Calligraphy Archive – Telegram
ای ز لعل تو زنده نام مسیح
کرده چشمت هزار خون صریح
از لبت شور ما خوش است آری
کلّ شئ من الملیح ملیح - ( جامی )
فقیر علی الکاتب

محلّ نگهداری : ( موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
ای ز لعل تو زنده نام مسیح
کرده چشمت هزار خون صریح
از لبت شور ما خوش است آری
کلّ شئ من الملیح ملیح - ( جامی )
فقیر علی الکاتب

محلّ نگهداری : ( موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هو العزیز
ثمرة العلم معرفة الله
ثمرة الایمان الفوز عند الله
ثمرة الوعظ الانتباه
ثمرة العقل الاستقامة
ثمرة الحزم السّلامة
ثمرة الخوف الامن
ثمرة المقتنیات الحزن
ثمرة الغفلة الصّیانة
ثمرة الدّین الامانة
ثمرة الفکر السّلامة
ثمرة اللّجاج العطب
ثمرة العجز فوت الطّلب
ثمرة الحرص العناء
ثمرة القناعة الغنی
ثمرة العلم العبادة
ثمرة الیقین الزّهادة
ثمرة العقل لزوم الحقّ
ثمرة الادب حسن الخلق
ثمرة التّفریط ملامة
ثمرة الفوت ندامة
ثمرة العجب البغضاء
ثمرة المراء الشّحناء - ( کلمات قصار حضرت علی علیه السّلام )
نمقت بنت شه امّ سلمة
فی شهر رجب المرجّب سنة 1243 من الهجرة النّبویّة

#ام_سلمه
#نسخ_قدما
#نسخ_ایرانی
#نسخ
@Calligraphy_Archive
هو الرّحیم
مسکن شده کوچۀ ملامت ما را
ره نیست به وادی سلامت ما را
درویشانیم ترک عالم کرده ( ای )
این است طریق تا قیامت ما را - ( میر عبد الباقی )
ای شاه سوار ملک هستی
سلطان خرد به چیره دستی - ( نظامی )
فرماندۀ ملک صبحگاهی ؟
بهر تو به برّ و بحر بشتافته ایم
هامون ببریده کوه بشکافته ایم
از همه کس بهر تو روی تافته ایم
تا ره به حریم وصل تو یافته ایم - ( جامی )

( منتشر شده برای اوّلین بار )

#عبد_الرحیم_افسر
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
بود در کشور داد و در سپهر معدلت
خسروی است صاحب کلاه
و خورشیدی است آسمان خرگاه
هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک - ( حافظ )
شهر بند وجود مستحکم ار کسی راست که
کلید گنجینۀ سعادت سند و رستگاری در ید قدرت او
هر چه هست و نیست همه تماماً و کمالاً
در قبضۀ مشتت و بزرگواری اوست

( منتشر شده برای اوّلین بار )
( بازخوانی سیاه مشق نیاز به تامّل بیشتر دارد )

#عبد_الرحیم_افسر
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هو المعزّ
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است
دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر - ( حافظ )
یک هزار و چهار صد و سه تحریر شد
رمضان پور 1403

( با تشکّر از آقای مهدی شریفی )

#حبیب_رمضان_پور
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
روز شنبه با قلمی که شکسته بود و قطّ نداشت
مستعجلاً روی این پارچه کاغذ تحریر نمود

بدون رقم
( منتشر شده برای اوّلین بار )

#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
بد محالی جست کو دنیا بجست
نیک حالی جست کو عقبی بجست
مکر‌ها در کسب دنیا بارد است
مکر‌ها در ترک دنیا وارد است
سر شکسته نیست‌‌ این سر را مبند
یک دو روزی جهد کن باقی بخند
جهد می کن تا توانی ای کیا
در طریق انبیاء و اولیاء
دام هاشان مرغ گردونی گرفت
نقص هاشان جمله افزونی گرفت
از که بگریزیم‌‌ از خود‌‌ این محال
از که برباییم‌‌ از حق‌‌ این وبال
با قضا پنجه زدن نبود جهاد
زان که این (را) هم قضا بر ما نهاد
باد درویشی چو در باطن بود
بر سر آب جهان ساکن بود
آب نتواند مر او را غوطه داد
كش دل از نفحۀ الهى گشت شاد
کوزۀ سر بسته اندر آب زفت
از دل پر باد فوق آب رفت
جهد حقّ است و دوا حقّ است و درد
منکر اندر نفی جهد‌ش جهد کرد
كسب كن سعيى نما و جهد كن
تا بدانى سرّ علم من لدن
گر چه جمله این جهان بر جهد شد
جهد کی در كام جاهل شهد شد
زین نمط بسیار برهان گفت شیر
کز جواب آن جبریان گشتند سیر
روبه و خرگوش و آهو (و) شغال
جبر را بگذاشتند و قیل و قال
عهدها کردند با شیر ژیان
کاندرین بیعت نیفتد در زیان
قسم هر روزش بیاید بی ضرر
حاجتش نبود تقاضایی دگر - ( مولوی )
روز شنبه با قلمی که شکسته بود و قطّ نداشت
مستعجلاً روی این پارچه کاغذ تحریر نمود
سری دارم فدای خاک پایت - ( سعدی )

#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
چشم بگذشته ازین محسوس ها - ( مولوی )
مسوّده شد 1331

#میرزا_کاظم_طهرانی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
که خود زیر دستش کند روزگار - ( سعدی )
تحریر شد

#میرزا_کاظم_طهرانی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive