکنم: حقیقت زندگانی من مطلقا به هیچ احدی یا جانوری مربوطه نیست. اگر بنظر میرسه غزاله مسیحی یا یهودی یا آتئیست یا کلبی یا هیپی یا بدکاره هست یا فالان وحتی فیلان ، مبنا رو بر همون بذارید و نیاین از من از صحت و سقم فرضیهتون سوال کنین تا اطمینانتون حاصله شه.
اما یکچیز رو از من برای باقیماندهی عمر نخنماتون داشته باشید!
«باقی رو وا بِنهید. و درگیر مسائل کلان خودتون باشید. دانستن دین و تعدد روابط و گرایشات من و سگ و سگهای دیگر، مسئلهی مربوطه به زندگی شما نیست. دغدغهمند مسائل خودتون باشید.
زندگیمند زندگی خودتون باشید باباجانهای من.»
پایان پیغام.
تعدد پیغامهای ناشناس داره میگه شماها فکرمیکنید غزاله با تمامی مذکرات (ات تأنیث برای مذکر!) میپره! حرفهاتون میرسونه فکر میکنید که غزاله پارتنرهای مختلف داره. یا غزاله معتقده خب هر گلی یه بویی و جایی و جونی داره. دارید مستقیم از ویرجین بودن یا نبودن من سوال میکنید، از داشتن رابطهی عاطفی با شخص خاص؛ میپرسید اگر احسان حسینی واقعا شوگر ددی من نیست پس چی من هست؟ یا آنی که من باهاش هستم مشخصات و جد و آلاش کیان؟
شماها میدونید من اهل تعارف نیستم همچنین اهل رکگویی هم. اتفاقاً من اصلاً هم آدم رُکی نیستم.
برای رک بودن باید تا رک گفتن پایین اومد.
اما ابراز ،ْ انواع بدیعتری هم داره. کما اینکه بعضا، یعنی بعضا بسیار، متوجه ابرازِ از سرْ وا کردن نیستید. اینکه با لبخند بگم: «قربانت شم ...»؛ پس صراحتا عرض میکنم: حقیقت زندگانی من مطلقا به هیچ احدی یا جانوری مربوطه نیست. اگر بنظر میرسه غزاله مسیحی یا یهودی یا آتئیست یا کلبی یا هیپی یا بدکاره هست یا فالان وحتی فیلان ، مبنا رو بر همون بذارید و نیاین از من از صحت و سقم فرضیهتون سوال کنین تا اطمینانتون حاصله شه.
اما یکچیز رو از من برای باقیماندهی عمر نخنماتون داشته باشید!
«باقی رو وا بِنهید. و درگیر مسائل کلان خودتون باشید. دانستن دین و تعدد روابط و گرایشات من و سگ و سگهای دیگر، مسئلهی مربوطه به زندگی شما نیست. دغدغهمند مسائل خودتون باشید.
زندگیمند زندگی خودتون باشید باباجانهای من.»
پایان پیغام.
اسم شب:
اتفاقا من هم احمدجان. من هم بد بودم اما بدی نبودم.
اتفاقا من هم احمدجان. من هم بد بودم اما بدی نبودم.
درسته كه شب «تشديد» ماجراست؛
عوضش روز هم «مَد چار انگشتی»ه .
عوضش روز هم «مَد چار انگشتی»ه .
و “غریب بودن” بیشتر از هر دیروز دیگری، امروز به من، زنی سگ، در اثنای روز پتیاره، دستدرازی میکنه.
اینکه با آدمها به تأنی و آهستگی رفتار میکنم و همهچیز را محول میکنم به نشانهها و استعارهها و سکوتها، تنها یک دلیل دارد؛ نفرت و کهولت، از پایام درآورده.
اگه سد ها زودتر از موعد بشکنن، اگه بالای تپه جایی برای پناه بردن نباشه، اگه مغزت از دغدغه های گنگ منفجر بشه، تو رو توی نیمه تاریک ماه خواهم دید.
-پینک فلوید-
-پینک فلوید-
قربان شمایل و شکایل و وجناتتان! من حتی مکالمه با خودم رو هم نصفه و ابتر رها میکنم. تصدقتان! برای آسودگی روان خودتان، انتظاراتتان را از من بیارید پایین. خیلی پایین. خیلی خیلی پایین.
اسم شب:
[بیا تو گنجهی خودم پنهونت کنم، بیا تا کسی پیدات نکنه. این گنجهِه کهنهستآآ ولی همیشه باهامه. بیا بیا اینجوری تو هم باهامی.]
[بیا تو گنجهی خودم پنهونت کنم، بیا تا کسی پیدات نکنه. این گنجهِه کهنهستآآ ولی همیشه باهامه. بیا بیا اینجوری تو هم باهامی.]
اسم شب:
Remember, you can disappear into the woods whenever you want. You’re an adult.
Remember, you can disappear into the woods whenever you want. You’re an adult.
همچنین بدیهیست که بیشتر دوستم بدارند و خوشگلها باید برقصند.
گفت اسم شب:
زمستون، حضور موسیکوتقیها رو کمرنگ تر میکنه. نکنه تو هم موسیتقیای غزاله؟
زمستون، حضور موسیکوتقیها رو کمرنگ تر میکنه. نکنه تو هم موسیتقیای غزاله؟
گفت: قبلا سکوتهات قشنگ بود، معنادار بود. اما الان فقط سکوت تخمیِ ممتد میکنی. چته غزاله؟