دلمشغولیهای فلسفی-اخلاقی – Telegram
دلمشغولیهای فلسفی-اخلاقی
545 subscribers
211 photos
116 videos
28 files
223 links
کتابها (ترجمه):
هایدگر واپسین؛جولیان یانگ،حکمت
درآمدی بر فهم هرمنوتیک؛لارنس اشمیت،ققنوس
آزادی حیوانات؛پیترسینگر،ققنوس
فلسفه قاره ای و معنای زندگی؛جولیان یانگ،حکمت
حق حیوان، خطای انسان؛تام ریگان،نشرکرگدن
درآمدی به فهم فایده‌گرایی،نشرطه
@BeKhod87
Download Telegram
تندیس یا مجسمه‌ای که این روزها در میدان انقلاب تهران با عنوان زانو زدن والرین امپراتور روم در برابر شاپور اول اخبارش دست بدست میشود، درواقع نه مربوط به والرین، بلکه دیگر امپراتور روم یعنی فیلیپ اول یا فیلیپ عرب است. در واقع شاپور اول، در مدت حکمرانی خود سه امپراتور روم را به زیر می‌کشد: گوردیان سوم را کشته، همو که در نقش برجسته بیشاپور کازرون در زیر سم اسب شاپور افتاده؛ دیگری را وادار به دادن خراج کرده، یعنی فیلیپ عرب که مقابل شاهپور زانو زده؛ و سومی والرین است که او را به اسارت درآورد و به زندان افکند، همو که در نقش برجسته نقش رستم، شاپور مچ دستش را محکم چسبیده است.

واقعن جای بسی تاسف دارد که چنین شخصیت‌های اسطوره‌ای در تاریخ این کشور کهن تا این اندازه مهجورند و بجای نام شاپور، نام و شخصیت‌هایی چون جومونگ بر سر زبان‌هاست.

براستی، یکی داستان است پر آب چشم!

@BeKhodnotes
🚨دشمن، خشکسالی و دروغ‌ علیه ایران

مقاله‌ی جدید کاوه مدنی در فوربز با مرور دعای داریوش کبیر برای ایران به این پرسش می‌پردازد که چگونه ایران در وضعیتی گرفتار شده است که شاید بدترین سناریوی آمریکا و اسرائیل هم نمی‌توانست آن را این‌چنین طراحی و پیاده‌سازی کند.

در این یادداشت توضیح داده می‌شود که چگونه شش سال خشکسالی سنگین، سال‌ها مدیریت ناپایدار، سیاست‌های اشتباه خودکفایی، ارزان‌فروشی آب و انرژی، سدسازی و طرح‌های انتقال آب، ایران را به وضعیت «ورشکستگی آبی» رسانده است؛ وضعیتی که در آن، کشور سال‌هاست بیش از سرمایه‌ی آبی تجدیدپذیر خود برداشت کرده و حالا حتی پایتختش در آستانه‌ی «روز صفر» و در معرض تخلیه‌ی احتمالی قرار گرفته است.

در حالی که آمریکا، سیاست «فشار حداکثری» را احیا کرده، اسرائیل گسترده‌ترین حملات نظامی به زیرساخت‌های ایران را انجام داده و بار دیگر تحریم‌های سازمان ملل بازگردانده شده‌اند، مهم‌ترین ضربه به آینده‌ی ایران از واشنگتن و اورشلیم و نیویورک نخواهد بود، بلکه از آسمانی‌ست که دیگر نمی‌بارد، رودخانه‌هایی که دیگر جریان ندارند و آبخوان‌هایی که تخلیه شده‌اند.

این مقاله تاکید می‌کند که خشکسالی «علت» اصلی وضعیت امروز نیست و تنها شتاب‌دهنده و آشکارکننده‌ ورشکستگی آبی ایران است؛

سه‌گانه‌ی معروف داریوش کبیر (دشمن، خشکسالی و دروغ) امروز دوباره در ایران کنار هم قرار گرفته‌اند:

• دشمن خارجی و سال‌ها تحریم و تهدید
• خشکسالی طولانی و اقلیم در حال تغییر
• دروغ، انکار، محرمانه‌سازی داده‌ها، حاشیه‌بردن متخصصان و امنیتی‌کردن محیط‌زیست.

کاوه مدنی بر این باور است که تحریم‌ها روزی برداشته می‌شوند و اختلافات بین‌المللی بالاخره روزی پایان می‌یابند، اما فروپاشی نظام آب، تخریب سرزمین و فرسایش اعتماد عمومی، به آسانی قابل ترمیم نیست. بنا بر نظر نویسنده، در صورت ادامه روند کنونی و بدون اصلاح جدی سیاست‌های آبی، طبیعت بی‌سر و صدا همان کاری را خواهد کرد که تحریم و بمباران نتوانستند: زانو زدن یک تمدن کهن.

متن کامل مقاله را می‌توانید در فوربز بخوانید:

🔗 https://www.forbes.com/sites/kavehmadani/2025/11/16/in-drought-stricken-iran-nature-is-doing-what-sanctions-and-airstrikes-could-not/

💧@KavehMadani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 قلب سبز ایران، جنگل‌های چند میلیون ساله‌ی هیرکانی، در آتش می‌سوزد. اما در پسِ اخبار نابودی درختان کهن‌سال، فاجعه‌ای دردناک‌تر در جریان است: مرگ خاموش ساکنان جنگل.
حیوانات، از سنجاب‌های کوچک تا پلنگ، خرس قهوه‌ای، گوزن قرمز، شوکا، سیاه‌گوش، گربه‌ی جنگلی و پرندگان نه راهی برای فرار دارند و نه خانه‌ای برای بازگشت. زیستگاهی که میلیون‌ها سال پناهگاه امن آن‌ها بود، اکنون به تلی از خاکستر تبدیل می‌شود. هر درخت که می‌افتد، آشیانه‌ای ویران می‌شود و هر شعله که زبانه می‌کشد، حیاتی را می‌بلعد. ما تنها شاهد سوختن چوب نیستیم؛ ما در حال تماشای انقراض نفس‌های زنده‌ی جنگل هستیم.

t.me/weanimals
😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توسعه ناپایدارونامتوازن شاید بهترین عناوین برای مدل توسعه‌ای آقایان در طول چند دهه اخیر باشد.توسعه‌ای که به محدودیت‌های زیست‌بوم توجه نداشته و با سودای خودکفایی بیش از توانش از آن برداشت کرده و می‌کند؛توسعه‌ای که اجزای مجموعه ناهمگون رشد می‌کند، مثل رشد شهرسازی و همزمان تخلیه منابع طبیعی و آبی. بی‌توجهی به راهکارهای گذشتگان در مواجهه با محدودیت‌های زیست‌بوم، راهکارهایی که به مدت سده‌ها و حتی هزاران سال آزمایش خود را پس داده‌ بودند: همچون آب انبار، کاریز و قنات که می‌توانست با بروزرسانی نسخه‌های بسیار کارآمدی را برای حفظ منابع آبی فراهم آورند. و به اين فهرست می‌توان دهها مورد دیگر را نیز اضافه کرد. و جالب اینکه همه اینها در نظامی رخ می‌دهد که خود را همواره طرفدار سنت معرفی کرده درحالیکه بیشترین خیانت‌ها در همین نظام به سنت شده است. و درست در این شرایط برخی از این آقایان که تحریم را فرصت و رحمت میدانند و از عوامل مهم وضع فعلی هستند،خواهان صادرات بادمجان و صیفی‌جات برای عالیجناب هستند!تحریمی که خود منشا اقتصاد مقاومتی و فشار بیشتروبیشتر روی منابع مختلف کشور است و هرروز بیشتر کشور را فرسوده و فرسوده‌تر می‌کند.
چونکه معرفت انسان نسبت به خودش غیرموثق است، به خاطر آنچه در طبع انسان است از بی‌تفاوتی نسبت به خطاهایش و فراموشی زیاد خودش، و به خاطر اینکه عقلش در اثر آمیختگی با هوای نفس ناسالم گردیده است، نظر به احوال نفسش، و خطاها و محاسنش، به کمک برادری مهربان نیازمند است که به منزله آینه است تا حسن احوال خود و سیاهی گناهانش را مشاهده کند. و شایسته‌ترین و نیازمندترین افراد به چنین چیزی روسا و پادشاهان هستند زیرا چونکه ایشان ثبات قدم و ملکه تصنع را کنار گذاشتند و نسبت به خطاهایشان بی توجه گشتند و ابراز پشیمانی نکردند، پس به زیاده روی افسارگسیخته و اندکی بزرگی عادت کردند. مگر تعداد اندکی از ایشان که خرد ورزیدند و در خودکنترلگری بصیرت یافتند، پس سیرت نیکو یافته و راهشان استوار گشت.

(رساله السیاسة المنزلیة، ابن‌سینا، ص. ۲۴۱)

@BeKhodnotes
1
امشب شب یلداست یا شب تولد مهر یا میترا در آیین مهر/میترا در دین کهن ایرانی میترائیسم، مهری که خورشید و نور و روشنایی نماد آن است. آیین میترا از ادیان قدیمی ایرانی-هندی به شمار می‌رود که پس از آمدن آیین زرتشت نیز بسیاری از مولفه های آن در آیین زرتشت جذب و وارد می‌شود. اما این آیین تنها محدود به مرزهای جغرافیایی ایران و هند نمی‌شود و همزمان امپراتوری روم را نیز تحت تاثیر قرار داده و نسخه‌ای رومی از آیین میترا خلق می‌شود.

همین میترائیسم است که بعدها عناصر مهمی از آن در مسیحیت وارد میشود، از جمله نامگذاری روزها، مثلن روز یکشنبه یا Sunday, که روز خورشید/مهر یا همان میتراست که به عنوان روز تعطیلی و نیایش و عبادت هم هست. همزمانی تقریبی جشن کریسمس و شب یلدا یا همان تولد مهر هم امری اتفاقی نیست و احتمالا از ديگر مولفه‌های تاثیر آیین مهر بر مسیحیت است، چرا که کمترین اثری در کتب مقدس رسمی مسیحی از این نیست که عیسی در اوایل زمستان زاده شده باشد! (نگاه کنید به این مقاله: https://news.1rj.ru/str/Bekhodnotes/504)

اگر به مطالعه درباره آیین میترا علاقمندید احتمالن کتاب میترا، آیین و تاریخ، نوشته راینهولد مرکلباخ با ترجمه: توفیق گلی زاده و ملیحه کرباسیان کتاب خوبی باشد.

کتاب در عین حال مطالعه جالبی از حیث مسئله قربانی کردن حیوانات، و به خصوص قربانی کردن گاو نر در آیین میتراست و عکس العمل زرتشت نسبت به چنین مناسکی در آیین نویی که آورده بود. طبق نظر نویسنده، هرچند زرتشت نظر منفی خود را در کتاب گاتاها با این امر اعلام میکند، اما این مناسک کم کم در آیین زرتشتی رسمی هم در دوران بعدی وارد میشود. تفصیل آنرا میتوانید در کتاب موردنظر بخوانید.

کتاب البته نسخه صوتی خوبی هم دارد که لینک آنرا در اینجا قرار میدهم:

https://youtube.com/playlist?list=PLg4EYxVl9tZAK5wlypc-8DhHXVC7eghqL&si=ZqRzgFA8ZFi5y1rW

@BeKhodnotes
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کشف یک مهر/میتراکده (پرستشگاه میترا) در برازجان و توضیحات دکتر اسماعیل یغمایی باستان‌شناس درباره تاثیرات این آیین رازآمیز ایرانی در اروپا و مسیحیت

@BeKhodnotes
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 فیلم-نمایش کامل مرگ یزدگرد، نوشته و ساخته #بهرام_بیضایی، سال ۱۳۶۰
دلمشغولیهای فلسفی-اخلاقی
تمایز میان عالِم، حکیم و عارف از نظر پیر هرات خواجه عبدالله انصاری: عالِم فرود از سخن خویش است، [یا تنها اهل نظر است و عامِل به علمش نیست] حکیم با سخن خویش است برابر، [یا میان نظر و عملش فاصله‌ای نیست] و عارف و محقق ورای سخن خویش است [در مقام عمل بسیار فراتر…
پس گاه باشد که شخصی مسایل حکمت نقل کند و او به حقیقت سفیه باشد. و گاه باشد که معرفت نقل کند و او در واقع عالم باشد و عارف نباشد؛ و گاه باشد که مسایل علوم نقل کند و او به حقیقت جاهل باشد.

پس از اینجا روشن شود، به مجرد آنکه شخصی نقلِ حکمت یا معرفت یا علم کند از کتاب‌ها که حکیمان و عارفان و عالمان نوشته‌اند — یا از زبان ایشان نقل کند — آن شخص نه حکیم باشد و نه عارف و نه عالم، بلکه جاهلی باشد که حکایتی می‌گوید — همچنانکه صدا، و آن آوازیست که از کوه یا قصری بلند باز می‌گردد. پس به حقیقت، آن آوازِ آوازدهنده است، نه از آنِ کوه و قصر، و حالِ این جاهل حکایت کننده، از دو بیرون نیست: یا عالم باشد به جهل خود یا جاهل باشد به جهل خود.

اگر عالم باشد به جهل خود، او به منزله بیماری باشد که بیماری خود می‌داند، مستحقّ معالجه باشد و به معالجه طبیب حاذق صحت یابد.

و اگر جاهل باشد به جهل خود، او احمقی باشد مغرور و احمقی دردیست بی‌درمان که قابل علاج نباشد — مگر بر سبیل ندرت —.

(تذکره خواجه محمد کُجَجانی [از عرفای قرن ۶]، صص. ۵-۲۳)

@BeKhodnotes