CINEMANIA – Telegram
CINEMANIA
11.8K subscribers
1.3K photos
23 videos
4 files
260 links
Philosophical readings of radical images
An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence
Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei
It all begins here: https://news.1rj.ru/str/CineManiaa/4814
www.instagram.com/cine.maniaa
Download Telegram
Forwarded from تصویر و زندگی
I&L.Heyvaniat.No.3.0409.pdf
11 MB
🔻
پرونده‌ی "حیوانیت" منتشر شد:

✍️مقدمه: زبان‌بسته بودن | علی جمشیدی

✍️ حیوان همچون بدن سینما | رمون بلر، برگردان: بریر بوجار

✍️ دلوز و سگِ گُدار: زبان تحمل‌ناپذیر و وداع با با زبانِ گدار | رونالد بوگ،برگردان: آری سرازش، رامین اعلایی

✍️ گربه‌ها و اغوا در نقاشی‌های بالتوس| بالزاک وباب

✍️ بازنمایی گروتسک حیوانات انسان‌نما در هنرهای تجمسی ژاپن| زنو گروتن برئر، برگردان: حنا صبور صادق‌زاده

✍️ شایماران، مطالعه‌ای در ساختار اسطوره و حافظه فرهنگی کردستان | دیلسا دنیز، برگردان: لِنا جراحیان◾️

تصویر و زندگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
9🔥8👍2
The Klan
Andres Serrano
(SELECT WORKS)
1990

@CineManiaa | سینمانیا
9🔥2👍1👏1
Forwarded from تصویر و زندگی
🔻
لینک ثبت‌نام رایگان: اینجا.
در نشست هفتم از سلسله‌نشست‌های «حیوانیت» با عنوان لابستر؛ یک فیگور تاریخی و ادبی، درباره‌ی لابستر حرف می‌زنیم. لابستر در هنر و ادبیات غرب حضوری دیرپا و چندلایه دارد، از اسطوره و فلسفه یونان و روم تا ادبیات مدرن و هنر قرن بیستم، از بهشت گمشده جان میلتون تا نقاشی‌های طبیعت بی‌جان، از سالوادور دالی و ساموئل بکت تا تی‌اس الیوت و در نهایت مقاله‌ی مشهور دیوید فاستر والاس با عنوان به لابستر بیاندیش.

سخنران اصلی این جلسه احمدرضا توسلی است؛ داستان‌نویس و پژوهشگر «ادبیات، زبان و تمدن کشورهای انگلیسی‌زبان» در دانشگاه پاریس ۸.

زمان نشست: جمعه ۲۰ دی (نهم ژانویه)، رأس ساعت ۲۰:۳۰ به‌وقت ایران
شرکت در این سلسله‌نشست برای عموم آزاد است◾️

تصویر و زندگی | سینمانیا | رئالیسم تاریک
5👍1
این کتاب مجموعه‌ای از نوشته‌هاست که در طی چند سال و به‌صورت پراکنده شکل گرفته‌اند؛ قطعاتی درباره‌ی هنر، ادبیات، فیلم، تصویر و مضامینی که همواره به‌سادگی نام‌گذاری نمی‌شوند. هر قطعه‌ی این کتاب از مواجهه‌ای متفاوت آمده: گاه با یک اثر مشخص، گاه با یک صحنه، و گاه صرفاً فکری مدام که رها نشده. همه‌ی این نوشته‌ها در بازه‌ای نزدیک به ده سال پدید آمده‌؛ بخش قابل‌توجهی از آنها کنار گذاشته شده، بسیاری بازنویسی شده‌، و در نهایت آنچه باقی مانده، پس از بازچینی و ویرایش نهایی به شکل این کتاب درآمده.
البته این فاصله‌ی زمانی بی‌اثر نمانده. واقفیم که کتاب در زمانه‌ی مناسبی منتشر نشده؛ زمانه‌ای که همه‌چیز در معرض نابودی و فروپاشی‌ست و نفسِ زنده‌ماندن به اصلی‌ترین مسئله تبدیل شده.
اتفاقاً برای خودِ ما هم این کتاب کارکردی از همین جنس داشته. انگار که تکیه‌گاهی لرزان باشد برای مداومت و پرت‌نشدن، تمام‌نشدن، آن هم در وضعیتی که بسیاری از امکان‌ها از بین رفته‌اند. و راهی برای حفظِ کمینه‌ای از تداوم؛ برای آنکه در میانه‌ی این فرسایشِ مهیب، کاملاً فرو نریزیم و بی‌صدا ناپدید نشویم.

@CineManiaa | سینمانیا
18🔥6👏4👌1😍1🤣1🎄1
Episode 29
Radionow
رادیونو، اپیزود ۲۹
آنکه در ظلمت ایستاده بود
دربارۀ کاراواجو

نویسنده: رامین اعلایی. ویراستار: علیرضا آبیز. صداپرداز: حامد کیان. موسیقی تیتراژ: عبدالرضا جعفری. مدیر هنری و گوینده: نگین کیانفر. تهیه‌کننده: نشرنو.

@Radio_Now | @nashrenow
👍8👎3🔥21
آری، آدمیان به آینه‌ها شبیه‌اند. آینه‌ی زنگاربسته تو را کدر نشان می‌دهد و آینه‌ی ترک‌خورده تو را شکسته، و آینه‌ی صیقلین یا موّاج تو را صاف یا معوج؛ و این جز آن است که تو صاف باشی یا شکسته یا کدر یا زنگاربسته... من گاهی آینه‌ی دق بوده‌ام و گاهی به تلنگری ترک برداشته‌ام… من گاهی به‌کلی خرد شده‌ام و در هزار تکه‌ی من هزار تصویر خُرد شما پیدا بود.

-طومار شیخ شرزین-
بهرام بیضایی

@CineManiaa | سینمانیا
💔66😢136💋3👎1
در سنت مینیاتور ایرانی، آن‌چه در نگاه نخست به‌اشتباه ناتوانی در بازنمایی واقعیت تلقی می‌شود حاصل یک تصمیم آگاهانه‌ی معرفت‌شناختی‌ست و از شیوه‌ای ایرانی در فهم و صورت‌بندی جهان سرچشمه می‌گیرد. در این شیوه، اقتدار نگاه واحد محلی از اِعراب ندارد. در واقع، نقاش ایرانی جهان را مطابق زاویه‌ی تحمیل‌شده بازتولید نمی‌کند و به یک نقطه‌ی دید مسلط تن نمی‌دهد؛ او جهانی را صورت‌بندی می‌کند که هم چندلایه و هم در برابر تقلیل مقاوم است. در این منطق تصویری، فضا بسته و یک‌دست باقی نمی‌ماند. مرزها انعطاف‌پذیر می‌شوند، درون و بیرون در هم می‌شوند و زمان از حرکت خطی فاصله می‌گیرد. گذشته، اکنون و امکانِ آینده هم‌زمان در تصویر حضور دارند و تصویر دیگر تقلید ساده‌ی واقعیت نیست، بلکه میدان ثبت هم‌زمان معناست، میدانی که مرکز ثابتی ندارد و صداها در آن حذف نمی‌شوند.
همین منطق دیدن، در ژرفنای تجربه‌ی تاریخی ایران هم جریان دارد. آن‌چه در لایه‌های مختلف این تاریخْ خودش را نشان می‌دهد، میل مدام به پیوستگی‌ست؛ تلاشی پیگیر برای حفظِ تداومِ معنا در برابر گسست‌های تحمیلی. تاریخ ایران بر پایه‌ی تداوم شکل گرفته، نه بریدگی‌های مکرر. صداها، اعتراض‌ها و مقاومت‌ها از میان نرفته‌؛ بر هم انباشته شده‌ و حافظه ساخته‌. یعنی آن‌چه در خیابان‌های ایران رخ داده، مجموعه‌ای از لحظه‌های جدا از هم نبوده، بلکه کوششی ممتد بوده برای حفظِ اتصالْ با زمین‌تاریخی که امکان بقا، استمرار و دوام را فراهم آورده. ایران، هنوز دارد از درونِ تاریخ حرف می‌زند. پاینده ایران.

@CineManiaa | سینمانیا
32👎6👍4🕊3
51🥰3👎1😭1
Béla Tarr (21 July 1955 – 6 January 2026)
💔324😭4🤣1
Forwarded from CINEMANIA

سینمای بلا تار قلمرو ویرانی و حزن است. سینمایی که در آن هر حرکت دوربین عامدانه بدل می‌شود به تجسدی استعاری از وزنِ خُردکننده‌ی زمان و ضرورت و حتمیت زوال و انحطاط. مثلاً هر تراکینگ-شاتِ تار ــ‌که همیشه چند دقیقه به طول می‌انجامد‌ــ مخاطب را در حالتی از مکاشفه‌ی متمادی فرو می‌برد و مجبورش می‌سازد تا با گذر بی‌رحم زمان و مارشِ احترازناپذیر نابودی و انقراض روبه‌رو شود. در سینمای او حتی نمایشِ چشم‌اندازهای طبیعی نیز، انعکاسی‌ست از چشم‌اندازهای درونی نومیدی و استیصال‌، که همچون طاعون به‌سوی انسان هجوم آورده‌اند. حرکت‌های دوربین تار ــ‌که به‌طرزی جنون‌آمیز بی‌شتاب و کُندند‌ــ دائماً این حسِ انحطاط را تشدید می‌کنند. آنها درواقع اندوه‌مندانه خواهانِ ثبت و ضبطِ مجادله و تقلای بیهوده‌ی انسان با چرخه‌ی رنج و سرخوردگی‌اند. شاهدانی دقیق برای نظارت بر غم و اندوه او.

آنچه می‌بینید فیلم کوتاهی‌ست با عنوان پیش‌درآمد (Prologue) که بلا تار برای فیلم‌آنتولوژیِ چشم‌اندازهای اروپا (Visions of Europe-2004) ساخته است. در این پروژه از ۲۵ فیلمساز مطرح اروپایی خواسته شده بود تا در قالب یک فیلم کوتاه، موطن‌شان را نشان دهند. ازاین‌رو، پیش‌درآمد توصیفِ بلا تار است از مجارستان.

@CineManiaa | سینمانیا
18💔6🤣4👍2🔥2😢2
این مُهر استوانه‌ای هخامنشی (پادشاه در برابر میترا، ایزد پیمان، یا آناهیتا، ایزدبانوی باروری، چون دقیقاً مشخص نیست کدام‌یکی‌ست) را می‌توان به‌مثابه‌ی رسانه‌ای فهمید که تصویر را در حالت تعلیق نگه می‌دارد و تحققش را به کنش واگذار می‌کند. پیکره‌ی شاه بر سطح استوانه حک شده است (سمتِ چپ)، اما وجودش بالقوه می‌ماند. تا زمانی که مُهر به حرکت درنیاید، این پیکره وارد حوزه‌ی رؤیت نمی‌شود؛ یعنی حرکت شرطِ بنیادینِ فعلیتِ تصویر است.
با غلتاندن مُهر بر موم یا گِلِ نرم، تصویر وارد فرایندِ تکوین می‌شود. خطوط به‌تدریج از پراکندگی خارج می‌شوند، نشانه‌ها در امتداد یکدیگر قرار می‌گیرند و فرم‌ها به ساختاری خوانا میل می‌کنند؛ تا در لحظه‌ای معین، پیکره‌ی شاه به آستانه‌ی تشخیص برسد. و این لحظه، لحظه‌ی ظهور است: گذارِ تصویر از امکان به حضور.
همین گذار، کیفیتِ بودنِ شاه را هم تعیین می‌کند؛ حالتی معلق که قوامش به استمرارِ حرکت وابسته است. از این نقطه به بعد، شاه در قالبِ شبحی تاریخی تثبیت می‌شود؛ وضعیتی مصون از زوال که همواره در افقِ تصویر باقی می‌ماند. یعنی حتی زمانی که به‌طور علنی دیده نمی‌شود هم، سنگینیِ آن بر فراز تصویر حفظ می‌شود.

مشخصاتِ مُهر: استوانه‌ای، سنگ نیمه‌قیمتی (کلسدونی/عقیق)، اواخر قرن ۵ تا اوایل قرن ۴ پیش از میلاد، منسوب به دوره‌ی اردشیر دوم، نگهداری‌شده در موزه‌ی بریتانیا (لندن).

@CineManiaa | سینمانیا
20🗿2👍1👏1