This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Harry: is this all reall? Or it's just happening inside my head?
Dumbledore: Of course it's happening inside your head. Why Should that mean that it's not real?
-Harry Potter
Dumbledore: Of course it's happening inside your head. Why Should that mean that it's not real?
-Harry Potter
بندیکت: بئاتریس هم اگر نمرده جواب بدهد.
بئاتریس: بئاتریس برای اینکه مثل طاعون به جان بیفتد صدسال عمر خواهد کرد. با من چه کار دارید؟
بندیکت: اه هیچکس تا به حال مثل من چنین طاعون مرگ آوری را از دل و جان نپذیرفته. آیا پسند تو هستم؟
-هیاهوی بسیار برای هیچ
بئاتریس: بئاتریس برای اینکه مثل طاعون به جان بیفتد صدسال عمر خواهد کرد. با من چه کار دارید؟
بندیکت: اه هیچکس تا به حال مثل من چنین طاعون مرگ آوری را از دل و جان نپذیرفته. آیا پسند تو هستم؟
-هیاهوی بسیار برای هیچ
بئاتریس: برای چه آرزو میکنید من که آنقدر دوستدار شما هستم و از دوری شما هر شب پشت چشمم باز میماند، بمیرم؟😔
بندیک: این برای من مسلم است که همه زنها مرا دوست دارند، خوشبختانه به استثنای شما
و من ای کاش میتوانستم جای کوچکی برای آنها در قلبم پیدا کنم. برای این که، راستی هیچکدامشان را دوست ندارم، مخصوصا شما را.😔😔
-هیاهوی بسیار برای هیچ
بندیک: این برای من مسلم است که همه زنها مرا دوست دارند، خوشبختانه به استثنای شما
و من ای کاش میتوانستم جای کوچکی برای آنها در قلبم پیدا کنم. برای این که، راستی هیچکدامشان را دوست ندارم، مخصوصا شما را.😔😔
-هیاهوی بسیار برای هیچ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-Pride and Prejudice.
یکی از بدترین موقعیتها, زمانیه که دوستتون فلان کتاب رو انتخاب کرده و شما اونو خوندین و میدونین به سلیقه اش نمیخوره (مثلا کتابش پایان تلخه و اون طرف نمیتونه با پایان تلخ کنار بیاد)
این وسط نمیدونین چطوری بهش بفهمونین که اون کتاب رو نخونه که اسپویلم نشه ناراحتم نشه...
این وسط نمیدونین چطوری بهش بفهمونین که اون کتاب رو نخونه که اسپویلم نشه ناراحتم نشه...
لیترالی تک تک کرکترهای کتاب فانتزی رو به دختر نقش اصلی: فلان مرد خطرناکه سمتش نریا. رفتن به فلان جا یا عضویت تو بهمان گروه ممنوعه. پخ پخ میشی پس نکنیا.
.
.
دو روز بعد دختره: *رفتن و دقیقا انجام دادن همون کاری که همه گفتن نکن*
بعد میپرسن لجبازیتو از کی یاد گرفتی؟ خب الگو هام اینا بودن!
.
.
دو روز بعد دختره: *رفتن و دقیقا انجام دادن همون کاری که همه گفتن نکن*
بعد میپرسن لجبازیتو از کی یاد گرفتی؟ خب الگو هام اینا بودن!
*پیدن نفس میکشه*
ذهن کای: خب، اوکی؛ حالا وقتشه درباره ملودی نفسهاش، تعدادشون در دقیقه و عمق هر بازدم یه دیالوگ لاسزنی تنظیم کنم.
اوه! و حتماً یادم باشه چند دقیقه دیگه با یه قیافه نیمهجدی، نیمه شوخی اضافه کنم که: «جالبه... همیشه اینجوری نفس میکشی یا فقط وقتی من کنارتم اینقدر نفسهات بریده بریده میشن؟»—فقط برای رو مخش رفتن!
وایییی فوق العاده میشه!!
-Powerless
ذهن کای: خب، اوکی؛ حالا وقتشه درباره ملودی نفسهاش، تعدادشون در دقیقه و عمق هر بازدم یه دیالوگ لاسزنی تنظیم کنم.
اوه! و حتماً یادم باشه چند دقیقه دیگه با یه قیافه نیمهجدی، نیمه شوخی اضافه کنم که: «جالبه... همیشه اینجوری نفس میکشی یا فقط وقتی من کنارتم اینقدر نفسهات بریده بریده میشن؟»—فقط برای رو مخش رفتن!
وایییی فوق العاده میشه!!
-Powerless
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Welcome Welcome to Caraval
Book Tweet
Chloe Ament – The Water Is Fine
Blood runs thicker than water
Blood runs thicker than water
Blood runs thicker than water
But both feel the same when your eyes are closed
I am the river's daughter
I am the river′s daughter
I am the river's daughter
And you'll be her son when we′re both reposed
Blood runs thicker than water
Blood runs thicker than water
But both feel the same when your eyes are closed
I am the river's daughter
I am the river′s daughter
I am the river's daughter
And you'll be her son when we′re both reposed
بعضی وقتها فکر میکنم سلیقهام خیلی عجیبه. تقریبا هر سبک کتابی میخونم و هر ژانر فیلم و سریالی میبینم.
مثلا همزمان که از سریال چرنوبیل خوشم اومده از خاطرات خوناشام و گیمآفترونزم خوشم میاد.
یا هری پاتر کتاب مورد علاقمه اما تمدن و ملالت های آن از فروید و غرور و تعصب از جین آستین رو هم دوست دارم.
این همه تضاد چگونه؟
مثلا همزمان که از سریال چرنوبیل خوشم اومده از خاطرات خوناشام و گیمآفترونزم خوشم میاد.
یا هری پاتر کتاب مورد علاقمه اما تمدن و ملالت های آن از فروید و غرور و تعصب از جین آستین رو هم دوست دارم.
این همه تضاد چگونه؟
یبار یکی ازم پرسید چطوری میتونی هر کتابی با هر سبکی بخونی؟ عجیبه و فلان
منم گفتم مگه چقدر قراره عمر کنم که خودمو از تجربه خوندن یه کتاب متفاوت محروم کنم؟
منم گفتم مگه چقدر قراره عمر کنم که خودمو از تجربه خوندن یه کتاب متفاوت محروم کنم؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این یکی از تیکههای محبوبم توی سریال چرنوبیله. مردی که روی صندلی نشسته یه دانشمند معروفه که توی دادگاه حرفایی رو میزنه که نباید (!) مردی هم که ایستاده رییس KGB است (سرویس اطلاعات و امنیت اتحاد جماهیر شوروی).
-Chernobyl.
-Chernobyl.