Forwarded from FactNameh | فکتنامه
❌ ادعای شاخدار عضو شورای شهر کرمان درباره کمتریلپاشی در آسمان ایران
🔹عشرت کردستانی، عضو شورای شهر کرمان گفته ناتو، آمریکا و اسرائیل در آسمان ایران و کرمان «کمتریلپاشی» میکنند.
🔹او گفته «کمتریل» حاوی نانوذرات و مواد سمی است، باعث آلودگی و بیماریهایی مانند سرطان شده، این موضوع در ایران اثبات شده و در کرمان نیز مشاهده شده است.
🔹این ادعاها شاخدار است. ادعای وجود «کمتریل» نیز یک تئوری توطئه قدیمی است.
🔹رد دودمانندی که هواپیماها در آسمان ایجاد میکنند صرفاً بخار آب یخزده ناشی از سوخت موتور است و سمی نیست.
🔹تحقیقات علمی گسترده نهادهایی مانند ناسا، اصل ادعای وجود کمتریل را رد کردهاند.
🔹از نظر منطقی نیز اساسا پرواز عادی و مستمر هواپیماهای ناتو، آمریکا و اسرائیل بر فراز ایران در وضعیت غیرجنگی برای انتشار مواد سمی، دور از ذهن بوده و چنین چیزی گزارش نشده است.
🔹بنابراین فکتنامه به ادعای این عضو شورای شهر کرمان نشان «شاخدار» میدهد.
👈 در فکتنامه بخوانید
🌐 @Factnameh
🔹عشرت کردستانی، عضو شورای شهر کرمان گفته ناتو، آمریکا و اسرائیل در آسمان ایران و کرمان «کمتریلپاشی» میکنند.
🔹او گفته «کمتریل» حاوی نانوذرات و مواد سمی است، باعث آلودگی و بیماریهایی مانند سرطان شده، این موضوع در ایران اثبات شده و در کرمان نیز مشاهده شده است.
🔹این ادعاها شاخدار است. ادعای وجود «کمتریل» نیز یک تئوری توطئه قدیمی است.
🔹رد دودمانندی که هواپیماها در آسمان ایجاد میکنند صرفاً بخار آب یخزده ناشی از سوخت موتور است و سمی نیست.
🔹تحقیقات علمی گسترده نهادهایی مانند ناسا، اصل ادعای وجود کمتریل را رد کردهاند.
🔹از نظر منطقی نیز اساسا پرواز عادی و مستمر هواپیماهای ناتو، آمریکا و اسرائیل بر فراز ایران در وضعیت غیرجنگی برای انتشار مواد سمی، دور از ذهن بوده و چنین چیزی گزارش نشده است.
🔹بنابراین فکتنامه به ادعای این عضو شورای شهر کرمان نشان «شاخدار» میدهد.
👈 در فکتنامه بخوانید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from FactNameh | فکتنامه
❌ ادعای نادرست عدم امکان اخذ دکترا در رشتههای راداری، بدون امضای یک ایرانی
🔹در شبکههای اجتماعی ادعا شده که اخذ مدرک دکترا در رشتههای راداری، بدون امضای یک شخصیت ایرانی به نام کمال سرابندی، غیرممکن است.
🔹این ادعا میگوید کمال سرابندی طراح اولین پهپاد رادارگریز دنیا و «دارنده ۱۸ مدرک دکترا و ۳ پروفسورا» است.
🔹بر اساس این ادعا، سرابندی مشاور ارشد ناسا و مدیر بزرگترین آزمایشگاه راداری جهان است و امضایش پای مهمترین پروژههای نظامی دنیاست.
🔹این ادعاها نادرست و به شدت اغراقشده است.
🔹کمال سرابندی یک استاد ایرانی-آمریکایی در حوزه الکترومغناطیس کاربردی و رادار ریموت سنسینگ است.
🔹او جوایز مختلفی در حوزه الکترومغناطیس کسب کرده است.
🔹آقای سرابندی دو فوقلیسانس و یک دکترا دارد و مدتی مدیریت لابراتوار راداری دانشگاه میشیگان را به عهده داشت.
🔹با وجود این، منوط کردن اخذ دکترا به امضای یک شخص در یک رشته خاص در هیچ جای دنیا مرسوم نیست.
🔹رادلب یا لابراتوار راداری دانشگاه میشیگان، بزرگترین آزمایشگاه راداری جهان نیست.
🔹اطلاعات پهپادهای رادارگریز معمولا محرمانه هستند و اسم آقای سرابندی در جریان ساخت هیچ پهپادی دیده نمیشود.
🔹اولین پهپاد رادارگریز شناختهشده، زمانی ساخته شده که آقای سرابندی چهار ساله بود.
🔹بنابراین، با تاکید بر اینکه کمال سرابندی یک چهره مهم و شناختهشده در حوزه خود محسوب میشود، فکتنامه به ادعاهای شبکههای اجتماعی که به او نسبت داده شده، نشان «نادرست» میدهد.
👈 در فکتنامه بخوانید
🌐 @Factnameh
🔹در شبکههای اجتماعی ادعا شده که اخذ مدرک دکترا در رشتههای راداری، بدون امضای یک شخصیت ایرانی به نام کمال سرابندی، غیرممکن است.
🔹این ادعا میگوید کمال سرابندی طراح اولین پهپاد رادارگریز دنیا و «دارنده ۱۸ مدرک دکترا و ۳ پروفسورا» است.
🔹بر اساس این ادعا، سرابندی مشاور ارشد ناسا و مدیر بزرگترین آزمایشگاه راداری جهان است و امضایش پای مهمترین پروژههای نظامی دنیاست.
🔹این ادعاها نادرست و به شدت اغراقشده است.
🔹کمال سرابندی یک استاد ایرانی-آمریکایی در حوزه الکترومغناطیس کاربردی و رادار ریموت سنسینگ است.
🔹او جوایز مختلفی در حوزه الکترومغناطیس کسب کرده است.
🔹آقای سرابندی دو فوقلیسانس و یک دکترا دارد و مدتی مدیریت لابراتوار راداری دانشگاه میشیگان را به عهده داشت.
🔹با وجود این، منوط کردن اخذ دکترا به امضای یک شخص در یک رشته خاص در هیچ جای دنیا مرسوم نیست.
🔹رادلب یا لابراتوار راداری دانشگاه میشیگان، بزرگترین آزمایشگاه راداری جهان نیست.
🔹اطلاعات پهپادهای رادارگریز معمولا محرمانه هستند و اسم آقای سرابندی در جریان ساخت هیچ پهپادی دیده نمیشود.
🔹اولین پهپاد رادارگریز شناختهشده، زمانی ساخته شده که آقای سرابندی چهار ساله بود.
🔹بنابراین، با تاکید بر اینکه کمال سرابندی یک چهره مهم و شناختهشده در حوزه خود محسوب میشود، فکتنامه به ادعاهای شبکههای اجتماعی که به او نسبت داده شده، نشان «نادرست» میدهد.
👈 در فکتنامه بخوانید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🌈 هفت اقلیم:
با بررسی منابع معتبر پیشبینی جهانی (ECMWF، GFS، و منابع رسمی هواشناسی) باید به چند نکته مهم اشاره کنم:
۱. وضعیت فعلی پیشبینیهای جهانی
پیشبینی کوتاهمدت (۷-۱۰ روز آینده):
• مدلهای اصلی (ECMWF و GFS) برای هفته آینده (۲۴ آذر به بعد) بارشهایی را در شمال، شمال غرب و غرب ایران نشان میدهند.
• اما: شدت و گستردگی بارشها در حد "کمسابقه" یا "بسیار گسترده در ۳۰ استان" که در این پیج ادعا شده، در مدلهای جهانی فعلی تأیید نمیشود.
پیشبینی میانمدت (نیمه دوم آذر):
• عدم قطعیت در پیشبینیهای بیش از ۱۰ روز بسیار بالاست.
• مراکز رسمی هواشناسی معمولاً از بیان جزئیات دقیق برای بازههای بیش از ۷-۱۰ روز پرهیز میکنند.
۲. هشدارهای مهم:
الف) عدم قطعیت بالا:
• پیشبینیهای با جزئیات زیاد برای بازههای طولانیمدت (مثل "نیمه دوم آذر" یا "دیماه") در علم هواشناسی معمولاً قابل اتکا نیستند.
ب) اغراق در ادعاها:
• ادعای "تأیید تمامی مدلهای معتبر بینالمللی" و "تطابق کامل" برای پیشبینیهای ماههای قبل، از نظر علمی مشکوک است.
• مراکز رسمی هواشناسی جهان معمولاً از چنین ادعاهای قطعی پرهیز میکنند.
۳. توصیههای رسمی:
برای دریافت اطلاعات معتبر:
۱. سازمان هواشناسی ایران: تنها مرجع رسمی پیشبینی و هشدارهای هواشناسی کشور
۲. ECMWF (مرکز اروپایی): برای پیشبینیهای میانمدت
۳. GFS (آمریکا): در کنار سایر مدلها
۴. نتیجهگیری:
• پیشبینی بارش برای هفته آینده تا حدودی در مدلها دیده میشود، اما شدت و گستردگی آن احتمالاً اغراقآمیز بیان شده.
• ادعاهای مربوط به "بارشهای کمسابقه"، "۳۰ استان" و پیشبینی دقیق برای دیماه فاقد پشتوانه علمی معتبر در زمان حاضر است.
• توصیه میشود برای تصمیمگیریهای مهم، تنها به پیشبینیهای سازمان هواشناسی ایران و مراکز معتبر جهانی در بازههای کوتاهمدت (حداکثر ۵-۷ روز) اعتماد کنید.
با بررسی منابع معتبر پیشبینی جهانی (ECMWF، GFS، و منابع رسمی هواشناسی) باید به چند نکته مهم اشاره کنم:
۱. وضعیت فعلی پیشبینیهای جهانی
پیشبینی کوتاهمدت (۷-۱۰ روز آینده):
• مدلهای اصلی (ECMWF و GFS) برای هفته آینده (۲۴ آذر به بعد) بارشهایی را در شمال، شمال غرب و غرب ایران نشان میدهند.
• اما: شدت و گستردگی بارشها در حد "کمسابقه" یا "بسیار گسترده در ۳۰ استان" که در این پیج ادعا شده، در مدلهای جهانی فعلی تأیید نمیشود.
پیشبینی میانمدت (نیمه دوم آذر):
• عدم قطعیت در پیشبینیهای بیش از ۱۰ روز بسیار بالاست.
• مراکز رسمی هواشناسی معمولاً از بیان جزئیات دقیق برای بازههای بیش از ۷-۱۰ روز پرهیز میکنند.
۲. هشدارهای مهم:
الف) عدم قطعیت بالا:
• پیشبینیهای با جزئیات زیاد برای بازههای طولانیمدت (مثل "نیمه دوم آذر" یا "دیماه") در علم هواشناسی معمولاً قابل اتکا نیستند.
ب) اغراق در ادعاها:
• ادعای "تأیید تمامی مدلهای معتبر بینالمللی" و "تطابق کامل" برای پیشبینیهای ماههای قبل، از نظر علمی مشکوک است.
• مراکز رسمی هواشناسی جهان معمولاً از چنین ادعاهای قطعی پرهیز میکنند.
۳. توصیههای رسمی:
برای دریافت اطلاعات معتبر:
۱. سازمان هواشناسی ایران: تنها مرجع رسمی پیشبینی و هشدارهای هواشناسی کشور
۲. ECMWF (مرکز اروپایی): برای پیشبینیهای میانمدت
۳. GFS (آمریکا): در کنار سایر مدلها
۴. نتیجهگیری:
• پیشبینی بارش برای هفته آینده تا حدودی در مدلها دیده میشود، اما شدت و گستردگی آن احتمالاً اغراقآمیز بیان شده.
• ادعاهای مربوط به "بارشهای کمسابقه"، "۳۰ استان" و پیشبینی دقیق برای دیماه فاقد پشتوانه علمی معتبر در زمان حاضر است.
• توصیه میشود برای تصمیمگیریهای مهم، تنها به پیشبینیهای سازمان هواشناسی ایران و مراکز معتبر جهانی در بازههای کوتاهمدت (حداکثر ۵-۷ روز) اعتماد کنید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منطق ماشین دودی
یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است ، یک تعبیر بسیار لطیف داشت ، اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودی ، میگفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ میگفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشیندودی میشناسم .
وقتی بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران – شاه عبدالعظیم بود من میدیدم که قطار وقتی در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع میشوند و آن را تماشا میکنند و به زبان حال میگویند ببین چه موجود عجیبی است معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قایل هستند تا قطار ایستاده بود با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به آن نگاه میکردند تا کم کم ساعت حرکت قطار میرسید و قطار راه میافتاد 👇👇
یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است ، یک تعبیر بسیار لطیف داشت ، اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودی ، میگفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ میگفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشیندودی میشناسم .
وقتی بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران – شاه عبدالعظیم بود من میدیدم که قطار وقتی در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع میشوند و آن را تماشا میکنند و به زبان حال میگویند ببین چه موجود عجیبی است معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قایل هستند تا قطار ایستاده بود با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به آن نگاه میکردند تا کم کم ساعت حرکت قطار میرسید و قطار راه میافتاد 👇👇
منطق ماشین دودی
یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است ، یک تعبیر بسیار لطیف داشت ، اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودی ، میگفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ میگفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشیندودی میشناسم .
وقتی بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران – شاه عبدالعظیم بود من میدیدم که قطار وقتی در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع میشوند و آن را تماشا میکنند و به زبان حال میگویند ببین چه موجود عجیبی است معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قایل هستند تا قطار ایستاده بود با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به آن نگاه میکردند تا کم کم ساعت حرکت قطار میرسید و قطار راه میافتاد همین که راه میافتاد بچه ها میدویدند ، سنگ بر میداشتند و قطار را مورد حمله قرار میدادند من تعجب میکردم که اگر به این قطار باید سنگ زد چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمیزنند ، و اگر باید برایش اعجاب قائل بود ، اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت میکند .
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است تا ساکت است مورد تعظیم و تجلیل است ، اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ، بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب میشود و این نشانه یک جامعه مرده است ، ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بیخبرتر .پس اینها علائم حیات و موت است البته اینها ، دو علامت بارزتر و مشخص تر حیات بودند که عرض کردم والا علائم دیگر هم زیاد دارد .
از: کتاب حق و باطل استاد شهید مرتضی مطهری
یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است ، یک تعبیر بسیار لطیف داشت ، اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودی ، میگفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ میگفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشیندودی میشناسم .
وقتی بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران – شاه عبدالعظیم بود من میدیدم که قطار وقتی در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع میشوند و آن را تماشا میکنند و به زبان حال میگویند ببین چه موجود عجیبی است معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قایل هستند تا قطار ایستاده بود با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به آن نگاه میکردند تا کم کم ساعت حرکت قطار میرسید و قطار راه میافتاد همین که راه میافتاد بچه ها میدویدند ، سنگ بر میداشتند و قطار را مورد حمله قرار میدادند من تعجب میکردم که اگر به این قطار باید سنگ زد چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمیزنند ، و اگر باید برایش اعجاب قائل بود ، اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت میکند .
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است تا ساکت است مورد تعظیم و تجلیل است ، اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ، بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب میشود و این نشانه یک جامعه مرده است ، ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بیخبرتر .پس اینها علائم حیات و موت است البته اینها ، دو علامت بارزتر و مشخص تر حیات بودند که عرض کردم والا علائم دیگر هم زیاد دارد .
از: کتاب حق و باطل استاد شهید مرتضی مطهری
Forwarded from آکادمی جغرافیا | Geography 🕊 Academy
🍃🌸سقوط یک ابرمجله علمی/ یکی از ۱۵ مجله برتر الزویر از نمایه آی اس آی تعلیق شد.....
👇👇👇
💥مجله علمی Science of the Total Environment که از پرکارترین نشریات جهان بود، پس از افشای دهها تخلف و داوریهای جعلی، توسط شرکت Clarivate از فهرست مجلات معتبر حذف شد؛ رسواییای که پرده از سودهای میلیارددلاری غولهای نشر علمی مانند Elsevier برداشت—شرکتی که تنها در سال ۲۰۲۴ به سود ۱.۵ میلیارد دلاری و حاشیه سود ۳۸ درصدی رسیده است. افزایش انفجاری تعداد مقالات، پذیرش پژوهشهای بیکیفیت و وابستگی نظام دانشگاهی به «چاپ هرچه بیشتر» باعث شد این ابرمجله به نمونهای از بحران جهانی نشر علمی تبدیل شود؛ بحرانی که کارشناسان آن را «سیستمی بیمار» و نیازمند پاکسازی عمیق میدانند....
🪷🪷🪷🪷
👇👇👇
💥مجله علمی Science of the Total Environment که از پرکارترین نشریات جهان بود، پس از افشای دهها تخلف و داوریهای جعلی، توسط شرکت Clarivate از فهرست مجلات معتبر حذف شد؛ رسواییای که پرده از سودهای میلیارددلاری غولهای نشر علمی مانند Elsevier برداشت—شرکتی که تنها در سال ۲۰۲۴ به سود ۱.۵ میلیارد دلاری و حاشیه سود ۳۸ درصدی رسیده است. افزایش انفجاری تعداد مقالات، پذیرش پژوهشهای بیکیفیت و وابستگی نظام دانشگاهی به «چاپ هرچه بیشتر» باعث شد این ابرمجله به نمونهای از بحران جهانی نشر علمی تبدیل شود؛ بحرانی که کارشناسان آن را «سیستمی بیمار» و نیازمند پاکسازی عمیق میدانند....
🪷🪷🪷🪷
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کارگاه کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت نشریات علمی و پژوهش 19 آذر 1404
نقدی بر علم کیلویی
تاریخ چاپ:
۱۴۰۴/۰۹/۲۰
دکتر هادی ویسی*
هفته پژوهش نزدیک است. همه دانشگاهها، مراکز علمی و پژوهشی و حتی سازمانهای اجرایی برای برگزاری و نمایش جشن هفته پژوهش در حال آماده شدن هستند. فراخوانها برای انتخاب آثار و پژوهشگران برتر یکی پس از دیگری منتشر میشود. سطح و مقیاسهای آن مختلف است: در سطح دانشگاه، شهرستان، استان، منطقه، کشور یا در زمینههای موضوعی و تخصصی. به این ترتیب، در ایران هر سال از افراد زیادی بهعنوان پژوهشگران برتر و صاحب آثار برتر تقدیر میشوند.
نقدی بر علم کیلویی
به نظر میرسد این رویداد برای تکریم علم و عالم است. از این منظر بسیار عالی و قابل تحسین است. اما این رویداد در عمل چطور کار میکند و گفتمان حاکم بر آن چیست. چرا با وجود جشنهای متعدد پژوهش و معرفی آثار و پژوهشگران برتر متعدد، روز به روز بر مشکلات و بحرانهای کشور ما افزوده میشود. علم تولید ایرانی چه کیفیتی دارد و برای چه چیزی تولید میشود؟ کمّیگرایی و اتکا بر رشد عددی مهمترین جو حاکم بر اتمسفر علم و پژوهش در ایران است که محور آن مقاله است. در فرهنگ دانشگاهی ایران، در زمان بررسی صلاحیتهای علمی فرد و صحبت از فعالیتهای علمی، اولین و غالبترین پرسش این است: چند تا مقاله داری؟ چند تا کتاب داری؟ به ندرت کسی میپرسد چه نوشتهای؟ نوآوری و سهم علمی شما چیست؟ به چه کار میآید؟ کجا ارائه دادید و توسط چه کسانی نقد شده است. بنابراین، متر و معیار فعالیت پژوهشی، تعداد و حجم است، نه محتوا و کیفیت؛ پدیدهای که میتوان آن را «علم کیلویی» نامید.
با این معیار، بازار و دکان تولید انبوه مقاله در ایران رونق یافته است. یکی با افتخار میگوید ۱۵۰مقاله دارد و دیگری با ۲۰۰مقاله یا بیشتر خود را عالمتر و بالاتر میبیند. در این فضا، کم نیستند کسانی که تعداد مقاله بسیار دارند؛ اما از ارائه و سخنرانی یک بحث علمی، مستدل و منسجم عاجزند. بسیاری نامشان روی مقالات و کتابها آمده است؛ اما حتی به اندازه یک سطر در تولید آن نقش ندارند. موارد زیادی از اعضای هیات علمی که سمتهای اجرایی پرمشغله دارند، در همان زمان تولیدات علمیشان نیز فزونی میگیرد، ارتقای علمی مییابند و بالعکس در زمان افول از قدرت و وقت آزادشان، کمترین خروجی علمی را دارند. این پدیده به چه معناست. چرا در ایران بسیاری از مقامات عالیرتبه و میانی در زمان مسوولیتشان، دکتر میشوند، عضو هیات علمی میشوند، ارتقای علمی میگیرند و بیشترین تولیدات علمی دارند؟ به نظر میرسد این علم نیست، بلکه آفت و مصیبت است که دامن کشور را گرفته است و بر بحرانهای ایران میافزاید.
مانند بسیاری از حوزههای دیگر در ایران، علم و پژوهش نیز سیاستزده و آلوده است و جنبههای زیادی از رانت و فساد در آن دیده میشود. در موارد زیادی، جذب اعضای هیات علمی، اخذ مجوزهای نشریات، راهاندازی رشتههای دکترا و کارشناسی ارشد، پژوهشکدهها و حتی پروژههای تحقیقاتی نه از سر نیاز کشور و واگذاری به شایستهها بلکه بر اثر رابطه، بدهبستان، سفارشی و به دور از استانداردهای علمی ایجاد شده و گسترش یافته است. در موارد قابل ملاحظهای، در تصمیمات حوزه علم و پژوهش نیز، منافع فردی و سیاسی ارجح بر منافع عمومی و ملی دیده میشود. رویکرد کمّیگرایی و نگاه ابزاری به علم و گره زدن منافع عضو علمی به دانشجوی تحصیلات تکمیلی، مقاله و آثار پژوهشی، موجب مفسده و بد اخلاقیهای زیادی در میان اعضای هیات علمی شده است.
در زمانی که به شکل حاضر آییننامههای ارتقا، ترفیع، گرنت، پایه تشویقی، طرحهای تحقیقاتی و شرکتهای دانشبنیان و چه و چه نبود، استادان برجسته و مرجع علمی نظیر محمدعلی فروغی، علیاصغر حکمت، عبدالحسین زرینکوب، علیاکبر دهخدا، ملک الشعرا بهار، ابراهیم باستانی پاریزی، پرویز ناتل خانلری و دهها شخصیت علمی برجسته دیگر آثاری فاخر و ماندگاری را ایجاد کردند که هیچ وقت کهنه نمیشوند و روزبه روز بر اعتبار آنها افزوده شده است. چرا این افراد در نظام دانشگاهی حاضر ایران بازتولید نمیشوند؟ بر اساس قوانین حاکم بر پژوهش و دانشگاههای ایران، کارنامه بزرگان علمی اشارهشده مردود است. چراکه آنها کتابهای فاخر تولید کردهاند و مقاله ندارند یا کم دارند و اگر پرونده آنان بر اساس ضوابط فعلی بررسی شود، تبدیل وضع نمیشدند، ارتقا نمیگرفتند و نمیتوانستند استاد شوند.
تاریخ چاپ:
۱۴۰۴/۰۹/۲۰
دکتر هادی ویسی*
هفته پژوهش نزدیک است. همه دانشگاهها، مراکز علمی و پژوهشی و حتی سازمانهای اجرایی برای برگزاری و نمایش جشن هفته پژوهش در حال آماده شدن هستند. فراخوانها برای انتخاب آثار و پژوهشگران برتر یکی پس از دیگری منتشر میشود. سطح و مقیاسهای آن مختلف است: در سطح دانشگاه، شهرستان، استان، منطقه، کشور یا در زمینههای موضوعی و تخصصی. به این ترتیب، در ایران هر سال از افراد زیادی بهعنوان پژوهشگران برتر و صاحب آثار برتر تقدیر میشوند.
نقدی بر علم کیلویی
به نظر میرسد این رویداد برای تکریم علم و عالم است. از این منظر بسیار عالی و قابل تحسین است. اما این رویداد در عمل چطور کار میکند و گفتمان حاکم بر آن چیست. چرا با وجود جشنهای متعدد پژوهش و معرفی آثار و پژوهشگران برتر متعدد، روز به روز بر مشکلات و بحرانهای کشور ما افزوده میشود. علم تولید ایرانی چه کیفیتی دارد و برای چه چیزی تولید میشود؟ کمّیگرایی و اتکا بر رشد عددی مهمترین جو حاکم بر اتمسفر علم و پژوهش در ایران است که محور آن مقاله است. در فرهنگ دانشگاهی ایران، در زمان بررسی صلاحیتهای علمی فرد و صحبت از فعالیتهای علمی، اولین و غالبترین پرسش این است: چند تا مقاله داری؟ چند تا کتاب داری؟ به ندرت کسی میپرسد چه نوشتهای؟ نوآوری و سهم علمی شما چیست؟ به چه کار میآید؟ کجا ارائه دادید و توسط چه کسانی نقد شده است. بنابراین، متر و معیار فعالیت پژوهشی، تعداد و حجم است، نه محتوا و کیفیت؛ پدیدهای که میتوان آن را «علم کیلویی» نامید.
با این معیار، بازار و دکان تولید انبوه مقاله در ایران رونق یافته است. یکی با افتخار میگوید ۱۵۰مقاله دارد و دیگری با ۲۰۰مقاله یا بیشتر خود را عالمتر و بالاتر میبیند. در این فضا، کم نیستند کسانی که تعداد مقاله بسیار دارند؛ اما از ارائه و سخنرانی یک بحث علمی، مستدل و منسجم عاجزند. بسیاری نامشان روی مقالات و کتابها آمده است؛ اما حتی به اندازه یک سطر در تولید آن نقش ندارند. موارد زیادی از اعضای هیات علمی که سمتهای اجرایی پرمشغله دارند، در همان زمان تولیدات علمیشان نیز فزونی میگیرد، ارتقای علمی مییابند و بالعکس در زمان افول از قدرت و وقت آزادشان، کمترین خروجی علمی را دارند. این پدیده به چه معناست. چرا در ایران بسیاری از مقامات عالیرتبه و میانی در زمان مسوولیتشان، دکتر میشوند، عضو هیات علمی میشوند، ارتقای علمی میگیرند و بیشترین تولیدات علمی دارند؟ به نظر میرسد این علم نیست، بلکه آفت و مصیبت است که دامن کشور را گرفته است و بر بحرانهای ایران میافزاید.
مانند بسیاری از حوزههای دیگر در ایران، علم و پژوهش نیز سیاستزده و آلوده است و جنبههای زیادی از رانت و فساد در آن دیده میشود. در موارد زیادی، جذب اعضای هیات علمی، اخذ مجوزهای نشریات، راهاندازی رشتههای دکترا و کارشناسی ارشد، پژوهشکدهها و حتی پروژههای تحقیقاتی نه از سر نیاز کشور و واگذاری به شایستهها بلکه بر اثر رابطه، بدهبستان، سفارشی و به دور از استانداردهای علمی ایجاد شده و گسترش یافته است. در موارد قابل ملاحظهای، در تصمیمات حوزه علم و پژوهش نیز، منافع فردی و سیاسی ارجح بر منافع عمومی و ملی دیده میشود. رویکرد کمّیگرایی و نگاه ابزاری به علم و گره زدن منافع عضو علمی به دانشجوی تحصیلات تکمیلی، مقاله و آثار پژوهشی، موجب مفسده و بد اخلاقیهای زیادی در میان اعضای هیات علمی شده است.
در زمانی که به شکل حاضر آییننامههای ارتقا، ترفیع، گرنت، پایه تشویقی، طرحهای تحقیقاتی و شرکتهای دانشبنیان و چه و چه نبود، استادان برجسته و مرجع علمی نظیر محمدعلی فروغی، علیاصغر حکمت، عبدالحسین زرینکوب، علیاکبر دهخدا، ملک الشعرا بهار، ابراهیم باستانی پاریزی، پرویز ناتل خانلری و دهها شخصیت علمی برجسته دیگر آثاری فاخر و ماندگاری را ایجاد کردند که هیچ وقت کهنه نمیشوند و روزبه روز بر اعتبار آنها افزوده شده است. چرا این افراد در نظام دانشگاهی حاضر ایران بازتولید نمیشوند؟ بر اساس قوانین حاکم بر پژوهش و دانشگاههای ایران، کارنامه بزرگان علمی اشارهشده مردود است. چراکه آنها کتابهای فاخر تولید کردهاند و مقاله ندارند یا کم دارند و اگر پرونده آنان بر اساس ضوابط فعلی بررسی شود، تبدیل وضع نمیشدند، ارتقا نمیگرفتند و نمیتوانستند استاد شوند.
❤1
تا حدود زیادی، ساختار و نظام حکمرانی علمی کشور غالبا به گونهای است که استادان و پژوهشگران مستقل و متکی به اخلاق حرفهای و سلامت کاری را تضعیف میکند و به حاشیه میراند و رانتخواران و تولیدکنندگان رابطهای و بیزحمت را تشویق میکند و ارتقا میدهد. علاوه بر بحث حقوق ناچیز، علت فرار نخبگان و مهاجرت استادان باسواد را باید در این بستر جستوجو کرد. تبعیض، مدیران سیاسی و تصمیمسازی و تصمیمگیری کمسوادان بر باسوادان، دانشگاههای ایران را با بحران جدی و ناترازی مواجه کرده است.
متولیان حکمرانی علم و پژوهش، بیش از آنکه دغدغه ماهیت علم، حل مساله، منشأ تحول و راهگشایی برای جامعه داشته باشند، هفته پژوهش را محملی برای نمایش، مانور و گزارش میبینند که میتوان با ارائه عدد و رقم و رتبه، ژست علمدوستی و پیشرفت بگیرند و احتمالا بیخردیها و کاستیها را به زیر فرش هدایت کنند. معمولا افراد سیاسی صاحب منصب و غیر دانشگاهی عطش بیشتری برای برپایی این جشن و سرور دارند و خود را حامی علم و دانشگاه میدانند. درحالیکه شخصیتهای علمی اصیل و دود چراغخورده میدانند که با همه هیاهوها و تولیدات مقالات زیاد در ایران، کار علمی اصیل، نوآور و معتبر در میان آنها سهم کمی دارد. از این رو، جامعه ایران نمیتواند با چنین رویکرد و کیفیت دانشگاهی به امید ارائه راهکار و برونرفت از بحرانهای کنونی به انتظار دانشگاه بنشیند. نظام دانشگاهی و علمی کشور نه تنها نمیتواند برای بحرانهای کشور راهحل عملی و ممکن را ارائه کند، بلکه خود بخشی از بحران و نمونهای از وضع موجود در ایران است. ناترازی نظام علمی و دانشگاهی کشور کمتر از حوزههای دیگر نیست و نهادی اصلی حکمرانی علم در کشور قادر به تصمیمگیری و حل ناترازی دانشگاه (تعداد زیاد دانشگاهها، دانشگاههای زیانده، توزیع نامناسب دانشجو، تقاضای اندک برای رشتههای مهم و پایه، نگاه بیزینسی به علم و دانشگاه و...) نیست.
شاخص نوآوری علمی و مرجعیت علمی ایران در وضعیت مناسبی نیست. گرچه بر اساس گزارش و آمار سایمگو (پایگاه استنادی اسکوپوس) ایران در رتبه نوزدهم تولید مقالات علمی در جهان قرار دارد، اما بر اساس شاخص هرش (اچ ایندکس) که تا حدی کیفیت علمی را نشان میدهد، ایران در رتبه۴۷ جهان و پایینتر از عربستان، مالزی و شیلی و در شاخص نوآوری در میان ۱۳۹کشور در رتبه۷۰ قرار دارد. در سالهای اخیر، ایران در شاخص تولید مقالات، شاخص هرش و شاخص نوآوری روند نزولی داشته است و در چشمانداز سالهای آتی انتظار نمی رود وضعیت ایران بهبود یابد.
پیشنهاد میشود جشن و سرور علم و پژوهش را تعطیل کنید. منافع عضو علمی را به پژوهش گره نزنید. با علم و دانشگاه، سیاسیکاری نکنید. این فرآیند موجب میشود پس از مدتی افراد عالم و اصیل علمی و عاشق علم و دانشگاه از افراد غیر علمی متمایز شوند و دانشگاهها گام به گام به اصالت خود نزدیک شوند. پیشنهاد میشود هفته پژوهش هفته معرفی، بررسی و نقد آثار فاخر باشد و نه سوت و کف برای علم کیلویی.
متولیان حکمرانی علم و پژوهش، بیش از آنکه دغدغه ماهیت علم، حل مساله، منشأ تحول و راهگشایی برای جامعه داشته باشند، هفته پژوهش را محملی برای نمایش، مانور و گزارش میبینند که میتوان با ارائه عدد و رقم و رتبه، ژست علمدوستی و پیشرفت بگیرند و احتمالا بیخردیها و کاستیها را به زیر فرش هدایت کنند. معمولا افراد سیاسی صاحب منصب و غیر دانشگاهی عطش بیشتری برای برپایی این جشن و سرور دارند و خود را حامی علم و دانشگاه میدانند. درحالیکه شخصیتهای علمی اصیل و دود چراغخورده میدانند که با همه هیاهوها و تولیدات مقالات زیاد در ایران، کار علمی اصیل، نوآور و معتبر در میان آنها سهم کمی دارد. از این رو، جامعه ایران نمیتواند با چنین رویکرد و کیفیت دانشگاهی به امید ارائه راهکار و برونرفت از بحرانهای کنونی به انتظار دانشگاه بنشیند. نظام دانشگاهی و علمی کشور نه تنها نمیتواند برای بحرانهای کشور راهحل عملی و ممکن را ارائه کند، بلکه خود بخشی از بحران و نمونهای از وضع موجود در ایران است. ناترازی نظام علمی و دانشگاهی کشور کمتر از حوزههای دیگر نیست و نهادی اصلی حکمرانی علم در کشور قادر به تصمیمگیری و حل ناترازی دانشگاه (تعداد زیاد دانشگاهها، دانشگاههای زیانده، توزیع نامناسب دانشجو، تقاضای اندک برای رشتههای مهم و پایه، نگاه بیزینسی به علم و دانشگاه و...) نیست.
شاخص نوآوری علمی و مرجعیت علمی ایران در وضعیت مناسبی نیست. گرچه بر اساس گزارش و آمار سایمگو (پایگاه استنادی اسکوپوس) ایران در رتبه نوزدهم تولید مقالات علمی در جهان قرار دارد، اما بر اساس شاخص هرش (اچ ایندکس) که تا حدی کیفیت علمی را نشان میدهد، ایران در رتبه۴۷ جهان و پایینتر از عربستان، مالزی و شیلی و در شاخص نوآوری در میان ۱۳۹کشور در رتبه۷۰ قرار دارد. در سالهای اخیر، ایران در شاخص تولید مقالات، شاخص هرش و شاخص نوآوری روند نزولی داشته است و در چشمانداز سالهای آتی انتظار نمی رود وضعیت ایران بهبود یابد.
پیشنهاد میشود جشن و سرور علم و پژوهش را تعطیل کنید. منافع عضو علمی را به پژوهش گره نزنید. با علم و دانشگاه، سیاسیکاری نکنید. این فرآیند موجب میشود پس از مدتی افراد عالم و اصیل علمی و عاشق علم و دانشگاه از افراد غیر علمی متمایز شوند و دانشگاهها گام به گام به اصالت خود نزدیک شوند. پیشنهاد میشود هفته پژوهش هفته معرفی، بررسی و نقد آثار فاخر باشد و نه سوت و کف برای علم کیلویی.
❤2
بررسی علمی شایعات بارشهای سنگین در جنوبشرق ایران
مطالعه موردی: زاهدان، ۲۰–۲۷ دسامبر ۲۰۲۵) 29 آذر تا 6 دی ماه 1404)
◾️ مقدمه:
با توجه به انتشار شایعات درباره رخداد بارشهای نابهنجار و سنگین در جنوب شرق ایران، بهویژه اطراف زاهدان در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵، این تحلیل با استناد به دادههای ارزشمند علمی و خروجی مدلهای پیشبینی عددی، به بررسی درستی این ادعاها میپردازد.
◾️ روششناسی:
دادههای مورد استفاده از مدل ECMWF IFS با رزولوشن بالا (~۹ کیلومتر) و پایگاههای کمکی همانند Ventusky استخراجشدهاند. ایستگاه زاهدان (با میانگین بارش دسامبر ۷–۸ میلیمتر) بهعنوان نقطه کانونی در نظر گرفتهشده است.
◾️ یافتههای کلیدی:
• پیشبینی بارش در بازه ۲۰ تا ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵ بیشینه ۰ تا ۳ میلیمتر است.
• نقشههای آنومالی بارش مدل ECMWF شرایط خنثی تا منفی را نشان میدهند.
ش هیچ نشانهای از الگوهای سینوپتیک غیرعادی یا سامانههای بارشزای نیرومند در منطقه مشاهده نمیشود.
• دادههای تاریخی نیز حاکی از آن است که بارشهای روزانه بیش از ۱۰ میلیمتر در دسامبر، بدون وجود سیکلونهای فعال، بسیار نامحتمل است.👈
مطالعه موردی: زاهدان، ۲۰–۲۷ دسامبر ۲۰۲۵) 29 آذر تا 6 دی ماه 1404)
◾️ مقدمه:
با توجه به انتشار شایعات درباره رخداد بارشهای نابهنجار و سنگین در جنوب شرق ایران، بهویژه اطراف زاهدان در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵، این تحلیل با استناد به دادههای ارزشمند علمی و خروجی مدلهای پیشبینی عددی، به بررسی درستی این ادعاها میپردازد.
◾️ روششناسی:
دادههای مورد استفاده از مدل ECMWF IFS با رزولوشن بالا (~۹ کیلومتر) و پایگاههای کمکی همانند Ventusky استخراجشدهاند. ایستگاه زاهدان (با میانگین بارش دسامبر ۷–۸ میلیمتر) بهعنوان نقطه کانونی در نظر گرفتهشده است.
◾️ یافتههای کلیدی:
• پیشبینی بارش در بازه ۲۰ تا ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵ بیشینه ۰ تا ۳ میلیمتر است.
• نقشههای آنومالی بارش مدل ECMWF شرایط خنثی تا منفی را نشان میدهند.
ش هیچ نشانهای از الگوهای سینوپتیک غیرعادی یا سامانههای بارشزای نیرومند در منطقه مشاهده نمیشود.
• دادههای تاریخی نیز حاکی از آن است که بارشهای روزانه بیش از ۱۰ میلیمتر در دسامبر، بدون وجود سیکلونهای فعال، بسیار نامحتمل است.👈
❤1
◾️ نتیجهگیری:
شایعات مطرحشده فاقد پشتوانه علمی بوده و احتمالاً ناشی از تفسیر نادرست اطلاعات یا انتشار گزارشهای تأیید نشده است. شرایط جوی منطقه در این بازه زمانی عادی و فاقد نشانههای بارش سنگین یا سیلاب است.
◾️ توصیه:
ارجاع به پیشبینیهای رسمی سازمان هواشناسی ایران (IRIMO) و پلتفرمهای معتبر جهانی برای دریافت اطلاعات دقیق توصیه میشود.
#آب_وهوا #پیش_بینی #زاهدان #ECMWF #شایعات_آب_وهوایی #ایران #علمی
شایعات مطرحشده فاقد پشتوانه علمی بوده و احتمالاً ناشی از تفسیر نادرست اطلاعات یا انتشار گزارشهای تأیید نشده است. شرایط جوی منطقه در این بازه زمانی عادی و فاقد نشانههای بارش سنگین یا سیلاب است.
◾️ توصیه:
ارجاع به پیشبینیهای رسمی سازمان هواشناسی ایران (IRIMO) و پلتفرمهای معتبر جهانی برای دریافت اطلاعات دقیق توصیه میشود.
#آب_وهوا #پیش_بینی #زاهدان #ECMWF #شایعات_آب_وهوایی #ایران #علمی
❤1
مجله مخاطرات محیط طبیعی
• مجله مخاطرات محیط طبیعی در جشن پژوهش سال ۱۴۰۴، لوح تقدیر بهترین مجله فارسیزبان دانشگاه سیستان و بلوچستان را در میان دود 20 نشریه دانشگاه کسب کرده است.
• این نشریه دارای رتبه الف از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و رتبه Q۱ از موسسه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) است، که جایگاه برجسته آن را در حوزه علوم محیطی جغرافیایی تأیید میکند.
• موفقیتهای اخیر دستاورد کوشش برای استانداردسازی فرآیندها و افزایش استنادهای بینالمللی است، باهدف نمایهسازی در پایگاههای معتبر جهانی همچون Scopus و Web of Science (WoS).
• این دستاوردها وامدار همکاری نویسندگان، داوران کارآزموده، اعضای هیئت تحریریه ،کارشناس و مدیران مجله و مدیران حوزه نشریات دانشگاه است. با توجه به اینکه سردبیر با وجود تخصص در زمینه محورهای مجله تاکنون مقاله ای از خود منتشر ننموده است تا فرصت برای چاپ مقالات ارزشمند پژوهشگران فرهیخته بیشتر فراهم گردد.👇👇👇
•
• مجله مخاطرات محیط طبیعی در جشن پژوهش سال ۱۴۰۴، لوح تقدیر بهترین مجله فارسیزبان دانشگاه سیستان و بلوچستان را در میان دود 20 نشریه دانشگاه کسب کرده است.
• این نشریه دارای رتبه الف از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و رتبه Q۱ از موسسه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) است، که جایگاه برجسته آن را در حوزه علوم محیطی جغرافیایی تأیید میکند.
• موفقیتهای اخیر دستاورد کوشش برای استانداردسازی فرآیندها و افزایش استنادهای بینالمللی است، باهدف نمایهسازی در پایگاههای معتبر جهانی همچون Scopus و Web of Science (WoS).
• این دستاوردها وامدار همکاری نویسندگان، داوران کارآزموده، اعضای هیئت تحریریه ،کارشناس و مدیران مجله و مدیران حوزه نشریات دانشگاه است. با توجه به اینکه سردبیر با وجود تخصص در زمینه محورهای مجله تاکنون مقاله ای از خود منتشر ننموده است تا فرصت برای چاپ مقالات ارزشمند پژوهشگران فرهیخته بیشتر فراهم گردد.👇👇👇
•