𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
دائم توی گوشش میخوند که پادشاه دیگه پیر شده و تو که جوان و سالمی برای پادشاهی لایق تری، پس پدرت رو از سر راه کنار بزن و خودت بر تخت بنشین
ضحاک که ساده دل بود گول این حرف ها رو خورد و با شیطان همدست شد تا پدرش رو بکشه؛ ضحاک بر تخت نشست و شیطان این بار با نقشه ای تازه در جلد آشپزی ماهر به کاخ اومد و به عنوان سرآشپز مخصوص هفته ها لذیذ ترین غذاهارو برای ضحاک پخت
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
ضحاک که ساده دل بود گول این حرف ها رو خورد و با شیطان همدست شد تا پدرش رو بکشه؛ ضحاک بر تخت نشست و شیطان این بار با نقشه ای تازه در جلد آشپزی ماهر به کاخ اومد و به عنوان سرآشپز مخصوص هفته ها لذیذ ترین غذاهارو برای ضحاک پخت
پادشاه که بسیار خرسند شده بود همان آشپزِ شیطان رو صدا زد و گفت به خاطر خدمات خوبت میتونی هر خواسته ای از پادشاه داشته باشی تا برآورده کنیم
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
پادشاه که بسیار خرسند شده بود همان آشپزِ شیطان رو صدا زد و گفت به خاطر خدمات خوبت میتونی هر خواسته ای از پادشاه داشته باشی تا برآورده کنیم
شیطان گفت دل من از مهر شما آکندست و تنها خواستم بوسیدن سرشانه های اعلی حضرته؛ ضحاک هم اجازه داد و شیطان دو بوسه بر شانه های اون زد، همان لحظه دو مار سیاه از شانه های پادشاه بیرون زد و شیطان دود شد و پنهان شد
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
شیطان گفت دل من از مهر شما آکندست و تنها خواستم بوسیدن سرشانه های اعلی حضرته؛ ضحاک هم اجازه داد و شیطان دو بوسه بر شانه های اون زد، همان لحظه دو مار سیاه از شانه های پادشاه بیرون زد و شیطان دود شد و پنهان شد
هزاران پزشک اومدند و سعی کردند مارهارو رام کنن و ریشهی اون هارو بسوزونن اما موفق نمیشدن… چندین بار مارها رو از ته بریدن اما همون لحظه دوباره جوونه میزدن!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
هزاران پزشک اومدند و سعی کردند مارهارو رام کنن و ریشهی اون هارو بسوزونن اما موفق نمیشدن… چندین بار مارها رو از ته بریدن اما همون لحظه دوباره جوونه میزدن!
مدتی گذشت و هیچ طبیبی نتونست مارها رو از بین ببره تا اینکه شیطان برای بار سوم و به شکل پزشکی حاذق به دربار اومد
اون به شاه گفت شما نمیتونید هیچ جوره از دست مارها خلاص بشید اما…
اون به شاه گفت شما نمیتونید هیچ جوره از دست مارها خلاص بشید اما…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
مدتی گذشت و هیچ طبیبی نتونست مارها رو از بین ببره تا اینکه شیطان برای بار سوم و به شکل پزشکی حاذق به دربار اومد اون به شاه گفت شما نمیتونید هیچ جوره از دست مارها خلاص بشید اما…
اما اگر هرروز از مغز دو جوان خورشت درست کنید و به مارها بدید از گزند اون ها دور میمونید؛
ضحاک ستمگر و خودخواه که چیزی جز سالم موندن خودش براش مهم نبود از اون روز دستور داد هرروز دو جوان رو به قصر بیارن، بکشن و مغزشون رو خوراک مارها بکنن
ضحاک ستمگر و خودخواه که چیزی جز سالم موندن خودش براش مهم نبود از اون روز دستور داد هرروز دو جوان رو به قصر بیارن، بکشن و مغزشون رو خوراک مارها بکنن
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما اگر هرروز از مغز دو جوان خورشت درست کنید و به مارها بدید از گزند اون ها دور میمونید؛ ضحاک ستمگر و خودخواه که چیزی جز سالم موندن خودش براش مهم نبود از اون روز دستور داد هرروز دو جوان رو به قصر بیارن، بکشن و مغزشون رو خوراک مارها بکنن
مدت ها جوان های زیادی قربانی شدن و همه ی مردم روستا از ترس تمام فرزندانشون رو در پستوها پنهان میکردن تا دست جلادهای پادشاه بهشون نرسه…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
مدت ها جوان های زیادی قربانی شدن و همه ی مردم روستا از ترس تمام فرزندانشون رو در پستوها پنهان میکردن تا دست جلادهای پادشاه بهشون نرسه…
در میان مردم، کاوه مرد آهنگری بود که هجده فرزند داشت اما ضحاک هفده تن از اونها رو خوراک مارهای خودش کرده بود
وقتی آخرین فرزند هم توسط جلادان اسیر شد تا مغزش رو برای مارها بپزن کاوه تصمیم گرفت دست از سکوت برداره و مقابل این همه ظلم کنه
وقتی آخرین فرزند هم توسط جلادان اسیر شد تا مغزش رو برای مارها بپزن کاوه تصمیم گرفت دست از سکوت برداره و مقابل این همه ظلم کنه
کاوه سعی کرد مردم رو با خودش همراه کنه تا انتقام خون ریخته شده جوانان بی گناه رو بگیره و ضحاک رو به سزای اعمالش برسونه..
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
کاوه سعی کرد مردم رو با خودش همراه کنه تا انتقام خون ریخته شده جوانان بی گناه رو بگیره و ضحاک رو به سزای اعمالش برسونه..
اما آیا مردم قبول میکردن ترسشون از ضحاک رو کنار بذارن و برای حق طلبی همراه کاوه بشن یا بازهم سکوت میکردن و چشمشون رو روی کشته شدن جوانهای بی گناه میبستن؟
کتاب تاریخ ایران باستان
داستانی که براتون گفتم از این کتاب بود؛
همونطور که گفتم این کتاب خیلی از داستانهایی که گذشتهی ایران رو نشونمون میده رو میگه و با خیلی از آدما مارو آشنا میکنه.
داستانی که براتون گفتم از این کتاب بود؛
همونطور که گفتم این کتاب خیلی از داستانهایی که گذشتهی ایران رو نشونمون میده رو میگه و با خیلی از آدما مارو آشنا میکنه.
این کتاب مارو با فرهنگ و رسم و رسوم ایران باستان بیشتر آشنا و میکنه؛
اگه علاقه به خوندن کتاب های تاریخ ایران دارید من خیلی این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.❤️
اگه علاقه به خوندن کتاب های تاریخ ایران دارید من خیلی این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.❤️
رفته رفته معمول شد که هر دستاورد پیروزمندانه و یا هر یاری بخت مساعدی را به ناپلئون نسبت دهند. بسیار پیش می آمد که مرغی به مرغ دیگر میگفت تحت رهبری پیشوای ما, رفیق ناپلئون, من ظرف شش روز پنج تخم گذاشتم.
-مزرعه حیوانات | جورج اورول
-مزرعه حیوانات | جورج اورول
به دلایلی به نظر می آمد مزرعه ثروتمندتر شده است بی آنکه خود حیوانات را ذره ای ثروتمند کرده باشد. البته به استثنای خوک ها و سگ ها.
-مزرعه حیوانات | جورج اورول
-مزرعه حیوانات | جورج اورول
همهی ما روزهایی رو در زندگیمون داشتیم که ناراحتی و اندوهمون به بالاترین مقدار خودش رسیده و دیگه دلمون نمیخواسته زنده بمونیم و با مشکلات درگیر بشیم.
اما حتی اگر در اعماق افسردگی هم غرق شده باشیم همیشه یک دلیل هست که باعث میشه بخوایم هرطوری شده به زندگی ادامه بدیم…
اما حتی اگر در اعماق افسردگی هم غرق شده باشیم همیشه یک دلیل هست که باعث میشه بخوایم هرطوری شده به زندگی ادامه بدیم…
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
همهی ما روزهایی رو در زندگیمون داشتیم که ناراحتی و اندوهمون به بالاترین مقدار خودش رسیده و دیگه دلمون نمیخواسته زنده بمونیم و با مشکلات درگیر بشیم. اما حتی اگر در اعماق افسردگی هم غرق شده باشیم همیشه یک دلیل هست که باعث میشه بخوایم هرطوری شده به زندگی ادامه…
برای بعضیا کار، خانواده، عشق یا اهداف دیگه هست
اما گاهی اوقات انقدر سگ سیاه افسردگی ما رو محکم بغل میکنه که نمیتونیم این دلایل رو به یاد بیاریم یا حتی به نظرمون کافی نمیان؛ در کل گاهی غم انقدر زیاد میشه که دیدن ادامه مسیر برامون دشوار میشه!
اما گاهی اوقات انقدر سگ سیاه افسردگی ما رو محکم بغل میکنه که نمیتونیم این دلایل رو به یاد بیاریم یا حتی به نظرمون کافی نمیان؛ در کل گاهی غم انقدر زیاد میشه که دیدن ادامه مسیر برامون دشوار میشه!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
برای بعضیا کار، خانواده، عشق یا اهداف دیگه هست اما گاهی اوقات انقدر سگ سیاه افسردگی ما رو محکم بغل میکنه که نمیتونیم این دلایل رو به یاد بیاریم یا حتی به نظرمون کافی نمیان؛ در کل گاهی غم انقدر زیاد میشه که دیدن ادامه مسیر برامون دشوار میشه!
مثلا این روزا خیلی هامون با افسردگی، سوگ و غم طرفیم...
ما هر روز داریم برای کسایی گریه میکنیم که حتی یکبار هم از نزدیک ندیدیمشون…
این روزها هممون افسرده و ناراحتیم، و این احساس رو نمیشه با کلمات بیان کنیم، خیل فراتر از کلماته ولی هممون درکش میکنیم...
ما هر روز داریم برای کسایی گریه میکنیم که حتی یکبار هم از نزدیک ندیدیمشون…
این روزها هممون افسرده و ناراحتیم، و این احساس رو نمیشه با کلمات بیان کنیم، خیل فراتر از کلماته ولی هممون درکش میکنیم...
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
مثلا این روزا خیلی هامون با افسردگی، سوگ و غم طرفیم... ما هر روز داریم برای کسایی گریه میکنیم که حتی یکبار هم از نزدیک ندیدیمشون… این روزها هممون افسرده و ناراحتیم، و این احساس رو نمیشه با کلمات بیان کنیم، خیل فراتر از کلماته ولی هممون درکش میکنیم...
زنده ایم ، ولی نمیخوایم زنده باشیم، و درعین حال نمیخوایم بمیریم...
ممکنه یک لحظه امید و حس زندگی بگیریم، ولی شرایط انقدر بده که یهو تمام حس های خوب جاشون رو به غم میدن؛
ممکنه یک لحظه امید و حس زندگی بگیریم، ولی شرایط انقدر بده که یهو تمام حس های خوب جاشون رو به غم میدن؛
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
زنده ایم ، ولی نمیخوایم زنده باشیم، و درعین حال نمیخوایم بمیریم... ممکنه یک لحظه امید و حس زندگی بگیریم، ولی شرایط انقدر بده که یهو تمام حس های خوب جاشون رو به غم میدن؛
ما داریم روزهایی رو زندگی میکنیم، که روحمون آتیش میگیره، ولی هیچکس این آتیش رو نمیبینه، چون افسردگی و غم یک حس نامرئيه
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
ما داریم روزهایی رو زندگی میکنیم، که روحمون آتیش میگیره، ولی هیچکس این آتیش رو نمیبینه، چون افسردگی و غم یک حس نامرئيه
و این کاملا عادیه، ولی اگر تو همین روز ها خودمون رو غرق کنیم توی ناامیدی و غم،در آینده روحمون رو از دست میدیم.