سوگند یاد میکنم تا زمانی که انتقام بگیرم غروب های زیادی را خواهم دید. تا هر زمان که طول بکشد. و تو را خواهم کشت. با دستان خودم.
-هزار و یک خشم
-هزار و یک خشم
اصلا نمیدانی چه میگویی. دومین شمشیرزن ماهر ری, شما را یکی یکی ریز ریز میکند. بدون هیچ تردید و تحملی.
-هزار و یک خشم
-هزار و یک خشم
+شهرزاد تو بسیار مدبر و خرمندی. شاید بهتر است تو حاکم خراسان شوی و بگذاری من سست و وارفته در اتاق تو رنج ببرم تا زمانی که به من نیاز داشته باشی
-شاید باید چنین کنم اما من پسر متولد نشدهام
+من مدتها اندیشیدهام که این موضوع هیچ اهمیتی ندارد.
'هزار و یک خشم
-شاید باید چنین کنم اما من پسر متولد نشدهام
+من مدتها اندیشیدهام که این موضوع هیچ اهمیتی ندارد.
'هزار و یک خشم
او دختری بود که آنچه را در ذهن داشت آزادانه بر زبان میاورد و احساساتش را سخاوتمندانه نثار کسانی مینمود که شایسته آنها میافت.
-هزار و یک خشم
-هزار و یک خشم
سرنوشت برای ابلهان بود. شهرزاد منتظر نمیماند تا زندگی برای او تعیین شود.
زندگی را وامیداشت تا به میل اون رقم بخورد.
-هزار و یک خشم
زندگی را وامیداشت تا به میل اون رقم بخورد.
-هزار و یک خشم
Book Tweet
تو چه دختری هستی؟ مثل طاعون و بلای آسمانی مرا نابود میکنی. -هزار و یک خشم
اگر طاعون باشم باید از من فاصله بگیرید. مگر اینکه خودتان تصمیم گرفته باشید نابود شوید.
-هزار و یک خشم
-هزار و یک خشم
بذار یه چیزی بهت بگم، سورنگیل. امید یه چیز بیثبات و خطرناکه. تمرکزت رو ازت میگیره و به جای اینکه بتونی رو چیزی که درسته تمرکز کنی، یعنی روی اینکه چی میشه، روی چیز اشتباهی متمرکزت میکنه، یعنی روی اینکه چی میتونه بشه.
-زیدن رایورسان | جناح چهارم
-زیدن رایورسان | جناح چهارم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I wanna go home.
الا ای برف!
چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!
چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!
برف نو! برف نو!
سلام، سلام
بنشین، خوش نشسته ای بر بام
پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگی ست این ایام
سلام، سلام
بنشین، خوش نشسته ای بر بام
پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگی ست این ایام