یه مریضی ای هم هست اینطوریه که
دقیقا چند روز مونده به امتحان کرمت میگیره کتاب جدید شروع کنی😍
دقیقا چند روز مونده به امتحان کرمت میگیره کتاب جدید شروع کنی😍
به درجه ای از عرفان در کتابخوانی رسیدم که واحد کتاب خوندنم از صفحه در ساعت
به تعداد کتاب در روز تبدیل شده
به تعداد کتاب در روز تبدیل شده
استارت رابطه نستا و کاسین:
کاسین: هلو نِس.
نستا درحالی که با چشمای یخیش زل زده به کاسین: خفه شو و به من نگو نس.
بعد خیلی شیک از کنارش رد میشه.
چه شیپ زیبایی.
-قلمرو خار و رز
کاسین: هلو نِس.
نستا درحالی که با چشمای یخیش زل زده به کاسین: خفه شو و به من نگو نس.
بعد خیلی شیک از کنارش رد میشه.
چه شیپ زیبایی.
-قلمرو خار و رز
ولی به سه شاخه ی پوسایدون قسم کسی که گفته خانوما ناموس آقایونن رو پیدا کنم میدم به آنابت از ناخن پا دارش بزنه
اخه والا هرجور حساب میکنم آنابت ناموس پرسی نیست پرسی ناموس آنابته :/
-پرسی جکسون
اخه والا هرجور حساب میکنم آنابت ناموس پرسی نیست پرسی ناموس آنابته :/
-پرسی جکسون
فقط منم که کاراکترایی که رو حضورشون دو دقیقه هم نمیشه تو داستان کراش میزنم یا شما هم مثل منین؟
Book Tweet
ینی فقط لوشن میتونه وسط اوضاع قمر در عقربی که همه دارن به فاک فی الله میرن جفت خودشو پیدا کنه😂🤦♀ -قلمرو خار و رز
مثل اینکه کاسینم میتونه.
-قلمرو خار و رز
-قلمرو خار و رز
Book Tweet
استارت رابطه نستا و کاسین: کاسین: هلو نِس. نستا درحالی که با چشمای یخیش زل زده به کاسین: خفه شو و به من نگو نس. بعد خیلی شیک از کنارش رد میشه. چه شیپ زیبایی. -قلمرو خار و رز
نه اشتباه شد. استارت رابطه نستا و کاسین اینطوریه که بهم نگا میکنن و همزمان میگن:
بیا گلوی همو پاره کنیم.
-قلمرو خار و رز
بیا گلوی همو پاره کنیم.
-قلمرو خار و رز
Book Tweet
نه اشتباه شد. استارت رابطه نستا و کاسین اینطوریه که بهم نگا میکنن و همزمان میگن: بیا گلوی همو پاره کنیم. -قلمرو خار و رز
ریسند و فیرا در حالی که پاپکورن میخورن و این دوتا رو نگا میکنن:
ریسند: من شرط میبندم نستا برنده میشه.
فیرا: موافقم.
-قلمرو خار و رز
ریسند: من شرط میبندم نستا برنده میشه.
فیرا: موافقم.
-قلمرو خار و رز
ریسند : من جلوی هیچکس و هیچ چیز بجز تاجم تعظیم نمیکنم.
*دو دیقه بعد ریسند جلوی فیرا زانو زده.*
-قلمرو خار و رز
*دو دیقه بعد ریسند جلوی فیرا زانو زده.*
-قلمرو خار و رز
شما هم وقتی یه داستانی میخونید بعدش میشنین فک میکنین اگه وقایع یه طور دیگه اتفاق میوفتاد چی میشد و داستان رو دوباره باز سازی میکنین یا من خود درگیری مضمن دارم؟
کاسین وسط میدون جنگ و بین نیروهای دشمن داره یه تنه میجنگه. نستا اسمشو فریاد میزنه و کاسینی که تا صداشو میشنوه وسط جنگ با سرعت نور میره سمت نستا. خب این اگه عشق نیست چیه؟ :)
-قلمرو خار و رز
-قلمرو خار و رز
- مغز جلبکی
+ دختره عقل کل
چیزی نیست آنابث و پرسی دارن سعی میکنن باهم حرف بزنن
-پرسی جکسون
+ دختره عقل کل
چیزی نیست آنابث و پرسی دارن سعی میکنن باهم حرف بزنن
-پرسی جکسون
درسته که هیچ وقت مدیری به فداکاری دامبلدور، استادی به جذابیت اسنیپ، معاونی به کاربلدی مک گونگال و بابای مدرسه ای به کیوتی هاگرید نداشتیم
ولی تا دلتون بخواد امبریج داشتیم🙂
به کرات امبریج داشتیم...
-هری پاتر
ولی تا دلتون بخواد امبریج داشتیم🙂
به کرات امبریج داشتیم...
-هری پاتر
میدونم که کتاب یادگاران مرگ از همه محبوب تر بود ولی محفل ققنوس دردناک ترین کتاب هری پاتر بود، نبود؟
-هری پاتر
-هری پاتر
ولی هاگوارتز همچون خونه ترین مدرسه تاریخ بود ، با اون عظمت و ابهت سه چهارم وسایلاش یا قراضه بودن یا خراب شده بودن یا تحت تعمیر
ذره ای از این باکلاس بازیای مدرسه اون فرانسویا هم نداشتن
-هری پاتر
ذره ای از این باکلاس بازیای مدرسه اون فرانسویا هم نداشتن
-هری پاتر
وقتی دلتورا میخوندم نصف فکرم همش به این بود که نویسنده از کجا اون همه معما میاره واسه هر فصل کتاب
نصف دیگه هم مبهوت مترجم سر برگردوندن معماها طوری که به فارسی معنی بدن بود
خدایی دمشون گرم
نصف دیگه هم مبهوت مترجم سر برگردوندن معماها طوری که به فارسی معنی بدن بود
خدایی دمشون گرم
Book Tweet
یهو یادم اومد سدریک خیلی کراش بود... حقش نبود اونجوری بمیره -هری پاتر
ولی من از سدریک بدم میومد
*وقتی آنابث فهمید پرسی پسر پوسایدون*
زیرلب باخودش زمزمه میکنه: پوسایدون... باید فک کنم. ولی پوسایدون و آتنا همش میزنن تو سر و کله هم... باید راجبش فک کنم... (آنابث دختر آتنا بود)
مود پرسی: این چی میگه با خودش؟ چرا من هیچی از حرفاش نمیفهمم😦
-پرسی جکسون
زیرلب باخودش زمزمه میکنه: پوسایدون... باید فک کنم. ولی پوسایدون و آتنا همش میزنن تو سر و کله هم... باید راجبش فک کنم... (آنابث دختر آتنا بود)
مود پرسی: این چی میگه با خودش؟ چرا من هیچی از حرفاش نمیفهمم😦
-پرسی جکسون