This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤷♀26🤷2
- ما ۴ نوع "دانستن" داریم:
۱. دانستن گزارهای - زبانی (propositional. میدونیم که زمین گرده. مربوط به خاطرات فکچوال)
۲. دانستن عملی (procedural. میدونیم چطور دوچرخه سواری کنیم. مربوط به خاطرات سنسوری - موتوری)
۳. دانستن پرسپکتیوی (prespecutival. میدونیم الان کجاییم و چه زمانیه و شرایط چطوره. این دانش و تجربهی وجودی ماست و مربوطه به هشیاری ما. مربوطه به سیستم خاطرات اپیزودیک، جون وقتی خاطراتمون رو به یاد میاریم انگار خودمون و تجربه ی وجودیمون رو میبریم به اون زمان. همینطور وقتی خودمون رو در آینده تصور میکنیم و یا خودمون رو جای فرد دیگه ای میذاریم.)
۴. دانستن نقشمحور (participatory. حس تعلق داشتن به دنیای بیرون. دانستن و توانستن شکل دادن به دنیای بیرون، همونطور که هر موجود زنده ای به محیط اطرافش شکل میده. سیستم خاطرهای "نَفس" یا "من". اون دانستنی که به تو میگه در هر شرایط چه نقشی رو به عنوان یک فرد باید انتخاب کنی)
- جان ورواکه
۱. دانستن گزارهای - زبانی (propositional. میدونیم که زمین گرده. مربوط به خاطرات فکچوال)
۲. دانستن عملی (procedural. میدونیم چطور دوچرخه سواری کنیم. مربوط به خاطرات سنسوری - موتوری)
۳. دانستن پرسپکتیوی (prespecutival. میدونیم الان کجاییم و چه زمانیه و شرایط چطوره. این دانش و تجربهی وجودی ماست و مربوطه به هشیاری ما. مربوطه به سیستم خاطرات اپیزودیک، جون وقتی خاطراتمون رو به یاد میاریم انگار خودمون و تجربه ی وجودیمون رو میبریم به اون زمان. همینطور وقتی خودمون رو در آینده تصور میکنیم و یا خودمون رو جای فرد دیگه ای میذاریم.)
۴. دانستن نقشمحور (participatory. حس تعلق داشتن به دنیای بیرون. دانستن و توانستن شکل دادن به دنیای بیرون، همونطور که هر موجود زنده ای به محیط اطرافش شکل میده. سیستم خاطرهای "نَفس" یا "من". اون دانستنی که به تو میگه در هر شرایط چه نقشی رو به عنوان یک فرد باید انتخاب کنی)
- جان ورواکه
Rational people actively care about the possibility of self-deception. Not just in theory, but in practice. That's metacognition.
Rational is jot synonymus to logical. To be rational, is to know where, when, and to what degree you should be logical.
- John Vervaeke
Rational is jot synonymus to logical. To be rational, is to know where, when, and to what degree you should be logical.
- John Vervaeke
جان ورواکه میگه که سیستم پردازشی موجودات زنده بر خلاف کامپیوترها به اطلاعاتی که واردش میشه اهمیت میده، چون لازمه فقط طلاعاتی رو پردازش کنه که مهم هستن. چیزی برای موجود زنده مهمه که بقاش رو تحت تاثیر قرار بده. ولی اطلاعات برای کامپیوتر مهم نیستن، چون پروسه ی انتخاب طبیعی ای نبوده که باعث بشه بقا برای کامیوتر مهم باشه.
موجودات بیولوژیک بر خلاف کامپیوترها autopoetic هستن، یعنی خودشون رو میسازن. پدیده های دیگه در طبیعت ممکنه خودشون رو طراحی کنن، ولی خودشون رو"نمی سازن" چون ساخت هدفمنده.
موجودات بیولوژیک بر خلاف کامپیوترها autopoetic هستن، یعنی خودشون رو میسازن. پدیده های دیگه در طبیعت ممکنه خودشون رو طراحی کنن، ولی خودشون رو"نمی سازن" چون ساخت هدفمنده.
Behrad's Random Bullshit | پارسا بهراد
- ما ۴ نوع "دانستن" داریم: ۱. دانستن گزارهای - زبانی (propositional. میدونیم که زمین گرده. مربوط به خاطرات فکچوال) ۲. دانستن عملی (procedural. میدونیم چطور دوچرخه سواری کنیم. مربوط به خاطرات سنسوری - موتوری) ۳. دانستن پرسپکتیوی (prespecutival. میدونیم…
To be reasonable, is to be good at all 4 kinds of knowing.
To be wise, you need to co-ordinate these 4 kinds of knowing in a way that each can reach their full potential.
- John Vervaeke
To be wise, you need to co-ordinate these 4 kinds of knowing in a way that each can reach their full potential.
- John Vervaeke
جمعبندی شرایط تا به الان:
۱. این شرایط قراره حدود ۱۴ روز ادامه داشته باشه.
۲. حمله علیه نظامیهای بالارده، سایتهای پدافندی (دفاعی) مثل رادارها و پایگاههای شکاری (هواپیماهای جنگنده)، کمی زیرساختهای هستهای مثل نطنز، و کمی هم سیستمهای آفندی (حملهای) موشکی غرب کشور هستش.
۳. تعداد زیادی از بالاردههای نظامی و دانشمندان هستهای ترور شدن و در ساختار نظامی کشور احتمالا power vacuum بوجود میاد و تصمیمگیری کمدقتتر و دیرتر اتفاق میفته.
۴. سیستم پدافندی جدیای برای ایران نمونده و احتمالا جنگندههای اسرائیل قراره بالای ایران هم پرواز کنن و دقیقتر حمله کنن.
۵. احتمالا در ۱۴ روز بعد، زیرساختهای هستهای و موشکی ایران هم زده میشه و قدرت آفندی چندانی باقی نمیمونه.
۶. هنوز زیرساختهای شهریای زده نشده و احتمالا توی این ۱۴ روز حملهی مستقیمی علیه زیرساختهای شهری انجام نمیشه چون هدف احتمالا سرنگونی حکومت نیست.
۷. احتمالا هدف اسرائیل از این حملهها، فلج کردن ایران از لحاظ نظامی هستش تا خطری برای اسرائیل نداشته باشن. بعید میدونم هدف چیزی بزرگتر مثل سرنگونی ج.ا باشه.
۸. به احتمال زیاد ارزش ریال کاهش متوسطی رو تجربه میکنه و شاید تا همون قیمت قبل (۱۰۵ هزار تومن) یا کمی بیشتر بالا بره.
۹. بخاطر اینکه تا الان زیرساخت مهم شهریای زده نشده و فکر نمیکنم که بشه، احتمالا در زندگی معمول شهری ما تغییر زیادی پیش نمیاد. ولی زیسک کردن در این شرایط خطاست، بنابرین ذخیرهی منابع ضروری مثل غذا و آب و انرژی به نظر منطقی میاد.
۱۰. خطر اصلی برای مردم در حملهی این ۱۴ روز اسرائیل نیست، بلکه اتفاقاتیه که بعدش میفته. تضعیف شدیدتر اوضاع اقتصادی و شرایط سیاسی کشور و همینطور تحریمها احتمالا پیش روی ماست و بهتره از الان براش آماده بشیم. چطور؟ فعلا نمیدونم.
۱. این شرایط قراره حدود ۱۴ روز ادامه داشته باشه.
۲. حمله علیه نظامیهای بالارده، سایتهای پدافندی (دفاعی) مثل رادارها و پایگاههای شکاری (هواپیماهای جنگنده)، کمی زیرساختهای هستهای مثل نطنز، و کمی هم سیستمهای آفندی (حملهای) موشکی غرب کشور هستش.
۳. تعداد زیادی از بالاردههای نظامی و دانشمندان هستهای ترور شدن و در ساختار نظامی کشور احتمالا power vacuum بوجود میاد و تصمیمگیری کمدقتتر و دیرتر اتفاق میفته.
۴. سیستم پدافندی جدیای برای ایران نمونده و احتمالا جنگندههای اسرائیل قراره بالای ایران هم پرواز کنن و دقیقتر حمله کنن.
۵. احتمالا در ۱۴ روز بعد، زیرساختهای هستهای و موشکی ایران هم زده میشه و قدرت آفندی چندانی باقی نمیمونه.
۶. هنوز زیرساختهای شهریای زده نشده و احتمالا توی این ۱۴ روز حملهی مستقیمی علیه زیرساختهای شهری انجام نمیشه چون هدف احتمالا سرنگونی حکومت نیست.
۷. احتمالا هدف اسرائیل از این حملهها، فلج کردن ایران از لحاظ نظامی هستش تا خطری برای اسرائیل نداشته باشن. بعید میدونم هدف چیزی بزرگتر مثل سرنگونی ج.ا باشه.
۸. به احتمال زیاد ارزش ریال کاهش متوسطی رو تجربه میکنه و شاید تا همون قیمت قبل (۱۰۵ هزار تومن) یا کمی بیشتر بالا بره.
۹. بخاطر اینکه تا الان زیرساخت مهم شهریای زده نشده و فکر نمیکنم که بشه، احتمالا در زندگی معمول شهری ما تغییر زیادی پیش نمیاد. ولی زیسک کردن در این شرایط خطاست، بنابرین ذخیرهی منابع ضروری مثل غذا و آب و انرژی به نظر منطقی میاد.
۱۰. خطر اصلی برای مردم در حملهی این ۱۴ روز اسرائیل نیست، بلکه اتفاقاتیه که بعدش میفته. تضعیف شدیدتر اوضاع اقتصادی و شرایط سیاسی کشور و همینطور تحریمها احتمالا پیش روی ماست و بهتره از الان براش آماده بشیم. چطور؟ فعلا نمیدونم.
🤷9🤷♀5
حرفینو - غیرفعال
بعد از نیم ساعت بیداری چطوری به جمعبندی رسیدی؟ من بعد ۱۲ ساعت هنوز عاجزم.
متاسفانه از قبل به این شرایط فکر کرده بودم. اتفاق دور از انتظاری نبود.
میشه گفت مسیر آیندهی جنگ با پاسخ ایران مشخص میشه.
اگه ایران حملاتش رو محدود نگه داره، تقریبا مطمئن میشیم که و ایران توانایی مقابلهی نظامی رو نداره و نتیجهی جنگ کمکم به صورت تسلیم نظامی ایران پیش خواهد رفت. احتمالا تلفات مردمی و شهری اونقدر زیادی نباشن (هرچند که حتی یک نفر هم زیاده) و تاثیر جنگ روی مردم بیشتر از اینکه نظامی باشه، اقتصادی خواهد بود.
اگه ایران بخواد حملاتش رو بزرگتر و گستردهتر انجام بده و کشورهای دیگه رو درگیر کنه (مثل جمله به پایگاههای نظامی آمریکا و حمله به آرامکو عربستان برای افزایش قیمت نفت) میتونیم متوجه بشیم که ایران یه ریسک بسیار بزرگ کرده و تصمیم گرفته جنگ رو شدیدتر کنه. این حرکت نتیجهی نهاییش (نه فقط نتیجهی چند روز بعدش) میشه یکی از دو حالت زیر:
- یا پاسخ بسیار شدیدتر اسراِئیل و آمریکا به حملات ایران و تخریب زیرساختهای شهری در کنار زیرساختهای نظامی برای کاملا فلج کردن ایران چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظ زندگی مردم.
- یا کنارهگیری آمریکا از جنگ برای کنترل منافع خودش و قیمت نفت و فشار آمریکا به اسراِیل برای کاهش تنشها و کمتر شدن تنشها برای مدتی، تا حملهی نظامی بعدی اسراِئیل علیه ایران.
آره خلاصه، حالا ببینیم چی میشه.
اگه ایران حملاتش رو محدود نگه داره، تقریبا مطمئن میشیم که و ایران توانایی مقابلهی نظامی رو نداره و نتیجهی جنگ کمکم به صورت تسلیم نظامی ایران پیش خواهد رفت. احتمالا تلفات مردمی و شهری اونقدر زیادی نباشن (هرچند که حتی یک نفر هم زیاده) و تاثیر جنگ روی مردم بیشتر از اینکه نظامی باشه، اقتصادی خواهد بود.
اگه ایران بخواد حملاتش رو بزرگتر و گستردهتر انجام بده و کشورهای دیگه رو درگیر کنه (مثل جمله به پایگاههای نظامی آمریکا و حمله به آرامکو عربستان برای افزایش قیمت نفت) میتونیم متوجه بشیم که ایران یه ریسک بسیار بزرگ کرده و تصمیم گرفته جنگ رو شدیدتر کنه. این حرکت نتیجهی نهاییش (نه فقط نتیجهی چند روز بعدش) میشه یکی از دو حالت زیر:
- یا پاسخ بسیار شدیدتر اسراِئیل و آمریکا به حملات ایران و تخریب زیرساختهای شهری در کنار زیرساختهای نظامی برای کاملا فلج کردن ایران چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظ زندگی مردم.
- یا کنارهگیری آمریکا از جنگ برای کنترل منافع خودش و قیمت نفت و فشار آمریکا به اسراِیل برای کاهش تنشها و کمتر شدن تنشها برای مدتی، تا حملهی نظامی بعدی اسراِئیل علیه ایران.
آره خلاصه، حالا ببینیم چی میشه.
🤷♀9
جوک گفتن و شوخی کردن با جنگ به خودیِ خود بد نیست، اتفاقا نوعی مکانیسم دفاعیه که کمک میکنه سلامت روانمون رو بیشتر حفظ کنیم.
مشکل اونجایی شروع میشه که این جوکها همزمان بار خودتحقیری و کاهش روحیه پیدا میکنن. این نوع جوکهاست که کمکی نمیکنه در طولانیمدت حال آدما رو بدتر میکنه.
مشکل اونجایی شروع میشه که این جوکها همزمان بار خودتحقیری و کاهش روحیه پیدا میکنن. این نوع جوکهاست که کمکی نمیکنه در طولانیمدت حال آدما رو بدتر میکنه.
🤷♀11🤷7
الان زمانیه برای ملت دوقطبی و لنگدرهوای ایران که به خودش بیاد و بفهمه که کسی از بیرون قرار نیست کمکش کنه، تازه اگه لطف کنه و رو سرش موشک نباره.
وقتشه بفهمیم که همهی ما، با هر نژاد و زبان و تفکری که باشیم، متاسفانه یا خوشبختانه، به واسطهی زادگاهمون منافع مشترک زیادی داریم.
منافع مشترک یه ارزشی و یه برانداز (که هر دو در ایران زندگی میکنن) خیلی خیلی مشترکتر از یه همفکر خودشون در خارج از ایرانه.
تا وقتی که ما به خون هم تشنهایم و هر کسی که عضو تیم فکری ما نباشه رو "دشمن" یا "وسطباز" میشمریم، فکر نمیکنم کاری از دستمون بر بیاد.
من از آدمهایی که با هر روشی و با هر تفکری، چه ارزشی و چه برانداز، ما رو به اینجا رسوندن خوشم نمیاد؛ ولی میدونم که در نهایت سود من و آومهای مهم زندگیم و سود اونها مشترکه. به همین دلیل میگم لازمه طرف مقابل رو درک کرد. نه چون عاشق چشم و ابروی اوناییم، بلکه چون متحد همیم؛ حتی اگه اینطور بهنظر نرسه.
وقتشه بفهمیم که همهی ما، با هر نژاد و زبان و تفکری که باشیم، متاسفانه یا خوشبختانه، به واسطهی زادگاهمون منافع مشترک زیادی داریم.
منافع مشترک یه ارزشی و یه برانداز (که هر دو در ایران زندگی میکنن) خیلی خیلی مشترکتر از یه همفکر خودشون در خارج از ایرانه.
تا وقتی که ما به خون هم تشنهایم و هر کسی که عضو تیم فکری ما نباشه رو "دشمن" یا "وسطباز" میشمریم، فکر نمیکنم کاری از دستمون بر بیاد.
من از آدمهایی که با هر روشی و با هر تفکری، چه ارزشی و چه برانداز، ما رو به اینجا رسوندن خوشم نمیاد؛ ولی میدونم که در نهایت سود من و آومهای مهم زندگیم و سود اونها مشترکه. به همین دلیل میگم لازمه طرف مقابل رو درک کرد. نه چون عاشق چشم و ابروی اوناییم، بلکه چون متحد همیم؛ حتی اگه اینطور بهنظر نرسه.
🤷♀23🤷3
ترسیدهام؛ نه از موشکی که الان رو سرمون میباره، از بلایی که بعدا خودمون ممکنه سر هم بیاریم.
🤷♀17🤷3🤷♂2
- دربارهی قدرت نظامی و ادامهی جنگ.
یک نگرش خیلی معمول وجود داره که میگه "ایران قدرت نظامی کمتری داره پس هیچ راهی برای پیروزی نداره و باید تسلیم بشه" که بسیار در بین آدمها شایعه. نمیشه گفت اشتباهه، ولی کامل نیست و از زاویه نگرش درستی هم نیست.
جنگهای محدود مدرن برای پیروزی یا شکست اتفاق نمیفتن، برای سود و ضرر اتفاق میفتن. کمتر پیش میاد که یه کشور تمام توانایی خودش رو وارد سیستم نظامی کنه و با تمام قوا بجنگه، بجاش بخشی از زورآزمایی سیاسیش رو در صحنهی نبرد به اجرا میذاره.
اگه در نظر بگیریم که جنگهای محدود برای سود و ضرر اتفاق میفتن، پس قدرت نظامی اهمیت کمتری پیدا میکنه. چی جاش رو میگیره؟ "توانایی آسیب زدن به منافع دشمن". یعنی چی؟ یعنی اینکه یه نیروی شبه نظامی مثل داعش با اینکه توان نظامی کمی داره ولی با انجام عملیاتهای تروریستی و انتحاری به قدری روی نیروی نظامی عراق و سوریه تاثیر منفی میذاره و به منافع عراق و سوریه آسیب میرسونه، که میتونه پیشروی کنه.
استراتژی نظامی ایران هم به جای اینکه تقویت قدرت نظامیش باشه، افزایش توان آسیب زدن و کاهش احتمال آسیب دیدن منافعش بوده.
چطور؟ با تولید تعداد زیادی تسلیحات ارزون مثل پهپاد شاهد (که هزینش در میاد ۲ هزار دلار (منبع موثقی برای این عدد ندارم، ولی شما حتی در نظر بکیری ۵۰ هزار دلار باز هم کمه)) که منهدم کردنشون خیلی بیشتر از تولیدشون هزینه برمیداره (سیستم ضدهواییای که اینو میزنه هر موشکش ۱ میلیون دلاره). این استراتژی نه تنها در تولید پهپادها و موشکها، بلکه توی نیروی دریایی ایران هم مشخصه که به جای داشتن ناو جنگی، به ساختن قایقهای متوسط جنگی و زیردریایی کوتوله بسنده کردن.
یکی دیگه از روشهای ارزون جنگیدن و خرابی زیادی به بار آوردن چیه؟ پراکسی وارفر یا جنگ پراکسی. این روش به نسبت استراتژیهای جنگی متداول کمهزینهتره و معمولا خرابی زیادی به بار میاره، اما معمولا نمیشه با این روش توی جنگ "پیروز" شد. فقط میشه آسیب زیادی به دشمن زد.
از طرفی لازمه احتمال آسیب دیدن ساختارهای مهم هم کاهش داد، که میشه همین زیر زمینی کردن مهمات و نیروگاهها (چون پدافن قویای نداریم که بتونه درست محافظت کنه. پدافند گرونه.)
نتیجهی حرفم این نیست که بگم ایران قویه و ما حتما برنده میشیم. اتفاقا ما قرار نیست برنده بشیم. لازم نیست که برنده بشیم، چون این جنگ برای برد و باخت نیست. این جنگ برای آسیب زدن و آسیب ندیدنه، که ظاهرا توی همین کار هم فعلا خیلی موفق نبودیم.
توی این ۳ سال نیروی پراکسیهای ایران به شدت تحلیل رفت و چیز زیادی ازشون باقی نمونده. دلایل زیادی هم داره، از کمکاری و فساد و نقص اطلاعاتی (که خیلی خیلی مهمه) تا فشار داخلی برای کاهش بودجهی پراکسیها. نمیشه گفت همش بینتیجه بوده، چون نمیشه به گذشته برگشت و دید که مسیر اتفاقات بدون پراکسیها چطور رخ میداده. ولی میشه گفت که الان توی زمین بازی پراکسیها شکست خوردیم، و برای همین جنگ به داخل کشور خودمون رسیده.
فعلا شرایط اینه که میبینیم، و کاریش هم نمیشه کرد. فقط لازمه یادمون باشه که توی سیاست همهچیز پیچیدهتر از اونیه که بهنظر میرسه، و نمیشه با گفتن "ایران ضعیفتره پس باید تسلیم شه" سر و تهش رو هم آورد.
یک نگرش خیلی معمول وجود داره که میگه "ایران قدرت نظامی کمتری داره پس هیچ راهی برای پیروزی نداره و باید تسلیم بشه" که بسیار در بین آدمها شایعه. نمیشه گفت اشتباهه، ولی کامل نیست و از زاویه نگرش درستی هم نیست.
جنگهای محدود مدرن برای پیروزی یا شکست اتفاق نمیفتن، برای سود و ضرر اتفاق میفتن. کمتر پیش میاد که یه کشور تمام توانایی خودش رو وارد سیستم نظامی کنه و با تمام قوا بجنگه، بجاش بخشی از زورآزمایی سیاسیش رو در صحنهی نبرد به اجرا میذاره.
اگه در نظر بگیریم که جنگهای محدود برای سود و ضرر اتفاق میفتن، پس قدرت نظامی اهمیت کمتری پیدا میکنه. چی جاش رو میگیره؟ "توانایی آسیب زدن به منافع دشمن". یعنی چی؟ یعنی اینکه یه نیروی شبه نظامی مثل داعش با اینکه توان نظامی کمی داره ولی با انجام عملیاتهای تروریستی و انتحاری به قدری روی نیروی نظامی عراق و سوریه تاثیر منفی میذاره و به منافع عراق و سوریه آسیب میرسونه، که میتونه پیشروی کنه.
استراتژی نظامی ایران هم به جای اینکه تقویت قدرت نظامیش باشه، افزایش توان آسیب زدن و کاهش احتمال آسیب دیدن منافعش بوده.
چطور؟ با تولید تعداد زیادی تسلیحات ارزون مثل پهپاد شاهد (که هزینش در میاد ۲ هزار دلار (منبع موثقی برای این عدد ندارم، ولی شما حتی در نظر بکیری ۵۰ هزار دلار باز هم کمه)) که منهدم کردنشون خیلی بیشتر از تولیدشون هزینه برمیداره (سیستم ضدهواییای که اینو میزنه هر موشکش ۱ میلیون دلاره). این استراتژی نه تنها در تولید پهپادها و موشکها، بلکه توی نیروی دریایی ایران هم مشخصه که به جای داشتن ناو جنگی، به ساختن قایقهای متوسط جنگی و زیردریایی کوتوله بسنده کردن.
یکی دیگه از روشهای ارزون جنگیدن و خرابی زیادی به بار آوردن چیه؟ پراکسی وارفر یا جنگ پراکسی. این روش به نسبت استراتژیهای جنگی متداول کمهزینهتره و معمولا خرابی زیادی به بار میاره، اما معمولا نمیشه با این روش توی جنگ "پیروز" شد. فقط میشه آسیب زیادی به دشمن زد.
از طرفی لازمه احتمال آسیب دیدن ساختارهای مهم هم کاهش داد، که میشه همین زیر زمینی کردن مهمات و نیروگاهها (چون پدافن قویای نداریم که بتونه درست محافظت کنه. پدافند گرونه.)
نتیجهی حرفم این نیست که بگم ایران قویه و ما حتما برنده میشیم. اتفاقا ما قرار نیست برنده بشیم. لازم نیست که برنده بشیم، چون این جنگ برای برد و باخت نیست. این جنگ برای آسیب زدن و آسیب ندیدنه، که ظاهرا توی همین کار هم فعلا خیلی موفق نبودیم.
توی این ۳ سال نیروی پراکسیهای ایران به شدت تحلیل رفت و چیز زیادی ازشون باقی نمونده. دلایل زیادی هم داره، از کمکاری و فساد و نقص اطلاعاتی (که خیلی خیلی مهمه) تا فشار داخلی برای کاهش بودجهی پراکسیها. نمیشه گفت همش بینتیجه بوده، چون نمیشه به گذشته برگشت و دید که مسیر اتفاقات بدون پراکسیها چطور رخ میداده. ولی میشه گفت که الان توی زمین بازی پراکسیها شکست خوردیم، و برای همین جنگ به داخل کشور خودمون رسیده.
فعلا شرایط اینه که میبینیم، و کاریش هم نمیشه کرد. فقط لازمه یادمون باشه که توی سیاست همهچیز پیچیدهتر از اونیه که بهنظر میرسه، و نمیشه با گفتن "ایران ضعیفتره پس باید تسلیم شه" سر و تهش رو هم آورد.
🤷♀7🤷♂3
Behrad's Random Bullshit | پارسا بهراد
- دربارهی قدرت نظامی و ادامهی جنگ. یک نگرش خیلی معمول وجود داره که میگه "ایران قدرت نظامی کمتری داره پس هیچ راهی برای پیروزی نداره و باید تسلیم بشه" که بسیار در بین آدمها شایعه. نمیشه گفت اشتباهه، ولی کامل نیست و از زاویه نگرش درستی هم نیست. جنگهای…
یکی از جاهای دیگه که باید بهش دقت کنیم، نگرش جهانی و داخلی نسبت به اتفاقات اخیره. واسه ایران این نگرش جهانی کمتر اهمیت داره، ولی اسرائیل برای اینکه بتونه از غرب کمک بگیره تا حدی نیاز به این داره که در چشم رایدهندههای غربی مظلوم به نظر برسه.
واسه بررسی نگرشهای مردمی، ۳ جا رو باید نگاه کنیم:
۱. نگرش مردم ایران نسبت به این جنگ و واکنش و روحیشون.
۲. نگرش داخلی مردم اسرائیل.
۳. نگرش مردم اروپا و آمریکا.
راجع به هیچکدوم اطلاعات دقیقی در دست ندارم، ولی میشه حدس زد که هر کدوم چه تاثیری روی جنگ دارن.
اگه این جنگ باعث بشه که مردم ایران اتحاد بیشتری پیدا کنن و مزخرفات رسانههای ارزشی و برانداز رو کنار بذارن و کمی بدون واسطهی رسانه به هم گوش بدن و با هم صحبت کنن، به نفع ایرانه.
اگه باعث بشه که مردم اسرائیل که همین الان هم با غزه در جنگن، طاقتشون به سر برسه و شروع کنن اعتراض برای توقف جنگ، به نفع ایرانه.
اگه مردم اروپا و آمریکا، اسرائیل رو شروعکنندهی جنگ بدونن و به این موضوع اعتراض کنن و حکومتهاشون رو مسئول بدونن، به نفع ایرانه.
کشته شدن غیر نظامیها به دست موشکهای ایران میتونه روی روحیهی اسرائیلیها تاثیر منفی بذاره، ولی همزمان امکان داره اتحادشون رو هم بیشتر کنه و علیه ایران یکصداشون کنه و همینطور نظر مردم غرب رو نسبت به ایران منفیتر کنه و اسرائیل رو به شکل مظلوم نشون بده. برای همین من فکر نمیکنم خیلی اتفاق خوبی باشه.
واسه بررسی نگرشهای مردمی، ۳ جا رو باید نگاه کنیم:
۱. نگرش مردم ایران نسبت به این جنگ و واکنش و روحیشون.
۲. نگرش داخلی مردم اسرائیل.
۳. نگرش مردم اروپا و آمریکا.
راجع به هیچکدوم اطلاعات دقیقی در دست ندارم، ولی میشه حدس زد که هر کدوم چه تاثیری روی جنگ دارن.
اگه این جنگ باعث بشه که مردم ایران اتحاد بیشتری پیدا کنن و مزخرفات رسانههای ارزشی و برانداز رو کنار بذارن و کمی بدون واسطهی رسانه به هم گوش بدن و با هم صحبت کنن، به نفع ایرانه.
اگه باعث بشه که مردم اسرائیل که همین الان هم با غزه در جنگن، طاقتشون به سر برسه و شروع کنن اعتراض برای توقف جنگ، به نفع ایرانه.
اگه مردم اروپا و آمریکا، اسرائیل رو شروعکنندهی جنگ بدونن و به این موضوع اعتراض کنن و حکومتهاشون رو مسئول بدونن، به نفع ایرانه.
کشته شدن غیر نظامیها به دست موشکهای ایران میتونه روی روحیهی اسرائیلیها تاثیر منفی بذاره، ولی همزمان امکان داره اتحادشون رو هم بیشتر کنه و علیه ایران یکصداشون کنه و همینطور نظر مردم غرب رو نسبت به ایران منفیتر کنه و اسرائیل رو به شکل مظلوم نشون بده. برای همین من فکر نمیکنم خیلی اتفاق خوبی باشه.
🤷♀5🤷♂1
حتی اونی که الان به خیال خودش از حملهی اسرائیل خوشحاله و جشن گرفته، آدمه. انسانه. فکر میکنه. حس میکنه. احتمالا ترسیده و نیاز داره به یه چیزی امید داشته باشه. خشمگینه، چون تو این مملکت چیزی رو از دست داده. چیزی که خیلی براش مهم بوده؛ شاید یک دوست، شاید یک رویا، شاید یک زندگی. سردرگمه ولی نمیخواد این رو نشون بده. فکر میکنه اگه امیدش رو زنده نگه داره، حتی به کشور مهاجمی که کوچکترین اهمیتی بهش نمیده، میتونه راحتتر زندگی کنه و این روزها رو بگذرونه.
نمیگم تفکرش درسته. نمیگم همه تفاوتا رو کنار بذاریم و با هم دوست باشیم و به خوبی و خوشی تا ابد زندگی کنیم. میگم تا وقتی همدیگه رو انسان و ناقص نبینیم، چیزی درست نمیشه. هیچی درست نمیشه.
نمیگم تفکرش درسته. نمیگم همه تفاوتا رو کنار بذاریم و با هم دوست باشیم و به خوبی و خوشی تا ابد زندگی کنیم. میگم تا وقتی همدیگه رو انسان و ناقص نبینیم، چیزی درست نمیشه. هیچی درست نمیشه.
🤷4
این رو دیر میفهمیم، ولی آدمها همه بیچارهان. همه ترسیدهان. همه عصبانین و حتی نمیدونن دقیقا از چی عصبانین. خشمگینن، چون فکر میکنن باید باشن. سردگمن، چون نمیتونن چیزهایی که میشنون و میبینن رو درست متوجه بشن. از خودشون و تفکراتشون مطمئن نیستن، حتی اگه طوری نشون بدن انگار هستن. پوچی رو میبینن، ولی میترسن که بپذیرنش. حاضرن به هر چیزی چنگ بزنن تا این حس پوچی و سردرگمی رو درک نکنن، حتی اگه اونجا تفکرات بنیادگرایانه و اعتیاد به مواد مخدر و ارتکاب جرمهای خشونتآمیز باشه.
آدمها انسانن. ناقصن. ناتوانن. متناقضن. آسیبپذیرن و همهی تلاششون رو میکنن تا کمتر آسیب ببینن، حتی اگه به فرد دیگهای آسیب بزنن. بیچارهان.
در رفتار هر آدمی میشه تناقض دید. اینکه این تناقض رو میگیرید بالای سرتون و پرچمش میکنید تا اون آدم رو تحقیر کنید، چیزی به شنا اضافه نمیکنه. هرچند که شما هم بیچارهاید و چارهای جز این ندارید. منم بیچاره ام. ما همه بیچارهایم.
آدمها انسانن. ناقصن. ناتوانن. متناقضن. آسیبپذیرن و همهی تلاششون رو میکنن تا کمتر آسیب ببینن، حتی اگه به فرد دیگهای آسیب بزنن. بیچارهان.
در رفتار هر آدمی میشه تناقض دید. اینکه این تناقض رو میگیرید بالای سرتون و پرچمش میکنید تا اون آدم رو تحقیر کنید، چیزی به شنا اضافه نمیکنه. هرچند که شما هم بیچارهاید و چارهای جز این ندارید. منم بیچاره ام. ما همه بیچارهایم.
🤷♀10
Behrad's Random Bullshit | پارسا بهراد
Video message
پنجشنبه روز خیلی خوبی بود. صبح قبلش امتحان داشتم و شب قبلش کم خوابیده بودم. از صبح ساعت ۸ سوار ماشین شدم و رفتم دنبال نازنین تا با هم بریم پارک جنگلی. رفتیم، زیرانداز انداختیم، خواب صبحگاهی داشتیم. خستگی در کردیم. انقدر به هم نگاه کردیم تا دلتنگیامون شسته بشن. نازنین با خودش ناهار آورده بود. مثل یه خونوادهی دهه شصتی تو پارک جنگلی ناهار خوردیم و بعد رقصیدیم.
بعد پاشدیم رفتیم پاساژ گردی. طلا و جواهرات دیدیم. از قیمتاشون شگفتزده شدیم و با خنده گفتیم که هیچوقت نمیتونیم یه دونه ازینا رو بخریم، ولی بازم براشون رویاپردازی کردیم. کمی به ج.ا بد و بیراه گفتیم. راجع به همدیگه حرف زدیم. از تغییراتی که تو این مدت داشتیم گفتیم. همدیگه رو بیشتر شناختیم. با هم بیشتر آشنا شدیم. حس کردیم نزدیکیم، توی سرمون به هم نزدیکیم.
بعد رفتیم نشستیم تو یه کافه. من لپتاپ آورده بودم تا با هم بازی کامپیوتری بکنیم و واکنش همدیگه رو ببینیم. اول نازنین slay the princess بازی کرد و من مثل شیطان رجیم هر تصمیمش رو زیر سوال میبردم. نازنین موقع تمرکز کردن روی چیزی، واقعا زیباست. موقع تمرکز نکردن هم زیباست. موقع رویاپردازی هم زیباست. موقع حرف زدن زیباست. موقع گوش دادن زیباست. موقع خوابیدن زیباست. موقع فکر کردن زیباست. نازنین زیباست.
بعد من mouthwashing بازی کردم. بازی جالبی بود، ولی وقت نشد همش رو کنیم. ساعت داشت ۹ میشد و باید برمیگشتیم.
سوار ماشین شدیم. نازنین رو رسوندم خونه. برگشتنی به فرشاد گوش دادم. وقتی رسیدم، حس کردم که خیلی خوشبختم. حس کردم همهی بدبختیای آدم با یه زن زیبا و باهوش دست میشه. قبل خواب اون ویدیوی جان ورواکه که گذاشته بودم کنار رو دیدم و بعضی نکاتش رو تو کانال نوشتم. حدودا ساعت ۲ نصفهشب جمعه خوابیدم.
فردا پدرم بیدارم کرد. گفت "دنیا رو آب برده تو رو خواب؟" فکر کردم داره شوخی میکنه. جدی میگفت. جنگ شروع شده بود، و من از نازنین دور بودم. و نازنین از من دور بود. و من از نازنین دور بودم.
بعد پاشدیم رفتیم پاساژ گردی. طلا و جواهرات دیدیم. از قیمتاشون شگفتزده شدیم و با خنده گفتیم که هیچوقت نمیتونیم یه دونه ازینا رو بخریم، ولی بازم براشون رویاپردازی کردیم. کمی به ج.ا بد و بیراه گفتیم. راجع به همدیگه حرف زدیم. از تغییراتی که تو این مدت داشتیم گفتیم. همدیگه رو بیشتر شناختیم. با هم بیشتر آشنا شدیم. حس کردیم نزدیکیم، توی سرمون به هم نزدیکیم.
بعد رفتیم نشستیم تو یه کافه. من لپتاپ آورده بودم تا با هم بازی کامپیوتری بکنیم و واکنش همدیگه رو ببینیم. اول نازنین slay the princess بازی کرد و من مثل شیطان رجیم هر تصمیمش رو زیر سوال میبردم. نازنین موقع تمرکز کردن روی چیزی، واقعا زیباست. موقع تمرکز نکردن هم زیباست. موقع رویاپردازی هم زیباست. موقع حرف زدن زیباست. موقع گوش دادن زیباست. موقع خوابیدن زیباست. موقع فکر کردن زیباست. نازنین زیباست.
بعد من mouthwashing بازی کردم. بازی جالبی بود، ولی وقت نشد همش رو کنیم. ساعت داشت ۹ میشد و باید برمیگشتیم.
سوار ماشین شدیم. نازنین رو رسوندم خونه. برگشتنی به فرشاد گوش دادم. وقتی رسیدم، حس کردم که خیلی خوشبختم. حس کردم همهی بدبختیای آدم با یه زن زیبا و باهوش دست میشه. قبل خواب اون ویدیوی جان ورواکه که گذاشته بودم کنار رو دیدم و بعضی نکاتش رو تو کانال نوشتم. حدودا ساعت ۲ نصفهشب جمعه خوابیدم.
فردا پدرم بیدارم کرد. گفت "دنیا رو آب برده تو رو خواب؟" فکر کردم داره شوخی میکنه. جدی میگفت. جنگ شروع شده بود، و من از نازنین دور بودم. و نازنین از من دور بود. و من از نازنین دور بودم.
🤷♀20🤷2🤷♂1
نصف بدبختیای انسان از توهم ارادهی آزاد شروع میشه، نصف دیگش از رها کردن خودش به بهانهی جبر.
🤷♀12🤷4
"هر کس، تنها میتواند به بخش بسیار اندکی از آنچه داشتنش ارزشمند است، دست یابد."
🤷♂4
این رو جایی نخوندم، ولی به نظرم در هر داستان ما دو بخش داریم:
۱. بخشی که داخلش شخصیت معرفی میشه.
۲. بخشی که داخلش شخصیت رشد میکنه.
مثلا توی جنایت و مکافات، اول راسکلنیکف و مسئلهش معرفی میشه و بعد طی اتفاقاتی رشد میکنه وخودش رو تحویل میده.
امکان داره که این ۲ بخش در هم تنیده باشن. مثلا داخل اکثر سریالها، شخصیتها همزمان که معرفی میشن طی اتفاقات سریال تغییر هم میکنن.
به نظر من کتاب درمان شوپنهاور از اروین یالوم نتونسته درست این ۲ بخش رو توضیح بده. دو تا شخصیت اصلی داره: ژولیوس و فیلیپ. راجعبه ژولیوس زمان خیلی کمی برای معرفی میذاره و بعد یه پروسهی کوتاهتر هم برای تغییرش پس از آشنایی با مرگ نشون میده. برای فیلیپ هم تقریبا ۹۰ درصد داستان به معرفی میگذره و فقط یک یا دو قسمت به تغییر واقعی میپردازه.
از این موضوع خوشم نیومد.
۱. بخشی که داخلش شخصیت معرفی میشه.
۲. بخشی که داخلش شخصیت رشد میکنه.
مثلا توی جنایت و مکافات، اول راسکلنیکف و مسئلهش معرفی میشه و بعد طی اتفاقاتی رشد میکنه و
امکان داره که این ۲ بخش در هم تنیده باشن. مثلا داخل اکثر سریالها، شخصیتها همزمان که معرفی میشن طی اتفاقات سریال تغییر هم میکنن.
به نظر من کتاب درمان شوپنهاور از اروین یالوم نتونسته درست این ۲ بخش رو توضیح بده. دو تا شخصیت اصلی داره: ژولیوس و فیلیپ. راجعبه ژولیوس زمان خیلی کمی برای معرفی میذاره و بعد یه پروسهی کوتاهتر هم برای تغییرش پس از آشنایی با مرگ نشون میده. برای فیلیپ هم تقریبا ۹۰ درصد داستان به معرفی میگذره و فقط یک یا دو قسمت به تغییر واقعی میپردازه.
از این موضوع خوشم نیومد.
🤷♀2🤷1
Forwarded from حرفینو - غیرفعال
https://news.1rj.ru/str/Behrads_daily_Lessons/2973
برا این جور چیزا از کجا مطالعه داشتی؟
کتابی پادکستی چیزی معرفی میکنی قدرت تحلیلمون درباره این شرایطو ببریم بالا
برا این جور چیزا از کجا مطالعه داشتی؟
کتابی پادکستی چیزی معرفی میکنی قدرت تحلیلمون درباره این شرایطو ببریم بالا
Telegram
Behrad's Daily Lessons | پارسا بهراد
- دربارهی قدرت نظامی و ادامهی جنگ.
یک نگرش خیلی معمول وجود داره که میگه "ایران قدرت نظامی کمتری داره پس هیچ راهی برای پیروزی نداره و باید تسلیم بشه" که بسیار در بین آدمها شایعه. نمیشه گفت اشتباهه، ولی کامل نیست و از زاویه نگرش درستی هم نیست.
جنگهای…
یک نگرش خیلی معمول وجود داره که میگه "ایران قدرت نظامی کمتری داره پس هیچ راهی برای پیروزی نداره و باید تسلیم بشه" که بسیار در بین آدمها شایعه. نمیشه گفت اشتباهه، ولی کامل نیست و از زاویه نگرش درستی هم نیست.
جنگهای…