Provocative = تحریک کننده، عصبانی کننده
Opprobrium = رسوایی، ننگ، خفت
Cynical = بدبینانه
Reverence = Veneration = تکریم، حرمت، احترام
Lucubration = مطالعه سخت، شب زنده داری
Adept = ماهر، زبردست
Retract = پَس گرفتن، منقبض کردن
Fanatical = احساسات شدید (مذهبی و ...)، تعصب
Hunky = خوشتیپ، جذاب
Swoon over hunky = غش و ضعف برای آدم های خوشتیپ و جذاب
Overthrow = سرنگون کردن
Understatement = کتمان حقیقت، دست کم گرفتن
Incipient = نخستین، اولیه
Culinary = آشپزخانه ای، پختنی
Fledgling = تازه و نو، جوجه ای که تازه بال و پر در آورده است
Flattery = چاپلوسی، تملق
Sumptuous = Extravagant = مجلل، پرخرج، اسراف گر
Trencherous = خیانت آمیز، خائنانه
Evasive = طفره رفتن، گریزان بودن
Opprobrium = رسوایی، ننگ، خفت
Cynical = بدبینانه
Reverence = Veneration = تکریم، حرمت، احترام
Lucubration = مطالعه سخت، شب زنده داری
Adept = ماهر، زبردست
Retract = پَس گرفتن، منقبض کردن
Fanatical = احساسات شدید (مذهبی و ...)، تعصب
Hunky = خوشتیپ، جذاب
Swoon over hunky = غش و ضعف برای آدم های خوشتیپ و جذاب
Overthrow = سرنگون کردن
Understatement = کتمان حقیقت، دست کم گرفتن
Incipient = نخستین، اولیه
Culinary = آشپزخانه ای، پختنی
Fledgling = تازه و نو، جوجه ای که تازه بال و پر در آورده است
Flattery = چاپلوسی، تملق
Sumptuous = Extravagant = مجلل، پرخرج، اسراف گر
Trencherous = خیانت آمیز، خائنانه
Evasive = طفره رفتن، گریزان بودن
Ragwort = یک گیاه مضر و سمی
Clover = گیاه شبدر
Supplant = جای چیزی را گرفتن، از ریشه کندن، تعویض شدن
Stringent = سخت، محکم و دقیق
Banquet = مهمانی، ضیافت
Sensationalism = پیروی از مسائل احساسی و عاطفی
Offset = انحراف از نقطه مبدا یا تعادل، جبران
Cow = ترساندن، تضعیف روحیه کردن
Irksome = خسته کننده، کسل کننده، آزرده، متنفر
Recondite = پوشیده، مرموز، نهان، عمیق
Morbid = ناسالم، ناخوش، مریض، وحشت آور
Daunting = چیزی که انجام و مواجهه با آن سخت و پیچیده است
Frustrated = بیهوده، پوچ، باطل
Exploit = از فرصت استفاده کردن، بهره برداری کردن، استثمار کردن، اغتنام فرصت، استفاده از موفقیت فعلی
Canonize = مقدس اعلام کردن، شرعی کردن
Undoing = عمل زدایی، تغییر کلی
Convention = اعمالی که به صورت روتین همواره انجام میشود، قرارداد، انجمن
Counterfeit = ساختگی، تقلبی، جعلی
Clover = گیاه شبدر
Supplant = جای چیزی را گرفتن، از ریشه کندن، تعویض شدن
Stringent = سخت، محکم و دقیق
Banquet = مهمانی، ضیافت
Sensationalism = پیروی از مسائل احساسی و عاطفی
Offset = انحراف از نقطه مبدا یا تعادل، جبران
Cow = ترساندن، تضعیف روحیه کردن
Irksome = خسته کننده، کسل کننده، آزرده، متنفر
Recondite = پوشیده، مرموز، نهان، عمیق
Morbid = ناسالم، ناخوش، مریض، وحشت آور
Daunting = چیزی که انجام و مواجهه با آن سخت و پیچیده است
Frustrated = بیهوده، پوچ، باطل
Exploit = از فرصت استفاده کردن، بهره برداری کردن، استثمار کردن، اغتنام فرصت، استفاده از موفقیت فعلی
Canonize = مقدس اعلام کردن، شرعی کردن
Undoing = عمل زدایی، تغییر کلی
Convention = اعمالی که به صورت روتین همواره انجام میشود، قرارداد، انجمن
Counterfeit = ساختگی، تقلبی، جعلی
Skylight = نورگیر، پنجره سقف
Pagan = مُشرک، کافر، غیر مسیحی
Extemporaneously = فی البداهه، انجام کاری بدون آمادگی قبلی
Impart = افشا کردن، بیان کردن، ابلاغ کردن
Vestigial = باقیمانده، اثر، نشان و ردپای یک چیز و یا اتفاقی
Strand = متروک مانده، کنار مانده، تنها گذاشته شده
Utopian = خیالی و غیر عملی
Innate = درونی، ذاتی، فطری
Naive = ساده لوح، بی دقت، بی تجربه، خام
Emancipation = رهایی، رستگاری، آزادی
Rebuttal = رَد، تکذیب، پَس زنی، دفع
Relic = اثر، یادگار
Archaic = Obsolete = کهنه، منسوخ
Capitalism = کاپیتالیسم، سیستم سرمایه داری
Pluralism = جمع گرایی، تعدد حزب، جکومت ائتلافی
Epitome = یک نمونه بارز از چیزی، خلاصه و رئوس مطالب
Feckless = سُست، بی اثر = Ineffective
Dynamism = تحرک و پویایی
Egoism = خودپرستی، خودخواهی
Punctiliousness = نکته گیری، دقت زیاد
Scintillate = جرقه زدن، درخشیدن
Pathetic = رقت آور، سوزناک، حزن آور
Incendiary = آتش افروز، آتش زا
Veracious = راستگو، حقیقی، واقعی
Effloroscence = شکوفایی، شگفتگی
Acquisitiveness = حس اندوختن مال، قوه اکتساب، طمع فطری
Exact = تحمیل کردن
Clangorous = جیرینگ جیرینگ کردن پیوسته با صدای بلند
Inviting = کشنده، جالب، جاذب
Tepid = ولرم و نیمه گرم، سُست، علاقه کم، خنک
Excise = مالیات بستن
Rejuvenate = دوباره جوان کردن، جوانی از سر گرفتن
Glaring = مشهور، درخشان، تابلو، خودنما
Pagan = مُشرک، کافر، غیر مسیحی
Extemporaneously = فی البداهه، انجام کاری بدون آمادگی قبلی
Impart = افشا کردن، بیان کردن، ابلاغ کردن
Vestigial = باقیمانده، اثر، نشان و ردپای یک چیز و یا اتفاقی
Strand = متروک مانده، کنار مانده، تنها گذاشته شده
Utopian = خیالی و غیر عملی
Innate = درونی، ذاتی، فطری
Naive = ساده لوح، بی دقت، بی تجربه، خام
Emancipation = رهایی، رستگاری، آزادی
Rebuttal = رَد، تکذیب، پَس زنی، دفع
Relic = اثر، یادگار
Archaic = Obsolete = کهنه، منسوخ
Capitalism = کاپیتالیسم، سیستم سرمایه داری
Pluralism = جمع گرایی، تعدد حزب، جکومت ائتلافی
Epitome = یک نمونه بارز از چیزی، خلاصه و رئوس مطالب
Feckless = سُست، بی اثر = Ineffective
Dynamism = تحرک و پویایی
Egoism = خودپرستی، خودخواهی
Punctiliousness = نکته گیری، دقت زیاد
Scintillate = جرقه زدن، درخشیدن
Pathetic = رقت آور، سوزناک، حزن آور
Incendiary = آتش افروز، آتش زا
Veracious = راستگو، حقیقی، واقعی
Effloroscence = شکوفایی، شگفتگی
Acquisitiveness = حس اندوختن مال، قوه اکتساب، طمع فطری
Exact = تحمیل کردن
Clangorous = جیرینگ جیرینگ کردن پیوسته با صدای بلند
Inviting = کشنده، جالب، جاذب
Tepid = ولرم و نیمه گرم، سُست، علاقه کم، خنک
Excise = مالیات بستن
Rejuvenate = دوباره جوان کردن، جوانی از سر گرفتن
Glaring = مشهور، درخشان، تابلو، خودنما
1. Ethos: the set of ideas and moral attitudes that are typical of a particular group
2. Steep (v.): to soak in a liquid | to saturate by or with a subject thoroughly | high | sharp slope
3. Planetary (adj.): related to PLANET
4. Overshadow (v.): to make something or someone seem less important | to make an occasion or time less enjoyable by making people sad or worried
5. Underscore (v.): To emphasize that something is important | underline (SYN)
6. Ennoscriptment (n.): The official right to do or have something, or the amount that you have right to receive
7. Vain (n.): someone is too proud of his skills or position who used to show disapproval| Conceited (SYN)
8. Temperance: اعتدال، میانهروی، خودداری و کنترل | Moderation (SYN)
9. Notoriety: being famous or something BAD | رسوایی، بدنامی
10. Tumultuous: full of activity, confusion, or violence | Very loud | پرهمهمه، شلوغ، بینظم
11. Providential: خوششانس، خوشبخت | آیندهنگر، صرفه جو
12. Imperceptibly: غیرقابل مشاهده، غیر قابل فهم
13. Precarious: A situation or state in which may become worse easily or quickly | Likely to fall, or likely to cause someone to fall | مشروط، پرمخاطره
14. Relentless: بی رحم | بدون توقف (endless)
15. Orthodox: Conventional (SYN) | سنتی، متعارف
16. Eccentric: هم مرکز نبودن | Unusual (غیرعادی و عجیب و غریب)
17. Trifling: Unimportant or a little of value | جزئی و ناچیز
18. Ascertain: معلوم کردن، ثابت کردن، مشخص کردن | to find out something | Establish (SYN)
19. Exacerbate: تشدید کردن، بدترکردن | intensify | become worse
20. Cosmopolitan = بین المللی
21. Capricious = دمدمی مزاج، هوسباز، تغییر سریع و ناگهانی
22. Insular = عایق، منزوی، جزیره دور افتاده
23. Intransigent = Stubborn = لجباز
24. Clamorous = خشم گروهی از مردم، سروصدای زیاد گروهی از مردم، خروش
25. Invidious = منزجرکننده، نفرت انگیز، زشت
26. Numinous = ماورالطبیعه، روحی، مقدس
27. Sonorous = صدای بلند | having a pleasantly deep loud sound
28. Dearth = lack = کمیابی، کمیابی و گرانی
29. Gainsay = مخالفت کردن، رد کردن
30. Sterling = تمام عیار، واقعی، ظاهر و باطن یکی، دارای عیار قانونی
31. Ad hoc = ویژه، تک کاره، فاقد عمومیت، مخصوص یک کار
32. Spontaneous = خود به خودی، خودجوش، بی اختیار
33. Fickle = بی وفا، بی ثبات، دمدمی Opp.: reliable = faithful
34. Legitimate = قانونی، مشروع، عذر قانونی، درست، برحق، حلال زاده
35. Succumb = give in = give up = cease fighting = تسلیم شدن، از پای در آمدن، سر فرود آوردن
36. Recoil = برگشت ناگهانی از چیزی یا کسی
37. Succumb to = yield to = Agree unwillingly
38. Archaic = کهنه، قدیمی، غیرمصطلح
39. Counterfeit = ساختگی، تقلبی، جعلی، بدلی
40. Epilogue = ختم کلام، آخر کتاب یا مقاله
41. Hyperbole = exaggeration = مبالغه
42. Imminent = خطرناک، غریب الوقوع، حتمی، نزدیک
43. Stern = شدید و جدی و سخت گیر، پاشنه کِشتی
44. Prescient = عالم به غیب یا آینده، میتواند آینده را تصور کند
45. Prophetic = پیشگویی، نبوتی، مبتنی بر پیشگویی
46. Prescient = Prophetic
47. Apathetic = بی تفاوت، بی روح، بی احساس = indifferent
48. Immutable = تغییرناپذیر، پابرجا
49. Proprietary = مالکانه، اختصاصی
50. Didactic = آموزشی، ادبی، تعلیمی، یاددهنده
51. Self-perpetuating = جاودان، قائم به ذات
52. Feeble = کم توان، نحیف، ضعیف
53. Robust = قوی هیکل، تنومند
54. Lavish = very generous = large, impressive, or expensive = اسراف، ولخرج
55. Overlook = تسلط و مشرف بودن، چشم پوشی کردن
56. Oversight = اشتباه سهوی
57. Literal = اصلی، تحت اللفظی، واقعی
58. Malign = Slander = تهمت زدن، بدگویی کردن، بدنام کردن
59. Disclose = فاش کردن
60. Brook = tolerate
61. Fertility = fecundity
62. Regurgitate = vomit = قی کردن، غذایی که قورت داده ای را به دهانت بازگردانی
63. Beneficence = Altruism = نیکی، بخشش، نوع دوستی، بشردوستی
64. Realism = Verisimilitude = واقعیت، شباهت به واقعیت
65. Sanguinity = هم خونی، قرابت نسبی
66. Sanguine = optimistic
67. Habitual = عادی، معتاد، عادت، همیشگی
68. Misleading = گمراه کننده
69. Cordiality = صمیمیت، مودت قلبی، مهربانی
70. Irascibility = زودخشمی، تندخویی
71. Conviviality = خوش مشربی، دوستانه
72. Diffidence = کم رویی، عدم اعتماد به نفس
73. Exasperation = تشدید، خشم، غضب از روی ناراحتی
2. Steep (v.): to soak in a liquid | to saturate by or with a subject thoroughly | high | sharp slope
3. Planetary (adj.): related to PLANET
4. Overshadow (v.): to make something or someone seem less important | to make an occasion or time less enjoyable by making people sad or worried
5. Underscore (v.): To emphasize that something is important | underline (SYN)
6. Ennoscriptment (n.): The official right to do or have something, or the amount that you have right to receive
7. Vain (n.): someone is too proud of his skills or position who used to show disapproval| Conceited (SYN)
8. Temperance: اعتدال، میانهروی، خودداری و کنترل | Moderation (SYN)
9. Notoriety: being famous or something BAD | رسوایی، بدنامی
10. Tumultuous: full of activity, confusion, or violence | Very loud | پرهمهمه، شلوغ، بینظم
11. Providential: خوششانس، خوشبخت | آیندهنگر، صرفه جو
12. Imperceptibly: غیرقابل مشاهده، غیر قابل فهم
13. Precarious: A situation or state in which may become worse easily or quickly | Likely to fall, or likely to cause someone to fall | مشروط، پرمخاطره
14. Relentless: بی رحم | بدون توقف (endless)
15. Orthodox: Conventional (SYN) | سنتی، متعارف
16. Eccentric: هم مرکز نبودن | Unusual (غیرعادی و عجیب و غریب)
17. Trifling: Unimportant or a little of value | جزئی و ناچیز
18. Ascertain: معلوم کردن، ثابت کردن، مشخص کردن | to find out something | Establish (SYN)
19. Exacerbate: تشدید کردن، بدترکردن | intensify | become worse
20. Cosmopolitan = بین المللی
21. Capricious = دمدمی مزاج، هوسباز، تغییر سریع و ناگهانی
22. Insular = عایق، منزوی، جزیره دور افتاده
23. Intransigent = Stubborn = لجباز
24. Clamorous = خشم گروهی از مردم، سروصدای زیاد گروهی از مردم، خروش
25. Invidious = منزجرکننده، نفرت انگیز، زشت
26. Numinous = ماورالطبیعه، روحی، مقدس
27. Sonorous = صدای بلند | having a pleasantly deep loud sound
28. Dearth = lack = کمیابی، کمیابی و گرانی
29. Gainsay = مخالفت کردن، رد کردن
30. Sterling = تمام عیار، واقعی، ظاهر و باطن یکی، دارای عیار قانونی
31. Ad hoc = ویژه، تک کاره، فاقد عمومیت، مخصوص یک کار
32. Spontaneous = خود به خودی، خودجوش، بی اختیار
33. Fickle = بی وفا، بی ثبات، دمدمی Opp.: reliable = faithful
34. Legitimate = قانونی، مشروع، عذر قانونی، درست، برحق، حلال زاده
35. Succumb = give in = give up = cease fighting = تسلیم شدن، از پای در آمدن، سر فرود آوردن
36. Recoil = برگشت ناگهانی از چیزی یا کسی
37. Succumb to = yield to = Agree unwillingly
38. Archaic = کهنه، قدیمی، غیرمصطلح
39. Counterfeit = ساختگی، تقلبی، جعلی، بدلی
40. Epilogue = ختم کلام، آخر کتاب یا مقاله
41. Hyperbole = exaggeration = مبالغه
42. Imminent = خطرناک، غریب الوقوع، حتمی، نزدیک
43. Stern = شدید و جدی و سخت گیر، پاشنه کِشتی
44. Prescient = عالم به غیب یا آینده، میتواند آینده را تصور کند
45. Prophetic = پیشگویی، نبوتی، مبتنی بر پیشگویی
46. Prescient = Prophetic
47. Apathetic = بی تفاوت، بی روح، بی احساس = indifferent
48. Immutable = تغییرناپذیر، پابرجا
49. Proprietary = مالکانه، اختصاصی
50. Didactic = آموزشی، ادبی، تعلیمی، یاددهنده
51. Self-perpetuating = جاودان، قائم به ذات
52. Feeble = کم توان، نحیف، ضعیف
53. Robust = قوی هیکل، تنومند
54. Lavish = very generous = large, impressive, or expensive = اسراف، ولخرج
55. Overlook = تسلط و مشرف بودن، چشم پوشی کردن
56. Oversight = اشتباه سهوی
57. Literal = اصلی، تحت اللفظی، واقعی
58. Malign = Slander = تهمت زدن، بدگویی کردن، بدنام کردن
59. Disclose = فاش کردن
60. Brook = tolerate
61. Fertility = fecundity
62. Regurgitate = vomit = قی کردن، غذایی که قورت داده ای را به دهانت بازگردانی
63. Beneficence = Altruism = نیکی، بخشش، نوع دوستی، بشردوستی
64. Realism = Verisimilitude = واقعیت، شباهت به واقعیت
65. Sanguinity = هم خونی، قرابت نسبی
66. Sanguine = optimistic
67. Habitual = عادی، معتاد، عادت، همیشگی
68. Misleading = گمراه کننده
69. Cordiality = صمیمیت، مودت قلبی، مهربانی
70. Irascibility = زودخشمی، تندخویی
71. Conviviality = خوش مشربی، دوستانه
72. Diffidence = کم رویی، عدم اعتماد به نفس
73. Exasperation = تشدید، خشم، غضب از روی ناراحتی
74. Irascibility = Exasperation = bad-tempered
75. Parasitic = انگلی، پارازیتی
76. Wasp = زنبور بی عسل
77. Cogent = convincing, logical and clear
78. Egalitarian = تساوی طلب، طرفدار تساوی انسان ها
79. Iconoclastic = حمله به و یا انتقاد از باورها
80. Mercurial = تغییرات ناگهانی در ذهن و یا حالت انسان، جیوه ای، سمی، سیاره عطارد
81. Class-ridden society = جامعه ای که مشکلاتی در "طبقات" و "کلاس" آن دارد
82. Plutocratic = رژیم توانگر و پولدار
83. Upheaval = تغییرات فاحش، تحول، انقلاب، بالا آمدن
84. Torpid = به صورت فیزیکی یا ذهنی غیر فعال، بی حس، خوابیده، بیحال
85. Transcend = برتری یافتن، بالاتر بودن، سبقت جستن
86. Striking = برجسته، قابل توجه، برخورد، تصادم، به شدت
87. Confined = محدود شده، بستری
88. Topple = fall = overbalance
89. Stifling = خفه کننده، طاقت فرسا
90. Indignation = خشم
91. Derision = مایه خنده و تمسخر
92. Mystify = گیج کردن، رمزی کردن
93. Other-wordly = اخروی
94. Accentuate = تکیه کردن، تاکید کردن، برجسته نمودن، اهمیت دادن
95. Reconcile = آشتی کردن، وفق دادن، صلح کردن، تصفیه کردن
96. Doctrine = عقیده، اصول، حکمت
97. Modality = کیفیت، چگونگی، بُعد، قید و شرط
98. Racial = نژادی = ethnic
99. Prejudice = تعصب، لطمه، تبعیض، پیش داوری
100. Antagonism = خصومت، مخالفت
101. Dispose = مرتب کردن، معین کردن ترتیب کارها
102. Instigate = برانگیختن، تحریک کردن، وادار کردن
103. Vigilant = مراقب، هوشیار
104. Apprehension = Anxiety = Arrest = درک، فهم = هراس
105. Endogamy = ازدواج با هم قبیله ای، وصلت با خودی Opp.: Exogamy
106. Indulgence = افراط کردن، لطف کردن از راه افراط، عفو کردن
107. Verbose = طویل و دراز از حرف، پُرگو
108. Concession = امتیاز، امتیاز انحصاری، اعطا
109. Ambivalent = Not sure whether you want or like something or not
110. Holistic = کُل نگر، جامع نگر
75. Parasitic = انگلی، پارازیتی
76. Wasp = زنبور بی عسل
77. Cogent = convincing, logical and clear
78. Egalitarian = تساوی طلب، طرفدار تساوی انسان ها
79. Iconoclastic = حمله به و یا انتقاد از باورها
80. Mercurial = تغییرات ناگهانی در ذهن و یا حالت انسان، جیوه ای، سمی، سیاره عطارد
81. Class-ridden society = جامعه ای که مشکلاتی در "طبقات" و "کلاس" آن دارد
82. Plutocratic = رژیم توانگر و پولدار
83. Upheaval = تغییرات فاحش، تحول، انقلاب، بالا آمدن
84. Torpid = به صورت فیزیکی یا ذهنی غیر فعال، بی حس، خوابیده، بیحال
85. Transcend = برتری یافتن، بالاتر بودن، سبقت جستن
86. Striking = برجسته، قابل توجه، برخورد، تصادم، به شدت
87. Confined = محدود شده، بستری
88. Topple = fall = overbalance
89. Stifling = خفه کننده، طاقت فرسا
90. Indignation = خشم
91. Derision = مایه خنده و تمسخر
92. Mystify = گیج کردن، رمزی کردن
93. Other-wordly = اخروی
94. Accentuate = تکیه کردن، تاکید کردن، برجسته نمودن، اهمیت دادن
95. Reconcile = آشتی کردن، وفق دادن، صلح کردن، تصفیه کردن
96. Doctrine = عقیده، اصول، حکمت
97. Modality = کیفیت، چگونگی، بُعد، قید و شرط
98. Racial = نژادی = ethnic
99. Prejudice = تعصب، لطمه، تبعیض، پیش داوری
100. Antagonism = خصومت، مخالفت
101. Dispose = مرتب کردن، معین کردن ترتیب کارها
102. Instigate = برانگیختن، تحریک کردن، وادار کردن
103. Vigilant = مراقب، هوشیار
104. Apprehension = Anxiety = Arrest = درک، فهم = هراس
105. Endogamy = ازدواج با هم قبیله ای، وصلت با خودی Opp.: Exogamy
106. Indulgence = افراط کردن، لطف کردن از راه افراط، عفو کردن
107. Verbose = طویل و دراز از حرف، پُرگو
108. Concession = امتیاز، امتیاز انحصاری، اعطا
109. Ambivalent = Not sure whether you want or like something or not
110. Holistic = کُل نگر، جامع نگر
Impecunious = بی پول، تهیدست
Assiduous = ساعی، دارای پشتکار، مواظب
Conspire = توطئه چیدن، نقشه خیانت کشیدن
Dissemble = تظاهر کردن، وانمود کردن، پنهان کردن
Fleeting = زودگذر، فانی
Untapped = استفاده نشده، دست نخورده
Transgression = خطا، تخلف، سرپیچی، گناه
Malign = بدخیم، بدذات، بدخواهی کردن، بدنام کردن
Antagonistic = مخالفت آمیز، خصومت آمیز
Wittingly = تعمدا، عمدی | Unwittingly = سهوا، غیر عمد
Allegiance = تبعیت، وفاداری
Helix = مارپیچ، منحنی حلزونی
Inferior = نامرغوب، دست دوم، فرعی
Coalesce = یکی شدن، آمیختن، منعقد شدن، ائتلاف شدن
Assiduous = ساعی، دارای پشتکار، مواظب
Conspire = توطئه چیدن، نقشه خیانت کشیدن
Dissemble = تظاهر کردن، وانمود کردن، پنهان کردن
Fleeting = زودگذر، فانی
Untapped = استفاده نشده، دست نخورده
Transgression = خطا، تخلف، سرپیچی، گناه
Malign = بدخیم، بدذات، بدخواهی کردن، بدنام کردن
Antagonistic = مخالفت آمیز، خصومت آمیز
Wittingly = تعمدا، عمدی | Unwittingly = سهوا، غیر عمد
Allegiance = تبعیت، وفاداری
Helix = مارپیچ، منحنی حلزونی
Inferior = نامرغوب، دست دوم، فرعی
Coalesce = یکی شدن، آمیختن، منعقد شدن، ائتلاف شدن
Impair = Compromise = به خطر انداختن، آسیب زدن، معیوب ساختن، خراب کردن
Retrofit = به روزرسانی به منظور بهبود کلی یک چیزی
Disseminate = Promulgate = انتشار دادن، ترویج کردن
Relish = ذائقه، چاشنی، لذت بردن از، اشتها
Confounded by = Confused by
Witty = بذله گو، لطیفه گو
Seemingly = از قرار معلوم، ظاهرا
Insipid = Banal = بی مزه، خسته کننده، پیش پا افتاده ==> Opp. = Fascinating
Provocative = Stimulating = محرک، برانگیزنده
Ironic = طعنه آمیز، مسخره
Retrofit = به روزرسانی به منظور بهبود کلی یک چیزی
Disseminate = Promulgate = انتشار دادن، ترویج کردن
Relish = ذائقه، چاشنی، لذت بردن از، اشتها
Confounded by = Confused by
Witty = بذله گو، لطیفه گو
Seemingly = از قرار معلوم، ظاهرا
Insipid = Banal = بی مزه، خسته کننده، پیش پا افتاده ==> Opp. = Fascinating
Provocative = Stimulating = محرک، برانگیزنده
Ironic = طعنه آمیز، مسخره
Foresighted = Prescient = عالم به غیب، آگاه از پیش
Defect = Blemish = نقص، خراب کردن
Commensurate = Proportionate = متناسب
Kindred = Affiliated = وابسته، خویشاوند
Rallying behind = Coalescing around = اتحاد، دورهم جمع شدن
Iconoclastic = Heterodox = دارای عقایدی متفاوت و خاص، دارای نظریاتی بر خلاف عموم
Ubiquitous = Omnipresent = فراگیر، همه جا
Invaluable = گرانبها، خیلی ارزشمند، غیرقابل تخمین
Meager = نحیف، ناچیز، ضعیف، بی چربی، لاغر
Acute = Severe = تند و حاد، شدید
Agreeable = سازگار، ملایم، مطبوع، دلپذیر
Long-winded = Prolix = Verbose = پر اطناب، درازگو، نوشته زیاد و خسته کننده
Defect = Blemish = نقص، خراب کردن
Commensurate = Proportionate = متناسب
Kindred = Affiliated = وابسته، خویشاوند
Rallying behind = Coalescing around = اتحاد، دورهم جمع شدن
Iconoclastic = Heterodox = دارای عقایدی متفاوت و خاص، دارای نظریاتی بر خلاف عموم
Ubiquitous = Omnipresent = فراگیر، همه جا
Invaluable = گرانبها، خیلی ارزشمند، غیرقابل تخمین
Meager = نحیف، ناچیز، ضعیف، بی چربی، لاغر
Acute = Severe = تند و حاد، شدید
Agreeable = سازگار، ملایم، مطبوع، دلپذیر
Long-winded = Prolix = Verbose = پر اطناب، درازگو، نوشته زیاد و خسته کننده
Obsolete = Outmoded = منسوخ
Divergent = Disparate = متفاوت، مختلف
Staple = کالای عمده و اساسی، مواد خام، جز اصلی هر چیزی
Harbinger = Herald = پیشرو، منادی
Cure-all = Panacea = اکسیر، داروی همه دردها
Cursory = Perfunctory = سَرسَری، باری به هرجهت، بی مبالات
Canny = Shrew = زیرک، دارای عقل معاش، قاطع
Industrious = ماهر، زبردست، کوشا
Lethargy = مرگ کاذب، سنگینی، رخوت
Pretense = وانمودسازی، تظاهر
Acupuncture = طب سوزنی
Advoate = Supporter = حامی و طرفدار
Timid = ترسو، کَمرو، محجوب
Divergent = Disparate = متفاوت، مختلف
Staple = کالای عمده و اساسی، مواد خام، جز اصلی هر چیزی
Harbinger = Herald = پیشرو، منادی
Cure-all = Panacea = اکسیر، داروی همه دردها
Cursory = Perfunctory = سَرسَری، باری به هرجهت، بی مبالات
Canny = Shrew = زیرک، دارای عقل معاش، قاطع
Industrious = ماهر، زبردست، کوشا
Lethargy = مرگ کاذب، سنگینی، رخوت
Pretense = وانمودسازی، تظاهر
Acupuncture = طب سوزنی
Advoate = Supporter = حامی و طرفدار
Timid = ترسو، کَمرو، محجوب
Panacea = Universal remedy
Opulent = وافر، فراوان
Adroit = ماهر، زبردست، زرنگ
Unpretentious = محقر، فروتن، خالی از جلال و ابهت
Spurious = ساختگی، جعلی، حرامزاده
Impetus = انگیزه، نیروی محرک
Bluntness = بی ملاحظگی
Subtlety = باریک بینی، ریزبینی
Lucidity = شفافیت، روشن بینی، وضوح
Vindicate = اثبات کردن، محقق کردن، پشتیبانی کردن
Boon = لطف، احسان، بخشش، فرمان
Debacle = سقوط، سرنگونی، افتضاح
Concoct = جعل کردن، پختن، درست کردن
Notorious = بدنام، رسوا
Unravel = گره باز شدن، مشکل حل شدن، برملا شدن
Unmistakeable = بی تردید، بدون اشتباه
Thin air = هیچ، چیزی که وجود ندارد، چیزی که دیده نمیشود
Hidebound = کوته فکر، کوته نظر، خشکیده
Liberated = آزاد شده، رها شده
Demonstrated = Shown
Frown = اخم کردن، ابرو روی هم کشیدن = Sullen = Surely
Succumb = تسلیم شدن، از پای در آمدن
Characteristic = Susceptibility = قابلیت، ویژگی
Dull = خسته کننده، ملال اور، بیهوده
Flat = یکنواخت
Opulent = وافر، فراوان
Adroit = ماهر، زبردست، زرنگ
Unpretentious = محقر، فروتن، خالی از جلال و ابهت
Spurious = ساختگی، جعلی، حرامزاده
Impetus = انگیزه، نیروی محرک
Bluntness = بی ملاحظگی
Subtlety = باریک بینی، ریزبینی
Lucidity = شفافیت، روشن بینی، وضوح
Vindicate = اثبات کردن، محقق کردن، پشتیبانی کردن
Boon = لطف، احسان، بخشش، فرمان
Debacle = سقوط، سرنگونی، افتضاح
Concoct = جعل کردن، پختن، درست کردن
Notorious = بدنام، رسوا
Unravel = گره باز شدن، مشکل حل شدن، برملا شدن
Unmistakeable = بی تردید، بدون اشتباه
Thin air = هیچ، چیزی که وجود ندارد، چیزی که دیده نمیشود
Hidebound = کوته فکر، کوته نظر، خشکیده
Liberated = آزاد شده، رها شده
Demonstrated = Shown
Frown = اخم کردن، ابرو روی هم کشیدن = Sullen = Surely
Succumb = تسلیم شدن، از پای در آمدن
Characteristic = Susceptibility = قابلیت، ویژگی
Dull = خسته کننده، ملال اور، بیهوده
Flat = یکنواخت
Buoyant = سبک، خوشدل، شناور
Premonitory = برحذر دارنده
Laudatory = مربوط به تحسین و تمجید
Obstinate = خودرای، سرسخت، کله شق
Abreast = برابر، پهلو به پهلو
Noxious = مضر، مهلک
Erratically = بی قاعدگی، از روی سرگردانی
Nonchalant = سهل انگار، بی علاقه، اهمال کار
Loquacious = وراج، پُرگو
Stanch = قطع کردن، خاموش کردن
Taciturnity = کم حرفی، خاموشی
Devolve = محول کردن، واگذار کردن
Quandary = سرگردانی، گیجی، معما
Zealot = انسان غیور، متعصب، جان فشان
Layperson = non-specialist
Egotist = خودخواه
Sycophant = Adulator = چاپلوس و متملق، ستایشگر
Braggart = لاف زن، گزافه گو، رجزخوان
Premonitory = برحذر دارنده
Laudatory = مربوط به تحسین و تمجید
Obstinate = خودرای، سرسخت، کله شق
Abreast = برابر، پهلو به پهلو
Noxious = مضر، مهلک
Erratically = بی قاعدگی، از روی سرگردانی
Nonchalant = سهل انگار، بی علاقه، اهمال کار
Loquacious = وراج، پُرگو
Stanch = قطع کردن، خاموش کردن
Taciturnity = کم حرفی، خاموشی
Devolve = محول کردن، واگذار کردن
Quandary = سرگردانی، گیجی، معما
Zealot = انسان غیور، متعصب، جان فشان
Layperson = non-specialist
Egotist = خودخواه
Sycophant = Adulator = چاپلوس و متملق، ستایشگر
Braggart = لاف زن، گزافه گو، رجزخوان
Sanguine = Optimistic
Symphatetic = دلسوز، موافق
Blithe = خوش قلب، مهربان
Phlegmatic = خونسرد و بی رگ
Apathy (Apathetic) = بی حس، بی تفاوت، بی روح
Cunning = زیرک، مکار، حیله گر
Aghast = شک زده، وحشت زده
Bemused = گیج کردن، به فکر انداختن
Empathy = تلقین، همدلی
Obduracy = سخت دلی، لجاجت = Callous
Caprice = هوس، تمایل فکری، تمایل ناگهانی رفتار و مود
Complacent = خوشنود، از خود راضی
Pressing = Critical
Futile = بیهوده، پوچ
Marginal = Peripheral
Capriciousness = Fickleness = دمدمی مزاج، مودی
Clearheaded ~ Perspicacity = با فهم و ذکاوت
Callous = Obduracy = بی حس، سفت و سنگ دل، پینه بسته
Perspicacity ~ Clearheaded = زیرکی، فراست، تیزبین
Spurious = جعلی، ساختگی
Idiosyncratic = وابسته به شیوه و روش فکری خاص هرکسی
Symphatetic = دلسوز، موافق
Blithe = خوش قلب، مهربان
Phlegmatic = خونسرد و بی رگ
Apathy (Apathetic) = بی حس، بی تفاوت، بی روح
Cunning = زیرک، مکار، حیله گر
Aghast = شک زده، وحشت زده
Bemused = گیج کردن، به فکر انداختن
Empathy = تلقین، همدلی
Obduracy = سخت دلی، لجاجت = Callous
Caprice = هوس، تمایل فکری، تمایل ناگهانی رفتار و مود
Complacent = خوشنود، از خود راضی
Pressing = Critical
Futile = بیهوده، پوچ
Marginal = Peripheral
Capriciousness = Fickleness = دمدمی مزاج، مودی
Clearheaded ~ Perspicacity = با فهم و ذکاوت
Callous = Obduracy = بی حس، سفت و سنگ دل، پینه بسته
Perspicacity ~ Clearheaded = زیرکی، فراست، تیزبین
Spurious = جعلی، ساختگی
Idiosyncratic = وابسته به شیوه و روش فکری خاص هرکسی
Decry = رسوا کردن، تقبیح کردن
Condone = اغماض کردن، چشم پوشی کردن
Boast = رجزخوانی، به رخ کشیدن، به خود بالیدن
Explicable = قابل توضیح
Objectivity = بی طرفی، واقع بینی
Loath = متنفر، بیزار، بی میل
Authenticity = صحت، سندیت، اصلیت
Sift = الک کردن، وارسی کردن، انتخاب کردن
Neophyte = Novice = تازه کار، مبتدی
Extremist = Zealot = افراطی، جانفشان، متعصب
Realist = Pragmatist
Unwarranted = Groundless = بی اساس، بیجا، توجیه نکردنی
Condone = اغماض کردن، چشم پوشی کردن
Boast = رجزخوانی، به رخ کشیدن، به خود بالیدن
Explicable = قابل توضیح
Objectivity = بی طرفی، واقع بینی
Loath = متنفر، بیزار، بی میل
Authenticity = صحت، سندیت، اصلیت
Sift = الک کردن، وارسی کردن، انتخاب کردن
Neophyte = Novice = تازه کار، مبتدی
Extremist = Zealot = افراطی، جانفشان، متعصب
Realist = Pragmatist
Unwarranted = Groundless = بی اساس، بیجا، توجیه نکردنی
Decry = رسوا کردن، تقبیح کردن
Condone = اغماض کردن، چشم پوشی کردن
Boast = رجزخوانی، به رخ کشیدن، به خود بالیدن
Explicable = قابل توضیح
Objectivity = بی طرفی، واقع بینی
Loath = متنفر، بیزار، بی میل
Authenticity = صحت، سندیت، اصلیت
Sift = الک کردن، وارسی کردن، انتخاب کردن
Neophyte = Novice = تازه کار، مبتدی
Extremist = Zealot = افراطی، جانفشان، متعصب
Realist = Pragmatist
Unwarranted = Groundless = بی اساس، بیجا، توجیه نکردنی
Condone = اغماض کردن، چشم پوشی کردن
Boast = رجزخوانی، به رخ کشیدن، به خود بالیدن
Explicable = قابل توضیح
Objectivity = بی طرفی، واقع بینی
Loath = متنفر، بیزار، بی میل
Authenticity = صحت، سندیت، اصلیت
Sift = الک کردن، وارسی کردن، انتخاب کردن
Neophyte = Novice = تازه کار، مبتدی
Extremist = Zealot = افراطی، جانفشان، متعصب
Realist = Pragmatist
Unwarranted = Groundless = بی اساس، بیجا، توجیه نکردنی
Opportunistic = فرصت طلبی
Enterprise = موسسه، یک گروه جهانی، اقدام مهم، تشکیلات اقتصادی
Motley = آمیخته، مختلط
Monolithic = یکپارچه
Nepotism = قوم و خویش پرستی، انتصاب فک و فامیل در راس قدرت
Partisanship = تعصب، هواخواهی، حزبی بودن
Vacillation = نوسان، دودلی ===> Opp. = Decisive = قاطع
Flippancy = بی ملاحظگی، سبکی، گستاخی
Tendentious = متمایل، متوجه، دارای گرایش های ویژه
Discursion = زدن به کوچه علی چپ، از بحث منحرف شدن
Stigma = برآمدگی، خال، زخم، عدم رضایت از فرد یا چیزی در یک شرایط خاص
Allure = تطمیع کردن، شیفتن
Inveterate = دیرینه، ریشه کرده، معتاد، سخت، کینه آمیز
Hodgepodge = Patchwork = یک کاری که درهم برهمه؛ مثل آش شله قلمکار
Easygoing = Affable = خوش برخورد، راحت، خوشخو
Fractiousness = سرکش، کج خلق، بدخو
Realized = Achieved = محقق شدن، به دست آوردن
Overarching = Comprehensive = جامع و کامل
Enterprise = موسسه، یک گروه جهانی، اقدام مهم، تشکیلات اقتصادی
Motley = آمیخته، مختلط
Monolithic = یکپارچه
Nepotism = قوم و خویش پرستی، انتصاب فک و فامیل در راس قدرت
Partisanship = تعصب، هواخواهی، حزبی بودن
Vacillation = نوسان، دودلی ===> Opp. = Decisive = قاطع
Flippancy = بی ملاحظگی، سبکی، گستاخی
Tendentious = متمایل، متوجه، دارای گرایش های ویژه
Discursion = زدن به کوچه علی چپ، از بحث منحرف شدن
Stigma = برآمدگی، خال، زخم، عدم رضایت از فرد یا چیزی در یک شرایط خاص
Allure = تطمیع کردن، شیفتن
Inveterate = دیرینه، ریشه کرده، معتاد، سخت، کینه آمیز
Hodgepodge = Patchwork = یک کاری که درهم برهمه؛ مثل آش شله قلمکار
Easygoing = Affable = خوش برخورد، راحت، خوشخو
Fractiousness = سرکش، کج خلق، بدخو
Realized = Achieved = محقق شدن، به دست آوردن
Overarching = Comprehensive = جامع و کامل
Surveyor = ارزیاب، نقشه بردار
Martinet = آدم خیلی سخت گیر
Overseer = ناظر
Polyglot = چند زبانی
Dignified = موقر، بلند مرتبه
Veritable = real = authentic= واقعی
Municipal = civic = شهری
Populace = people
Aplomb = اعتماد به نفس
Idler = آدم تنبل
Dissembler = hypocrite = دورو، ریاکار
Benefactor = supporter = نیکوکار
Prevarication = حرف دو پهلو، دروغگویی
Verbiage = درازگویی، پرگویی
Shun = avoid = پرهیز کردن، گریختن
Rambling= بی ربط، نامربوط، بی نقشه
Terse = abrupt = concise = مختصر
Reserved = reticent = کم حرف، خاموش
Believeable = Plausible = Credible
Subsist = Barely survived = زیست کردن، به سختی زنده ماندن، گذران کردن
Martinet = آدم خیلی سخت گیر
Overseer = ناظر
Polyglot = چند زبانی
Dignified = موقر، بلند مرتبه
Veritable = real = authentic= واقعی
Municipal = civic = شهری
Populace = people
Aplomb = اعتماد به نفس
Idler = آدم تنبل
Dissembler = hypocrite = دورو، ریاکار
Benefactor = supporter = نیکوکار
Prevarication = حرف دو پهلو، دروغگویی
Verbiage = درازگویی، پرگویی
Shun = avoid = پرهیز کردن، گریختن
Rambling= بی ربط، نامربوط، بی نقشه
Terse = abrupt = concise = مختصر
Reserved = reticent = کم حرف، خاموش
Believeable = Plausible = Credible
Subsist = Barely survived = زیست کردن، به سختی زنده ماندن، گذران کردن
Disingenuous = بدون صمیمیت، بدون صراحت لهجه، دورو
Benign = مهربان، خوش خیم، بی خطر
Forbore = خودداری کردن، امتناع کردن
Chivalrous = جوانمرد، بلندهمت
Impetuous = بی پروا، تند و شدید
Boorish = خشن، بی نزاکت
Circumspect = با ملاحظه، با تدبیر، محتاط
Discern = تشخیص، تمییز
Glean = خوشه چینی کردن، دست چین کردن، برچیدن
Exotic = بیگانه، غریبه
Jettison = از شر چیزی راحت شدن، بیرون افکندن، به دریا ریختن محموله از کشتی
Contrive = تعبیه کردن، طرح ریزی کردن
Adversial = Antagonistic
Mercenary = آدم اجیر شده، مزدور، آدم پولکی
Exploitative = انتفاعی، استخراجی
Contradictory = Dichotomous
Adduce = ایراد کردن، اقامه کردن، تقدیم کردن
Trivial = Inconsequential = ناچیز، بی اهمیت
Consequential = نتیجه ای مهم، پُراهمیت
Inbreeding = پرورش، تولید از یک نسل، ادغام جانوران
Benign = مهربان، خوش خیم، بی خطر
Forbore = خودداری کردن، امتناع کردن
Chivalrous = جوانمرد، بلندهمت
Impetuous = بی پروا، تند و شدید
Boorish = خشن، بی نزاکت
Circumspect = با ملاحظه، با تدبیر، محتاط
Discern = تشخیص، تمییز
Glean = خوشه چینی کردن، دست چین کردن، برچیدن
Exotic = بیگانه، غریبه
Jettison = از شر چیزی راحت شدن، بیرون افکندن، به دریا ریختن محموله از کشتی
Contrive = تعبیه کردن، طرح ریزی کردن
Adversial = Antagonistic
Mercenary = آدم اجیر شده، مزدور، آدم پولکی
Exploitative = انتفاعی، استخراجی
Contradictory = Dichotomous
Adduce = ایراد کردن، اقامه کردن، تقدیم کردن
Trivial = Inconsequential = ناچیز، بی اهمیت
Consequential = نتیجه ای مهم، پُراهمیت
Inbreeding = پرورش، تولید از یک نسل، ادغام جانوران
Discriminatory = تبعیض آمیز
Incommensurable = سنجش ناپذیر، گُنگ، متناقض
Anachronistic = نابهنگام، بی مورد
Innocunous = بی ضرر
Dissension = اختلاف عقیده، نزاع، اختلاف
Comity = تعارف، نزاکت
Conformity = انطباق، همبستگی، همنوایی
Mordancy = Harshness = احساس انتقادی تند، تلخ و خشن
Insurmountable = غیرقابل عبور، برطرف نشدنی، فائق نیامدنی
Expel = Oust = برکنار کردن، اخراج کردن
Belie = Mask
Unconventional = Quirky = غیرعادی، تغییرات ناگهانی
Nuance = فرق جزئی و مختصر، نکات دقیق و ظریف
Scrupulousness = Meticulousness
Simplicity = Artlessness
Incommensurable = سنجش ناپذیر، گُنگ، متناقض
Anachronistic = نابهنگام، بی مورد
Innocunous = بی ضرر
Dissension = اختلاف عقیده، نزاع، اختلاف
Comity = تعارف، نزاکت
Conformity = انطباق، همبستگی، همنوایی
Mordancy = Harshness = احساس انتقادی تند، تلخ و خشن
Insurmountable = غیرقابل عبور، برطرف نشدنی، فائق نیامدنی
Expel = Oust = برکنار کردن، اخراج کردن
Belie = Mask
Unconventional = Quirky = غیرعادی، تغییرات ناگهانی
Nuance = فرق جزئی و مختصر، نکات دقیق و ظریف
Scrupulousness = Meticulousness
Simplicity = Artlessness
Precipitous = با عجله، شتابناک، به طور خطرناک بلند یا شیب دار
Taciturn = reserved = reticent = خیلی کم حرف
Foment = stir up = برانگیختن، تحریک کردن مردم
Inimical = hostile = دشمنانه، نامساعد
Vacillate = نوسان کردن، دودل بودن
Repeal = revoke = cancel = فسخ کردن، لغو
Circumspect = با احتیاط، ملاحظه کار
Obviate = prevent = رفع کردن
Decorum = propriety = politeness = ادب
Taciturn = reserved = reticent = خیلی کم حرف
Foment = stir up = برانگیختن، تحریک کردن مردم
Inimical = hostile = دشمنانه، نامساعد
Vacillate = نوسان کردن، دودل بودن
Repeal = revoke = cancel = فسخ کردن، لغو
Circumspect = با احتیاط، ملاحظه کار
Obviate = prevent = رفع کردن
Decorum = propriety = politeness = ادب
Precipitate = عمل ناگهانی و بدون احتیاط یا فرد بدون احتیاط ==> Opp. = Discreet = Reserved = با احتیاط، محتاط
Felicitous = درخور، لایق، مناسب
Prolific = نیرومند، فراوان، پرکار
Erudition = فضل، دانشوری
Edifying = تهذیب نفس، کمال آور
Tactful = مبادی آداب، وقت شناس، با نزاکت
Judicious = قضاوت عاقلانه ==> Opp. = Harshly judged = قضاوت تند و شدید
Dampen = تعدیل کردن، کم کردن، خفه کردن
Eclipse = تحت الشعاع قرار دادن، گرفتگی ماه یا خورشید، شکست خوردن یا تخریب شدن از لحاظ قدرت
Deaden = بی روح کردن، بی جان کردن
Untenable = غیرقابل دفاع در مقابل حمله یا هرچیزی، اشغال نشدنی
Condescending = قروتن، مهربان، نوازش کننده، رئیس وارانه، مغرورطور
Felicitous = درخور، لایق، مناسب
Prolific = نیرومند، فراوان، پرکار
Erudition = فضل، دانشوری
Edifying = تهذیب نفس، کمال آور
Tactful = مبادی آداب، وقت شناس، با نزاکت
Judicious = قضاوت عاقلانه ==> Opp. = Harshly judged = قضاوت تند و شدید
Dampen = تعدیل کردن، کم کردن، خفه کردن
Eclipse = تحت الشعاع قرار دادن، گرفتگی ماه یا خورشید، شکست خوردن یا تخریب شدن از لحاظ قدرت
Deaden = بی روح کردن، بی جان کردن
Untenable = غیرقابل دفاع در مقابل حمله یا هرچیزی، اشغال نشدنی
Condescending = قروتن، مهربان، نوازش کننده، رئیس وارانه، مغرورطور
Sanguine = Optimistic ==> Opp. = Pessimistic
Draconian = قوانین سخت گیرانه، اژدهایی
Rapacious = وحشیانه، تند
Malady (Plural: Maladies) = بیماری، ناخوشی، فاسدشدگی
Plague = آفت، بلا، سرایت کردن، آزار رساندن، به ستوه آوردن
Proclaimed = Professed = اعلان کردن، اظهار کردن، جار زدن
Downright = صرفا، مطلقا، خالص، رک و ساده
Antediluvian = Archaic = کهنه، منسوخ، کهنه پرست
Flighty = Capricious = دمدمی، مودی
Chauvinist = میهن پرست متعصب
Envisage = روبرو شدن، مواجه شدن، انتظار داشتن، در ذهن مجسم کردن
Draconian = قوانین سخت گیرانه، اژدهایی
Rapacious = وحشیانه، تند
Malady (Plural: Maladies) = بیماری، ناخوشی، فاسدشدگی
Plague = آفت، بلا، سرایت کردن، آزار رساندن، به ستوه آوردن
Proclaimed = Professed = اعلان کردن، اظهار کردن، جار زدن
Downright = صرفا، مطلقا، خالص، رک و ساده
Antediluvian = Archaic = کهنه، منسوخ، کهنه پرست
Flighty = Capricious = دمدمی، مودی
Chauvinist = میهن پرست متعصب
Envisage = روبرو شدن، مواجه شدن، انتظار داشتن، در ذهن مجسم کردن