Book Tweet – Telegram
Book Tweet
1.1K subscribers
439 photos
187 videos
4 files
181 links
‘‘خب من به کتاب معتادم.📚

[یه وقتایی از فیلمایی که دوست دارمم تیکه تیکه میذارم.]

چنل پر از اسپویله. اگه دوست ندارید براتون اسپویل شه توییتا رو نخونید

راه ارتباطی:

https://telegram.me/BChatBot?start=sc-299248-6zgOuB1
Download Telegram
فقط منم که کاراکترایی که رو‌ حضورشون دو دقیقه هم نمیشه تو داستان کراش میزنم یا شما هم مثل منین؟
Book Tweet
استارت رابطه نستا و کاسین: کاسین: هلو نِس. نستا درحالی که با چشمای یخیش زل زده به کاسین: خفه شو و به من نگو نس. بعد خیلی شیک از کنارش رد میشه. چه شیپ زیبایی. -قلمرو خار و رز
نه اشتباه شد. استارت رابطه نستا و کاسین اینطوریه که بهم نگا میکنن و همزمان میگن:
بیا گلوی همو پاره کنیم.
-قلمرو خار و رز
Book Tweet
نه اشتباه شد. استارت رابطه نستا و کاسین اینطوریه که بهم نگا میکنن و همزمان میگن: بیا گلوی همو پاره کنیم. -قلمرو خار و رز
ریسند و فیرا در حالی که پاپکورن میخورن و این دوتا رو نگا میکنن:
ریسند: من شرط میبندم نستا برنده میشه.
فیرا: موافقم.
-قلمرو خار و رز
ریسند : من جلوی هیچکس و هیچ چیز بجز تاجم تعظیم نمیکنم.
*دو دیقه بعد ریسند جلوی فیرا زانو زده.*
-قلمرو خار و رز
شما هم وقتی یه داستانی میخونید بعدش میشنین فک میکنین اگه وقایع یه طور دیگه اتفاق میوفتاد چی میشد و داستان رو دوباره باز سازی میکنین یا من خود درگیری مضمن دارم؟
کاسین وسط میدون جنگ و بین نیروهای دشمن داره یه تنه میجنگه. نستا اسمشو فریاد میزنه و کاسینی که تا صداشو میشنوه وسط جنگ با سرعت نور میره سمت نستا. خب این اگه عشق نیست چیه؟ :)
-قلمرو خار و رز
کدوم دانشگاه رشته کتابخوانی داره؟
- مغز جلبکی
+ دختره عقل کل
چیزی نیست آنابث و پرسی دارن سعی میکنن باهم حرف بزنن
-پرسی جکسون
از دیروز تاحالا چهار جلد کتاب خوندم
کسی هست بیاد چشمای منو نجات بده؟
درسته‌ که هیچ وقت مدیری به فداکاری دامبلدور، استادی به جذابیت‌ اسنیپ‌، معاونی به کاربلدی‌ مک‌ گونگال‌ و بابای مدرسه ای به کیوتی‌ هاگرید نداشتیم
ولی تا دلتون‌ بخواد امبریج‌ داشتیم🙂
به کرات‌ امبریج‌ داشتیم...
-هری پاتر
میدونم که کتاب یادگاران مرگ از همه محبوب تر بود ولی محفل ققنوس دردناک ترین کتاب هری پاتر بود، نبود؟
-هری پاتر
ولی هاگوارتز همچون خونه ترین مدرسه تاریخ بود ، با اون عظمت و ابهت سه چهارم وسایلاش‌ یا قراضه بودن‌ یا خراب شده بودن یا تحت تعمیر
ذره ای از این باکلاس بازیای‌ مدرسه اون فرانسویا‌ هم نداشتن‌
-هری پاتر
یهو یادم اومد سدریک خیلی کراش بود...
حقش نبود اونجوری بمیره
-هری پاتر
وقتی دلتورا میخوندم نصف فکرم همش به این بود که نویسنده از کجا اون همه معما میاره واسه هر فصل کتاب
نصف دیگه هم مبهوت مترجم سر برگردوندن معماها طوری که به فارسی معنی بدن بود
خدایی دمشون گرم
*وقتی آنابث فهمید پرسی پسر پوسایدون*
زیرلب باخودش زمزمه میکنه: پوسایدون... باید فک کنم. ولی پوسایدون و آتنا همش میزنن تو سر و کله هم... باید راجبش فک کنم... (آنابث دختر آتنا بود)
مود پرسی: این چی میگه با خودش؟ چرا من هیچی از حرفاش نمیفهمم😦
-پرسی جکسون
ولی ازریل خیلی گناه داره خب. بچگیش که اونطوری سپری شده. داداشا و نامادری عنترشم که اونطوری بودن. بعدم که به مدت 500 سال درگیر عشق یک طرفه بوده. نویسنده عزیز بسه تو رو خدا این بچه رو له کردی. پسر مظلومم :)))
-قلمرو خار و رز
بیایید نیمه پر لیوانو ببینیم. سانسور کتاب باعث شد من این جرات و پیدا کنم کتاب زبان اصلی بخونم
مرسی سانسور چی!
نمیدونم چرا سارا جی ماس علاقه خاصی داره که شخصیت های اصلی داستان رو خصوصا شخصیت اصلی مرد داستان رو از جلد ۲-۳ به بعد وارد داستان کنه😐
میدونین چرا خاطرات خون آشام و خاطرات استفان داریم ولی خاطران دیمن نداریم؟ افرین چون این سوسول بازیا از دیمن بعیده.
-خاطرات خون آشام