🔺دو روز بسيار مهم در زندگى شماست، روزى كه به دنيا مى آيى، و روزى كه دليل به دنيا آمدنت را ميفهمى...!
“مارک تواين”
📚 @BooksCom
“مارک تواين”
📚 @BooksCom
🔺زندگی هميشه عالی نيست،
هميشه احتمال مشکل هست
مشکل آخر کار نيست…
بلکه شروع يک زندگی متفاوت و تازه است…
📚 @BooksCom
هميشه احتمال مشکل هست
مشکل آخر کار نيست…
بلکه شروع يک زندگی متفاوت و تازه است…
📚 @BooksCom
🔹آتش از سر چوب کبریت شروع می شود و بر جانش می افتد…!
افكارت ميتوانند زندگيت را بسوزانند، و يا تبديل به گلستان كنند.
پس مراقب فکری که در سر داری باش…!
📚 @BooksCom
افكارت ميتوانند زندگيت را بسوزانند، و يا تبديل به گلستان كنند.
پس مراقب فکری که در سر داری باش…!
📚 @BooksCom
🔹از سلطان ظالمی پرسیدند:
گفتند چگونه جهل مردم را نگاهداری می کنی؟ گفت: در جعبه ای طلایی به نام "مقدسات"
گفتند از این جعبه چگونه محافظت میکنی؟ گفت: بوسیله خرافات…!
📚 @BooksCom
گفتند چگونه جهل مردم را نگاهداری می کنی؟ گفت: در جعبه ای طلایی به نام "مقدسات"
گفتند از این جعبه چگونه محافظت میکنی؟ گفت: بوسیله خرافات…!
📚 @BooksCom
🔸وقتی آدمها شما را ترک میکنند
مانعشان نشوید،
شما با کسانی که رهایتان میکنند
آینده ای ندارید...
“رومن گاری”
📚 @BooksCom
مانعشان نشوید،
شما با کسانی که رهایتان میکنند
آینده ای ندارید...
“رومن گاری”
📚 @BooksCom
🔺وقتـی بـرای کسی کاری را انجـام می دهیـد،
از آنها انتظار محبـت نداشتـه باشید...
همه ما گاهی بایـد درختانی را بکاریم،
که هرگـز زیـر سایـه آن نخواهیـم نشست…
📚 @BooksCom
از آنها انتظار محبـت نداشتـه باشید...
همه ما گاهی بایـد درختانی را بکاریم،
که هرگـز زیـر سایـه آن نخواهیـم نشست…
📚 @BooksCom
▪️هر از گاهی خلوتی لازم است در جایی دور از تکرارها، تا باور کنیم زندگی در فراتر از روزمرگی هاست...
📚 @BooksCom
📚 @BooksCom
➕فقیری به در خانه بخیلی آمد، گفت: شنیده ام که تو قدری از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم، به من چیزی بده.
بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام.
فقیر گفت: من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم...
📚 @BooksCom
بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام.
فقیر گفت: من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم...
📚 @BooksCom
🔹چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.
اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد.
فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »
شمع دوم گفت: ... « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد.
وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه گفت: « من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد.
کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند.
او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟»
چهارمین شمع گفت: « نگران نباش، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. »
چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.
📚 @BooksCom
اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد.
فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »
شمع دوم گفت: ... « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد.
وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه گفت: « من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد.
کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند.
او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟»
چهارمین شمع گفت: « نگران نباش، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. »
چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.
📚 @BooksCom
◾️اگر برای کسی مهم باشی، او همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پیدا خواهد کرد…
نه بهانه ای برای فرار، و نه دروغی برای توجیه…
📚 @BooksCom
نه بهانه ای برای فرار، و نه دروغی برای توجیه…
📚 @BooksCom
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن؛
به رفتن که فکر میکنی اتفاقی میافتد که منصرف میشوی، میخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است.
📚 @BooksCom
به رفتن که فکر میکنی اتفاقی میافتد که منصرف میشوی، میخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است.
📚 @BooksCom
🔺خوبها بهتر میخوابند، در حالی که به نظر میآید بدها از ساعات بیداری، لذت بیشتری میبرند…!
“وودی آلن”
📚 @BooksCom
“وودی آلن”
📚 @BooksCom
✨آدم ها یک بار عمیقا عاشق می شوند،
چون فقط یک بار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند، امّا بعد از همان یک بار، ترس ها آنقدر عمیق می شوند که عشق، دیگر دور می ایستد...
📚 @BooksCom
چون فقط یک بار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند، امّا بعد از همان یک بار، ترس ها آنقدر عمیق می شوند که عشق، دیگر دور می ایستد...
📚 @BooksCom
🔺زمانی تلفن کم بود، اما آدمهای زیادی بودند که بهشان زنگ بزنیم و یک دل سیر حرف بزنیم،
حالا تلفن ها زیاده، اما آدمهای کمی هستند که دلمان حرفهایشان را میخواهد…
📚 @BooksCom
حالا تلفن ها زیاده، اما آدمهای کمی هستند که دلمان حرفهایشان را میخواهد…
📚 @BooksCom
▪️ﺩﻭﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﺪ.
👤ﻭﯾﮑﺘﻮﺭ ﻫﻮﮔﻮ
📚 @BooksCom
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﺪ.
👤ﻭﯾﮑﺘﻮﺭ ﻫﻮﮔﻮ
📚 @BooksCom