Calligraphy Archive – Telegram
بود در کشور داد و در سپهر معدلت
خسروی است صاحب کلاه
و خورشیدی است آسمان خرگاه
هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک - ( حافظ )
شهر بند وجود مستحکم ار کسی راست که
کلید گنجینۀ سعادت سند و رستگاری در ید قدرت او
هر چه هست و نیست همه تماماً و کمالاً
در قبضۀ مشتت و بزرگواری اوست

( منتشر شده برای اوّلین بار )
( بازخوانی سیاه مشق نیاز به تامّل بیشتر دارد )

#عبد_الرحیم_افسر
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هو المعزّ
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است
دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر - ( حافظ )
یک هزار و چهار صد و سه تحریر شد
رمضان پور 1403

( با تشکّر از آقای مهدی شریفی )

#حبیب_رمضان_پور
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
روز شنبه با قلمی که شکسته بود و قطّ نداشت
مستعجلاً روی این پارچه کاغذ تحریر نمود

بدون رقم
( منتشر شده برای اوّلین بار )

#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
بد محالی جست کو دنیا بجست
نیک حالی جست کو عقبی بجست
مکر‌ها در کسب دنیا بارد است
مکر‌ها در ترک دنیا وارد است
سر شکسته نیست‌‌ این سر را مبند
یک دو روزی جهد کن باقی بخند
جهد می کن تا توانی ای کیا
در طریق انبیاء و اولیاء
دام هاشان مرغ گردونی گرفت
نقص هاشان جمله افزونی گرفت
از که بگریزیم‌‌ از خود‌‌ این محال
از که برباییم‌‌ از حق‌‌ این وبال
با قضا پنجه زدن نبود جهاد
زان که این (را) هم قضا بر ما نهاد
باد درویشی چو در باطن بود
بر سر آب جهان ساکن بود
آب نتواند مر او را غوطه داد
كش دل از نفحۀ الهى گشت شاد
کوزۀ سر بسته اندر آب زفت
از دل پر باد فوق آب رفت
جهد حقّ است و دوا حقّ است و درد
منکر اندر نفی جهد‌ش جهد کرد
كسب كن سعيى نما و جهد كن
تا بدانى سرّ علم من لدن
گر چه جمله این جهان بر جهد شد
جهد کی در كام جاهل شهد شد
زین نمط بسیار برهان گفت شیر
کز جواب آن جبریان گشتند سیر
روبه و خرگوش و آهو (و) شغال
جبر را بگذاشتند و قیل و قال
عهدها کردند با شیر ژیان
کاندرین بیعت نیفتد در زیان
قسم هر روزش بیاید بی ضرر
حاجتش نبود تقاضایی دگر - ( مولوی )
روز شنبه با قلمی که شکسته بود و قطّ نداشت
مستعجلاً روی این پارچه کاغذ تحریر نمود
سری دارم فدای خاک پایت - ( سعدی )

#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
چشم بگذشته ازین محسوس ها - ( مولوی )
مسوّده شد 1331

#میرزا_کاظم_طهرانی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
که خود زیر دستش کند روزگار - ( سعدی )
تحریر شد

#میرزا_کاظم_طهرانی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
لکاتبه
آهو چشمی مرغ دلم صید نمود
آرام و قرار از من شیدا بربود
دیگر ندهد پند مرا فایده (ای)
من بعد نصیحتم نمی دارد سود
الفقیر علی

چو کلک صنع چنین رفت بر صحیفۀ کن
مگیر خرده بر ارباب عشق و عیب مکن - ( امیر شاهی )
خطی است به خون گل سیراب نوشته
آن سبزۀ نو رسته بدان عارض گلگون
سنگی که زدی بر سر ما بی جهتی نیست
لیلی به تکلّف شکند کاسۀ مجنون
چندان که زدم گریه بر این شعلۀ جانسوز
ساکن نشد آتش ز درون آب ز بیرون
شاهی به هواداری آن نرگس پر خواب
بگذشت همه عمر به افسانه و افسون - ( امیر شاهی )
ای در درون سینه نشان خدنگ تو
جانم جراحت از مژه تیز چنگ تو - ( امیر شاهی )

محلّ نگهداری : ( موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
لکاتبه
آهو چشمی مرغ دلم صید نمود
آرام و قرار از من شیدا بربود
دیگر ندهد پند مرا فایده (ای)
من بعد نصیحتم نمی دارد سود
الفقیر علی

چو کلک صنع چنین رفت بر صحیفۀ کن
مگیر خرده بر ارباب عشق و عیب مکن - ( امیر شاهی )
خطی است به خون گل سیراب نوشته
آن سبزۀ نو رسته بدان عارض گلگون
سنگی که زدی بر سر ما بی جهتی نیست
لیلی به تکلّف شکند کاسۀ مجنون
چندان که زدم گریه بر این شعلۀ جانسوز
ساکن نشد آتش ز درون آب ز بیرون
شاهی به هواداری آن نرگس پر خواب
بگذشت همه عمر به افسانه و افسون - ( امیر شاهی )
ای در درون سینه نشان خدنگ تو
جانم جراحت از مژه تیز چنگ تو - ( امیر شاهی )

محلّ نگهداری : ( موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
لکاتبه
آهو چشمی مرغ دلم صید نمود
آرام و قرار از من شیدا بربود
دیگر ندهد پند مرا فایده (ای)
من بعد نصیحتم نمی دارد سود
الفقیر علی

چو کلک صنع چنین رفت بر صحیفۀ کن
مگیر خرده بر ارباب عشق و عیب مکن - ( امیر شاهی )
خطی است به خون گل سیراب نوشته
آن سبزۀ نو رسته بدان عارض گلگون
سنگی که زدی بر سر ما بی جهتی نیست
لیلی به تکلّف شکند کاسۀ مجنون
چندان که زدم گریه بر این شعلۀ جانسوز
ساکن نشد آتش ز درون آب ز بیرون
شاهی به هواداری آن نرگس پر خواب
بگذشت همه عمر به افسانه و افسون - ( امیر شاهی )
ای در درون سینه نشان خدنگ تو
جانم جراحت از مژه تیز چنگ تو - ( امیر شاهی )

محلّ نگهداری : ( موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )

#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
کتبه الفقیر الحقیر المذنب عماد الحسنی غفر ذنوبه فی سنة 1013
الفقیر المذنب عماد الحسنی غفر له

( عرضه شده در حراج کریستیز - لندن انگلستان )

#میر_عماد_الحسنی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هو
لخواجه حافظ الشّیرازی علیه الرّحمة و المغفرة
ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
اسباب جمع داری و کاری نمی کنی
میدان این چنین خوش و گویی نمی زنی
باز ظفر به دست و شکاری نمی کنی
ساغر لطیف و پر می و می افکنی به خاک
و اندیشه از بلای خماری نمی کنی
در آستین کام تو صد نافه مدرج است
وان را فدای طرّۀ یاری نمی کنی
ترسم کزین چمن نبری آستین گل
کز گلشنش تحمّل خاری نمی کنی - ( حافظ )
کتبه الفقیر الحقیر المذنب عماد الحسنی غفر ذنوبه فی سنة 1013

هو العزیز
سبحان من تحیّر فی ذاته سواه
فهم خرد به کنه کمالش نبرده راه
از ما قیاس ساحت قدسش بود چنانک
موری کند مساحت گردون ز قعر چاه
عمری خرد چو چشمۀ ها چشم ها گشاد
تا بر کمال کنه اله افکند نگاه
لیکن کشید عاقبتش در دو دیده میل
شکل الف که حرف نخست است از اله
شب های تار در لگن نقره کوب چرخ
روشن کند ز مشعل خورشید شمع ماه
بر وحدتش صحیفۀ لا ریب حجّتی است
اینک نوشته از شهد الله بر آن گواه
قهّار بی منازع و غفّار بی ملال
دیّان بی معاون و سلطان بی سپاه
با غیر او اضافۀ شاهی بود چنانک
بر یک دو چوب پاره شطرنج نام شاه - ( جامی )
الفقیر المذنب عماد الحسنی غفر له

ای غالیه گرد ماه سوده - ( دهلوی )

خوش خویی و خوبی ز تو دیدیم بسی
عزّی بینی ز چرخ در هر نفسی

از روی و زلفت دارم همیشه
صبحی همایون شامی مبارک - ( جامی )

#میر_عماد_الحسنی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive