𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚 – Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
14.6K subscribers
11K photos
2.21K videos
676 links
”اگه نمیخوای کتاب بخونی یعنی هنوز کتاب درست رو پیدا نکردی.“

سرچ کن #اعتماد.
نحوه سفارش: @BGiOrder.
ثبت سفارش: @BGiAdmin.

پیج اینستاگرام:
°• [ bookgraphi_

زمان پاسخگویی به پیام‌ها: 01-22 [فرقی نمیکنه چه ساعتی پیام بدید در این بازه بهتون پاسخ داده میشه]
Download Telegram
#اعتماد
مغازه ی خودکشی - کتابخانه ی نیمه شب - مغازه جادویی - کلکسیونر - بادام - باشگاه پنج صبحی ها
Milk and honey - light filter in poems -
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Video
نایت هاک | nighthawk:
اسم. فکرهایی که فقط اخر شب به سر آدم میزنه.
🌚

-📕کتاب: واژه نامه حزن‌های ناشناخته
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Video
اکسولانسیس | exulansis:
اسم. میل به دست برداشتن از تلاش برای صحبت از یه تجربه خاص چون مردم نمیتونن به درستی باهاش ارتباط برقرار کنن... 🥀

-📕کتاب: واژه نامه حزن‌های ناشناخته
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Video
آمورانسیا | amoransia:
اسم. هیجان‌های ملودراماتیک عشقی نافرجام.
اشتیاق سوختن در غم کسی که هرگز نمیتونید بهش برسید...🖤

-📕کتاب: واژه نامه حزن‌های ناشناخته
خونه ما همیشه پر از گل و گیاه بود
گیاه هایی که خاصیت درمانی داشتن، ما ازشون دارو درست میکردیم و میفروختیم🌱
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
خونه ما همیشه پر از گل و گیاه بود گیاه هایی که خاصیت درمانی داشتن، ما ازشون دارو درست میکردیم و میفروختیم🌱
اما پنج ساله بودم که یکی از همون گیاه ها باعث شد اتفاق وحشتناکی برای من بیوفته

آخرین چیزی که دیدم یک دسته عاقرقرحای سفید بود که توی چشمم فرو رفت و بعد دنیا سیاه شد و من نابینا🖤
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما پنج ساله بودم که یکی از همون گیاه ها باعث شد اتفاق وحشتناکی برای من بیوفته آخرین چیزی که دیدم یک دسته عاقرقرحای سفید بود که توی چشمم فرو رفت و بعد دنیا سیاه شد و من نابینا🖤
قبل از اون هم ضعف بینایی داشتم و نمیشه گفت هیچوقت دنیا رو همونجوری دیدم که واقعا بوده..

پدرم اصرار داشت که من رو برای درمان به دکتر ببره و عمل کنه
اما مادرم اجازه نداد🕯
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
مادرم عاشق من بود و میخواست بدون اینکه تیغ دکترها چشم هام رو ببرن، من رو با گیاهان دارویی درمان کنه🌿
سال ها من رو توی خونه نگه داشت و خیلی سعی کرد من رو با گیاه های دارویی درمان کنه اما موفق نشد
در تمام این مدت من کمکش میکردم و باهم گیاه های دارویی رو برای فروش آماده میکردیم🌻
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚 pinned «خونه ما همیشه پر از گل و گیاه بود گیاه هایی که خاصیت درمانی داشتن، ما ازشون دارو درست میکردیم و میفروختیم🌱»
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
سال ها من رو توی خونه نگه داشت و خیلی سعی کرد من رو با گیاه های دارویی درمان کنه اما موفق نشد در تمام این مدت من کمکش میکردم و باهم گیاه های دارویی رو برای فروش آماده میکردیم🌻
دنیای من به چهار دیواری سیاه خونه و لمس عطر و بوی گیاهان و گوش دادن به صدای مادر محدود شد

تا اینکه یک بار از خونه بیرون رفتم و انقدر زندگیم تغییر کرد که زندگی ای که تا اون روز داشتم برام غیرقابل تحمل شد...! 🌝
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
من فکر میکردم اتفاقی که برام افتاده سرنوشتم بوده و همه واقعا تلاش کردن من رو درمان کنن اما رازهایی برملا شد و تمام باورهای این هفده سالم از هم پاشید
و حالا من بودم و انتقامی که باید از باعث و بانی این اتفاق وحشتناک گرفته میشد
اما سر فرصت و درست..
جوری که تمام این سالها رو برام جبران میکرد…
🩸