اعوذ باللّه السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و به نستعین و نستجیر
انّه ولیّ الهدایة و التّوفیق و علیه التّکلان
انّه من سلیمان و انّه بسم الله الرّحمن الرّحیم
خاک پای اولیاء محمّد نظیف پر خطا
سنه ۱۳۱۴
#محمد_نظیف
#ثلث_قدما
#ثلث
@Calligraphy_Archive
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و به نستعین و نستجیر
انّه ولیّ الهدایة و التّوفیق و علیه التّکلان
انّه من سلیمان و انّه بسم الله الرّحمن الرّحیم
خاک پای اولیاء محمّد نظیف پر خطا
سنه ۱۳۱۴
#محمد_نظیف
#ثلث_قدما
#ثلث
@Calligraphy_Archive
آنم که حزین و خسته تن می آیم
جان بسته به تار پیرهن می آیم
مانند غباری که به پیچد بر باد
پیچیده به آه خویشتن می آیم - ( فکری اصفهانی )
عبده علی رضا عبّاسی غفر الله ذنوبه
#علی_رضا_عباسی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
جان بسته به تار پیرهن می آیم
مانند غباری که به پیچد بر باد
پیچیده به آه خویشتن می آیم - ( فکری اصفهانی )
عبده علی رضا عبّاسی غفر الله ذنوبه
#علی_رضا_عباسی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
درویش عبد المجید طالقانی
محلّ نگهداری : ( کتابخانه سلطنتی کاخ گلستان - تهران )
#درویش_عبد_المجید_طالقانی
#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
محلّ نگهداری : ( کتابخانه سلطنتی کاخ گلستان - تهران )
#درویش_عبد_المجید_طالقانی
#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت
طرفه شهبازی مرا از دام غافل جست و رفت
پای من بر ناید از گل ورنه در راه طلب
سوی منزل رهروی هر گام در گل رست و رفت
نی دل ما را همین از نیش غم افکار ساخت
هر طرف آن سر و سیم اندام صد دل خست و رفت
گر حجاب از دیدنم مانع نبودش پس چرا
ساخت پیش چهره گلفام حایل دست و رفت
گر نبود از باده امشب سر گران با من چرا
گشت در بزم من ناکام داخل مست و رفت
ریخت خونم را و بر خاکم فکند افغان که ساخت
از ره کینم چو نقش گام قاتل پست و رفت - ( مشتاق اصفهانی )
دلم ز خاک ره آن غیرت پری برداشت
ز دستم این گهر افتاد (و) گوهری برداشت
از آن بداغ جنون سرخوشم که نتواند
زمانه از سرم این تاج سروری برداشت
فغان ز جنس گساد وفا که می یابد
ز سود آن نظر از قحط مشتری برداشت
ز ترک مهر مه من به خواجه ماند
که دست از روش بنده پروری برداشت
رهین منت دون همتان مشو که به تن
ز پیله ور نتوان ناز جوهری برداشت
بتی که چاشنی لطف داشت بیدادش
ز ما چه دید که دست از ستمگری برداشت
به این خوشم که پس از قتل خویشتن مشتاق
که خون ما پی آن ترک لشگری برداشت - ( مشتاق اصفهانی )
زان در کجا توان رفت از بی پناهی ای دوست
با دوستان جفا کن چندان که خواهی ای دوست
رحمی که از جفایت در لجه محبّت
وقت است کشتی ما گردد تباهی ای دوست
دور از زلال وصلت بر خاک می طپد دل
چون از جدایی آب لب تشنه ماهی ای دوست
هر رهرو دلیلی در وادی محبّت
کافیست رهبر ما گم کرده راهی ای دوست - ( مشتاق اصفهانی )
به دل چگونه توان داغ عشق پنهان داشت
به پنبه آتش سوزان نهفته نتوان داشت
نشد نصیبم ازو بوسه چه حال است این
که تشنه مردم و لعل تو آب حیوان داشت
به خون عاشق از اظهار عشق تشنه شوی
فغان که درد تو را باید از تو پنهان داشت
نگین سلطنت است از دو کون دل کندن
گمان مکن که چنین خاتمی سلیمان داشت
بیا که در تن ما بی رخ تو شکوه جان
شکایت است که یوسف ز رنج زندان داشت - ( مشتاق اصفهانی )
خونم ز لب بوسه فریب تو هوس ریخت
آخر ز غمت خون مرا بین که چه کس ریخت
با حسرت گلشن چه کند مرغ گرفتار
صیّاد چه شد گل به در و بام قفس ریخت
زین باغ مجو خاطر آزاده که صیّاد
از غنچه بهر شاخ گلی رنگ قفس ریخت
مشتاق ز پا ماند به راه طلب آخر
پر زد ز بس از شوق شکر بال مگس ریخت - ( مشتاق اصفهانی )
#درویش_عبد_المجید_طالقانی
#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
طرفه شهبازی مرا از دام غافل جست و رفت
پای من بر ناید از گل ورنه در راه طلب
سوی منزل رهروی هر گام در گل رست و رفت
نی دل ما را همین از نیش غم افکار ساخت
هر طرف آن سر و سیم اندام صد دل خست و رفت
گر حجاب از دیدنم مانع نبودش پس چرا
ساخت پیش چهره گلفام حایل دست و رفت
گر نبود از باده امشب سر گران با من چرا
گشت در بزم من ناکام داخل مست و رفت
ریخت خونم را و بر خاکم فکند افغان که ساخت
از ره کینم چو نقش گام قاتل پست و رفت - ( مشتاق اصفهانی )
دلم ز خاک ره آن غیرت پری برداشت
ز دستم این گهر افتاد (و) گوهری برداشت
از آن بداغ جنون سرخوشم که نتواند
زمانه از سرم این تاج سروری برداشت
فغان ز جنس گساد وفا که می یابد
ز سود آن نظر از قحط مشتری برداشت
ز ترک مهر مه من به خواجه ماند
که دست از روش بنده پروری برداشت
رهین منت دون همتان مشو که به تن
ز پیله ور نتوان ناز جوهری برداشت
بتی که چاشنی لطف داشت بیدادش
ز ما چه دید که دست از ستمگری برداشت
به این خوشم که پس از قتل خویشتن مشتاق
که خون ما پی آن ترک لشگری برداشت - ( مشتاق اصفهانی )
زان در کجا توان رفت از بی پناهی ای دوست
با دوستان جفا کن چندان که خواهی ای دوست
رحمی که از جفایت در لجه محبّت
وقت است کشتی ما گردد تباهی ای دوست
دور از زلال وصلت بر خاک می طپد دل
چون از جدایی آب لب تشنه ماهی ای دوست
هر رهرو دلیلی در وادی محبّت
کافیست رهبر ما گم کرده راهی ای دوست - ( مشتاق اصفهانی )
به دل چگونه توان داغ عشق پنهان داشت
به پنبه آتش سوزان نهفته نتوان داشت
نشد نصیبم ازو بوسه چه حال است این
که تشنه مردم و لعل تو آب حیوان داشت
به خون عاشق از اظهار عشق تشنه شوی
فغان که درد تو را باید از تو پنهان داشت
نگین سلطنت است از دو کون دل کندن
گمان مکن که چنین خاتمی سلیمان داشت
بیا که در تن ما بی رخ تو شکوه جان
شکایت است که یوسف ز رنج زندان داشت - ( مشتاق اصفهانی )
خونم ز لب بوسه فریب تو هوس ریخت
آخر ز غمت خون مرا بین که چه کس ریخت
با حسرت گلشن چه کند مرغ گرفتار
صیّاد چه شد گل به در و بام قفس ریخت
زین باغ مجو خاطر آزاده که صیّاد
از غنچه بهر شاخ گلی رنگ قفس ریخت
مشتاق ز پا ماند به راه طلب آخر
پر زد ز بس از شوق شکر بال مگس ریخت - ( مشتاق اصفهانی )
#درویش_عبد_المجید_طالقانی
#شکسته_قدما
#شکسته
@Calligraphy_Archive
هو العزیز
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت می روی تنها چرا - ( شهریار )
در بیست و دوّم آبان سنه ۱۳۹۹ تحریر گردید
مشّقه علی خیری
#علی_خیری
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت می روی تنها چرا - ( شهریار )
در بیست و دوّم آبان سنه ۱۳۹۹ تحریر گردید
مشّقه علی خیری
#علی_خیری
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
قال امیر المؤمنین علیّ بی ابی طالب علیه السّلام
علّموا اولادکم بالکتابة فانّ الکتابة من همم الملوک
و من کلامه علیه السّلام
قم عن مجلسک لمعلّمک و لابیک و لو کنت امیرا
بشّر المال البخیل بحادث او وارث
کتبه العبد زین العابدین السّلطانی الاصفهانی
سنة ۱۲۶۹
( مجموعه شخصی آقای مرتضی تدیّن )
#زین_العابدین_اصفهانی
#اشرف_الکتاب
#نسخ_قدما
#نسخ_ایرانی
#نسخ
@Calligraphy_Archive
علّموا اولادکم بالکتابة فانّ الکتابة من همم الملوک
و من کلامه علیه السّلام
قم عن مجلسک لمعلّمک و لابیک و لو کنت امیرا
بشّر المال البخیل بحادث او وارث
کتبه العبد زین العابدین السّلطانی الاصفهانی
سنة ۱۲۶۹
( مجموعه شخصی آقای مرتضی تدیّن )
#زین_العابدین_اصفهانی
#اشرف_الکتاب
#نسخ_قدما
#نسخ_ایرانی
#نسخ
@Calligraphy_Archive
هو الله سبحانه
هوش در دم
نظر بر قدم
( سفر در وطن )
خلوت در انجمن
اللّهم ارزقنا
مشّقه الفقیر المذنب اسد الله شیرازی غفر له
( با تشکّر از آقای امیر عبّاس نصیری یزدی )
#میرزا_اسد_الله_شیرازی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هوش در دم
نظر بر قدم
( سفر در وطن )
خلوت در انجمن
اللّهم ارزقنا
مشّقه الفقیر المذنب اسد الله شیرازی غفر له
( با تشکّر از آقای امیر عبّاس نصیری یزدی )
#میرزا_اسد_الله_شیرازی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هو الله سبحانه
هوش در دم
نظر بر قدم
( سفر در وطن )
خلوت در انجمن
اللّهم ارزقنا
مشّقه الفقیر المذنب اسد الله شیرازی غفر له
#میرزا_اسد_الله_شیرازی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
هوش در دم
نظر بر قدم
( سفر در وطن )
خلوت در انجمن
اللّهم ارزقنا
مشّقه الفقیر المذنب اسد الله شیرازی غفر له
#میرزا_اسد_الله_شیرازی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
در تو و دیدن تو خیری نیست
ور نه در کاینات غیری نیست
سخن عشق کم خریدار است
ور نه معشوق بس پدیدار است
تا ز توحید او نگردی مست
ندهد رتبت وصولت دست - ( اوحدی مراغه ای )
فقیر المذنب علی
ای دعای تو مرا ورد به وقت سحری
آفرین باد که بر مسند فتح و ظفری
طالع سعد تو را شاه همایون طلعت
آن چنان کرده مشخّص ز حقوق پدری
که بود طالعت از طالع تیمور برتر
از وی و از همه اولاد تو فرخنده تری
ظفر و فتح بود پیش رو اقبالت
هر کجا روی نهی تیز به هر جا گذری
خسروا قاعدۀ کار نکو بردی پیش
ملکا گر روش رزم چنین می سپری - ( لا ادری )
محلّ نگهداری : ( موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )
#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
ور نه در کاینات غیری نیست
سخن عشق کم خریدار است
ور نه معشوق بس پدیدار است
تا ز توحید او نگردی مست
ندهد رتبت وصولت دست - ( اوحدی مراغه ای )
فقیر المذنب علی
ای دعای تو مرا ورد به وقت سحری
آفرین باد که بر مسند فتح و ظفری
طالع سعد تو را شاه همایون طلعت
آن چنان کرده مشخّص ز حقوق پدری
که بود طالعت از طالع تیمور برتر
از وی و از همه اولاد تو فرخنده تری
ظفر و فتح بود پیش رو اقبالت
هر کجا روی نهی تیز به هر جا گذری
خسروا قاعدۀ کار نکو بردی پیش
ملکا گر روش رزم چنین می سپری - ( لا ادری )
محلّ نگهداری : ( موزه هنر متروپولیتن - نیویورک آمریکا )
#میر_علی_هروی
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive