Book Tweet – Telegram
Book Tweet
1.09K subscribers
439 photos
187 videos
4 files
181 links
‘‘خب من به کتاب معتادم.📚

[یه وقتایی از فیلمایی که دوست دارمم تیکه تیکه میذارم.]

چنل پر از اسپویله. اگه دوست ندارید براتون اسپویل شه توییتا رو نخونید

راه ارتباطی:

https://telegram.me/BChatBot?start=sc-299248-6zgOuB1
Download Telegram
اصلا نمیدانی چه میگویی. دومین شمشیرزن ماهر ری, شما را یکی یکی ریز ریز میکند. بدون هیچ تردید و تحملی.
-هزار و یک خشم
تو چه دختری هستی؟ مثل طاعون و بلای آسمانی مرا نابود میکنی.
-هزار و یک خشم
+شهرزاد تو بسیار مدبر و خرمندی. شاید بهتر است تو حاکم خراسان شوی و بگذاری من سست و وارفته در اتاق تو رنج ببرم تا زمانی که به من نیاز داشته باشی
-شاید باید چنین کنم اما من پسر متولد نشده‌ام
+من مدت‌ها اندیشیده‌ام که این موضوع هیچ اهمیتی ندارد.
'هزار و یک خشم
او دختری بود که آنچه را در ذهن داشت آزادانه بر زبان می‌اورد و احساساتش را سخاوتمندانه نثار کسانی می‌نمود که شایسته آن‌ها میافت.
-هزار و یک خشم
سرنوشت برای ابلهان بود. شهرزاد منتظر نمیماند تا زندگی برای او تعیین شود.
زندگی را وامیداشت تا به میل اون رقم بخورد.
-هزار و یک خشم
Book Tweet
تو چه دختری هستی؟ مثل طاعون و بلای آسمانی مرا نابود میکنی. -هزار و یک خشم
اگر طاعون باشم باید از من فاصله بگیرید. مگر اینکه خودتان تصمیم گرفته باشید نابود شوید.
-هزار و یک خشم
-او سبب تباهی شما خواهد شد.
+تصمیم من همین است.
'هزار و یک خشم
😶😶
i'll bleed whatever color you tell me to
-Throne Of Glass.
بذار یه چیزی بهت بگم، سورنگیل. امید یه چیز بی‌ثبات و خطرناکه. تمرکزت رو ازت می‌گیره و به جای این‌که بتونی رو چیزی که درسته تمرکز کنی، یعنی روی اینکه چی می‌شه، روی چیز اشتباهی متمرکزت می‌کنه، یعنی روی اینکه چی می‌تونه بشه.
-زیدن رایورسان | جناح چهارم
الا ای برف!
چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!
برف نو! برف نو!
سلام، سلام
بنشین، خوش نشسته ای بر بام
پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگی ست این ایام
برف 21 بهمن 1403.
مهربانی مثل برف است، هر چیزی را که بپوشاند زیبا می کند.
برف شعری‌ست سپید
که بی هیچ وزنی به دل می نشیند
قشنگی زمستان نسبت به پاییز
یک آسمان حال خوب به رنگ سفیدی برف است
پشت سرش زمزمه می‌کنم: «‌وقتی من خونریزی کنم، بهشون چی میگی؟ حقیقت رو؟»
در عمق سینه‌اش می‌خندد. پسرک کوچک ناپدید می‌شود و دوباره پادشاه قاتل جایش را می‌گیرد. «‌حقیقت اون چیزیه که من ازش می‌سازم. می‌تونم این دنیا رو آتش بزنم و اسمش رو بذارم بارون.»
و بعضی‌‌ها واقعا باورشون میشه، احمق ها.
-ملکه سرخ | Red queen