Calligraphy Archive – Telegram
با روی تو چیست جنّت و حور
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )

کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور

#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
با روی تو چیست جنّت و حور
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور

شاه مخمور مجلس دوشین
کرد آهنگ بادۀ نوشین

کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه - ( فردوسی )
شنیده به پیش منوچهر شاه
بگفتند تا بر نشاند سپاه - ( فردوسی )

بتان سیم تن گردش نشستند
نگین سلطنت را حلقه بستند
جوانان سهی قد سر افراز
چو سرو بوستان در جلوۀ ناز
در آمد گرم و روشن شیشۀ می
چو قندیلی که باشد شمع در وی
ز غلغل چون در آمد در ترانه
زد آتش از دل گرمش زبانه
ز هر سو بانگ نوشا نوش برخاست
ز دل های حریفان جوش برخاست
لب لعل شراب آلود ساقی
ز مستی ذرّه نگذاشت باقی
خروش دل خراش چنگ برخاست
ز هر مویش هزار آهنگ برخاست
وز آن در گوش عود آمد خروشی
بر آمد از بن هر موی جوشی - ( هلالی جغتایی )

رخش از عارض گل آب برده
خطش از جعد سنبل تاب برده
عذارش چون گل سیراب خرّم
نهان در غنچه اش سی و دو شبنم
عجب جمعی جگر سوزی که آن جمع
بسوز عشق بودی زنده چون شمع
حکایت هر که آن با یار کردی
کمال عشق خود اظهار کردی
یکی گفتی سرم را گوی گردان
که سربازم به پیشت همچو مردان
یکی گفتا اشارت کن به جانم
که در پای سگانت بر فشانم - ( هلالی جغتایی )

#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
با روی تو چیست جنّت و حور
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )

کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور

#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
با روی تو چیست جنّت و حور
هر چیز نکو نماید از دور
ما را نظری که هست از توست
خود حور و فرشته نیست منظور - ( کمال خجندی )
کتبه العبد المهجور سلطان محمّد نور

شاه مخمور مجلس دوشین
کرد آهنگ بادۀ نوشین

کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه - ( فردوسی )
شنیده به پیش منوچهر شاه
بگفتند تا بر نشاند سپاه - ( فردوسی )

بتان سیم تن گردش نشستند
نگین سلطنت را حلقه بستند
جوانان سهی قد سر افراز
چو سرو بوستان در جلوۀ ناز
در آمد گرم و روشن شیشۀ می
چو قندیلی که باشد شمع در وی
ز غلغل چون در آمد در ترانه
زد آتش از دل گرمش زبانه
ز هر سو بانگ نوشا نوش برخاست
ز دل های حریفان جوش برخاست
لب لعل شراب آلود ساقی
ز مستی ذرّه نگذاشت باقی
خروش دل خراش چنگ برخاست
ز هر مویش هزار آهنگ برخاست
وز آن در گوش عود آمد خروشی
بر آمد از بن هر موی جوشی - ( هلالی جغتایی )

رخش از عارض گل آب برده
خطش از جعد سنبل تاب برده
عذارش چون گل سیراب خرّم
نهان در غنچه اش سی و دو شبنم
عجب جمعی جگر سوزی که آن جمع
بسوز عشق بودی زنده چون شمع
حکایت هر که آن با یار کردی
کمال عشق خود اظهار کردی
یکی گفتی سرم را گوی گردان
که سربازم به پیشت همچو مردان
یکی گفتا اشارت کن به جانم
که در پای سگانت بر فشانم - ( هلالی جغتایی )

#سلطان_محمد_نور
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
شهریار
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می ‌کند
در شگفتم من نمی ‌پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خاموشی شرط وفا داری بود غوغا چرا
جواد بختیاری ۶۹

تذهیب : محمّد طریقتی

#جواد_بختیاری
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
یا ربّ این سایۀ الهی را
آفتاب سپهر شاهی را - ( جامی )

به تحریر شهادت بر مضامین خیریّت آیین که به خطّ اقدس اشرف ولی نعمت صوفی زادگان که جانم فدایش باد مشرّف گشته به امر اقدس جسارت می نماید
بندۀ امّیدوار به مرحمت ملک غفّار محمّد مؤمن

( اندازه قطعه : ۴۰.۶ × ۳۳.۴ سانتی متر )
( اندازه خط : ۱۸.۵ × ۱۲.۳ سانتی متر )
( عرضه شده در حراج کریستیز - لندن انگلستان )

#محمد_مومن
#رقاع_قدما
#رقاع
@Calligraphy_Archive
یا ربّ این سایۀ الهی را
آفتاب سپهر شاهی را - ( جامی )

به تحریر شهادت بر مضامین خیریّت آیین که به خطّ اقدس اشرف ولی نعمت صوفی زادگان که جانم فدایش باد مشرّف گشته به امر اقدس جسارت می نماید
بندۀ امّیدوار به مرحمت ملک غفّار محمّد مؤمن

( اندازه : ۲۷ × ۲۱.۲ سانتی متر )
( عرضه شده در حراج بونامز - لندن انگلستان )

#محمد_مومن
#رقاع_قدما
#رقاع
@Calligraphy_Archive
حروف الابجدیّة

تمّت الحروف الابجدیّة لخطّ الرّقاع
بقلم الفقیر محفوظ ذنّون سنة ۱۴۳۸
و الحمد للّه ربّ العالمین
محفوظ ۱۴۳۸

( با تشکّر از آقای محمّد زال پور )

#محفوظ_ذنون
#رقاع_معاصر
#رقاع
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو سزاست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
الفقیر میر علی

( اندازه : ۳۸.۷ × ۲۶.۲ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
گر سر من ببرد خنجر عشق تو سزاست
هر که از سر کند اندیشه به جایی نرسد
از قلم کم نتوان بود نه بینی که قلم
تا نبرند سرش را به صفایی نرسد - ( مجد همگر )
الفقیر میر علی

الهی تا برد از فیض تنزیل
تن و جان بهرۀ اکمال و تکمیل
تن آفاق را جان جسم او باد
معمّای کرم بر اسم او باد
به نامش سکّۀ اقبال و شاهی
مطیع حکمش از مه تا به ماهی
چنین دیدست عقل خرده اندیش
که باشد سایه در پی نور در پیش

گشتم (گوشم) از آن ابر پر آوازه کن
گلشن امّید مرا تازه کن
آن عملم بخش که بی گفتنی
پیش تو ارزد به پذیرفتنی - ( امیر خسرو دهلوی )

یکی از عاقبت مخبر یکی بر مغفرت مشعر
یکی بر مرحمت ذاکر یکی در آخرت رهبر
یکی صفدر یکی غالب یکی مولا یکی صاحب
یکی طاهر یکی طیّب یکی سیّد یکی سرور
دو شمع روشن عزّت دو ورد گلشن جنّت
دو لعل معدن دولت دو درّ لجّۀ کشور
بتول از خوی این خرّم امیر از روی آن بی غم
سزد نازد اگر هر دم بدین باب و بدان مادر
شهنشاها فلک جاها صف آرا یا سپهدارا
جهان گیرا جهان بخشا جهان دارا جهان داور
تویی مشهود هر عاقل تویی مقصود هر مقبل
منم شاها ز جان و دل ز مدحت کرده پر دفتر
فشاند این خاطر موزون (بنایت) لؤلؤ مکنون
قبولش کن که بر گردون ز رفعت بر فرازد سر
بدان تعظیم و اکرامت بدان آلاء و انعامت
بدان بخشایش عامت بدان دست سخا پرور
که چون راح جنان بخشد گفت بر امّت احمد
طفیلی را به لطف خود چشان یک جرعه زان ساغر
الا ای انجم دایر بود تا بر فلک سایر
همی تا روز و شب نایر شود بر چرخ ماه و خور
مه و خور باد مولایت فلک وابستۀ رایت
ز سهم تیر اعدایت همیشه عاجز و مضطر

فی منقبت امام علیّ موسی الرّضا
شهپر سیم تن گشاد طایر طاوس تن
بیضۀ زرّین نهاد طوطی بیضا بدن
باز سحر شد روان از طرف خاوران
زاغ شب از بیم آن کرد به مغرب وطن
شب ز رخ صبح گشت هندوی روی ختن
صبح شد از جسم شب زنگی رومی بدن

( اندازه : ۳۸.۷ × ۲۶.۲ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive