پدر رفته و ما تمام آثارش رو از خونه پاک میکنیم!
نباید هیچ نشونهای ازش باقی بمونه.
.
این روز ها مامان خوشحال نیست و چقدر خوبه که برای استراحت تعطیلات تابستون رو به جزیرهی اختصاصی پدر بزرگ میریم.
.
نباید هیچ نشونهای ازش باقی بمونه.
.
این روز ها مامان خوشحال نیست و چقدر خوبه که برای استراحت تعطیلات تابستون رو به جزیرهی اختصاصی پدر بزرگ میریم.
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
پدر رفته و ما تمام آثارش رو از خونه پاک میکنیم! نباید هیچ نشونهای ازش باقی بمونه. . این روز ها مامان خوشحال نیست و چقدر خوبه که برای استراحت تعطیلات تابستون رو به جزیرهی اختصاصی پدر بزرگ میریم. .
اینجا اوضاع خوبه خاله ها و بچه هاشون هم میان و حسابی خوش میگذره.
.
خاله به تازگی با یه مرد هندی به اسم "اد" آشنا شده!
اون مرد خیلی مهربونیه و البته همراه با برادر زاده ی جذابش گیت اومده.
.
.
خاله به تازگی با یه مرد هندی به اسم "اد" آشنا شده!
اون مرد خیلی مهربونیه و البته همراه با برادر زاده ی جذابش گیت اومده.
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اینجا اوضاع خوبه خاله ها و بچه هاشون هم میان و حسابی خوش میگذره. . خاله به تازگی با یه مرد هندی به اسم "اد" آشنا شده! اون مرد خیلی مهربونیه و البته همراه با برادر زاده ی جذابش گیت اومده. .
پدر بزرگ از هندی ها متنفره!
خاله نمیتونه با اد ازدواج کنه چون پدربزرگ از ارث محرومش میکنه
پدربزرگ من رو هم تهدید میکنه!
.
خاله نمیتونه با اد ازدواج کنه چون پدربزرگ از ارث محرومش میکنه
پدربزرگ من رو هم تهدید میکنه!
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
پدر بزرگ از هندی ها متنفره! خاله نمیتونه با اد ازدواج کنه چون پدربزرگ از ارث محرومش میکنه پدربزرگ من رو هم تهدید میکنه! .
اون میگه من نمیتونم با برادر زاده اد دوست باشم و اگر بخوام این کار رو انجام بدم حساب بانکی دانشگاهم رو میبنده!
.
اما من اهمیتی نمیدم!
من مثل خاله ها و مادر نیستم و دلم نمیخواد بخاطر پول زیاد پدربزرگ حرفاش رو گوش کنم.
.
.
اما من اهمیتی نمیدم!
من مثل خاله ها و مادر نیستم و دلم نمیخواد بخاطر پول زیاد پدربزرگ حرفاش رو گوش کنم.
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اون میگه من نمیتونم با برادر زاده اد دوست باشم و اگر بخوام این کار رو انجام بدم حساب بانکی دانشگاهم رو میبنده! . اما من اهمیتی نمیدم! من مثل خاله ها و مادر نیستم و دلم نمیخواد بخاطر پول زیاد پدربزرگ حرفاش رو گوش کنم. .
پدربزرگ همه رو اذیت میکنه
اون سعی میکنه به همه تسلط داشته باشه
حتی به روابط خصوصیشون.
.
اون سعی میکنه به همه تسلط داشته باشه
حتی به روابط خصوصیشون.
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
پدربزرگ همه رو اذیت میکنه اون سعی میکنه به همه تسلط داشته باشه حتی به روابط خصوصیشون. .
اون روز بعد از اینکه یه دعوای بزرگ راه افتاد با جانی، کیدی و گیت خاله زاده هام به این نتیجه رسیدیم که تمام مشکلات بخاطر وجود پدر بزرگه!
.
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اون روز بعد از اینکه یه دعوای بزرگ راه افتاد با جانی، کیدی و گیت خاله زاده هام به این نتیجه رسیدیم که تمام مشکلات بخاطر وجود پدر بزرگه! .
پس تصمیم گرفتیم که خونش رو آتیش بزنیم.
بنزین هارو برداشتیم و به سمت خونه راه افتادیم🔥🔥
بنزین هارو برداشتیم و به سمت خونه راه افتادیم🔥🔥
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
پس تصمیم گرفتیم که خونش رو آتیش بزنیم. بنزین هارو برداشتیم و به سمت خونه راه افتادیم🔥🔥
اما وقتی چشمام رو باز میکنم
توی بیمارستانم!
په اتفاقی برام افتاده یادم میاد که شب رفتم شنا کنم، بدون لباس، سرم به یه سنگ و صخره خورد و بعدش بیمارستان رفتم.
بدنم درد میکنه احساس میکنم قربانی یه تجاوز شدم!
.
توی بیمارستانم!
په اتفاقی برام افتاده یادم میاد که شب رفتم شنا کنم، بدون لباس، سرم به یه سنگ و صخره خورد و بعدش بیمارستان رفتم.
بدنم درد میکنه احساس میکنم قربانی یه تجاوز شدم!
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما وقتی چشمام رو باز میکنم توی بیمارستانم! په اتفاقی برام افتاده یادم میاد که شب رفتم شنا کنم، بدون لباس، سرم به یه سنگ و صخره خورد و بعدش بیمارستان رفتم. بدنم درد میکنه احساس میکنم قربانی یه تجاوز شدم! .
بخاطر آسیب هایی که به مغزم وارد شده مدت زیادیه که توی بیمارستان بستری هستم.
بارها به دوست پسرم گیت و حتی خاله زاده هام مرین و جانی ایمیل زدم و حتی براشون هدیه فرستادم اما اون ها هیج جوابی بهم ندادن!
.
بارها به دوست پسرم گیت و حتی خاله زاده هام مرین و جانی ایمیل زدم و حتی براشون هدیه فرستادم اما اون ها هیج جوابی بهم ندادن!
.
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
بخاطر آسیب هایی که به مغزم وارد شده مدت زیادیه که توی بیمارستان بستری هستم. بارها به دوست پسرم گیت و حتی خاله زاده هام مرین و جانی ایمیل زدم و حتی براشون هدیه فرستادم اما اون ها هیج جوابی بهم ندادن! .
پور ازم خواسته برای دیدنش به سفر برم.
.
سفر همه چیز رو به یادم میاره اینکه چرا روی این تخت از خواب بیدار شدم؟
چرا بچه های دیگه جوابم رو نمیدن!
اصلا چیشد که سر از اینجا درآوردم؟
.
سفر همه چیز رو به یادم میاره اینکه چرا روی این تخت از خواب بیدار شدم؟
چرا بچه های دیگه جوابم رو نمیدن!
اصلا چیشد که سر از اینجا درآوردم؟
در باور عشق و شناخت حقیقت آن، مرد ممکن است فریب بخورد؛ اما زن… زن حقیقت عشق را زود تشخیص مى دهد با حس نیرومند زنى، و اگر دبّه در مى آورد از آن است که عشق هم برایش کافى نیست ، او بیش از عشق مى طلبد، جان تو را.
– سلوک | محمود دولت آبادی
– سلوک | محمود دولت آبادی
ما خودکشی رو تضمین میکنیم. اگه نمُردید، پولتون رو پس میدیم. حالا بفرمایید، از این خرید پشیمون نمیشید. ورزشکاری مثل شما! فقط یه نفس عمیق بکشید و برید سمت هدفتون. در ضمن همونطور که همیشه میگم، «شما فقط یکبار میمیرید، پس کاری کنید که اون لحظه فراموشنشدنی باشه.»
-مغازه خودکشی
-مغازه خودکشی
قبول کن که گذشته هرچه بود، گذشته است.
بدون اینکه بخواهی آن را انکار کنی یا کنار بگذاری.
-سه شنبه ها با موری | میچ آلبوم
بدون اینکه بخواهی آن را انکار کنی یا کنار بگذاری.
-سه شنبه ها با موری | میچ آلبوم
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اینجا جواب بدید
پادشاه یک کشور بودن آرزوی خیلی هاست…
اما هیچکس نمیتونه درک کنه که چه مشکلاتی میتونه داشته باشه…
اما هیچکس نمیتونه درک کنه که چه مشکلاتی میتونه داشته باشه…