👍1
ساعت 9:20 صبح تلفن مرکز پلیس به صدا در اومد
خانومی که خود را "کیمونو" معرفی کرد با حال پریشان شرح داد: شوهرم رو با پنج ضرب چاقو کشتن ، کمکم کنید
بعد از تلاش های بسیار بلاخره محل وقوع حادثه پیدا و توسط نیرو پلیس احاطه شد
کاراگاه ساعت 10 صبح سر صحنه جرم حاضر شد و گروهبان وضعیت را برایش شرح داد: حدود ساعت 9:20 صبح خانم کیمونو با ما تماس گرفت و گزارش مرگ شوهرش با پنج ضرب چاقو را داد ، سریع در محل حاضر شدیم و سعی کردیم صحنه جرم دست نخورده باقی بمونه
کاراگاه به بررسی صحنه پرداخت
وسط یک پارک پشت یک درخت تنومند ، جسد یک آقا قوی هیکل که به شکم روی زمین افتاده بود و چمن های اطراف رنگ خون به خود گرفته بودن
خبری از چاقو نبود
کاراگاه به بازجویی از کیمونو پرداخت: صبح زود حدود ساعت هفت یا هشت برای ورزش و پیاده روی اومدیم بیرون ، خسته شده بودیم ، تصمیم گرفتیم یکم اینجا استراحت کنیم ، که یه مرد با صورت پوشونده اومد و چاقو به سمتم گرفت ، ازم پول میخواست ، خیلی ترسیده بودم که شیندو (شوهرش) به اون مرده حمله ور شد و منو هل داد کنار ، روی زمین افتاده بودم ، وقتی بلند شدم و به خودم اومدم با این صحنه مواجه شدم
قاتل خیلی سریع فرار کرده بود
خیلی ترسیده بودم
هرچقدر شیندو رو صدا کردم جواب نداد
به هیچ چیز دست نزدم و سریع با پلیس تماس گرفتم
گروهبان و افرادش با یک مرد مو خرمایی و لاغر اندام که زخمی به روی صورتش داشت اومدن: کاراگاه ، این مرد رو وقتی یواشکی به صحنه جرم نگاه میکرد دیدیم و موقع فرار دستگیرش کردیم
کاراگاه به بازجویی پرداخت: من کاری نکردم من فقط... من فقط کنجکاو شده بودم که چی شده
کاراگاه: تو کی هستی؟
من میتوری هستم
کاراگاه: چرا فرار کردی؟
میتوری: من؟ من نمیدونم ، من فقط شایدم ترسیدم از پلسیا میترسم ، دلیلی نداره من که کاری نکردم که بخوام فرار کنم
کاراگاه: حدود ساعت نه صبح کجا بودی
میتوری: نمیدونم یادم نیست ، شاید داشتم خرید میکردم شایدم خواب بودم
کاراگاه به بررسی جسد پرداخت
دیگه خونی از جسد جاری نمیشد ولی جای چاقویی نبود
کاراگاه به آرامی جسد رو برگردوند ، روی شکم جسد جای پنج ضرب عمیق چاقو بود ، همونطور که توی بازجویی گفته شده بود
کاراگاه بلند شد و نفس عمیقی کشید
با نگاه سردی به گروهبان نگاه کرد
گروهبان نزدیک تر رفت
مثل اینکه کاراگاه معما رو حل کرده
1. قتل کار میتوری
2. قتل کار کیمونو
3. قاتل فرار کرده
4. خودکشی بوده
لینک ناشناس برای ارسال جواب
خانومی که خود را "کیمونو" معرفی کرد با حال پریشان شرح داد: شوهرم رو با پنج ضرب چاقو کشتن ، کمکم کنید
بعد از تلاش های بسیار بلاخره محل وقوع حادثه پیدا و توسط نیرو پلیس احاطه شد
کاراگاه ساعت 10 صبح سر صحنه جرم حاضر شد و گروهبان وضعیت را برایش شرح داد: حدود ساعت 9:20 صبح خانم کیمونو با ما تماس گرفت و گزارش مرگ شوهرش با پنج ضرب چاقو را داد ، سریع در محل حاضر شدیم و سعی کردیم صحنه جرم دست نخورده باقی بمونه
کاراگاه به بررسی صحنه پرداخت
وسط یک پارک پشت یک درخت تنومند ، جسد یک آقا قوی هیکل که به شکم روی زمین افتاده بود و چمن های اطراف رنگ خون به خود گرفته بودن
خبری از چاقو نبود
کاراگاه به بازجویی از کیمونو پرداخت: صبح زود حدود ساعت هفت یا هشت برای ورزش و پیاده روی اومدیم بیرون ، خسته شده بودیم ، تصمیم گرفتیم یکم اینجا استراحت کنیم ، که یه مرد با صورت پوشونده اومد و چاقو به سمتم گرفت ، ازم پول میخواست ، خیلی ترسیده بودم که شیندو (شوهرش) به اون مرده حمله ور شد و منو هل داد کنار ، روی زمین افتاده بودم ، وقتی بلند شدم و به خودم اومدم با این صحنه مواجه شدم
قاتل خیلی سریع فرار کرده بود
خیلی ترسیده بودم
هرچقدر شیندو رو صدا کردم جواب نداد
به هیچ چیز دست نزدم و سریع با پلیس تماس گرفتم
گروهبان و افرادش با یک مرد مو خرمایی و لاغر اندام که زخمی به روی صورتش داشت اومدن: کاراگاه ، این مرد رو وقتی یواشکی به صحنه جرم نگاه میکرد دیدیم و موقع فرار دستگیرش کردیم
کاراگاه به بازجویی پرداخت: من کاری نکردم من فقط... من فقط کنجکاو شده بودم که چی شده
کاراگاه: تو کی هستی؟
من میتوری هستم
کاراگاه: چرا فرار کردی؟
میتوری: من؟ من نمیدونم ، من فقط شایدم ترسیدم از پلسیا میترسم ، دلیلی نداره من که کاری نکردم که بخوام فرار کنم
کاراگاه: حدود ساعت نه صبح کجا بودی
میتوری: نمیدونم یادم نیست ، شاید داشتم خرید میکردم شایدم خواب بودم
کاراگاه به بررسی جسد پرداخت
دیگه خونی از جسد جاری نمیشد ولی جای چاقویی نبود
کاراگاه به آرامی جسد رو برگردوند ، روی شکم جسد جای پنج ضرب عمیق چاقو بود ، همونطور که توی بازجویی گفته شده بود
کاراگاه بلند شد و نفس عمیقی کشید
با نگاه سردی به گروهبان نگاه کرد
گروهبان نزدیک تر رفت
مثل اینکه کاراگاه معما رو حل کرده
1. قتل کار میتوری
2. قتل کار کیمونو
3. قاتل فرار کرده
4. خودکشی بوده
لینک ناشناس برای ارسال جواب
Forwarded from 𝑹𝘢𝘪𝒏𝘺 𝑺𝒌𝘺 (Rindou)
فور بزنید و تایپتونو بگید
ازتون یه سوال میپرسم جواب بدید
پابلیکا فقط
ظرفیت: تا خط بخوره
»
تا فردا جوابا رو اوکی میکنم
@WightNight7
یه کنجکاوی درمورد این تایپ دارم
حالا که isfp هستی بذار بپرسم
به میزان آشفتگی فکری و ذهنیت از یک تا ده چند میدی؟
یه کنجکاوی درمورد این تایپ دارم
حالا که isfp هستی بذار بپرسم
به میزان آشفتگی فکری و ذهنیت از یک تا ده چند میدی؟