لا اله الّا الله
محمّد احصائی ۱۳۹۹ - M Ehsaei
( رنگ ماشین روی بوم )
( اندازه : ۷۰ × ۵۰ سانتی متر )
#محمد_احصایی
#نقاشی_خط
@Calligraphy_Archive
محمّد احصائی ۱۳۹۹ - M Ehsaei
( رنگ ماشین روی بوم )
( اندازه : ۷۰ × ۵۰ سانتی متر )
#محمد_احصایی
#نقاشی_خط
@Calligraphy_Archive
با روی تو چیست جنّت و حور
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور
#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور
#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
با روی تو چیست جنّت و حور
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور
شاه مخمور مجلس دوشین
کرد آهنگ بادۀ نوشین
کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه - ( فردوسی )
شنیده به پیش منوچهر شاه
بگفتند تا بر نشاند سپاه - ( فردوسی )
بتان سیم تن گردش نشستند
نگین سلطنت را حلقه بستند
جوانان سهی قد سر افراز
چو سرو بوستان در جلوۀ ناز
در آمد گرم و روشن شیشۀ می
چو قندیلی که باشد شمع در وی
ز غلغل چون در آمد در ترانه
زد آتش از دل گرمش زبانه
ز هر سو بانگ نوشا نوش برخاست
ز دل های حریفان جوش برخاست
لب لعل شراب آلود ساقی
ز مستی ذرّه نگذاشت باقی
خروش دل خراش چنگ برخاست
ز هر مویش هزار آهنگ برخاست
وز آن در گوش عود آمد خروشی
بر آمد از بن هر موی جوشی - ( هلالی جغتایی )
رخش از عارض گل آب برده
خطش از جعد سنبل تاب برده
عذارش چون گل سیراب خرّم
نهان در غنچه اش سی و دو شبنم
عجب جمعی جگر سوزی که آن جمع
بسوز عشق بودی زنده چون شمع
حکایت هر که آن با یار کردی
کمال عشق خود اظهار کردی
یکی گفتی سرم را گوی گردان
که سربازم به پیشت همچو مردان
یکی گفتا اشارت کن به جانم
که در پای سگانت بر فشانم - ( هلالی جغتایی )
#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور
شاه مخمور مجلس دوشین
کرد آهنگ بادۀ نوشین
کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه - ( فردوسی )
شنیده به پیش منوچهر شاه
بگفتند تا بر نشاند سپاه - ( فردوسی )
بتان سیم تن گردش نشستند
نگین سلطنت را حلقه بستند
جوانان سهی قد سر افراز
چو سرو بوستان در جلوۀ ناز
در آمد گرم و روشن شیشۀ می
چو قندیلی که باشد شمع در وی
ز غلغل چون در آمد در ترانه
زد آتش از دل گرمش زبانه
ز هر سو بانگ نوشا نوش برخاست
ز دل های حریفان جوش برخاست
لب لعل شراب آلود ساقی
ز مستی ذرّه نگذاشت باقی
خروش دل خراش چنگ برخاست
ز هر مویش هزار آهنگ برخاست
وز آن در گوش عود آمد خروشی
بر آمد از بن هر موی جوشی - ( هلالی جغتایی )
رخش از عارض گل آب برده
خطش از جعد سنبل تاب برده
عذارش چون گل سیراب خرّم
نهان در غنچه اش سی و دو شبنم
عجب جمعی جگر سوزی که آن جمع
بسوز عشق بودی زنده چون شمع
حکایت هر که آن با یار کردی
کمال عشق خود اظهار کردی
یکی گفتی سرم را گوی گردان
که سربازم به پیشت همچو مردان
یکی گفتا اشارت کن به جانم
که در پای سگانت بر فشانم - ( هلالی جغتایی )
#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
با روی تو چیست جنّت و حور
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور
#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور
#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
با روی تو چیست جنّت و حور
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور
شاه مخمور مجلس دوشین
کرد آهنگ بادۀ نوشین
کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه - ( فردوسی )
شنیده به پیش منوچهر شاه
بگفتند تا بر نشاند سپاه - ( فردوسی )
بتان سیم تن گردش نشستند
نگین سلطنت را حلقه بستند
جوانان سهی قد سر افراز
چو سرو بوستان در جلوۀ ناز
در آمد گرم و روشن شیشۀ می
چو قندیلی که باشد شمع در وی
ز غلغل چون در آمد در ترانه
زد آتش از دل گرمش زبانه
ز هر سو بانگ نوشا نوش برخاست
ز دل های حریفان جوش برخاست
لب لعل شراب آلود ساقی
ز مستی ذرّه نگذاشت باقی
خروش دل خراش چنگ برخاست
ز هر مویش هزار آهنگ برخاست
وز آن در گوش عود آمد خروشی
بر آمد از بن هر موی جوشی - ( هلالی جغتایی )
رخش از عارض گل آب برده
خطش از جعد سنبل تاب برده
عذارش چون گل سیراب خرّم
نهان در غنچه اش سی و دو شبنم
عجب جمعی جگر سوزی که آن جمع
بسوز عشق بودی زنده چون شمع
حکایت هر که آن با یار کردی
کمال عشق خود اظهار کردی
یکی گفتی سرم را گوی گردان
که سربازم به پیشت همچو مردان
یکی گفتا اشارت کن به جانم
که در پای سگانت بر فشانم - ( هلالی جغتایی )
#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور
شاه مخمور مجلس دوشین
کرد آهنگ بادۀ نوشین
کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه - ( فردوسی )
شنیده به پیش منوچهر شاه
بگفتند تا بر نشاند سپاه - ( فردوسی )
بتان سیم تن گردش نشستند
نگین سلطنت را حلقه بستند
جوانان سهی قد سر افراز
چو سرو بوستان در جلوۀ ناز
در آمد گرم و روشن شیشۀ می
چو قندیلی که باشد شمع در وی
ز غلغل چون در آمد در ترانه
زد آتش از دل گرمش زبانه
ز هر سو بانگ نوشا نوش برخاست
ز دل های حریفان جوش برخاست
لب لعل شراب آلود ساقی
ز مستی ذرّه نگذاشت باقی
خروش دل خراش چنگ برخاست
ز هر مویش هزار آهنگ برخاست
وز آن در گوش عود آمد خروشی
بر آمد از بن هر موی جوشی - ( هلالی جغتایی )
رخش از عارض گل آب برده
خطش از جعد سنبل تاب برده
عذارش چون گل سیراب خرّم
نهان در غنچه اش سی و دو شبنم
عجب جمعی جگر سوزی که آن جمع
بسوز عشق بودی زنده چون شمع
حکایت هر که آن با یار کردی
کمال عشق خود اظهار کردی
یکی گفتی سرم را گوی گردان
که سربازم به پیشت همچو مردان
یکی گفتا اشارت کن به جانم
که در پای سگانت بر فشانم - ( هلالی جغتایی )
#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
شهریار
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خاموشی شرط وفا داری بود غوغا چرا
جواد بختیاری ۶۹
تذهیب : محمّد طریقتی
#جواد_بختیاری
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خاموشی شرط وفا داری بود غوغا چرا
جواد بختیاری ۶۹
تذهیب : محمّد طریقتی
#جواد_بختیاری
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
یا ربّ این سایۀ الهی را
آفتاب سپهر شاهی را - ( جامی )
به تحریر شهادت بر مضامین خیریّت آیین که به خطّ اقدس اشرف ولی نعمت صوفی زادگان که جانم فدایش باد مشرّف گشته به امر اقدس جسارت می نماید
بندۀ امّیدوار به مرحمت ملک غفّار محمّد مؤمن
( اندازه قطعه : ۴۰.۶ × ۳۳.۴ سانتی متر )
( اندازه خط : ۱۸.۵ × ۱۲.۳ سانتی متر )
( عرضه شده در حراج کریستیز - لندن انگلستان )
#محمد_مومن
#رقاع_قدما
#رقاع
@Calligraphy_Archive
آفتاب سپهر شاهی را - ( جامی )
به تحریر شهادت بر مضامین خیریّت آیین که به خطّ اقدس اشرف ولی نعمت صوفی زادگان که جانم فدایش باد مشرّف گشته به امر اقدس جسارت می نماید
بندۀ امّیدوار به مرحمت ملک غفّار محمّد مؤمن
( اندازه قطعه : ۴۰.۶ × ۳۳.۴ سانتی متر )
( اندازه خط : ۱۸.۵ × ۱۲.۳ سانتی متر )
( عرضه شده در حراج کریستیز - لندن انگلستان )
#محمد_مومن
#رقاع_قدما
#رقاع
@Calligraphy_Archive
یا ربّ این سایۀ الهی را
آفتاب سپهر شاهی را - ( جامی )
به تحریر شهادت بر مضامین خیریّت آیین که به خطّ اقدس اشرف ولی نعمت صوفی زادگان که جانم فدایش باد مشرّف گشته به امر اقدس جسارت می نماید
بندۀ امّیدوار به مرحمت ملک غفّار محمّد مؤمن
( اندازه : ۲۷ × ۲۱.۲ سانتی متر )
( عرضه شده در حراج بونامز - لندن انگلستان )
#محمد_مومن
#رقاع_قدما
#رقاع
@Calligraphy_Archive
آفتاب سپهر شاهی را - ( جامی )
به تحریر شهادت بر مضامین خیریّت آیین که به خطّ اقدس اشرف ولی نعمت صوفی زادگان که جانم فدایش باد مشرّف گشته به امر اقدس جسارت می نماید
بندۀ امّیدوار به مرحمت ملک غفّار محمّد مؤمن
( اندازه : ۲۷ × ۲۱.۲ سانتی متر )
( عرضه شده در حراج بونامز - لندن انگلستان )
#محمد_مومن
#رقاع_قدما
#رقاع
@Calligraphy_Archive
حروف الابجدیّة
تمّت الحروف الابجدیّة لخطّ الرّقاع
بقلم الفقیر محفوظ ذنّون سنة ۱۴۳۸
و الحمد للّه ربّ العالمین
محفوظ ۱۴۳۸
( با تشکّر از آقای محمّد زال پور )
#محفوظ_ذنون
#رقاع_معاصر
#رقاع
@Calligraphy_Archive
تمّت الحروف الابجدیّة لخطّ الرّقاع
بقلم الفقیر محفوظ ذنّون سنة ۱۴۳۸
و الحمد للّه ربّ العالمین
محفوظ ۱۴۳۸
( با تشکّر از آقای محمّد زال پور )
#محفوظ_ذنون
#رقاع_معاصر
#رقاع
@Calligraphy_Archive